برهان







صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
درباره :
پروفایل
ایمیل مدیر وبلاگ
صفحه خانگی شود

مطالب اخیر
اعتراف به مرگ فتنه؛ اینبار از زبان کدیور
رسوایی جدید برای مدعیان حقوق بشر
جنبش دانشجویی، باید مستقل و خوداتکا باشد
روابط ایران و اروپا آرام آرام عادی می‌شود
عالیجناب سایه زبان باز کرد...
ارتش و سپاه مظهر اقتدار ایران در خلیج فارس و دریای عمان هستند
همصدایی معاون سابق آژانس اتمی با منافقین
کدیور نظر فتنه سبز درباره حجاب را مشخص کرد!
دشمنان هیچ‌گاه تحمل اقتدار و عظمت ایثارگری دلاورمردان ایران را ندارند
طیف‌های محدودی از اصلاح‌طلبان برای انتخابات مجلس زمینه رقابت دارند

کلمات کلیدی
 
نویسندگان وبلاگ



آرشیو وبلاگ
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩


صفحات وبلاگ

لینک دوستان
  قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
طراحی وب سایت

فید وبلاگ
  Feed  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

   

با اشاره به ابتلای بیش از70 درصد معتادان به افسردگی

با اشاره به ابتلای بیش از70 درصد معتادان به افسردگی


ترک اعتیاد و اصلاح سبک زندگی بیش از دارو در درمان افسردگی معتادان موثر است   


 اصلاح سبک زندگی و ترک اعتیاد در درمان افسردگی ناشی از اعتیاد موثرتر از درمان دارویی است.

دکتر آذرخش مکری عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در حاشیه سمپوزیوم یکروزه اختلالات قطبی در معتادان در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان ایسنا منطقه علوم پزشکی تهران، اظهار داشت: بیماری‌های خلقی در افراد معتاد بسیار دیده می‌شود که متأسفانه نگاه ساده‌انگارانه به این مسئله از مهمترین مسائل در درمان آن است.

وی افزود: طبق آمار بیش از 70 درصد معتادان دچار افسردگی می‌شوند. از این رو ما با دو مسئله روبرو هستیم اعتیاد و افسردگی که کیفیت و نحوه درمان هر یک متفاوت است، اعتیاد با سم زدایی متادون و افسردگی با تجویز دارو درمان می‌شود.

دکتر مکری ادامه داد: مسئله درمان افسردگی در معتادان به همین سادگی نیست؛ چرا که تجویز داروی ضد افسردگی بی‌مورد بوده و نه تنها کمکی به درمان نمی‌کند بلکه به علت تداخلات دارویی، درمان اعتیاد را نیز مختل می‌کند.

وی افزود: در بسیاری از موارد ممکن است فرد دچار افسردگی نشده باشد، بلکه به نوعی اختلال دو قطبی مبتلا باشد که در اصطلاح به آن طیف دو قطبی می‌گویند که درمان آن با افسردگی متفاوت است؛ به نحوی که اصلاح سبک زندگی در آن نقش اصلی را دارد.

دکتر مکری خاطرنشان کرد: بسیاری از افراد به ظاهر افسرده دچار بیمار افسردگی نیستند، بلکه سبک زندگی آنها مشکل دارد. از این رو اصلاح زندگی مهمتر از درمان افسردگی است.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران تصریح کرد: پزشکانی که در زمینه ترک اعتیاد فعالیت می‌کنند باید دقت داشته باشند، زمانی که یک فرد معتاد با علائم افسردگی به آنها مراجعه می‌کند، سریعا برای او دارو تجویز نکنند؛ زیرا مصرف دارو علاوه برعوارض، بهبود این افراد را نیز به تاخیر می‌اندازد.

وی در پایان خاطرنشان کرد: اگر پزشکان عمومی به حد کافی آموزش دیده باشند، می‌توانند افسردگی فرد معتاد را درمان ‌کنند در غیر این صورت، باید او را به روانپزشک متخصص ارجاع دهند.

...


چرا برای بعضی‌ها ترک سیگار، کار دشواری است؟‌


محققان آمریکایی می‌گویند؛ میزان موفقیت در ترک سیگار برای افرادی که اختلالات روانی مختلفی دارند، متفاوت است.

‌محققان دانشکده طب و بهداشت عمومی دانشگاه ویسکونسین دریافته‌اند؛ برخلاف سیگاری‌هایی که مبتلا به اختلالات روانی نیستند، آن دسته از افراد سیگاری که دچار یک اختلال اضطرابی هستند، پس از طی مراحل درمان برای ترک سیگار بعد از 6 ماه به ندرت می‌توانند سیگار را کنار بگذارند.

این محققان، نوع اختلال روانی را که فرد به آن مبتلا است با توانایی ترک سیگار در ارتباط می‌دانند. برای مثال سیگاریهایی که دچار یک اختلال اضطرابی هستند با سیگار یک پیوند احساسی قوی دارند. در حالی که افرادی که فقط به خاطر اصل سیگار کشیدن از آن استفاده می‌کنند، بویژه تحت تاثیر فاکتورهای اجتماعی و محیط زیستی قرار دارند.

پژوهشگران می‌گویند؛ این یافته به متخصصانی که برای ترک دادن سیگاری‌ها تلاش می‌کنند در کشف روشهای بهتر و موثرتر برای درمان آنها کمک خواهد کرد.

نتایج این پژوهش در مجله «روانشناسی مشاوره‌ای و بالینی» منتشر شده است.

...


سیگاری‌ها، ضریب هوشی پایین‌تری دارند نتایج یک تحقیق جدید نشان می‌دهد که سیگاری

سیگاری‌ها، ضریب هوشی پایین‌تری دارند


نتایج یک تحقیق جدید نشان می‌دهد که سیگاریها نسبت به افراد غیر سیگاری، ضریب هوشی کمتری دارند و هرچه فرد بیشتر سیگار بکشد، ضریب هوشی او کمتر می‌شود.

 این تحقیق روی 20 هزار بازنشسته ارتش صورت گرفته است.


دکتر مارک ویزر در گفت وگو با خبرگزاری رویترز خاطرنشان کرد: مردان جوانی که در روز یک پاکت یا بیشتر سیگار می‌کشند، ضریب هوشی‌شان 5/7 نمره کمتر از جوانان غیر سیگاری است.

شرح این پژوهش در مجله «اعتیاد» منتشر شده است.

دکتر ویزر و دستیارانش چنین نتیجه گرفته‌اند؛ برای نوجوانانی که ضریب هوشی پایین‌تری دارند، باید برنامه‌های پیشگیری از استعمال دخانیات در نظر گرفته شده و اجرا شود.

در مطالعات قبلی هم چنین مشخص شد؛ افراد مبتلا به مشکلات روانی و رفتاری نیز بیشتر به سیگار روی می‌آوردند. البته در مطالعات دکتر ویزر هیچ یک از شرکت کنندگان دچار مشکل بهداشت روانی نبودند، اما به گفته محققان؛ 28 درصد از آنها حداقل یک نخ سیگار در روز می‌کشیدند و 68 درصد هرگز سیگار نکشیده بودند.

‌محققان دریافتند: نمرات تست هوش در سیگاری‌ها به میزان قابل توجهی پایین‌تر از افراد غیرسیگاری است.
...


اعتیاد

اعتیاد

هر روز از شیوع معضل اعتیاد و فزونی افرادآلوده به مواد مخدر بالاخص از پایین آمدن میانگین سنی افراد مبتلا به افیون و طرحهایی که در این رابطه از سوی اشخاص و نهادهای مختلف برای مبارزه با این بلیه ی اجتماعی ارایه می دهند سخنان فراوانی شنیده می شود.
چندی پیش با یکی از دوستان که برادرش معتاد به مواد مخدر است صحبت می کردم؛ خشمگنانه می گفت : آخه فلانی من در پاسخ یک مطلب مانده ام . پرسیدم :موضوع چیست؟ با عصبانیت غیرقابل توصیفی گفت: ببینم این حکومت مگر همان نیست که با هزاران ترفند توانست با احزاب و گروههای سیاسی در اوایل درگذشت انقلاب که تشکیلات و سازمان هایشان با اصول علمی و مراعات اسلوب کار مخفی سازماندهی شده بود آن سان قاطعانه برخورد نماید که به قول معروف نه از تاک نشان ماند و نه ازتاک نشان . پس چه طور نمی تواند از عهده ی این قاچاقچیان بی سروپا برآید و هرجا می رویم فغان از اعمال بی رحمانه ی پخش کنندگان مواد مخدر را می شنویم . نکند کاسه ای زیر نیم کاسه است ؟


چون دیدم دوستم فوق العاده عصبانی است سکوت را ترجیح دادم . وی نیز که اعمال بی بند و بار برادرش همه ی اعضای خانواده اشان را به ستوه آورده بود بعد از کلی صحبت که احساسات زخم خورده ی انسانی از بند بند کلماتش می بارید ، خداحافظی کرده مرا با دنیایی درد و سئوال تنها گذاشت .
آیا در ساختار جامعه ی طبقاتی که سود و نفع شخصی ، بی رحمی و قساوت ، تنها به فکر خود بودن و به هر قیمتی پول دار شدن فرهنگ مسلط بر آن است اصولا می توان با معیار های پلیسی با این پدیده ی اسفناک به مقابله برخاست ؟


دست رو ی دست گذاشتن و سوختن و ساختن و ارایه طرحهای بی پشتوانه ی غیرعملی دردی را درمان نمی کند . واقعاً چاره ی ریشه ای این مصیبت عظیم و فراگیر اجتماعی چیست ؟

...


اصول ترک و درمان اعتیاد به مواد مخدر

اصول ترک و درمان اعتیاد به مواد مخدر

در ابتدا لازم است بدانیم که از دیدگاه روان پزشکی  و پزشکی ، فرد معتاد  یک بیمار است و بیماری وی مانند   سایر بیماری ها نیاز به درمان و مراقبت های ویژه  خود  دارد. علاوه بر این باید بدانیم  که در پیشگیری اولیه  چگونه  فرزندان خود را از همان دوران کودکی تربیت نماییم تا در نوجوانی ، جوانی  و سنین دیگر گرفتار اعتیاد به مواد مخدر نگردند ؛ همان گونه  که کودکان  خود را در برابر بعضی بیماری های مسری واکسینه می کنیم و یا با رعایت اصول بهداشت  جسمی ، خانوادگی ، محیط و ... سعی می نماییم که فرزندان خود را از ابتلا  به بعضی بیماری ها  ایمن سازیم . این پیشگیری اولیه است ؛ اما پیشگیری ثانویه به مفهوم واقعی آن یعنی انجام اقدامات  لازم و پیگیری های درمانی است که وقتی بیمار کاملاً بهبود یافته ، با رعایت توصیه های پزشکی – بهداشتی از بازگشت بیماری جلوگیری نموده و دیگران نیز با رعایت همان اصول ، مراقب سلامت خود باشند تا اطرافیان  و یا افراد جامعه از ابتلاء به آن بیماری مصونیت یابند.  بنابراین بیماری اعتیاد مانند بسیاری از بیماری ها نیازمند توجهات ضروری در پیشگیری اولیه و ثانویه است .

بر پایه آنچه که توضیح داده شد بیماری اعتیاد را باید از چند دیدگاه و از نظر عوامل گوناگون وعوارض  آن مورد بررسی قرار داد :

1- عوامل روانیبیشتر معتادین  دچار  نوعی مشکل و یا اختلال روانی هستند و به دلیل همین اختلال به اعتیاد روی آورده و وابستگی روانی به مواد مخدر در آنان  به وجود می آید . چون استفاده  از مواد مخدر موجب می گردد که تا حدودی و به طور موقت اختلال روانی آنان فروکش کرده و یا به قول خودشان تخدیر شده و درد روانی آنان تسکین یابد . اما  در صورت عدم دسترسی و یا عدم استفاده از ماده مخدر ، اختلال روانی  آنان آشکارتر می شود. این همان نکته مهمی است که در درمان  بیماران معتاد مورد توجه  و نظر روان پزشکان است . دانستن این نکته که چه نوع  اختلال روانی عامل اولیه رویکرد فرد به استفاده از مواد مخدر می گردد کار چندان مشکلی نیست . با مروری بر روند  زندگی گذشته بیمار  معتاد از دوران کودکی به بعد ، چگونگی رشد روانی جسمی وی ، نوع بافت خانواده ، بررسی مشکلات روانی – شخصیتی – اجتماعی – اقتصادی  افراد خانواده ، چگونگی  محیط اجتماعی ، شرایط  زیستی و ...  می توان نوع  اختلال  و یا اختلالات روانی را مشخص و درمان های لازم روان پزشکی را آغاز نمود . در صورتی که معتاد و یا در صورت لزوم خانواده وی تحت درمان  های ضروری  روان پزشکی  قرار نگیرند و به سفارش های روان پزشک معالج عمل نکنند ، موفق به ترک و درمان اعتیاد نخواهند شد .

2- عوامل جسمیعلاوه بر وابستگی روانی به مواد مخدر ، وابستگی جسمی نیز عامل مهم دیگری  است که در ترک اعتیاد و درمان بیمار معتاد ، جایگاه خاص درمانی خود را دارد . هنگامی که وابستگی جسمی به وجود آید و در صورت عدم دسترسی فرد معتاد به ماده مخدر، علایمی  در وی بروز می نماید که او برای جلوگیری و رهایی از آن علایم با هر ترفندی  سعی می نماید که ماده مخدر مورد نیاز خود را تهیه و از آن استفاده نماید . متأسفانه در چنین  حالت روانی – جسمی است که بیمار معتاد ممکن است به هر کار خلافی دست بزند تا بتواند ماده مخدر را تهیه نماید واین رفتارهای خلاف اخلاق و قانون است که بسیاری از خانواده ها و دیگر افراد جامعه را درگیر مشکلات اقتصادی ، رفتاری و اخلاقی معتادین  نموده است . تکرار چنین اعمال و رفتارهای خلاف قانون و ضد اجتماعی موجب می گردد که معتاد ، روز به روز از نظر روانی و اخلاقی ، بسیاری از خصوصیات و صفات  خوب و انسانی را از دست بدهد و در نهایت  به فردی خلاف کار و بی احساس مبدل گردد.

برای درمان عوارض جسمی ناشی از ترک اعتیاد ، روش های گوناگون درمانی وجود دارد که بیمار بتواند با استفاده از داروهای تجویز شده توسط روان پزشک معالج ، این مرحله ترک اعتیاد را به شکلی بگذراند  که عوارض جسمی کمتری داشته و بتواند دوره بحرانی ترک  را راحت تر بگذراند .

بارزترین علایم جسمی ناشی از ترک ماده مخدر ( و یا در صورتی که بیمار معتاد نتواند به ماده مخدر دسترسی یابد ) عبارت اند از : دردهای شدید عضلانی  که فرد را بی قرار و پرخاشگر می نماید ، دل پیچه های شدید توأم با بیرون روی ، تهوع ، استفراغ ، عرق کردن ، بی خوابی و ....

3- عوامل خانوادگی :عوامل خانوادگی  مانند : عدم توجه مادر و پدر  به چگونگی تربیت فرزندان ، نبودن نظارت های لازم و ضروری از جهات رفتاری ، عدم توجه به رشد روانی و سالم فرزندان ، نبودن  فضای آرام و شاد خانوادگی ،  وجود رابطه های بیمارگونه بین پدر و مادر و فرزندان ، اعتیاد پدر و یا مادر ، کمبودهای عاطفی  فرزندان و بسیاری از عوامل دیگر در اعتیاد فرزند یا فرزندان نقش دارند.  به همین دلایل است که در درمان اعتیاد فردی از افراد خانواده ، تمامی افراد خانواده باید مورد بررسی های لازم روان پزشکی قرار گیرند . علاوه بر جلسات روان درمانی خواه قبل از ترک و خصوصاً بعد از ترک و درمان که برای بیمار معتاد توصیه می شود ، گاهی ضروری  به نظر می رسد که جلسات روان درمانی ، برای افراد خانواده به صورت گروهی و یا انفرادی در نظر گرفته شود و اگر فردی از افراد خانواده دچار نوعی اختلال روانی باشد ،  وی نیز درمان گردد. بنابراین در ترک و درمان بیمار معتاد ، همه افراد خانواده  باید همیاری و همکاری لازم را با روان پزشک  معالج بنمایند . در غیر این صورت نمی توان انتظار داشت که فرد معتاد در ترک  و درمان موفق گردد.

4- عوامل اجتماعی :یعنی محیط و جامعه ای که فرد معتاد  در آن زندگی می کند ، کوچه ، محله ، شهر،  همسایه ها ، دوستان ، افراد فامیل و ... در اعتیاد نقش دارند.

در بعضی محله ها  مواد مخدر راحت تر و بیشتر در اختیار معتادین  قرار می گیرد  و نابسامانی خاصی از جهات اجتماعی ، قانونی ،  رفتاری ، اخلاقی  ، اقتصادی و ... در چنین محله هایی وجود دارد .  بنابراین خانواده ها باید  از وجود چنین محله هایی آگاهی  داشته باشند تا اگر  به  هر دلیلی خانواده ناچار به زندگی در چنین محله هایی است ، بیش از حد  مراقب و مواظب فرزندان و افراد خانواده خود باشند و اگر محل زندگی خارج از چنین محله هایی است فرزندان خود را از رفت و آمد به چنین محله هایی منع نماید .

فرد معتادی که با هر روش درمانی موفق به ترک  اعتیاد خود شده است و مرحله درمانی خود را می گذراند باید به این نکته توجه نماید که حضور در محله های آلوده ، ادامه ارتباط با دوستان معتاد و یا افرادی که در خرید و فروش مواد مخدر دست دارند ممکن است باعث گردد که او مجدداً به دامن اعتیاد کشانده شود .

5- عوامل اقتصادی

اگر شنیده می شود که مدت زمان زیادی است که مبارزه جهانی با قاچاقچیان مواد مخدر و تلاش جهانی در درمان  معتادین به عمل می آید ، به این دلیل است که اعتیاد بلای خانمانسوزی است که نه تنها فرد معتاد را سربار جامعه می نماید و جسم و جان او را نابود می سازد بلکه از جهات اقتصادی ، فقر جبران ناپذیری را متوجه خود فرد معتاد و خانواده وی می نماید که نتیجه آن فلاکت و بدبختی است . به این دلایل است که توصیه می گردد بیماران معتاد هر چه زودتر و سریع تر برای ترک و درمان اعتیاد خود اقدام نمایند  تا از این بلای نابود کننده انسانیت  نجات یابند . اگر با دقت بیشتری به اعتیاد و پیامدهای آن نگاه  کنیم متوجه می شویم که خسارت های مادی که روزانه و به تدریج به اقتصاد  فرد معتاد ، خانواده وی  و جامعه وارد می شود خیلی بیشتر از هزینه ناچیزی است که برای ترک و درمان بیماری اعتیاد خرج می شود.

نکته مهم دیگر این است که  فرد معتاد آنگاه که دچار فقر اقتصادی می گردد ، اگر به عضویت گروه قاچاقچیان در نیاید برای این که  بتواند  پول مورد نیاز  خود را برای خرید مواد مخدر به دست آورد ، متأسفانه خود عامل خرید و فروش  موادمخدر می شود و سعی می نماید افراد بیشتری را معتاد نماید تا درآمد بیشتری داشته باشد . شاید یکی  از دلایلی که بسیار توصیه می شود مردم از افراد معتاد  دوری کنند همین عامل معتاد کردن دیگران است .

6- عوامل سیاسیدر گذشته ، و به احتمال زیاد در حال حاضر نیز ، یکی از جنبه های سیاست های استعماری و استثماری بر این پایه قرار داشت تا بتواند با شیوع اعتیاد و با پیامدهای بازدارنده ای که در اعتیاد وجود دارد مردم یک جامعه را از پیشرفت های علمی – اجتماعی – اقتصادی – سیاسی و ... محروم نمایند . در حال حاضر چنین سیاستی توسط گروه های  قوی قاچاقچی در سطح جهانی انجام می پذیرد و در هر کشوری عوامل نادان و خیانتکاری وجود دارند که برای کسب درآمد و سرمایه های کلان ، به شیوع اعتیاد و افزایش معتادین مبادرت می ورزند . قاچاقچیان مواد مخدر و مواد روان افزا یا روان گردان نه تنها هیچ گونه حس انسانی و ملی ندارند  بلکه  در نوع خود قاتلانی هستند که آگاهانه باعث نابودی انگیزه های مفید و مثبت انسان ها و درنهایت مرگ تدریجی افراد یک جامعه خصوصاً جوانان می گردند.  

روش های ترک اعتیاد و درمان بیماران معتاد به مواد مخدر

تاکنون روش های گوناگونی  برای ترک و درمان بیماران معتاد به کار گرفته شده است که به اختصار به ذکر چگونگی انجام روش ها پرداخته می شود.

1 . روش کم کردن تدریجی ماده مخدر:

در این روش بیمار معتاد می تواند با یک برنامه ریزی منظم و دقیق و با اراده ای قوی و محکم ، روزانه از ماده مخدری که استفاده می نماید کم کند  تا آن را در مدت 2 تا 3 هفته به صفر برساند . در این روش بیمار نیاز دارد که زیر نظر روان پزشک معالج از داروهای تجویز شده استفاده نماید . داروهای تجویز شده اغلب داروهایی است که در رشته روان پزشکی  به کار برده می شود و موجب می گردد که علایم وابستگی روانی و جسمی بیمار معتاد به آن میزان کاهش یابد که فرد معتاد احساس نیاز به ماده مخدر نداشته باشد . از خصوصیات این روش این است که فرد می تواند به فعالیت های روزمره خود بپردازد .

2- روش استفاده از داروهای  ترک اعتیاد به طور سرپایی :

در این روش فرد معتاد  توسط پزشک ، درمان خود را شروع می نماید و داروهایی برای وی تجویز می شود که شامل داروهای اعصاب و داروهایی است که ماده مخدر نیستند ، اما اثراتی شبیه ماده مخدر دارند . در این روش به بیمار توصیه می شود که به هیچ عنوان از ماده مخدر استفاده ننماید . اثرات درمانی داروهای تجویز شده و این که به چه میزان باید تجویز گردد بستگی به نوع ماده مخدر مصرفی و مقدار آن دارد . در این روش اغلب توصیه می گردد که بیمار معتاد به مدت چند روز تا یک هفته در منزل استراحت نموده  و بعد به کارهای روزمره خود بپردازد .

3. روش استفاده از داروهای ترک اعتیاد با بستری شدن در بیمارستان :

این روش مانند روش دوم است  . با این تفاوت که فرد معتاد در  بیمارستان بستری می گردد و کلیه امور درمانی با نظارت پزشک معالج انجام  می شود .از امتیازات این روش این است که بیمار معتاد از نزدیک  مورد مراقبت های لازم پزشکی و پرستاری قراردارد و چون در بیمارستان بستری است دسترسی او به مواد مخدر  بسیار کم و یا غیر ممکن است و اگر گاهی بیمار نیاز به  داروهای خاص خوراکی و یا تزریقی داشته باشد  ، این داروها به راحتی  در بیمارستان به وی داده شده و یا تزریق می گردد و لذا هرگونه علایم ناشی از ترک ، خواه روانی و یا جسمی ، سریع تر درمان می گردد .

توضیحات لازم :

الف : در گذشته ی نه چندان دور ، داروی ترک اعتیاد در مراکز مخصوص و با یک برنامه منظم روزانه به معتادان داده می شد و روش های درمانی گوناگون غیر دارویی نیز به کار گرفته می شد.  در حال حاضر مسئولان در تلاش اند که بتوانند از همان روش های گذشته و داروهای خاص استفاده کرده  و به درمان بیماران معتاد همت گمارند .

ب : متأسفانه در حال حاضر انواع و اقسام داروهای ترک اعتیاد در بازار وجود دارد که برای ترک اعتیاد به فروش می رسد. از محتویات و یا ترکیـبات چنین  داروهایی کمتر کسی اطلاع  دارد . در مورد این داروها می توان چنین اظهار نظر نمود که محتویات این داروها اکثراً ترکیبی از مواد مخدر است . دیده شده است که بسیاری از معتادین که از این ترکیبات استفاده می نمایند  به این داروها معتاد می گردند .

ج : بنابر این اگر بیماران معتاد از این داروها  استفاده نمایند نه تنها نباید انتظار ترک و درمان مورد اطمینان را داشته باشند بلکه ممکن است به این داروها معتاد گردند . به عنوان مثال اگر هر فرد عادی  بتواند یک عمل جراحی را انجام دهد می توان انتظار داشت  که هر فردی نیز در ترک و درمان اعتیاد همانند یک پزشک متخصص عمل نموده و موفق گردد.

د : از تبلیغاتی که اخیراً در مورد ترک و درمان اعتیاد می شود ، استفاده از اشعه لیزر است که ابهامات زیادی را در بر داشته و دارد که چگونه اشعه لیزر می تواند  مشکلات روانی و جسمی بیماران معتاد را درمان کنند؟

4 . روش سم زدایی یا U.R.O.D :

آخرین ، پیشرفته ترین و سریع ترین روش ترک اعتیاد ، در حال حاضر روش  سم زدایی یاU.R.O.Dاست . که چند سالی است در کشور ما به کار گرفته شده و می شود . در این روش بسته به نوع ماده مخدر ، طریقه استفاده از آن ، و مدت زمانی که سبب اعتیاد شده است ؛ فرد معتاد بین 4 تا 6 ساعت توسط متخصص بیهوش می شود  . در مدت زمان بیهوشی داروهایی به بیمار تزریق می گردد که وی بعد از آن  که به هوش می آید بسیاری از علایم جسمی ترک ماده مخدر را ندارد، مگر عوارض معمولی بعد از بیهوشی . همان گونه که بارها اشاره  و تأکید گردید ادامه  درمان های ضروری به عهده روان پزشک معالج است که با بررسی علایم روانی ، برنامه ریزی درمانی را شروع می نماید . داروهایی که اغلب مورد استفاده قرا رمی گیرند داروهای ضد ماده مخدر و داروهای ضروری برای درمان علایم روانی و برخی علایم جسمی باقی مانده می باشد که ممکن است ضعف ، سستی و ... را در بر داشته باشد . بهتر است که روش سم زدایی در بیمارستان و با نظارت و مراقبت های پزشکی انجام گردد .

گاهی شنیده می شود که با این روش در 24 ساعت ( یک روز ) بیماری اعتیاد درمان می گردد  و یا در بعضی از درمانگاه ها و یا مطب های اختصاصی در چند ساعت انجام می شود . این شنیده ها تا حدودی اغراق آمیز به نظر می رسد و خود نوعی تبلیغات تجارتی است .

روش سم زدایی بهتر است  در بیمارستان صورت پذیرد و لازم است که بیمار بعد از انجام سم زدایی  چند روز در بیمارستان بستری باشد تا توسط پزشک  معالج علائم جسمی و روانی او به حالتی اطمینان بخش بهبود یافته و بقیه درمان ها به طور سرپایی ادامه یابد . تشخیص و تصمیم گیری در مورد زمان مرخص شدن بیمار معتاد برعهده پزشک معالج است. مهم ترین نکته درمانی این است که بعد از ترخیص ، بیمار باید از داروهایی که توسط پزشک  تجویز می شود حتماً استفاده کرده و به توصیه های او عمل نماید و تا زمانی که لازم باشد به درمان خود  ادامه دهد .

روش سم زداییU.R.O.D  هیچ گونه  خطری در پی نخواهد داشت . معهذا لازم است که بیمار مورد آزمایشات و معاینات لازم پزشکی  قرار گیرد . اگر به دلیل یک نوع بیماری ، استفاده از روش سم زدایی غیر ممکن باشد بدون شک  از روش های دیگر ترک و درمان اعتیاد می توان بهره گرفت . بنابر آنچه که گفته شد و چنانچه می خواهید در ترک و درمان اعتیاد خود یا نزدیکان خود موفق باشید ، رعایت موارد زیر ضروری است؛ در غیر این صورت احتمال بازگشت  به اعتیاد حتمی است :

1- فرد معتاد از دیدگاه پزشکی خصوصاً روان پزشکی بیمار است .

2- فرد معتاد باید بخواهد و مصمم باشد که از بلای  خانمانسوز اعتیاد نجات یابد .

3- ارزیابی های روان پزشکی ، روان شناختی ، شخصیتی ، جسمی و ... قبل از شروع ترک و درمان ضروری است .

4- بیمار و خانواده بیمار بهتر است  که در حد امکان نظریات و توصیه های روان پزشک  معالج را پذیرفته و به آن عمل نمایند .

5- بهتر است فرد معتاد با همراه  مورد اعتماد خانواده و روان پزشک معالج در بیمارستان  بستری گردد .

6- در صورتی که پزشک  معالج صلاح می داند ، بیمار معتاد در مدت زمان مشخصی ممنوع الملاقات باشد  و تمام اطرافیان و نزدیکان باید این نکته را رعایت نمایند.

7- نوع و روش ترک  یا سم زدایی با توافق بیمار معتاد یا خانواده  او و روان پزشک معالج تعیین و انتخاب شود.

 8- مدت زمان بستری توسط پزشک معالج  تعیین و مشخص می گردد و بیمار و خانواده او نباید بر خلاف آن عمل نمایند .

9- بعد از انجام ترک اعتیاد بیمار باید حداقل به مدت یک سال تحت نظر روان پزشک  به درمان خود ادامه داده و از داروهایی که تجویز می شود استفاده و به توصیه های او عمل نماید .

10 – درمان های غیر دارویی مانند روان درمانی انفرادی ،  گروه درمانی ، خانواده درمانی  و ... اگر لازم باشد بهتر است انجام شود.

11- شروع به کار ، فراهم نمودن کاری مناسب ، و بازگشت سریع فرد به کار قبلی در درمان بسیار مؤثر است .

12- فعالیت های ورزشی روزانه و منظم یکی از ضروریات درمان است.

13- در حال حاضر پیشرفته ترین ، سریعترین و بهترین روش ترک اعتیاد ، روش سم زدایی  U.R.O.D می باشد که بهتر است با بستری شدن در بیمارستان صورت پذیرد .

به این امید که شاهد روزی باشیم  که اعتیاد به مواد مخدر و یا هرگونه اعتیاد دیگری در کشور عزیزمان ریشه کن گردد.

...


حشیش (10) – جمع بندی


حشیش که از 4000 سال پیش در چین و آسیا شناخته شده بود از گیاه شاهدانه به‌ دست می‌آید. ماده­ مؤثر همه مواد معروف به حشیش، ماری­جوانا، گراس، بنگ و… دلتا، 9- تتراهیدرو کانابینول (∆9 –THC‏ ) است که به همراه بیش از 60  ماده مشابه دیگر در گیاه وجود دارد.

حشیش (10) – جمع بندی

حشیش که از 4000 سال پیش در چین و آسیا شناخته شده بود از گیاه شاهدانه به‌ دست می‌آید. ماده­ مؤثر همه مواد معروف به حشیش، ماری­جوانا، گراس، بنگ و… دلتا، 9- تتراهیدرو کانابینول (∆9 –THC‏ ) است که به همراه بیش از 60  ماده مشابه دیگر در گیاه وجود دارد.

 

ماری­جوانا، علف یا گراس از سرشاخه‌ها و گل‌های گیاه و حشیش از رزین استخراج شده ‏از برگ‌های گیاه تهیه می‌شود.‏

 

این ماده به اسامی مختلفی در کشورهای مختلف جهان شناخته می‌شود از جمله: در اروپا:Sinsemile. Gress.Mary.tea. Weed. Pot و در آسیا ‏dagga Ganja.chasra. hemp. Cigar. Bhang

مقدار تترا هیدروکانابینول موجود در این مواد بر اساس طرز تهیه زیر گروه گیاه و محل کاشت آن فرق می‌کند لازم به‌ ذکر است در سال‌های دهه 1970 مقدار متوسط THC در یک سیگاری ‏حشیش 10 میلی گرم بود ولی اکنون یک ‏Jointh‏ از 150 میلی­گرم تا 300 میلی­گرم (در ‏صورتی که به روغن حشیش آغشته شده باشد) ماده مؤثر را دارا است و با توجه به این­که ‏بیشتر اثراث سوء حشیش وابسته به مقدار آن است خطر مصرف مواد اخیر بارها بیشتر از ‏آن چیزی است که گذشتگان تجربه کرده‌اند.‏

 

با توجه به تاثیر فیزیولوژیک حشیش در مغز، متخصصین ذکر می‌کنند مصرف آن ‏باعث تحرک و تشویق فرد برای مصرف دیگر مواد از جمله تریاک و هروئین می‌گردد. ‏مشخص شده است مصرف مواد دیگر ( الکل، سیگار، تریاک، هروئین و…) در کسانی که ‏طی ماه­های گذشته حشیش مصرف کرده‌اند به شکل قابل ملاحظه­ای افزایش یافته است.‏

 

حشیشی که از راه تدخین به سرعث جذب می­شود، به‌ علت حل شدن در چربی بدن، مدت­ها در ‏بدن می­ماند و بیشترین غلظت آن در مغز در مرکز کنترل و مرکز هماهنگی حرکات ظریف بدن ایجاد می­شود و اثرات منفی روانی و جسمانی متعددی دارد. ‏‏این ماده به ایجاد چشمان قرمز و اشتهای گاوی (اشتهای کاذب و غیر قابل کنترل ) و ‏نشئگی شهرت دارد، باعث آسیب و ضعف حافظه کوتاه­مدت، کاهش توانایی تمرکز و درک ‏موضوعات، از بین رفتن هماهنگی بدن، حواس و فعالیت‌های بدنی و احساس کند شدن گذر زمان ‏می‌گردد.‏

 

اثرات مصرف اخیر و تفننی حشیش عبارت است از؛

- افزایش ضربان قلب و افت فشار خون وضعیتی

- قرمزی چشمها، احساس گرسنگی زیاد و خشکی دهان

- کاهش تمرکز، توجه و قدرت شناختی

- از بین رفتن هماهنگی بدن، حواس و رفتار حرکتی (در رانندگی بسیار مهم است و می­تواند حتی از 24 تا 50 ساعت بعد از مصرف یک سیگاری مختل بماند).

- کاهش توانایی در انجام دستورات پیچیده و نیازمند محاسبه ذهنی.

- کاهش بازداری اجتماعی در رفتار

 

- اثر بر خلق که با توجه به زمینه و استعداد ژنتیکی فرد فرق می­کند از حالت سرخوشی ‏کاذب تا اضطراب شدید و حملات هراس ناگهانی  همراه با احساس ترس و بدگمانی

 

-مرگ در اثر عوارض قلبی عروقی به صورت ناگهانی، به خصوص در کسانی که بدون ‏اطلاع از مشکل زمینه­ای قلب خود دست به مصرف زده‌اند.

 

استفاده بلندمدت از حشیش موجب عوارض زیر می­گردد؛

-مصرف هر «سیگاری» از نظر خطر ایجاد سرطان ریه و دیگر مشکلات ریوی با مصرف 6 تا 8 سیگار معمولی برابری می‌کند این تفاوت به علل زیر است:

 

1. دمای سوخت بالاتر

2. میزان قطران بیشتر تا 4 برابر
3. بیشتر ماندن دود در ریه
4. ایجاد غلظت بالاتری از کربوکسی هموگلوبین

 

- کاهش اندازه بیضه، هورمون مردانه و تعداد اسپرم در آقایان و افزایش خطر ناباروری و پریود نامنظم و تغییرات هورمونی در خانم‌ها که در هر دو جنس به کاهش توانایی جنسی منجر می‌گردد.

-احتمال تخریب قشر مغز به خصوص قسمت جلو پیشانی که مشمول هماهنگی‌های ذهنی، عاطفی رفتاری است.

بر خلاف تصور پیشین مشخص شده:
1- مصرف حشیش باعث تحمل جسمی می­گردد ( برای رسیدن به اثر قبلی نیاز به ماده بیشتری است)
2- قطع مصرف منظم آن با ایجاد عوارض جسمی و روانی ترک مصرف همراه است.
3- سندرم ترک مصرف آن همانند قطع مصرف الکل، داروهای خواب­آور و تریاک و هروئین همراه با علائم بی­قراری، بی‌خوابی، اضطراب، بی‌اشتهایی، اضطراب، لرزش و تنش عضلانی می­باشد.
4- کاهش میزان ماده در مغز افراد وابسته، همراه با رفتارهای جستجوی مواد (جستجو ‏برای پیدا کردن مواد جهت مصرف مجدد) می‌باشد.

 

نکات ویژه در مورد حشیش
- مصرف حشیش با احتمال ایجاد بیماری روانی شدید در حد جنون ماندگار همراه بوده است و این خطر در کسانی که وابستگان و خویشان آنان دچار اختلالات روانی هستند بسیار بیشتر است.
- مصرف دراز مدت حشیش باعث ایجاد سندرم فقدان ‌انگیزش مزمن می‌شود و فرد نسبت به همه اهداف و آمال قبلی زندگی خود بی­انگیزه می‌گردد، روابط اجتماعی خود را از دست ‌داده و دچار کاهش علاقه به تلاش و پیشرفت و موفقیت می‌گردد.
- حتی بعد از قطع مصرف حشیش در بعضی از مصرف‌کنندگان خاطرات لحظات مسمومیت (توهمات و خطاهای حسی) به صورت «حملات خاطره» تا سالها ادامه می‌یابد که باعث رنج و عذاب شدید و ایجاد رفتارهای پرخاشگرانه و خطرات جانی در حین رانندگی شده است.

...


شیشه یا مت ­آمفتامین(10)


 

* قرص ریتالین (متیل فنیدیت)

ریتالین، نخست برای درمان یکی از انواع اختلالات روانی دوران کودکی  به نام بیش فعالی همراه با نقص توجه استفاده می­شد، در مواقعی نیز توسط پزشکان برای درمان بیماران  مبتلا به حمـله خواب تجویز می­شود ولی در سال­های اخیر مصرف خودسرانه دارو در کشور ما رو به افزایش گذاشته است که عدم آگاهی از آثار و ویژگی­های این قرص می­تواند نگران­کننده باشد. هم­اکنون گزارش­های متعددی وجود دارد،

شیشه یا مت ­آمفتامین(10)

 

منبع: اعتیاد سبب شناسی و درمان، تالیف: دکتر بیوک تاجری

 

 

 

* قرص ریتالین (متیل فنیدیت)

ریتالین، نخست برای درمان یکی از انواع اختلالات روانی دوران کودکی  به نام بیش فعالی همراه با نقص توجه استفاده می­شد، در مواقعی نیز توسط پزشکان برای درمان بیماران  مبتلا به حمـله خواب تجویز می­شود ولی در سال­های اخیر مصرف خودسرانه دارو در کشور ما رو به افزایش گذاشته است که عدم آگاهی از آثار و ویژگی­های این قرص می­تواند نگران­کننده باشد. هم­اکنون گزارش­های متعددی وجود دارد، برخی از افراد برای بیدار ماندن در شب­ امتحان به­جای مصرف قهوه و چای از قرص­های ریتالین استفاده می­کنند تا بتوانند چند ساعت متوالی بیدار بمانند و به شکل غیر معمولی تمرکز خود را در مدت طولانی حفظ کنند.

 

از آنجا که ریتالین دارویی است که توسط پزشکان تجویز می شود، مصرف­کنندگان تصور می­کنند این قرص­ها بی­خطربوده و بدنامی مواد مخدر را ندارند. در حالی­که عوارض مصرف خودسرانه قرص­ها می­تواند در حد مواد دیگر نظیر کوکائین و آمفتامین باشد. شایع­ترین عوارض مصرف خودسرانه قرص­ ریتالین عبارتست از:

 

i    عصبی شدن و بی­خوابی

i    حالت تهوع و استفراغ

i    احساس سرگیجه و سر درد

i    تغییرات ضربان قلب و فشار خون(که معمولاَبه صورت افزایش است ولی در مواردی نیز به شکل کاهش نیز دیده می شود).

i    خارش و جوش­های پوست

i    دردهای شکمی،کاهش وزن و مشکلات معده

i    مصرف دائمی و اعتیاد (وابستگی)

i    روان­پریشی (جنون) و علایم وابستگی به ریتالین

i    افسردگی پس از قطع مصرف

 

 

همچنین مصرف مقادیر زیاد ریتالین عوارض متعددی دارند از جمله؛

i    از دست دادن اشتها و سوء تغذیه

i    لرزش و پرش عضلات

i    تب، تشنج و سردرد

i    نامنظم شدن ضربان قلب و تنفس که در مواردی می­تواند به شکل خطرناکی ادامه پیدا کند.

i    تکرار حرکات و اعمال بی­هدف

i    حالت­های پارانوئید (سوءظن)، توهم و هذیان

i    احساس حرکت و جنبش حشرات در زیر پوست

i    مرگ (تاکنون در چند مورد سوءمصرف ریتالین منجر به مرگ شده است).

...


گام های ترک سیگار


 

گام اول

Ÿ دلایل خود را برای ترک سیگار لیست کنید و روز انه چند مرتبه آنها را بخوانید.

 بسته سیگار خود را با کاغذ و کش ببندید. هر بار که سیگار کشیدید، زمان آن، احساس خودتان و میزان اهمیت سیگار را از عدد 1 تا 5 یادداشت کنید .

گام های ترک سیگار

 

گام اول

Ÿ دلایل خود را برای ترک سیگار لیست کنید و روز انه چند مرتبه آنها را بخوانید.

 بسته سیگار خود را با کاغذ و کش ببندید. هر بار که سیگار کشیدید، زمان آن، احساس خودتان و میزان اهمیت سیگار را از عدد 1 تا 5 یادداشت کنید .

 بسته سیگاررا دوباره با کاغذ و کش ببندید .

گام دوم

Ÿ همواره لیست دلایل خود برای ترک سیگاررا بخوانید و در صورت نیاز مواردی را به آن بیافزایید.

 با خود کبریت حمل نکنید و سیگار را خارج از دسترس خود قرار دهید.

 هرروز سعی کنید که سیگار کمتری بکشید و سعی کنید در مواردی که سیگار کشیدن برای شما اهمیت ندارد، آن را مصرف نکنید.

گام سوم

 اقدامات گام دوم را ادامه دهید. تاریخی را برای ترک کامل تعیین کنید .

 تا زمانی که بسته سیگار خود را تمام نکرده اید، بسته سیگار جدیدی نخرید .

 سعی کنید برای یکبار هم که شده،48 ساعت سیگار نکشید .

گام چهارم

Ÿ سیگار را به طور کامل ترک کنید . تمامی کبریت ها و سیگار ها را دور بریزید. زیر سیگاری و فندک ها را پنهان کنید .

 خود را مشغول کنید . به سینما بروید، ورزش بکنید، پیاده روی و دوچرخه سواری نمایید .

 از وضعیت هایی که سبب تحریک شما به مصرف سیگار می شوند، دوری کنید.

 جایگزین سالمی را برای سیگار پیدا کنید .Ÿ

 از آدامس های بدون شکر یا آدامس های نعنایی که به شکل مصنوعی شیرین شده اند،استفاده کنید .

 ازیک برش کرفس یا هویج خرد شده استفاده کنید . سعی کنید دستتان مشغول باشد .

 زمانی که احساس وسوسه به سیگار کشیدن می کنید، سعی کنید نفس عمیقی بکشید

...


زن ایرانی، شوهر خارجی

زن ایرانی، شوهر خارجی


در روزگار ما هیچ نهاد اجتماعی به اندازه خانواده در کشورهای صنعتی گرفتار بحران نشده است، به عبارتی آثار تحولات فکری، اخلاقی و فرهنگی چند قرن اخیر در عرصه خانواده به میزان گسترده‌ای مشاهده می‌شود. از هم پاشیده شدن خانواده در جوامع امروزی رو به افزون است و گاه مشکلات حل نشدنی فراوانی به وجود آورده است.



در روزگار ما هیچ نهاد اجتماعی به اندازه خانواده در کشورهای صنعتی گرفتار بحران نشده است، به عبارتی آثار تحولات فکری، اخلاقی و فرهنگی چند قرن اخیر در عرصه خانواده به میزان گسترده‌ای مشاهده می‌شود. از هم پاشیده شدن خانواده در جوامع امروزی رو به افزون است و گاه مشکلات حل نشدنی فراوانی به وجود آورده است. جامعه‌ای که در آن نهاد خانواده گرفتار به هم ریختگی و نابسامانی است، عاقبت روشنی ندارد و دیر یاز زود از هم پاشیده خواهد شد. ازدواج علاوه بر مزیتهای فردی اثرات اجتماعی زیادی در پی دارد و به تبع آن ازدواج ناموفق نیز می‌تواند اثرات زیانبار و گاه غیر قابل جبران بر اجتماع بگذارد.

یکی از موارد مورد توجه در امر ازدواج توجه به فرهنگ خانوادگی و وجود تشابه فرهنگی میان دو خانواده است. توجه به این مساله می‌تواند از بروز بسیار اختلافات و مشکلات خانوادگی که در حال حاضر وجود دارد جلوگیری کند. اگر به آموزه‌های دینی برای امر خطیر ازدواج و تشکیل خانواده توجه شود، می‌توان به نحو چشمگیری از این مشکلات کاست. از توصیه‌هایی که اسلام به آن تاکید فراوان دارد، لزوم توجه به هم کفو بودن و تشابهات خانوادگی در میان طرفین است. رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: اَنْکِحُوا الاَْکْفاءَ وَ انْکِحُوا مِنْهُمْ وَ اخْتارُوا لِنُطَفِکُمْ. زمینه ازدواج هم کفوها را فراهم کنید، و با هم کفو ازدواج کنید و آنان را براى بوجود آمدن فرزندان شایسته به عقد خود درآورید." وسائل الشیعه، محمد حسن عاملی، ج14"

در اسلام منظور از هم کفو بودن تناسب شرایط اجتماعی، اقتصادی،‌ فرهنگی و غیره است که به تبع آن عدم تناسب و در نظر نگرفتن اختلافات فرهنگی در طرفین منشا بروز اختلافاتی در زندگی افراد خواهد شد. هرچه جوامع امروز رو به گسترش و پیچیدگی می‌روند، دایره و محدوده ی انتخاب همسر نیز گسترده می‌شود و به فراتر از مرزهای کشور کشیده خواهد شد.

در اسلام منظور از هم کفو بودن تناسب شرایط اجتماعی، اقتصادی،‌ فرهنگی و غیره است که به تبع آن عدم تناسب و در نظر نگرفتن اختلافات فرهنگی در طرفین منشا بروز اختلافاتی در زندگی افراد خواهد شد.

 از جمله علل مهاجرت به سایر کشورها دستیابی به زندگی و امکانات بیشتر و بهتر است. کشور ما نیز از پذیرفتن مهاجران سایر کشورها مستثنی نبوده و قاعدتا این مهاجرتها گاه منجر به ازدواج با هموطنان عزیزمان شده است.

 بیشترین مهاجران به ایران از کشورهای مرزی بخصوص افغانستان و عراق بوده است. وجود بحرانهای اجتماعی و سیاسی در این کشورها و بازبودن درهای کشور بر روی مهاجرین و آوارگان از عوامل عمده مهاجرت وسیع و گسترده این افراد به کشورمان بوده که متاسفانه به علت تداوم بحران در کشورهای مبدا و فراهم بودن شرایط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در ایران، حضور مهاجرین تداوم پیدا کرده است.

 مهاجرت این افراد به کشور علاوه بر ایجاد مشکلات فراوان برای همسران آنها برای دولت نیز مشکلات عدیده‌ای به وجود آورده است. با توجه به اینکه اکثر مهاجرین را مردان تشکیل می دهند اکثر ازدواجها مربوط به زنان ایرانی است که قریب به اتفاق این ازدواجها نیز غیر قانونی می‌باشد. در این نوع ازدواجها گاه سرپرست خانواده به دلیل مشکلات اقتصادی با اندکی دریافت پول دختر خود را به عقد تبعه بیگانه درمی‌آورد. دلیل ازدواج این مهاجران با زنان ایرانی استفاده از تسهیلات و امکانات بیشتر از کشور است. کارشناسان فقر اجتماعی فقر فرهنگی و مالی، عدم آگاهی، سوء استفاده از احساسات خانواده‌ها و ... را از دلایل اصلی اینگونه ازدواج‌ها می‌دانند.

هم اکنون 32 هزار کودک بدون هویت و شناسنامه اند که حاصل ازدواج دختران هموطن با اتباع بیگانه است. فرزندان حاصل از این نوع ازدواجها نیز که به دلیل نداشتن هویت قانونی از امکانات تحصیلی و آموزشی اجتماع و به تبع آن زمینه شغلی مناسب بی‌بهره هستند، دچار تزلزل شخصیتی و ایجاد نوعی تعارض در رفتار می‌‌شوند.

حال در خانواده‌ای که ازدواجش نه از نظر قانون ایران رسمیت دارد و نه فرزندش ایرانی به شمار می‌آید، چگونه می‌توان به ثبات هویتی فرزندان متولد شده آن اعتماد کرد؟

از جمله مشکلاتی که ازدواج با اتباع بیگانه می‌تواند داشته باشد عبارت است از:

افزایش رشد جمعیت؛

افزایش بزهکاری‌ها و جرایم اجتماعی همچون اعتیاد، قتل، سرقت، فحشا، قاچاق و...؛

حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ؛

افزایش میزان بی‌سوادی یا کم سوادی در جامعه؛

ایجاد پدیده‌های نوین اجتماعی حاصل از برخورد دو فرهنگ متفاوت در جامعه؛

اعمال هزینه بر دولت برای تاسیس سازمانهای اداری برای رسیدگی به مشکلات مهاجران ؛

سردرگمی کودکان بی‌هویت در اجتماع و تاثیرات سوء بر سایر کودکان؛

استفاده از کودکان برای مشاغل پست اجتماع برای برخورداری از حداقل معاش؛

محرومیت از بهداشت و درمان و شیوع انواع بیماریها؛

افزایش نابسامانی خانواده و آسیبهای اجتماعی؛

روی آوردن زنان رها شده حاصل از این ازدواجها به روسپی‌گری؛

شیوع خشونت، پرخاشگری و کجرفتاری‌های اجتماعی به دلیل عدم برخورداری از امکانات؛

مشخص نبودن وضعیت حضانت و قیومیت فرزندان؛

صرف وقت و هزینه نیروی انتظامی برای برخورد با اتباع بیگانه مجرم؛

بیکاری جوانان کشور به دلیل اشغال مشاغل مختلف توسط اتباع بیگانه؛

قاچاق کالا و خروج ارز از کشور؛

کاهش سطح امنیت اجتماعی.

هرقدر این مهاجران از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در سطح پایین‌تری قرار داشته باشند، اثرات سوء حضور آنان در کشور تاثیرگذارتر و آ‌سیب‌های اجتماعی و میزان وقوع جرایم ناشی از حضور آنان بیشتر خواهد بود.

بنابر آنچه گفته شد حضور اتباع بیگانه و ازدواج با مردم کشورمان موجب بروز بسیاری از مشکلات و معضلات اجتماعی می‌شود که گاه این مشکلات با هیچ ابزاری قابل حل نیست و به تبع خود مشکلات دیگری را به دنبال خواهد داشت. به طوری که هرقدر این مهاجران از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در سطح پایین‌تری قرار داشته باشند، اثرات سوء حضور آنان در کشور تاثیرگذارتر و آ‌سیب‌های اجتماعی و میزان وقوع جرایم ناشی از حضور آنان بیشتر خواهد بود. در ادامه برخی پیشنهادها و راهکارها برای حل این معضل بزرگ اجتماعی آورده شده است:

اطلاع‌رسانی بیشتر به مردم در خصوص آثار، تبعات و مشکلات ناشی از اینگونه ازدواجها؛

اقدامات تبلیغی رسانه‌ای جهت دادن آگاهی بیشتر به مردم؛

برنامه‌ریزی مسئولان حکومتی برای جلوگیری از حضور بی‌رویه اتباع بیگانه به کشور؛

اعمال قوانین سخت برای ورود و خروج افراد؛

نظارت و کنترل بیشتر مرزها؛

نظارت بر استقرار اتباع بیگانه و کنترل محل اقامت آنان به صورت مستمر؛

انگشت نگاری، شناسایی و ثبت کلیه مشخصات افراد در بدو ورود به منظور پیشگیری از جرم؛

اجرای برنامه‌های آموزشی جهت ارتقای سطح آگاهی مردم در خصوص مشکلات ازدواج با اتباع بیگانه بخصوص در شهرهای مرزی کشور؛

ترغیب جوانان به انتخاب همسر هم کفو و هم رده اجتماعی خود.

...


خانواده و آسیب های روانی موجود در آن

خانواده و آسیب های روانی موجود در آن

دکتر مهرانگیز شعاع کاظمی

مقدّمه

خانواده، واژه ای پرمعناست که وقتی به آن فکر می کنیم موجی از احساس و عاطفه را در ما برمی انگیزد. خانواده جایگاه آسایش و اطمینان، اولین نهاد اجتماعی و اساس و بنیان هر جامعه است; مفهومی که امروزه در کشورهای توسعه یافته می رود که فضای اصیل خود را از دست بدهد. به راستی خانواده یعنی چه و آیا وجود آن ضرورت دارد؟

در فرهنگ اسلامی، خانواده به مثابه دژی استوار و نهادی مقدس، بیشترین مسئولیت را در رشد و تحول، تربیت و تعالی و سعادت انسان بر عهده دارد. اساس تشکیل خانواده و ازدواج در نظام الهی رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر، پیمودن طریق رشد، نیل به کمال انسانی و تقرّب به ذات حق است.

آکرمن (1990) خانواده را به عنوان واحدی عاطفی ـ اجتماعی، کانون رشد و تکامل، التیام و شفادهنده و نیز مرکز پاتولوژی معرفی نموده است. در خانواده فرد خود را متعلق به مجموعه ای می داند که مختص اوست. به گفته مینوچین (1995) افراد هویت خود را از طریق خانواده احراز می کنند. ازدواج نخستین سنگ بنای تشکیل خانواده و جامعه است.

نقطه آغاز شکل گیری خانواده زمانی است که دو فرد بالغ (یک زن و یک مرد) با هدف تشکیل خانواده به یکدیگر می پیوندند. عقد ازدواج نقشی را به وجود می آورد که جدا از نقش های قبلی است

و نقطه بحرانی این انتقال نقش، شروع دوره زناشویی است.

بدون تردید، خانواده های لجام گسیخته و متزلزل، جامعه متزلزل را پدید می آورند. جامعه ای که در آن نشانی از خانواده سالم یافت نشود میزان طلاق روز به روز بالا می رود و ازدواج های مطلوب و برنامه ریزی شده کمتر صورت می گیرد. به طور کلی، ریشه بسیاری از کجروی های اجتماعی را باید در خانواده جستوجو کرد. در نشستی که توسط انجمن اولیا و مربیان انجام شده بود، در مبحث کودک و خانواده گزارش ها و نتایج تحقیقاتی حاکی از آن بود که اگر شاهد لجام گسیختگی جوامع هستیم، اگر میزان ارتکاب جرایم روزبه روز افزایش می یابد، اگر میزان اختلالات رفتاری و شخصیتی هر روزه بیشتر می شود، اگر بیش از 50 درصد تخت های بیمارستانی را بیماران اسکیزوفرن اشغال کرده اند و اگر از هر چهار ازدواج قریب سه ازدواج به طلاق منجر می شود، ریشه تمامی این مسائل را باید در خانواده جستوجو کرد.

به راستی آیا خانواده تا این حد مؤثر است؟ مسلم است که جواب مثبت می باشد، ولی پرسش اصلی این است که ویژگی یک خانواده سالم چیست؟ چگونه می توان از بروز مشکلات در خانواده جلوگیری نمود؟ محققان و روان شناسان، به ویژه خانواده درمانگران و مشاوران خانواده، در خصوص خانواده سالم تعاریفی دارند و ویژگی هایی را برشمرده اند.

به نظر ویرجنیاستیر (1376) خانواده هایی که دارای عملکرد مطلوب هستند مشکلات خود را در زمان بندی های خاص حل می کنند و از فلج و خشک نمودن فرآیندهای تعاملی در خانواده اجتناب کرده و وقتی اتفاق و مشکلی در خانواده رخ می دهد از مچ گیری و جستوجوی فرد گناهکار خودداری می کنند، در حالی که در خانواده های مشکل دار وقتی مشکلی رخ می دهد آن را به گردن یکدیگر می اندازند و در آخر یک نفر که ضعیف تر است و نمی تواند از خود دفاع کند باید بار همه گناهان و مشکلات را به دوش بکشد. معمولا این فرد است که نشانه های بیماری را بروز می دهد و برچسب بیماری می خورد و به اصطلاح بلاگردان (سپر بلا) خانواده است. خانواده های سالم شیوه های رفتاری ناموفق در حل مشکلات را رها ساخته و به جستوجوی استراتژی های نو و خلّاق می پردازند، در حالی که خانواده های مشکل دار به انکار مشکل می پردازند و یا سعی می کنند آن را بر اساس منطق روزمرّه و شیوه های ناکارآمد و هیجانی حل کنند.

به طور کلی، خانواده های سالم از ویژگی های زیر برخوردارند:

الف. بهره مندی اعضا از آزادی های اولیه، به گونه ای که قادرند پنج نوع آزادی را درک نمایند:

1. آزادی تصور کردن;

2. آزادی اندیشه;

3. آزادی احساس کردن;

4. آزادی انتخاب;

5. آزادی خلّاقیت.

ب. در خانواده سالم درخواست ها و موضوعات به شکل مبهم و چندپهلو مطرح نمی شوند، بلکه به شیوه ای واضح بیان می گردند.

ج. خصومت و کشمکش میان اعضا در خانواده انکار نمی شود، بلکه درباره آن بحث و گفتوگو می شود.

د. هر فرد قادر به درگیر کردن خود با نظرات دیگران است، هر چند متفاوت و مخالف نظر خود او باشند. فرد امیدها، ترس ها و انتظارات خود را از افراد دیگر خانواده مطرح می نماید.

هـ. در خانواده سالم طرح نظرات غیرمتعارف مجاز است.

و. هر فرد بین امکانات رفتاری گوناگون قدرت انتخاب داشته و از طریق تجربه می آزماید و الگوهای ناموفق و ناپسند را کنار می گذارد.

در خانواده های سالم نوعی سازماندهی و سلسه مراتب انعطاف پذیر در مرزهای بین نسلی (والدین ـ فرزندان) حاکم است، امّا در خانواده های مشکل دار اغتشاش در مرزهای بین نسلی توأم با اضمحلال سازماندهی و شکل گیری مثلث های بیمارگون مشاهده می شود. منظور از مثلث بیمارگون این است که دو نفر از اعضای خانواده بر علیه یک نفر متحد می شوند; برای مثال، مادر و پسر بر علیه پدر متحد می شوند و جبهه ائتلافی را به وجود می آورند.

ی. در خانواده سالم نظام ارزشی مشترک برقرار است. این نظام ممکن است مذهبی، سیاسی، اقتصادی و یا شامل همه موارد باشد. در این نوع خانواده اعضا مراقب و همدل یکدیگر هستند و به یکدیگر احترام می گذارند و هم زمان از نظر شخصیتی استقلال خود را حفظ می کنند.

ز. در خانواده های سالم طیف گسترده ای از احساسات مجال بروز می یابند; مثلا، احساسات محبت آمیز همان گونه ابراز می گردند که احساسات متعارض و غمگین. در این خانواده ها مکانی برای مجادله و مشاجره وجود دارد. مجادله ها به سوی پالایش و راه حل سوق داده می شوند و همچون آتش زیر خاکستر باقی نمی مانند.

خانواده ناسالم (آسیب زا )

خانواده ناسالم خانواده ای است که قادر به تأمین نیازهای تکاملی، حل مشکلات و تعارض های خود نبوده و کارکردهایش مختل می باشد.

بنابراین، با توجه به چنین مفروضه ای، خانواده آسیب زا یا مسئله دار در اثر ازدواج های ناموفق به وجود می آید و ازدواج های ناسالم نیز توسط افراد ناسالم و مشکل دار شکل می گیرد. از آن رو، که افراد مسئله دار همواره مترصد ازدواج با شبیه خود هستند (همسان همسری) فرآیند چندنسلی از خانواده های مسئله دار به وجود می آیند و این نظام مختل نسل به نسل انتقال می یابد. (بوئن، 1989) در این نوع خانواده ها سلسله مراتب قدرت هرج و مرج گونه است، به گونه ای که یکی از والدین قدرت تام دارد و یا اینکه والدین افرادی منزوی و کناره گیر بوده و فرزندان کنترل اوضاع را به عهده دارند. در این نظام، مرزها نامشخص و مبهم است، اعضای خانواده استقلال رأی ندارند، تناقض ها فراوان دیده می شود، ابراز آزادانه احساسات دچار مشکل می باشد، الگوی ارتباط هرج و مرج است و بحث و گفتوگو به کلی تعطیل می باشد. این خانواده ها در حل مشکلات با دشواری های زیادی مواجه هستند. به طور کلی، این گونه خانواده ها دارای اختیار و قدرت بسیار نامشخص، غیرشفاف و نامؤثر هستند و ارتباطات نیز حاکی از نارضایی است. روحیه افراد پایین و به سمت افسردگی گرایش دارد. نظام خانواده بسته و اعضای آن دچار سردی عاطفی و از هم گسستگی می باشند. در بعضی از این نوع خانواده ها مرزها بسیار خشک و افراد نسبت به یکدیگر بی تفاوت می باشند یا ممکن است مرزها به هم تنیده باشد. عشق و محبت در این مکان ها به صورت مشروط است و حریم شخصی افراد محترم شمرده نمی شود، آستانه تحمل بسیار پایین و کشمکش و تنش بسیار بالاست. مشکلات توسط اعضا نادیده انگاشته می شود و اعضا در صدد یاری رساندن و یا کمک خواستن از یکدیگر نیستند و به نظر می رسد که نشانه های مرضی از یک عضو به عضو دیگر منتقل می شود. ویژگی های این خانواده در یک ترسیم کلی عبارتنداز: اضطراب زیاد، تداخل مرزها، مقرّرات مبهم و پنهان، فقدان آزادی و روابط متقابل دروغین.

ویژگی ها و مشخصات خانواده های ناسالم

1. انکار :

این قبیل خانواده ها مشکل خود را انکار می کنند. به همین دلیل، مسائل آنان هیچ گاه حل نمی شود.

2. خلأ صمیمیت :

صمیمیت از میان اعضا رخت بربسته است.

3. نقش های بدون انعطاف :

اجبار و الزام در این خانواده ها سرسام آور است. فرزندان حقانیت خود را به خاطر فرزند بودن از دست می دهند.

4. مرزهای نامشخص :

همه افراد به جای یکدیگر احساس می کنند، تصمیم می گیرند، فکر می کنند و حتی عمل می کنند.

5. فدا شدن نیازهای فردی :

افراد اعضای فراموش شده هستند. نیازهای آنان برآورده نمی شود، تقریباً اعضا همیشه خشمگین و افسرده هستند.

6. ارتباط نادرست :

اعضا یا در تقابل با یکدیگر هستند و یا اینکه با هم توافق کرده اند که با یکدیگر مخالفت نکنند (پرخاش یا سکوت).

7.

مرموزسازی :

از جمله مواردی که خانواده را به حالت منجمد نگه می دارد مرموز بودن و ریاکار بودن است. در این شرایط، همه اعضا از برخی مسائل آگاه هستند، امّا تظاهر به ندانستن می کنند.

8. فقدان حد و مرز :

افراد برای حفظ نظام خانواده از حد و مرز شخصی خود عدول می کنند.

حال که با ویژگی های خانواده سالم و ناسالم از نظر عملکردی آشنا شدیم، در اینجا لزوم خانواده درمانی مطرح می شود. افراد در خانواده های مشکل دار چه سرنوشتی دارند؟ آیا آن ها مقهور طبیعت نابهنجار خود هستند؟ مسلماً خیر. هر فردی می تواند برای تغییر تلاش کند و خود را به یک فرد سالم نزدیک سازد.

لزوم خانواده درمانی

افراد در خانواده های مشکل دار چه سرنوشتی دارند؟ آیا آن ها مقهور طبیعت نابهنجار خود هستند؟ مسلماً هر فردی می تواند برای تغییر به سمت مثبت تلاش کند و خود را به یک فرد سالم و کامل نزدیک کند. امّا این کار با مشورت یک مشاور و خانواده درمانگر با سهولت بیشتری انجام می شود. در مواردی که خانواده ها از نشانه های نابهنجار زیادی برخوردارند، اصلاح و تغییر به سمت کمال جز با مشورت یک مشاور امکان پذیر نیست. دامنه فعالیت مشاوران خانوادگی گسترده است. آن ها از راه های گوناگونی به رشد خانواده ها کمک می کنند که عبارتند از:

1. ساده سازی رشد

مصاحبه و مشاوره با اعضای خانواده باعث تقلیل مقاومت ها و موانعی می شود که بر سر رشد طبیعی اعضای خانواده قرار دارد. وقتی اعضای خانواده با مسیر رشد افراد آشنا شدند و نحوه برخورد صحیح را فرا گرفتند، دانسته های خود را به کار خواهند گرفت و خانواده ای پربارتر خواهند داشت.

2. کمک به برخورد مناسب با بحران های خانوادگی

هر خانواده در طول تاریخ خود گاهی دچار بحران می شود. این بحران ممکن است ناشی از شرایط اجتماعی، وضعیت اقتصادی، بیماری ها و حوادث غیرمنتظره باشد. در این صورت، خانواده با احساسات متضاد و گاهی مخالف مواجه می گردد که عملا توان برخورد با آن را ندارد. گاهی بحران در اثر وجود کودک عقب مانده یا ناسازگار ایجاد می گردد، و گاهی مرگ یا جدایی همسر سبب بحران در خانواده می گردد. در چنین مواردی مشاوره خانوادگی می تواند به بررسی امکانات و نحوه برخورد با مشکل کمک کند.

3. آموزش به کودکان و نوجوانان

بسیاری از خانواده ها نحوه صحیح برخورد با کودکان و نوجوانان را نمی دانندو برخوردغیرمنطقی وگاه خصمانه با فرزندان خواهند داشت. مشاور خانواده می تواند به تصحیح این روابط کمک کند.

4. بهبود ارتباطات در درون خانواده

بعضی از همسران رابطه خوبی با یکدیگر ندارند. آن ها به علایق، خواسته ها و نیازهای همدیگر توجهی نمی کنند. با اینکه آن ها از نظر قانونی با یکدیگر زندگی می کنند ولی از نظر روانی از یکدیگر گسسته اند و اصطلاحاً «طلاق روانی» در بین آن ها جریان دارد. مشاور در چنین حالتی می تواند آنان را به داشتن رابطه ای باز توأم با احترام تشویق نماید، شبکه ارتباطات غلط را تصحیح نماید و آنان را در جهت مثبت و سازنده هدایت نماید.

5. کمک به تشکیل خانواده و جلوگیری از به هم پاشیدن آن

از جلسات مشاوره خانوادگی می توان برای تدارک ازدواج استفاده کرد و به افراد برای شناخت و آشنایی بیشتر با یکدیگر کمک نمود. همچنین می توان از به هم پاشیدن خانواده جلوگیری نمود. بسیاری از جدایی ها در اثر نبودن یک مجرای ارتباطی صحیح و وجود روابط غلط و پیچیده ای است که در شبکه و نظام خانواده وجود دارد و مشاور خانواده می تواند به خانواده ها کمک کند تا کانال ارتباطی روشن و رابطه ای باز و نظامی کارساز داشته باشند.

عواملی که ذکر گردیدند، لزوم خانواده درمانی را مطرح می سازند، امّا یک درمانگر چگونه تشخیص می دهد که یک خانواده نیاز به مشاوره دارد و مشاوره با خانواده سودمندتر از مشاوره تک تک اعضا است؟ گرچه خانواده ها مشکلات خود را در قالب مشکل یکی از اعضا و غالباً کودکان و نوجوانان بیان می کنند، ولی مشکل را باید در ساخت خانواده و نظام آن و در شبکه ارتباطات خانوادگی جستوجو کرد. خانواده هایی که مشکل دارند، دارای شبکه ارتباطی مناسبی نیستند و مشاور این ارتباط معیوب را از کلمات، تُن صدا، حالت چهره، وضعیت بدن، اشارات و علایمی که بین اعضا رد و بدل می شود می فهمد.

تفاوت مشاور مجرب و زبده با مردم عادی در این است که او نکات ریز و خاصی را در ارتباط با خانواده ها رعایت می کند. او هرگز مشکل خانواده را کوچک نمی شمرد، وقتی افراد خانواده مشکل خود را مؤدبانه بیان می کنند ممکن است چنین برداشت شود که مشکل آنان ناچیز و بی اهمیت است، در صورتی که چنین نیست و ممکن است مشکل عمده ای در میان باشد; مثلا، اگر خانمی احساس کند که شوهرش با احترام با او رفتار نمی کند، درمانگر این مسئله را بی اهمیت ندانسته و به تفصیل جویای ماجرا می شود. همچنین یک مشاور مجرب از موضوعات انتزاعی اجتناب می کند و تا آنجا که امکان دارد از اعضا می خواهد تا به رفتارهای عینی و قابل لمس توجه نمایند. مثلا، از شوهرش که نسبت به بی محبتی همسرش اعتراض دارد می خواهد که رفتار غیرمحبت آمیز همسرش را بازگو کند و مشخص کند که چه رفتاری از او را نمی پسندد. به علاوه، یک مشاور زبده در جریان مشاوره هیچ گاه با یک عضو ائتلاف نمی کند. گاهی از یکی از اعضای خانواده در مقابل دیگری حمایت می کند، امّا مواظب است تا از این حمایت تعبیر سوء نشود. او مواظب است که در جریان درمان معنا و مفهوم زندگی به بحث و جدل کشیده نشود; زیرا بعضی از زوجین از طریق بحث های فلسفی و انتزاعی سعی در به انحراف کشیدن جریان مشاوره دارند.

آخرین موضوعی که در رابطه با خانواده درمانی مطرح می شود این است که درمانگر مجرب از بحث زیاد درباره وقایع گذشته دوری می کند. گاهی طرح مسائل گذشته برای روشن شدن وضع فعلی مفید است، ولی نباید بحث در مورد وقایع گذشته باعث شود که بیشتر وقت مشاوره صرف بررسی وقایع گذشته شده و روابط فعلی اعضا خانواده از نظر دور شود. در جوامع امروزی علی رغم رشد سریع فنّاوری و علوم وابسته، ارتباطات خانوادگی روزبه روز به سمت گسستگی و سرد شدن پیش می رود.

بر اساس نتایج تحقیقات، میانگین زمان برقراری ارتباط کلامی پدران و مادران با کودکانشان در برخی شهرها و کشورها در 24 ساعت شبانه روز، یک دقیقه اعلام شده است. این مسئله پایه شروع اختلالات شخصیتی و ناکامی است و این در حالی است که بچه ها بیش از آنکه به تماشای برنامه های تلویزیونی نیاز داشته باشند، نیازمند ارتباط بصری و کلامی با پدر و مادر خود هستند. در جوامع امروزی والدین بیشتر وقت خود را در خارج از منزل صرف می کنند و این در حالی است که بیشتر کودکان و نوجوانان بیشتر از پول توجیبی نیازمند توجه و محبت هستند. نرم ها تغییر کرده و خانواده، این مأمن و محل آسایش، معنای خود را از دست داده است. شاید تا چند سال آینده کانونی به نام خانواده وجود نداشته باشد و این بنیادی ترین هسته اجتماعی کم رنگ و کم رنگ تر شود. به راستی چرا چنین است؟

...


این بار زوج های ناموفق بخوانند!

این بار زوج های ناموفق بخوانند!

بدیهی است که در شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی زندگی امروزی، تقریباً در همه خانواده ها مسائل و مشکلاتی وجود دارد. بنابراین، در اصل وجود مشکلات و اضطراب ها، نمی توان هیچ گونه تردیدی داشت؛ اما آن چه مهم است، نحوه اندیشه و روش های مقابله با این مشکلات است. در این جا به ذکر شیوه هایی می پردازیم که زوج های موفق در مقابله با مشکلات و اضطراب های زندگی از آنها استفاده می کنند. این شیوه ها عبارتند از:

1. زوج های موفق اضطراب را بخشی طبیعی از زندگی زناشویی در نظر می گیرند.

تفاوت مهم میان زوج های موفق و ناموفق آن است که زوج های موفق، از همان بدو زندگی، انتظار وجود اضطراب و مشکل را در زندگی دارند و سعی نمی کنند که آنها را انکار نمایند و حلاوت و شیرینی زندگی را در وجود این مشکلات - اعم از اقتصادی، کاری، عاطفی، ارتباطی و... - می دانند؛ در حالی که زوج های ناموفق، وجود اضطراب و مشکل را در زندگی، امری غیر عادی و مصیبت زا می دانند. زوج های موفق مشکل یا اضطراب را امری موقتی می دانند و تلاش می کنند تا بر مهارت های خود برای مقابله با آنها بیفزایند و از این که می توانند با مشکلات تازه برخورد کنند، احساس خوبی دارند و در مقابل، زوج های ناموفق، آنها را امری دائمی می دانند و از این که در زندگی آنها مشکل و اضطراب وجود دارد، احساس گناه می کنند و به جای یافتن راه حل، علت مشکل را در دیگران جست وجو می کنند و به جای توجه به جنبه های مثبت و توانمندی های خود به جنبه های منفی و ناتوانایی های خود توجه دارند. که این عامل، موجب شکست خوردگی آنان می شود.

2. زوج های موفق احساسات و نظرات خود را با هم در میان می گذارند.

حرف نزدن و یا کم حرف زدن زن و شوهر با هم، یکی از پدیده های متداولی است که خود ریشه بسیاری از اضطراب هاست. در یک مطالعه، «فلورا دیکز» 22 زن و شوهر را از هم جدا کرد و از آنها خواست که مسائل مهم ارتباطی خود را در زندگی زناشویی یادداشت کنند. نظرات مردان به شرح زیر بود:

1. زنم از من جواب های فوری می خواهد؛ اما من می خواهم در این باره فکر کنم.

2. زنم پیوسته مترصد مسائل پنهان است. او از افکار من برداشت سوء می کند.

3. زنم هرگز از حرفی که به او می زنم، راضی نمی شود.

4. زنم انتظار دارد که جزئیات هر موضوعی را شرح بدهم؛ خود او هم تا بخواهد حرف هایش را کش می دهد؛ نمی دانم چرا به اصل مطلب نمی پردازد.

5. زنم اشخاص را از موضوعات جدا نمی کند. او معتقد است: «اگر با حرف من مخالف باشی، یعنی با خود من مخالف هستی و مرا دوست نداری».

6. زنم همیشه می گوید: «به من توجه کن؛ بگو که زن ارزشمندی هستم»؛ اعصابم را خُرد کرده است.

7. طرفداری از زنان، بخشی از هر صحبت زن من است. درباره هر موضوعی که حرف بزنم، پای مساوات و عدالت میان زن و مرد به میان کشیده می شود.

8. زنم مرتب حرف مرا قطع می کند؛ هنوز حرف من تمام نشده است که حرف می زند.

خانم ها نظرات متفاوتی داشتند. چکیده نظرات خانم ها چنین است:

1. شوهرم به حرف های من دقت نمی کند و بلافاصله در مقام قضاوت بر می آید.

2. شوهرم برای حرف های من ارزشی قائل نیست؛ اما وقتی دیگران حرف می زنند، به دقت به حرف هایشان گوش می دهد.

3. تذکرهای مرا به حساب غرولند می گذارد.

4. همگی مسائل شوهرم، جملگی مهمند؛ اما مسائل من جزیی و بی اهمیت هستند.

5. شوهرم گوش نمی دهد، بلکه تنها به گوش دادن تظاهر می کند. وقتی مچ او را می گیرم عصبانی می شود.

6. من احساساتم را با او در میان می گذارم اما او این کار را نمی کند.

7. اگر اتفاق ناخوشایندی در زندگی شوهرم روی دهد، با من طوری رفتار می کند که انگار تقصیر من بوده است.

8. او نمی تواند احساسات صمیمانه خود را با من در میان بگذارد و این چیزی است که به شدت به آن نیاز دارم.

9. سر شوهرم همیشه شلوغ تر از آن است که فرصت حرف زدن را با من داشته باشد.

10. چرا از بد رفتاری بچه ها مرتب به من شکایت می کند؟ چرا خودش در این زمینه کاری صورت نمی دهد؟

مطالعه دقیق این شکایت ها، نشان می دهد که زوج ها، باید با احساس و کلام با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این جاست که زوج های موفق، در مقایسه با سایرین، از مهارت بیشتری برخوردارند.

در یکی از مراجعات کلینیکی مؤلف، خانمی می گفت:

«در اوایل زندگی زناشویی خود، آموختم که از پرسیدن از چه ناراحتی، خودداری کنم؛ زیرا شوهرم همیشه جواب می داد: از هیچ چیز و اگر اصرار می کردم، ناراحت می شد. یکی از روزها به او گفتم: از وقتی تو ناراحت هستی و حرف نمی زنی، من احساس بدی پیدا می کنم؛ ناراحت می شوم. شوهرم از واکنش من تعجب کرد و گفت: نمی خواهم تو چنین احساسی داشته باشی. اگر نگرانی هایم را با تو در میان نمی گذارم، برای آن است که نمی خواهم تو را نگران کنم.

جالب بود ما هر دو به احساسات یکدیگر فکر می کردیم؛ اما من او را به بی احساس بودن متهم می کردم و او مرا به دخالت. به او گفتم که پنهان کردن احساساتش از من، دردناک تر از این است که در احساسات او شریک شوم. از آن تاریخ به بعد، او احساساتش را با من در میان می گذاشت».

وقتی زن و شوهر احساسات خود را با هم در میان می گذارند، به تدریج با هم دوست می شوند و از حالت صرفاً زن و شوهر، بیرون می آیند. عنصر دوستی، وجه اشتراک اکثر زوج هایی است که با هم روابط حسنه دارند.

3. زوج های موفق برای حل و فصل اختلاف، مهارت هایی در خود ایجاد می کنند و راه برخورد خلاق را می آموزند.

زوج هایی می توانند به خوبی با اضطراب ها و مشکلات روزانه روبه رو شوند که راه هایی عملی برای حل اختلافات خود پیدا کنند و مهارت های لازم را برای کنار آمدن با یکدیگر بیابند. حل و فصل اختلاف و کنار آمدن با یکدیگر، مفاهیمی به هم نزدیک هستند؛ اما یکی نیستند.

مهارت های حل و فصل اختلاف، بیشتر به طرز ارتباط بستگی دارند؛ در حالی که مهارت های کنار آمدن، به خلاقیت، قوه ابتکار و پشتکار و استقامت وابسته اند. بعضی از زوج ها، به یک گروه از این مهارت ها مجهزند؛ اما فاقد مهارت های نوع دوم هستند. زوج هایی وجود دارند که از مهارت های فوق العاده ای برای حل و فصل مسائل خود برخوردار هستند. آنان می توانند درباره هر موضوعی حرف بزنند؛ احساساتشان را با هم در میان بگذارند و درباره خود، احساس خوبی پیدا کنند؛ اما زندگی خانوادگی آنها بسیار مغشوش و نابسامان است، زیرا هرگز با اضطراب هایشان کاری صورت نمی دهند و تنها درباره آنها حرف می زنند. در این صورت، اضطراب ماندگار می شود و ابعاد وسیع تری می گیرد و زن و شوهر به ناچار مترصد کمک گرفتن از دیگران می شوند.

از سوی دیگر، خانواده هایی وجود دارند که به اضطراب ها توجه می کنند؛ اما از کنار اختلافات بی توجه می گذرند. ممکن است اضطراب ناشی از کمی درآمد، با آغاز به کار شوهر در یک شغل دوم، برطرف شود؛ اما ناراحتی از این کار دوم، می تواند حالت انفجارآمیزی به خود بگیرد.

فلورا دیکز نویسنده و محقق امور ارتباطات می گوید:

«تقریباً همه زوج ها با هم نزاع می کنند. بسیاری از آنها از این که موضوع را به زبان بیاورند، خجالت می کشند. در واقع، ازدواجی که در آن هیچ اختلافی وجود نداشته باشد، مرده است و یا به دلیل مشکلات احساسی و عاطفی، در شرف مرگ است. اگر کسی به زندگی خانوادگی خود علاقه مند باشد، به احتمال زیاد، برای رسیدن به خواسته های خود می جنگد».

نزاع، مسئله نیست؛ توانایی حل و فصل دعوا یا اختلاف، تعیین کننده موفقیت زن و شوهر در برخورد با اضطراب هاست که بر اثر اختلاف، به خانواده راه پیدا می کند. زوج هایی که با دو هفته سکوت اختیار کردن، با اختلاف زناشویی خود برخورد می کنند، در واقع با اضطراب روبه رو نمی شوند. این روش، بر شدت تنش موجود در خانواده می افزاید. زن و شوهری که با هم برخورد جسمانی می کنند و یا به هم بد و بیراه می گویند، سطح اضطراب میان خود را افزایش می دهند. زوج هایی که با اضطراب کنار می آیند، کسانی هستند که اختلاف را حل و فصل می کنند.

«توماس لیبرمن»، به پنج روش اشاره می کند که اشخاص معمولاً نسبت به اختلاف خود واکنش نشان می دهند: که عبارتند از: اجتناب، رقابت، انطباق، مصالحه و همکاری که به تشریح آنها می پردازیم:

اجتناب: اجتناب، به معنای گریز، به تعویق انداختن، به تأخیر انداختن و یا پس نشستن کامل از اختلاف است. در واقع، اجتناب کننده می گوید: «آیا ممکن است بعداً در این باره حرف بزنیم» و یا «من از بحث در این باره متنفرم».

زوج هایی که با اضطراب درست برخورد می کنند، از سیاست اجتناب بهره نمی برند.

ویژگی های بارز این زوج ها و خانواده ها، این است که حضور اضطراب را تصدیق می کنند و تظاهر به این نمی کنند که اضطراب در کار نیست. آنها با عباراتی نظیر «از شرایط و از آن چه می گذرد، راضی نیستم» و یا «مطلبی هست که باید درباره آن حرف بزنیم»، به استقبال اضطراب می روند.

رقابت: رقابت نیز مستلزم شرایطی است که طرفین به جنگ قدرت تن می دهند و از موضع گیری «من برنده هستم و تو بازنده» استفاده می کنند. در این شرایط، هر طرف، به زیان طرف مقابل، پیروزی خود را آرزو می کند و می خواهد منطق مورد باور خود را به اثبات برساند و از موضوع خود دفاع کند.

در خانواده های موفق در برخورد با اضطراب، رقابت نیز جایی ندارد و یا به میزان اندکی به چشم می خورد؛ گر چه بسیاری از آنها می گویند که ازدواج خود را با رقابت آغاز کرده اند و به زودی به این نتیجه رسیده اند که این کار تا چه اندازه برای آنها زیان بار است.

انطباق: «کسی که خود را تطبیق می دهد، از خواسته های خود می گذرد تا خواسته های طرف مقابل را برآورده سازد». به گفته لیبرمن، یکی از طرفین یا زوجین در موضع «تو برنده و من بازنده»، قرار می گیرد و می ترسد که احساسات طرف مقابل خود را جریحه دار سازد؛ احساس می کند هر طور شده، باید طرف دیگر را خشنود سازد؛ حتی اگر این خشنودی، به زیان خود او تمام شود.

مصالحه: در این روش، هر یک از طرفین، از بخشی از خواسته خود صرف نظر می کنند تا اختلاف موجود برطرف شود. زوج ها، از مصالحه، برای برخورد مؤثر با اضطراب های موقتی استفاده می کنند. گذراندن روز و شب عید در منزل پدر و مادر زن یا شوهر، موضوعی است که می توان به آن اشاره کرد. ممکن است زن و شوهری که در این زمینه اختلاف نظر دارند، تصمیم بگیرند که روز عید را در خانواده والدین زن و شب عید را در خانه والدین مرد بگذرانند یا این که ممکن است به این نتیجه برسند که امسال، عید را با والدین شوهر و سال دیگر، عید را با والدین زن سپری کنند.

به اعتقاد لیبرمن، مصالحه، شکل ساده تر همکاری است. از این روش، در موارد ساده و جزئی می توان استفاده کرد. در شرایطی که فرصت کم است و زن و شوهر باید سریع تصمیم بگیرند و فرصتی برای همکاری و همیاری وجود ندارد، می توان از این روش استفاده کرد.

همکاری: به اعتقاد لیبرمن، همکاری، به جهت آن که خواسته های طرفین را برآورده می سازد، از هر روش دیگری بهتر است؛ اما زن و شوهر چگونه می توانند همکاری را بیاموزند؟ اگر همکاری و مذاکره، به معنای تلاش برای برآورده ساختن نیازهای یکدیگر باشد، در این صورت، مسلم است که هر یک از طرفین باید نسبت به خواسته ها، احساسات و نیازهای دیگری حساس باشد؛ اما چون نمی توانیم ذهن دیگران را بخوانیم، تنها راه اطلاع از خواسته دیگران، این است که خواسته هایشان را بپرسیم و آنها هم تنها در صورتی می توانند خواسته خود را با ما در میان بگذارند که بدانند چه خواسته ای دارند.

همکاری، در روابط سالم زن و شوهر، معمولاً به معنای توجه به مباحث موجود و یافتن راه حل، به شکلی است که نیازهای طرفین را برآورده سازد. اگر زن می خواهد بیرون از منزل کار کند و مرد می خواهد زنش در خانه بماند، تضادی ایجاد می شود که با مصالحه؛ نمی توان آن را از میان برداشت؛ گرچه ممکن است زن و شوهر به توافق برسند که زن بیرون از خانه و به صورت پاره وقت کار کند؛ اما هر دو ناخشنود خواهند بود؛ زیرا وقتی مرد می خواهد که زنش در منزل باشد، او در منزل نیست و زن، باید با شغل ضعیف تر و با درآمد کمتر بسازد. به عبارت دیگر، می بینیم که مصالحه، هیچ کدام از این زن و شوهر را راضی نکرده است.

با این حساب، آنها چگونه باید همکاری کنند؟ قبل از هر چیز باید مشخص شود که چرا زن می خواهد بیرون از منزل کار کند؟ آیا به پول شخصی نیاز دارد؟ آیا وقتی از او می پرسند که چه می کند، از این که جایی کار نمی کند، ناراحت است؟ آیا می خواهد راهی برای گریز از کار بی مزد پیدا کند و آیا در منزل، حوصله اش سر می رود؟ بعد از او، نوبت به شوهر می رسد. چرا او می خواهد زنش در منزل کار کند؟ آیا کار کردن زن، به اعتبار او، به عنوان نان آور خانواده، لطمه می زند؟ آیا نگران است که در معادله قدرت، نیروی زنش از او بیشتر شود؟ آیا نگران است که اگر زنش بیرون از منزل کار کند، نیازش به او کمتر می شود؟ آیا اگر زنش بیرون از منزل کار کند، باز هم مثل سابق به او خدمت می کند؟ آیا این امر، بدین معنی است که او مجبور شود بیشتر از سابق، به کار منزل و نگه داری از بچه ها بپردازد؟ آیا احساس می کند که مادرها نباید و درست نیست که بیرون از منزل کار کنند؟

دلایل یک اختلاف، معمولاً در یک مورد خلاصه نمی شود و در واقع، ممکن است مسئله صرفاً کار بیرون از منزل نباشد و ممکن است احساسات و عوامل عمیق تری را در بر بگیرد. باید این احساسات و عوامل را ظاهر کرد تا به راه حل هایی رضایت بخش، برای طرفین رسید. همکاری، به امور پنهان در پس پرده توجه می کند و راه های رضایت بخش را تدارک می بیند.

اگر زن می خواهد بیرون از منزل کار کند، به این دلیل که احساس می کند زحماتش را نمی بینند و به عنوان مادر مقیم خانه، ارزشش را به درستی برآورده نمی کنند، راه حل را باید در اقداماتی جست وجو کرد که زن، ضمن آن که در منزل می ماند، ارج و قرب لازم را داشته باشد. شوهر می تواند از زنش بیشتر حمایت کند و در مقام تأیید او بکوشد. ممکن است زن بتواند در دانشگاه به تحصیل مشغول شود و یا کارهای داوطلبانه و خیریه بکند و نیازی به این نیست که حتماً بیرون از خانه کار کند.

اگر شوهر مخالف کار کردن زن در بیرون از منزل است و می خواهد که زن وقت بیشتری را صرف نگه داری از فرزندان کند، در این صورت، باید موضوع را با صراحت با زن در میان بگذارد و به او بگوید که مخالف کار کردن او نیست؛ بلکه نمی تواند بیش از این، با بچه ها وقت صرف کند. چرا به وقت صرف کردن بیشتر با بچه ها بی علاقه است؟ آیا حوصله ندارد با آنها نقاشی کند؟ آیا نگران نظم و تربیت بچه هاست؟ اگر چنین است، قبل از این که برای کار کردن زن در بیرون از منزل تصمیم بگیرند، باید به این موضوعات رسیدگی کنند.

همکاری، به صرف وقت نیاز دارد و احساسات را مطرح می کند. به همین دلیل است که بسیاری از ما، هرگز به این مرحله از حل اختلاف نمی رسیم. با این حال، این مهم ترین مهارتی است که به کاهش اظطراب کمک می کند.

4. زوج های موفق از سازمان ها و اشخاص دیگر نیز کمک می گیرند.

خانواده های موفق و ناموفق در رفع اضطراب، درباره کمک گرفتن از نظام های بیرون از جمع خانواده، نظریات بسیار متفاوتی دارند. از نظر خانواده های موفق در کنار آمدن با اضطراب، اقوام، دوستان، گروه ها و جامعه، حامیانی ارزشمند هستند و حال آن که خانواده های مضطرب و مشکل دار، دخالت این افراد را به حساب ناتوانی خود می گذارند. به ما از دیرباز گفته اند که یک خانواده خوب، خانواده ای است که می تواند مسائل خود را حل و فصل کند و اگر جز در مواقع اضطراری، از کسی کمک بگیرد، نشانه آن است که به اندازه سایر خانواده ها خوب و موفق نیست.

به روشنی می توان گفت که خانواده های موفق، در برخورد با اضطراب، از نظام های حمایتی، بیشترین بهره را می برند. آنان، وقتی به مراقبتی برای فرزندشان احتیاج پیدا می کنند و یا وقتی یکی از افراد خانواده آنها بیمار می شود و یا مسئله ای بروز می کند، کسانی را دارند که از آنها کمک بگیرند و آن اشخاص نیز به سهم خود، در وقت نیاز، تقاضای مساعدت می کنند.

در جامعه پرتحرک، پیچیده و صنعتی امروز، بعید است که اقوام درجه اول و دوستان قدیم، در نزدیکی ما زندگی کنند و ممکن است با ما صدها کیلومتر فاصله داشته باشند و حتی اگر در شرایط اضطراری از کمک آنان بهره مند شویم، برای برخورد با اضطراب ها و مشکلات روزانه، از دست آنها برای ما کاری ساخته نیست. گروه هایی حمایت کننده، برای خانم های خانه دار افسرده، برای والدینی با فرزندان کم سال، برای خانواده هایی که نوجوان های معتاد دارند، برای والدینی که نمی توانند فرزندانشان را کنترل کنند و برای خانواده های کم درآمد، بسیار مفید و ارزشمند هستند. اینها خانواده های ارزشمندی هستند که از کمک های طبیعی در نزدیکی خود محرومند.

...


تحلیل روانشناسی بر رابطه زوجین در ازدواج ....



تحلیل روانشناسی بر رابطه زوجین در ازدواج ....



این نوشتار بر آن است رابطه میان زوجین و شرایط ازدواج از چشم انداز نظریات رایج در روان شناختی اجتماعی را تحلیل کند. بدین منظور در ابتدا تعریفی از خانواده ارائه شده و سپس نحوه تشکیل خانواده مبتنی بر ازدواج مورد بحث قرار گرفته است.‌
برکس و لاک در اثر خویش تحت عنوان خانواده در سال ۱۹۵۳معتقدند‌‌ :‌‌ خانواده گروهی است متشکل از افرادی که از طریق پیوند زناشویی و با پذیرش یکدیگر به عنوان شوهر ، زن ،مادر، پدر، برادر و خواهر در ارتباط متقابل بوده و فرهنگ مشترکی را پدید می آورند و در واحد خا صی زندگی می کنند.‌‌
خانواده به معنای اخص و محدود آن از نظر لغوی استراوس عبارت است‌‌ :‌ از پیوند دو انسان برخوردار از جنسیت متفاوت برای دورانی کو تاه یا بلند پذیرفته شده از طرف اجتماع که صاحب فرزندانی می شوند و آنها را تربیت ‌می کنند. مار دوک در تعریف دیگری معتقد است خانواده یک گروه اجتماعی است که دارای یک محل اقامت مشترک به همکاری اقتصادی و تولید مثل اعضای آن باشد ، دارای افراد بالغ متعلق به هر دو جنس که حداقل دو نفراز آنها دارای روابط پذیرفته شده ای از نظر اجتماع هستند ، دارای یک یا چند فرزند باشند که از این افراد بالغ متولد
شده یا به فرزندی پذیرفته شوند.این تعریف مفهوم ( خانواده) هسته ای را به خوبی روشن می کند که طی قرون از طریق تجدد گرایی انتشار یافته و وضیعت قالبی در عصر حاضر دارد.‌
بر مبنای کلیه تعاریف فوق در مجموع می توان گفت ( خانواده سازمانی است اجتماعی مرکب از پدر و مادر و کودکواحیانا بستگان آنها که از راه خون ،خویشا وندی ،زناشویی،فرزندپذیری با یکدیگر ارتباط یافته و در طول یک دوره زمانی نا مشخص با یکدیگر زندگی می کنند ) ا ین واحد کوچک اجتماعی در تامین بسیاری از نیازهای بنیادی فرد و جامعه از جمله تنظیم رفتار جنسی و زاد و ولد، مراقبت از فرزندان و افراد ناتوان و سالمند خانواده، اجتماعی کردن فرزندان، تثبیت جایگاه و منزلت اجتماعی، فراهم آوردن امنیت اقتصادی و به طور خلا صه تامین نیاز های جسمی و روحی آنها نقش اساسی ایفا می نماید.‌
تر بیت فرزندان در خانواده در قالب کار کرد جامعه پذیری آن مطرح است که در این رابطه زنان در هر مقطع از نقش مهم و حساسی برخوردار بوده اند. کلیه کار کردهای خانواده در طول تاریخ دستخوش تغییر فراوان گشته اند و این حاصل تطور شکل خانواده در جوامع مختلف بوده است.‌
تغییر شکل خانواده از صورت گسترده به هسته ای سبب بروز تغییراتی در نقش و وظا یف اعضای آن و روابط خانوادگی به تبع آن شده است. تجدد گرایی ساختار خانواده هسته ای و با ملحقات از محبت پدر و مادر نسبت به فرزند،افراد مسن بر افراد جوان،مردان بر زنان،بزگترها بر کو چکترها دیده می شود. فضای خانواده در یک تقسیم بندی به فضای زنانه و مردانه و در تقسیم بندی دیگر به فضای باز ارتباط جمعی تقسیم می گردد.‌
الگو های همسر گزینی رایج در جوامع سنتی به تبع تغییر نقش های اجتماعی زن و مرد تحول یافته اند،در برخی از جوامع نظیر جوامع ما اگر چه انتخاب همسر بر پایه قوانین مذهبی و عرضی صورت می گیرد با این حال در بیشتر مواقع زوج ها خود یکدیگر را بر می گزینند،اما در هر حال در تمام جوامع مردان در مقایسه با زنان در امر ازدواج از آزادی عمل بیشتری بر خوردارند. زن در جامعه امروز به دلیل دسترسی به امکانات آموزش و فرصت اشتغال به کار در خارج از خانه، نقش ها و مسئولیتهای جدیدی را در کنار ایفای نقش سنتی خود در برخی جوامع پذیرفته است که این روند به تبع تحول ساختار خانواده از گسترده به هسته ای و نیاز های اقتصادی خاص آن صورت می گیرد.
حضور زن از نظر اقتصادی در جامعه به استقلال نسبی او افزوده است و سبب افزایش آگاهی او از حقوق خو یش در تمامی عرصه ها گردیده است. ازدواج عامل پیدایی خانواده است که بر اساس تعریف عملی است که پیوند دو جنس مخالف را بر پایه روابط پایان جنسی موجب می شود که مشروعیت روابط جسمانی را سبب می گردد.‌
از نظر کار لسون(۱۹۶۳) ازدواج فرایندی است که کنش متقابل بین دو فرد یک مرد ویک زن که شرایط قانونی را تحقق بخشیده و مراسمی برای برگزاری زناشویی خود بر پا می دارند سبب می گردد. عمل آنها در کل مورد پذیرش قانون قرار گرفته و به آن عنوان ((ازدواج)) اطلاق می گردد.در حقیقت ازدواج واقعه اجتماعی بسیار مهمی است
که پایندگی گروه و زندگانی از نظر کمی و کیفی نسل ها به آن بستگی دارد. زناشویی رویدادی است پایدار که باجابه جایی نسلها پا بر جا باقی می ماند.
ازدواج در واقع یک مبادله اجتما عی است که تداوم حیات اجتماعی را بر مبنای اصل(( دگر دوستی )) تضمین می کند.
از نظر هانری مندوراس کار اساسی ازدواج آن است که دو طایفه،دو خانواده ای که با هم هیچ گونه ارتباطی ندارند به یکدیگر مربوط کند و در نهایت می توان گفت ازدواج دارای منشا زینتی و جسمانی است که بر این نوع حیات فرهنگ نیز افزوده می شود تا ساخت های اساسی خویشا وندی مو جبات دگرگونی حیات طبیعی را فراهم آورد.‌
این فرآیند ناشی از این واقعیت است که انسان هم مو جودی برخوردار از نیاز های طبیعی است و هم مو جو دی است اجتماعی.بدین لحاظ زوجیت نیز دارای ابعاد زیستی،اقتصادی عاطفی و نیز روانی است.
بر این مبنا همزیستی زوجین در درون خانواده آنان را در چنان گردونه ای از ارتباطا ت متقابل مختلف قرار می دهد که بی هیچ شبهه ای قابل مقایسه با هیچ یک از الگو های روابط انسانی دیگر نیست. مو فقیت ازدواج متا ثر از عوامل متعددی است. شواهد پژوهشی بسیار نشان میدهد که بر خورداری زوجین از آمادگی های کافی برای ازدواج خود یکی از عوامل تضمین کننده یک ازدواج مو فقییت آمیز است و از زمره این آمادگی ها حضور بلوغ عاطفی در زوجین است، بلوغ عاطفی متضمن وجود داد وستد عاطفی است،قا بلیت درک احساس دیگران یا همدلی است و فراتر از همه به رسمیت شناختن نیاز های دیگران و پذیرش مسئولیت بر آوردن نیاز هاست، ازدواج و تشکیل خانواده به معنی پذیرش این مسئو لیت به صورت ما دام العمر و قبول تا مین نیاز های شریک زندگی است. اگر چه بلوغ عاطفی برای مو فقیت در همه مناسبات و روابط انسانی امری لازم و ضروری است اما ازدواج در این میان بیشتر به این بلوغ نیاز دارد. خا نواده امروزی بیش از گذ شته بر قا بلیت ها و استعدادهای عاطفی،روانی زوجین متکی است.‌
امروزه ازدواج دیگر بنا بر وجود یک ضرورت اقتصادی صورت نمی گیرد. موفقیت در ازدواج منوط به توانایی هر یک از زوجین در وقف وجود خود برای دیگری است. به این لحاظ باید تا کید نمود که ورود به عرصه ازدواج مستلزم وجود ذهنیتی تابع و پخته است زیرا مقابله با مشکلاتی در موانعی که در جامعه مدرن و پیچیده امروزی و بر سر راه حیات خانوادگی قرار می گیرد جز با ذهنیتی پخته و بالغ میسر نمی گردد.نکته دیگر حضور بلوغ اجتماعی است. وجود بلوغ اجتماعی به این معنی است که فرد بتواند با اتکاءبه خود و بدون استمداد از دیگران از عهده انجام کارهای خود در موقعیت هاو وضعیت های اجتماعی بر آید.((خود گردانی کار آمد))در همه مسائل اجتماعی نشانه بلوغ اجتماعی و تضمین کننده موفقیت در ازدواج است.
بر مبنای آنچه گفته شد بلوغ فیزیکی،ذهنی ،عاطفی ،اجتماعی جزء آمادگی های شخصی برای ازدواج محسوب می شوند.اما بلوغ اقتصادی متا ثر از مقتضیات محیطی و خارجی است و در شرایط اقتصادی فعلی حاکم بر جوامع توجه بیشتر مسئولان را به خود معطوف داشته است.بلوغ اقتصادی آنگاهحاصل می شود که فرد توانایی آن را داشته باشد که بدون کمک دیگران از عهده تامین معاش خود و خانواده اش بر آید.‌
اما ازدواج را به عنوان یک رابطه اجتماعی چگونه می توان تحلیل نمود‌ ‌؟
بسیاری از افراد در نخستین سالهای بزرگسالی ازدواج می کنند و غالبا در یک رابطه صمیمانه در گیر می شوند.
صمیمیت به معنی علاقه مندی به دیگران و داشتن تجارب مشترکی با آنان است. افرادی که از بیم یک صدمه اجتماعی یا به علت عدم توانایی در برقراری رابطه و سهیم نشدن در تجارب مشترک با دیگران نمی توانند به یک رابطه محبت آمیز دل بسپارند با خطر تنهایی و گو شه گیری رو یارو می شوند.‌
در این زمینه بررسی ها نشان می دهند که بر خورداری شخص از یک رابطه صمیمانه با یاری یک حمایتگر می تواند نقش مو ثری در سلامت عاطفی و جسمانی او ایفا کند. افرادی که می توانند عقاید، احساسات و مسائل خود را با کسی در میان بگذارند سالم تر و شاداب تر از کسانی هستند که از چنین امکانی بر خوردار نیستند.‌
انسان ها قوی ترین هیجانات خود را در یک رابطه، در ازدواج، در ناشی از خرد شدن و خشم حاصل از بروز تعارض با دیگران تجربه میکنند. برای دستیابی به تحلیل دقیق از رابطه در ازدواج، نخست میتوان گفت هنگامی که دو فرد در یک رابطه قرار می گیرند زندگی هایشان در هم می تند. یعنی هر یک دیگری را تحت نفوذ قرار می دهد. راههای نفوذ در این زمینه نیز گو ناگو نند. طرفین یک رابطه ممکن است بتوانند احساس شادی با غم را در یکدیگر بر انگیزند و به یکدیگر در انجام امور جاری کمک کنند.‌
از نظر عرف یک رابطه باید به گو نه ا ی باشد که دو فرد وابسته به هم دارای نفوذ متقابلی بر یکد یگر باشند.
کلی و دیگران۱۹۸۳.)روان شناسان اجتماعی از عنوان رابطه نزدیک در اشاره به روابطی استفاده می‌کنند که در بر دارنده (به هم پیوستگی) بسیار باشند نظیر رابطه با والدین، دوست خوب، معلم،همسر ، همکار و حتی رقیب یا رقبای مهم. تمام روابط نزدیک دارای ویژگی های اساسی مشترک هستند. آنها معمو لا در بر دارنده ارتباطات متقابل فراوان هستند و تا مدت زمان طولانی ادامه می یابند. از سوی دیگر این روابط انواع متفاوت فعا لیت ها و رویدادها را شا مل می شوند.به طور مثال دوستان عناوین مختلف و مورد بحث قرار می دهندو در دامنه وسیعیاز فعا لیت ها شرکت می کنند. ثانیا در روابط نزدیک میان طرفین نفوذ قوی ای بر یکدیگر وجود دارد. ‌
یک زن هفته ها راجع به تعهدی که از سوی همسرش برای او ایجاد شده فکر می کند و آن را به رسمیت می شناسد.
فراتر از این دو فرد به هم وابسته دارای عامل با لقوه ای برای بر انگیختن هیجانات قوی در یکدیگر هستند.
افراد دوست دارند به روابط نزدیک خود به عنوان منبع احساسات مثبتی نظیر عشق و نگرانی فکر کنند.
طرفین در یک رابطه می توانند در موقعیت های متفاوتی نظیر تصمیم گیری که غا لبا نتیجه آن می تواند منبع تعارض و حل اختلاف باشد قرار گیرند. نتیجه مطلوب در تصمیم گیری معمولا هنگامی حاصل می شود که زوجین سلیقه ها و علایق خود را برای گرفتن یک نتیجه مطلوب هماهنگ نموده و علایق متعارض خود را با هم سازگار نمایند. وقتی نقطه نظرات خود را که برای هر دو جذابیت دارد یعنی دسترسی به نتایج هماهنگ را بر می گزینند (تیبووکلی۱۹۵۹)میزان سهولت یا دشواری هماهنگ نمودن نقطه نظرها (نتایج) در رابطه وابسته به این است که تا چه اندازه دو فرد دارای علایق و اهداف مشابه باشند، یعنی هر آنچه یکی از طرفین مطلوب می داند دیگری نیز مطلوب بداند. اما در این راستا ممکن است طرفین یک رابطه دارای برتری ها و ارزش های متفاوت باشند. در این صورت بیشتر مستعد ایجاد تعارض خوا هند بود علت تاکید بر عا مل(شباهت)به عنوان یک عامل قوی در این زمینه آن است که افراد شبیه به یکدیگر معمو لا دارای مسا ئل کمتری در زمینه ایجاد هماهنگی بوده و امکان ایجاد یک رابطه پاداش دهنده متقابل آسان تر است.‌
در ازدواج های سنتی هر سه عامل توازن قدرت مطابق سلطه و دگر گون می شوند . فرض بر این است که در این رابطه زنان در مقابل اقتدار همسر خویش تسلیم می شوند . اگر چه هوستون (۱۹۸۳) معتقد است که امروزه ازدواجهایی که در آنها مرد رئیس بی چون و چرای خانه با کنترل بسیار بر تصمیم گیری ها است نادر هستند اما این الگو ‌در سرزمین ما بسیار دیده می شود. تعارض در رابطه زوجین را چگونه می توان تحلیل نمود؟
در این رابطه پترسن (۱۹۸۳) معتقد است تعارض فرایندی است که زمانی روی می دهد که اعمال دیگری تداخل یابند. این امر در روابط بین زوجین بسیار رایج است . به این ترتیب که بورگس و والین(۱۹۵۳) در یافتند حدود ۸۰ ‌در صد زوجین دارای عدم توافق هستند در وا قع تعارض حتی در مورد زوج هایی که بسیار از رابطه خویش راضیهستند نیز روی می دهد . تعارض هنگامی بیشتر روی می دهد که دو فرد بیشتر به یکدیگر وابسته باشند. ‌
به این ترتیب که برایکر و کلی (۱۹۷۹) در یافتند تعارض میان زوج هایی که دارای سابقه آشنایی بوده اند به نحو معنی دارای افزایش می یابد . منابع بروز تعارض از دید صاحب‌نظران را می توان در سه مقوله کلی به این شرح طبقه بندی نمود‌‌:‌ رفتارهای خاص هر یک از طرفین، هنجارها و نقش ها در الگوهای اجتماعی و فرهنگی، گرایش های ‌شخصی هر یک از طرفین که رفتارها و گفتارها ی طرف مقابل خود را بنا به میل خویش تغییر و تفسیر می کنند .‌
بر اساس نظر برایکر و کلی این سه نسخ تعارض بازتاب این حقیقت هستند که افراد در سه سطح به هم وابسته اند. در سطح رفتاری زوجین دارای مشکلات ناشی از هماهنگ ساختن رفتارهای خاص یکد‌یگرند . در سطح هنجاری این مشکلات ناشی از قوانین مذاکره ( به توافق رسیدن ) و نقش های مو جود در رابطه اند . در سطح گرایشی آنان در باره شخصیت و اهداف یکدیگر به توافق دست نمی یابند . تعارض به طور جدی هنگامی روی می دهد که هر یک از زوجین رفتارهای مشکل زای خاص هر یک از طرفین را تعبیر و تفسیر نموده و آنها را به یکی از ویژگی های شخصیت یا نظام باورهای طرف مقابل نسبت دهد . تعارض می تواند به رشد رابطه میان زوجین کمک کرده یا به آن آسیب رساند این امر وابسته به این است که یک تعارض چگونه حل و فصل شود. تعارض می تواند موقعیتی را برای روشن سازی و تغییر انتظارات در باره رابطه و مفاهیم خود و شریک زندگی برای هر یک از زوجین فراهم نماید . در تعارض زوجین احساسات نسبت به یکدیگر را کشف کرده و کو شش ها یشان را وقف تجدید رابطه رضایتمندانه می نمایند. اما همیشه چنین نیست. تعارضات می توانند هیجانات قوی را بر انگیزند که زمینه ساز حل مشکل نیستند. بالا گرفتن تعارض و توهین های شخصی احتمالا نمی تواند به یک رابطه نفع رسانند. کاریل روز بولت (۱۹۸۷) و همکارانش چهار دیدگاهی را که افراد برای مشکل گشایی در روابط نز دیک زناشویی اتخاذ می کنند را شناسایی نموده اند. این دیدگاه عبارتند از .


۱) طرفین مسائل را بیان می کنند و سعی دارند مصالحه کنند به مشاور رجوع کنند و سعی دارند یکدیگر را تغییر دهند و در جهت عبور رابطه گام بردارند.‌


۲‌)طرفین وفادارانه برخورد می کنند.با حمایت از همسر خود به انتقاد او پاسخ می دهند یا به نحو نا فعالتری نظیر انتظار کشیدن، امیدوار بودن ،یا دعا کردن برای اینکه مسائل با گذر زمان بهبود یابند عمل می کنند.‌


۳.)طرفین با صرف زمان کمتر با همسر خود ، نادیده گرفتن او و امتناع از بحث کردن در مورد مسائل و رفتار همسرش به او پاسخ می دهد .‌


۴) ‌شخص همسر خود را ترک کرده یا با انجام طلاق به رابطه خاتمه می دهد.‌
اگر قوام یک رابطه مورد نظر باشد استفاده از دو راهبرد اول مفید و سازنده بوده و دو راهبرد اخیر زیانبار خواهند بود.
البته اگر زوجین با یکدیگردرگیری داشته باشند خاتمه یک رابطه ممکن است از نظر شخصی یک عمل مفید و مناسب باشد .البته روز بولت و دیگران (۱۹۸۳ ) معتقدند که برخی از عوامل اجتماعی دیدگا ههای فوق الذکر را تحت نفوذ قرار می دهند. بدین ترتیب هنگامی که زوجین پیش از بروز مسئله و در گیری از رابطه راضی باشند و نیرو گذاری روانی بسیاری را در جهت ادامه آن صرف کرده باشند از دید گاههای ۱ و ۲ در مسئله گشایی استفاده می کنند البته بدین شرط که امکان را ه حل های دیگر ضعیف باشد.در مواقعی زوجین به رابطه خاتمه می دهند که رضایتمندی آنها از رابطه پیش از بروز نسبتا کم بوده و نیرو گذاری روانی آنها محدود باشد و شقوق دیگر برای حل مسائل و مشکلات وجود داشته باشد. یکی از موانع مو جود برای ترک یک رابطه عدم وجود راه حل های دیگری است.‌
ممکن است زنی از همسر خود متنفر باشد و از داشتن ارتباطات متقابل روزانه با او افسوس بخورد اما به رابطه با او ادامه دهد زیرا از استقلال مالی بر خوردار نیست و به او متکی است . اگر مردی به یک رابطه وابسته باشد برای دسترسی به چیز ها یی که آنها را ارج می گذارد و نمی تواند آنها را در جای دیگری جستجو کند احتمالا آن رابطه را ترک نمی کند و به آن متعهد باقی می ماند .افراد تعهد به ادامه یک رابطه را آن هنگام بیشتر احساس می کنند که به وسیله یک رابطه ارضاء شده و برای آن نیرو صرف کرده باشند و امکان انتخابی دیگر را نداشته باشند. در این شرایط اگر زوجین با مو قعیت تعارض مواجه شوند تعهد آنان آ نها را بر می انگیزد تا در جهت (( بهبود رابطه )) اقدام‌کنند و مجددا به روابط محبت آمیز خود ادامه دهند.
هنگامی که زوجین عمیقا در گیر روابط محبت آمیز با یکد یگر شوند تصور اینکه چنین احساسات گرمی بتواند به بی تفاوتی یا تنفر تغییر یابد مشکل است . تجارب موجود نشان می دهند این امر غیر ممکن نیست و هر رابطه دوستانه ای می تواند خاتمه یابد. در نتیجه ازدواج ها نیز می توانند به طلاق بینجامند. ‌
به این دلایل است که روابط اجتماعی نه به مثابه واحد های استوار و تغییر نا پذیر بلکه به عنوان روابط متقابل پویا و متغیر مورد توجه قرار می گیرند.

...


چرا ازدواج‌ها شکست می‌خورند؟

آفتاب یزد: امروزه بسیاری از ازدواج‌ها قبل از تشکیل و یا مدت کوتاهی بعد از آن متلاشی می‌شوند. درک اینکه چرا این ‌ازدواج‌ها شکست می‌خورند می‌تواند راه‌حلی باشد که مراقب باشید ازدواج خودتان شکست نخورد.‌ارتباط ، نقش اساسی در موفقیت ازدواج دارد. بدون ارتباط صحیح، حل تعارض و کشمکش‌ها مشکل‌ساز می‌شوند .‌اگر زوجین فاقد مهارت‌های ارتباطی ضروری برای حل مشکلات‌شان باشند،حتی کوچکترین مشکل نیز حل ناشدنی ‌خواهد شد. ارتباطات به واسطه فرصت دادن به همسران برای مشارکت در نگرانی‌ها و علایق، امیدها و ‌آرزوهای یکدیگر، موجب رشد و شکوفا شدن روابط زوجین می‌شود. بدون سهیم شدن در این موارد، زوجین رشد ‌نخواهند کرد و تا حد امکان به یکدیگر نزدیک نخواهند شد. اگر یک یا هر دو همسر فاقد مهارت‌های ارتباطی مؤثر ‌باشند، این برای حل و فصل بحث‌هایشان مشکل‌ساز می‌شود چرا که زوجین قادر نیستند نقطه نظرات یکدیگر را ‌درک کنند. ‌عشق ممکن است همواره پیروز شود اما زمانی که نگرانی‌های مهمی وجود دارد حتی عشق نیز ‌نمی‌تواند به تنهایی برای حفظ ازدواج کافی باشد.‌ نگرانی‌های مالی ممکن است خود، علت شکست ازدواج نباشند اما تنش‌ها و تعارضاتی که این نگرانی‌ها ایجاد ‌می‌کنند، اغلب در شکست ازدواج مقصر هستند. شرایط حول ازدواج نیز می‌تواند منجر به شکست شود، یک ازدواج راحت (بدون فکر) نمی‌تواند یک ازدواج سالم ‌باشد. هنگامی که تصمیم گرفتن به ازدواج به غیر از عشق حقیقی بر امور دیگری نیز قرار گیرد، این احتمال ‌وجود دارد که آن ازدواج، ازدواج مناسب و خوبی باشد (عشق تنها کافی نیست) اما این به معنای گذاشتن شرایط ‌بسیار سختی که برای نمونه در جامعه ما حاکم است، نیست.‌ازدواج کردن در سنین پایین، دلیل دیگری برای شکست می‌باشد. اگر چه سن مناسب ‌برای ازدواج متغیر بوده و به طور زیادی بستگی به خود فرد دارد، اما افراد زیادی عقیده دارند که برای نوجوانان و ‌سنین پایین‌تر از 20 سال، ازدواج کردن خیلی زود است.‌ازدواج کردن قبل از اینکه فرصت لذت بردن از تجارب زندگی را داشته باشید، می‌تواند باعث تنفر از ازدواج شده ‌و در نهایت شکست را در پی داشته باشد.

وقتی زن و مرد بی تجربه اند...‌

زندگی زناشویی خوب، با افزایش آگاهی و مهارت‌های لازم "زن و مرد" شروع می‌شود.‌کنترل حوادث بیرون، در دست ما نیست ولی کنترل بینش‌ما نسبت به حوادث و مدیریت آن، در اختیار خودمان ‌می‌باشد.‌وقتی با مسائل، موانع و مشکلات به صورت مثبت و با انگیزه‌ قوی برخورد شود ، می‌توان بر بسیاری از آنها ‌غلبه کرد و شرایط را تغییر داد و زندگی موفقی به وجود آورد، چرا که وقتی هدف من، همکاری و همیاری با ‌همسرم باشد ، از خود می‌پرسم چه کارهایی می‌توانم انجام دهم تا روابط صمیمانه‌ای با او برقرار سازم و اوضاع ‌بهتر شود؛ چه شرایطی می‌توانم به وجود بیاورم تا با مهر و محبت، ارتباط درست و مهربانانه با همسرم داشته ‌باشم و بتوانم نظر او را بیشتر به سوی خود جلب کنم. فقط با کسب آگاهی و مهارت‌های لازم است که می‌توانیم به ‌جای توجه به نقاط ضعف و تحمیل شرایط بد و نامناسب خود به همسر، همکاری لازم را با او به عمل آوریم.هر ‌زن و شوهر آگاهی ، از خود می‌پرسند که " چگونه با مسائل، منصفانه برخورد کنیم؟ چگونه نقاط ضعف همدیگر را ‌بپذیریم؟ چگونه نقاط مثبت و قوت خود و همسرمان را کشف، تایید و تاکید کنیم؟ چگونه با قدرت و انگیزه‌های ‌فراوان، تغییر‌های مثبت در زندگی مشترک به وجود آوریم؟ و چگونه رفتار و کردار خود را در مسیر ‌هدف‌های‌مان قرار دهیم؟" در این شرایط است که رفتار و عملکردمان، مثبت و رضایت‌بخش می‌شود و احساس ‌تعلق‌خاطر و صمیمیت بین زوج‌ها، تقویت شده و بیشتر می‌گردد. ‌به‌طور کلی، کسب آگاهی و مهارت در ایجاد روابط مثبت و موثر بین زوج‌ها، آموختنی و یاد گرفتنی است. وقتی ‌هر یک از همسران با روحیه‌ همکاری و عملکرد مسئولانه و تلاش در جلب رضایت دیگری کوشش کند ، به ‌طور مسلم در ایجاد رابطه‌ خوب و رضایت‌بخش، موفق خواهند بود.‌چه‌طور می‌توان هدف‌های مثبت و سازنده را جایگزین اهداف منفی و مخرب نمود؟‌زنان و مردان موفق در زندگی زناشویی، به خوبی می‌‌دانند که یک زندگی مشترک موفق، رضایت‌بخش، استوار ‌و شاد، بدون آگاهی و کسب مهارت‌های لازم و به صورت تصادفی بـه وجـود نـمی‌آید. برای اینکه زندگی مشترک ‌خوب و رضایت‌بخشی داشته باشیم، برای اینکه بتوانیم رابطه‌ شایسته و بهتری با همسرمان برقرار کنیم و زندگی ‌مشترک پربار و غنی داشته باشیم و برای اینکه عادت‌های منفی و مخرب خود را کنار بگذاریم، باید شیوه و ‌ابزارهای مثبت و سازنده را جایگزین آنها کنیم.‌باید بدانیم که:‌ زندگی زناشویی، همانند پروراندن گل‌های باغچه است. هر روز می‌بایست به گل‌ها رسیدگی کرد و مراقب آنها بود ‌تا شاداب و سرحال به رشد خود ادامه دهند ، در حالی که وقت نگذاشتن، توجه نکردن و غافل شدن از گل‌ها، ‌باعث پژمرده‌ شدن آنها می‌شود. در زندگی مشترک، کسب آگاهی و مهارت‌های لازم، وقت گذاشتن برای همسر، با ‌هم بودن، سعی در شناخت نیازها و رفع نیازهای همدیگر، تعهد داشتن و تلاش هریک از زوج‌ها نسبت به ایجاد ‌یک رابطه‌ زناشویی مطلوب، پذیرش مسئولیت‌ها و انعطاف‌پذیری‌های به موقع و ... همگی در ایجاد زندگی ‌مشترک خوب و رضایت‌بخش، موثر هستند. اگر هر یک از زوجین، هدف‌های خود را تعیین کنند و به آرامی و ‌صادقانه آن را با یکدیگر در میان بگذارند و بپذیرند که در ساختن رابطه‌ بهتر در زندگی مشترک، نقش مثبت و سازنده‌ای بر عهده دارند ، می‌توانند با ‌مهر و محبت، همسر خود را تحت تاثیر مثبت قرار دهند و به عنوان پاداش رفتار درست خود، زندگی مشترک ‌پرباری را تجربه نمایند.‌

...


زندگی بعد از طلاق

آخرین آمار طلاق در گوشه و کنار ایران طبق آمار رسمی سازمان ثبت احوال ایران، فقط در دی ماه امسال، 2 هزار و 134 زوج تهرانی طلاق گرفته‌اند که نسبت به ماه قبل، 7 درصد بیشتر شده است. آمار دیگری نشان می‌دهد که فقط در 2 ماه اول سال، 4 هزار طلاق در استان تهران ثبت شده است. این آمار به اضافه‌ی این واقعیت که در مقابل هر 4 ازدواج، یک طلاق در تهران اتفاق می‌افتد، باعث شده است که شورای رسیدگی به بحران طلاق در استان تهران تشکیل‌شود.
آخرین آمار و ارقام نشان می‌دهد که تهران، کردستان، کرمانشاه، استان مرکزی و بوشهر پرطلاق‌ترین استان‌های کشور هستند و کمترین میزان طلاق در استان‌های ایلام، یزد، چهارمحال و بختیاری، سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی ثبت شده است. اگر چه در نقاط روستایی یزد و قم میزان طلاق به صفر می‌رسد اما در 5 سال اخیر، آمار طلاق روستایی هم بسیار بیشتر از گذشته شده است.
از طرف دیگر، در فاصله‌ی سال‌های 1370 تا 1380، میزان طلاق در کل کشور 39 درصد بیشتر شده و استان‌های تهران با 12/98 درصد و همدان با 28/95 درصد، بیشترین افزایش، و استان‌های کردستان و سمنان کمترین افزایش طلاق در طول این سال‌ها را داشته‌اند. در 5 سال اخیر، 52 درصد طلاق‌ها در 5 سال اول ازدواج اتفاق افتاده و 6/14 درصد طلاق‌ها هم در دوران عقد بوده. آمار جالب دیگری نشان می‌دهد که برخلاف سال‌های گذشته، در سال‌های اخیر 48 درصد متقاضیان طلاق، خانم‌ها بوده‌اند و 23 درصد آقایان. در 29 درصد هم هر دو طرف متقاضی طلاق بوده‌اند. این جور طلاق یعنی طلاق توافقی هم نسبت به قبل، افزایش چشمگیری داشته و در مهر ماه امسال 750 فقره از آن فقط در شهر تهران صورت گرفته است.
بیشترین گروه سنی که در 5 سال اخیر طلاق گرفته‌اند، برای خانم‌ها 24-20 سال و برای آقایان 29-25 سال بوده است. همه‌ی این آمار و ارقام نشان می‌دهند که طلاق در کشور ما هم مثل همه دنیا رو به افزایش است. ناگوار است؛ اما انگار ما هم ناچاریم به کسانی که طلاق می‌گیرند کمک کنیم تا زندگی‌شان را با کمترین آسیب ممکن ادامه بدهند.

ژاپن، وام طلاق می‌دهد!
چند ماه پیش، خبرگزاری رویترز خبر عجیبی را منتشر کرد: پرداخت وام طلاق در ژاپن! اسم این وام «دوباره» است؛ چون قرار است در شروع زندگی مجدد، به آدم‌هایی که تازه از همسرشان جدا شده‌اند، کمک کند. علتش هم این است که طلاق‌گرفتن در ژاپن هزینه‌های کمرشکنی دارد؛ مثلا زن یا شوهری که عامل اصلی طلاق شناخته می‌شود، باید به شریک زندگی‌اش غرامت بدهد. اگر طلاق به دلیل خیانت یکی از طرفین باشد، طرف خیانتکار باید برای جبران خسارت، 4 میلیون ین به همسر سابق‌اش بپردازد. تازگی‌ها هم قانون جدیدی تصویب شده که به همسران سابق حق می‌دهد نیمی از حقوق و درآمد طرف مقابل را تصاحب‌کنند.
این مشکلات اقتصادی باعث شده است بانک‌های ژاپن تصمیم بگیرند وام جداگانه‌ای برای هزینه‌های طلاق در اختیار مشتریان خود قرار بدهند تا آنها بتوانند مخارج دادگاه، وکیل و غرامت‌ها را بپردازند. البته مقامات بانک‌های ژاپنی می‌گویند این کارشان به معنی تشویق طلاق نیست. آنها می‌گویند نمی‌خواهند موافقت خودشان را با طلاق نشان بدهند، بلکه می‌خواهند راهی جلوی پای کسانی بگذارند که چاره‌ای جز طلاق ندارند و مشکلات اقتصادی، علاوه بر مشکلات عاطفی و روانی، فشار مضاعفی را به آنها تحمیل می‌کند.
متقاضیان طلاق در ژاپن، تا قبل از راه‌اندازی این مرکز، مجبور بودند وام‌های پرسودی بگیرند و سال‌ها زیر بار قرض و بدهی باشند؛ ولی وام طلاق ِ «دوباره» که به طور متوسط 5 میلیون ین است، سود کم‌تری، در حدود 8/5 درصد، دارد و بازگرداندنش آسا‌ن‌تر است. در ژاپن، طی یکی دو سال اخیر، از هر 100 نفر 2 نفر طلاق گرفته‌اند.

نمایشگاه طلاق در اتریش
آمار طلاق در کل دنیا روز به روز بیشتر می‌شود؛ آن‌قدر که اتریشی‌ها در روزهای 27 و 28 اکتبر 2007 اولین نمایشگاه طلاق را برگزار کردند. در این نمایشگاه بین‌المللی که اسمش «آغاز زندگی تازه» بود، کانون‌های متعدد وکلا، مشاوران، آژانس‌های املاک، کارشناسان اختلافات خانوادگی، شرکت‌های کارآگاهان خصوصی و آزمایشگاه‌های DNA شرکت کردند و مقاله‌ها و سخنرانی‌های مختلفی درباره‌ی جوانب متعدد طلاق ارایه دادند.
هدف برگزاری نمایشگاه طلاق وین، کمک به زوج‌هایی بود که رویاهای زندگی مشترک‌شان نقش بر آب شده و با ناامیدی و اضطراب دست‌‌وپنجه نرم می‌کنند. این افراد می‌توانستند با شرکت در نمایشگاه، درباره چگونگی اداره زندگی‌شان بعد از طلاق، از مشاوران و روان‌شناسان و حقوق‌دانان مشاوره‌ی رایگان دریافت کنند. شاید علت برگزاری اولین نمایشگاه طلاق دنیا در وین این باشد که اتریش یکی از پرطلاق‌ترین کشورهای اروپا است. 50‌درصد همه‌ی ازدواج‌ها در این کشور به طلاق ختم می‌شود؛ این آمار در وین، پایتخت اتریش، به 66 درصد می‌رسد.

زنانی که پس از طلاق دست به جیب شدند!
در هالیوود و موسیقی غرب، رسم است که بیشتر قراردادهای کلان را با هنرمندان مرد می‌بندند. ولی گاهی اوقات هم اتفاق می‌افتد که زن خانواده، یک ستاره پردرآمد است و شوهرش آسمان‌جل یا یک فرد عادی است و بعد از مدتی کارشان به طلاق می‌کشد! بهترین نمونه‌اش، بریتنی اسپیرز است و همسر سابقش: کوین فورلین. کوین فورلین موقع ازدواج با بریتنی، حکم تخلیه منزل را از صاحبخانه‌اش گرفته بود و روز و روزگار بدی داشت و شاید اگر با بریتنی ازدواج نمی‌کرد، کارتن‌خواب می‌شد! اگرچه جزییات طلاق آنها مسکوت مانده، ولی ظاهرا قرار است فورلین، یک میلیون دلار بابت دو سال زندگی با اسپیرز دریافت کند.
البته گاهی اوقات، طرف دندان‌گردتر از این حرف‌ها است. ویکتوریا پرینسیپال، هنرپیشه، زمانی که قصد داشت از همسرش هررگلس‌من، جراح مشهور پلاستیک در بورلی‌هیلز، جدا شود؛ شرایط سختی را پذیرفت و گرچه گلس‌من به دلیل حرفه و تخصصش درآمدی نجومی داشت، اما با در اختیار گرفتن چند وکیل مجرب توانست در نهایت 50 میلیون دلار - که معادل نیمی از دارایی‌های پرینسیپال بود- را از او بگیرد.
محل طلاق نیز می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای برای هر دو نفر ایفا کند؛ برای مثال، در جریان جدایی پرسر و صدای کریستی آلی، هنرپیشه سریال «چیزر» از همسرش، پارکر استیونسون، وی تلاش ناموفقی داشت که پرونده طلاق آنها در شهر مین بررسی شود؛ چرا که آنها در این شهر دو کودک را به فرزندخواندگی پذیرفته بودند. اما در نهایت، پرونده به محل زندگی آنها یعنی کالیفرنیا منتقل شد و آلی ناچار شد طبق قوانین کالیفرنیا، بیش از نیمی از دارایی‌اش را به همسرش منتقل کند.

...


چرا ازدواج‌ها شکست می‌خورند؟!


اگر زوجین فاقد مهارتهای ارتباطی ضروری برای حل مشکلاتشان باشند، حتی کوچکترین مشکل نیز حل ناشدنی‌خواهد شد.امروزه بسیاری از ازدواجها قبل از تشکیل و یا مدت کوتاهی بعد از آن متلاشی می‌شوند. درک اینکه چرا این ازدواج‌ها شکست می‌خورند می‌تواند راه‌حلی باشد که مراقب باشید ازدواج خودتان شکست نخورد.
بعضی از عواملی که در شکست ازدواجها مشارکت دارند شامل مسائل مالی و دیگر شرایط ازدواج است. همه ی این مسائل می‌تواند در یک ازدواج سالم و پایدار هم وجود داشته باشد اما اگر آنها به طور صحیح و درست مورد رسیدگی قرار نگیرند، می‌توانند منجر به شکست ازدواج شوند.
ارتباط ، نقش اساسی در موفقیت ازدواج دارد. بدون ارتباط صحیح، حل تعارض و کشمکش‌ها مشکل‌ساز می‌شوند.

اگر زوجین فاقد مهارتهای ارتباطی ضروری برای حل مشکلات‌شان باشند، حتی کوچکترین مشکل نیز حل ناشدنی خواهد شد.
ارتباطات به واسطه ی فرصت دادن به همسران برای مشارکت در نگرانی‌ها و علایق، امیدها و آرزوهای یکدیگر، موجب رشد و شکوفا شدن روابط زوجین می‌شود. بدون سهیم شدن در این موارد زوجین رشد نخواهند کرد و تا حد امکان به یکدیگر نزدیک نخواهند شد. اگر یک یا هر دو همسر فاقد مهارتهای ارتباطی مؤثر باشند، این برای حل و فصل بحث‌هایشان مشکل‌ساز می‌شود چرا که زوجین قادر نیستند تا نقطه نظرات یکدیگر را درک کنند.

در ازدواج‌هایی که تاکنون دچار مشکل بوده‌اند، هر یک از زوجین باید تلاش کنند تا برای بهبود و نجات زندگی‌شان متعهد شوند که روی مهارتهای ارتباطی‌شان کار کنند. نبود تکنیک‌های مؤثر ارتباطی می‌تواند به شکست در ازدواج منجر شود. عشق ممکن است همواره پیروز شود اما زمانی که نگرانیهای مهمی وجود دارد حتی عشق نیز نمی‌تواند به تنهایی برای حفظ ازدواج کافی باشد.

 نگرانی‌های مالی ممکن است خودشان علت شکست ازدواج نباشند اما تنش‌ها و تعارضاتی که این نگرانی‌ها ایجاد می‌کنند، اغلب در شکست ازدواج مقصر هستند. نگرانی‌های مالی می‌تواند بار سنگینی را تحمیل کند و زمانی که یک زوج تلاش زیادی را برای برآوردن تعهدات مالی‌شان می‌کند، می‌تواند فشار بسیار زیادی را احساس کند. این فشارها ممکن است برای تخریب ازدواج سالم به طرق دیگر کافی باشد. اگر یک همسر در زندگی به مسائل مالی مشغول شود، ممکن است شروع به کوتاهی کردن از دیگر جنبه‌های زندگی کند. این رفتارهای مسامحه‌آمیز بر همسر تأثیر گذاشته و موجب می‌شود که وی احساس تنهایی و بی‌مهری نماید. این امر می‌تواند برای ازدواج آسیب‌زا شود. اغلب یکی از زوجین به واسطه ی مسایل مالی تحلیل خواهد رفت و این نیز می‌تواند برای ازدواج مخرب باشد.

...


دلیل کاهش تمایل جوانان به ازدواج از زبان یک رفتارشناس

دلیل کاهش تمایل جوانان به ازدواج از زبان یک رفتارشناس

گرایش به جامعه‌گریزی، تنوع‌طلبی جوانان، مسئولیت‌گریزی، ترس از طلاق و شکست در زندگی آینده، ترس از خیانت همسر، رواج مردسالاری و زن‌سالاری و رقابت بین آنها، مهمترین دلایل اجتماعی هستند که تمایل جوانان را به ازدواج کاهش می‌دهند.

به گزارش سرویس زنان جهان، حسین باهر ضمن ابراز نگرانی از روی آوردن جوانان به خصوص دختران به زندگی مجردی در کلانشهرها گفت: متاسفانه روی آوردن جوانان به زندگی مجردی در تهران، شیراز، مشهد، اصفهان، تبریز و اهواز به ۳۰ درصد رسیده است که این موضوع بسیار غم انگیز  و نگران کننده است.

باهر در یاداشتی که در خبرآنلاین منتشر شد افزود: در حال حاضر در تمام اجزای جامعه ما تقابل میان سنت و مدرنیته مشهود است و در این فضا افراد در یک سرگردانی زندگی می کنند. در همین راستا تمایل به زندگی مجردی در طبقات پایین و سنتی جامعه به مراتب کمتر بوده و مانند سایر فعالیتهای اجتماعی متولی این آزادی زنان و دخترانی از طبقه میانی جامعه هستند.

وی افزود: در گذشته دیر ازدواج کردن امر ناپسندی بود اما امروزه این موضوع به یک امر بسیار عادی در جامعه تبدیل شده است.که متاسفانه پخش فیلم‌های مختلف در برنامه‌های ماهواره‌ای موجب الگوبرداری جوانان از فرهنگ غرب شده است و در اثر گرایش جوانان به این فرهنگ، زندگی مجردی و بی‌میلی به ازدواج در جامعه رشد می‌یابد. مداخله خانواده‌ها در زندگی جوانان یکی دیگر از دلایل بالا رفتن سن ازدواج است و اعتیاد برخی از جوانان به مواد مخدر نیز موجب ترس بسیاری از دختران از ازدواج می‌شود.

این استاد دانشگاه شهید بهشتی با بیان اینکه بنیانگذار ازدواج دانشجویی در دانشگاه شهید بهشتی بوده است گفت: متاسفانه دیده می شود که انگیزه جوانان از ازدواج‌های دانشجویی بیشتر از روی هوس، احساس و دریافت وام یا هدایا از سوی سازمان‌ها است.

وی تاکید کرد: ازدواج دانشجویی باید با انجام مشاوره و اجازه خانواده‌ها صورت گیرد و تمام امکانات لازم از قبیل خوابگاه و شغل مناسب برای این جوانان پس از اتمام تحصیلات تأمین شود.

وی دلایل مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و سیاسی را در بالا رفتن سن ازدواج جوانان تأثیر‌گذار دانست و به برخی از آنها شاره کرد.

*مشکلات اقتصادی که موجب تاخیر در ازدواج جوانان می شود
حسین باهر گفت: در زمینه مشکلات اقتصادی، تهیه مسکن، تهیه وسایل زندگی، مهریه سنگین، بیکاری، رفاه زدگی برخی از جوانان و فقر خانوادگی، از مهمترین دلایل اقتصادی موثر در تأخیر ازدواج جوانان است.

باهر افزود: از طرفی فقر مالی خانواده‌ها در تأمین امکانات ازدواج فرزندانشان از عوامل موثر در تأخیر ازدواج است چون مادی بودن قوانین مانند زندانی شدن جوانانی که قادر به پرداخت مهریه نیستند موجب ترس آنها از ازدواج می‌شود. هزینه‌های سنگین عقد و عروسی هم در تأخیر ازدواج موثر است مثلا برخی از تالارها برای هر نفر مهمان، ۱۰۰ هزار تومان هزینه دریافت می‌کنند و از سوی دیگر نداشتن جهیزیه کافی برخی از دختران، آنها را از ازدواج منصرف می‌کند.

*مسائل فرهنگی که موجب بالارفتن سن ازدواج می شود
این استاد رفتارشناس گفت: از مسایل فرهنگی که سن ازدواج را بالا می‌برد، می توان به ادامه تحصیلات به ویژه توسط دختران، مدرن شدن زندگی، الگوپذیری جوانان از غرب و تمایل آنها به زندگی مجردی، تزلزل ارزش‌های سنتی و مهاجرت فرهنگی، اشاره کرد.

وی تصریح کرد: با توجه به ناهنجاری‌های موجود در خانواده گاهی شکست والدین در زندگی و درگیری‌های مداوم آنها موجب عدم تمایل آنها برای ازدواج فرزندانشان می‌شود.

*مسائل اجتماعی که موجب بالارفتن سن ازدواج می شود
این استاد دانشگاه ادامه داد: درباره مسایل اجتماعی و اخلاقی که موجب عدم تمایل جوانان به ازدواج می‌شود، هم می توان گرایش به جامعه‌گریزی، تنوع‌طلبی جوانان، مسئولیت‌گریزی، ترس از طلاق و شکست در زندگی آینده، ترس از خیانت همسر، رواج مردسالاری و زن‌سالاری و رقابت بین آنها، یاد کرد.

وی گفت: به عقیده من هدف اصلی از ازدواج باید رسیدن زن و مرد به کمال باشد همچنین رواج بی‌بند و باری و مبهم بودن آینده جوانان در کاهش ازدواج موثر است.

*تاثیر دیر ازدواج کردن بر فرد
حسین باهر عنوان کرد: دیر ازدواج کردن می تواند بر فرد تاثیرات بدی داشته باشد. عدم مسئولیت پذیری و بی‌توجهی به آن در سایر زمینه‌های زندگی، انحراف جسمی و جنسی جهت ارضای غرایز نفسانی، هدر رفتن سنین جوانی و طراوت، بدخلقی در زندگی به دلیل عدم ارضای نیازهای فرد، فریب آسان دختران در سنین بالا با وعده دروغین ازدواج توسط پسرها، دلنگرانی‌ پدر و مادرها از دیر ازدواج کردن فرزندان و پناه بردن به مصرف مواد مخدر، از مهمترین آسیب‌های ازدواج دیرهنگام است.

*راه حل های دکتر حسین باهر برای ترغیب جوانان به ازدواج
وی اظهار داشت: می توان با معاف کردن افراد متاهل از سربازی غیرآموزشی، اولویت‌ استخدام برای افراد متأهل که شرایط لازم را دارند، واگذاری خانه‌های استیجاری ارزان قیمت به جوانان تحصیل کرده و متأهل، دادن وام‌های ازدواج بدون بهره و ارتقاء فرهنگ ازدواج با تشریح نیازهای طبیعی و حقوق متقابل زن و مرد، جوانان را به ازدواج ترغیب کرد.

همچنین ایجاد فضای مناسب و ارزان قیمت برای ازدواج دسته‌جمعی جوانان را عاملی در افزایش تمایل آنها به ازدواج دانست و افزود: تعدیل مهریه‌ها تا سقف ۲۰۰ سکه و زندانی نکردن افراد به دلیل عدم توانایی در پرداخت مهریه و تملک اموال بعد از ازدواج به صورت نصف میان زن و مرد، تمایل جوانان را به ازدواج افزایش می‌دهد.

این استاد رفتار شناس در پایان عنوان کرد: عملکرد نهادهای مسئول در امر ازدواج جوانان ناموفق است و امر ازدواج جوانان باید به افراد متخصص سپرده شود و اندیشمندانی فعال در این زمینه برای معضل بزرگ تأخیر در ازدواج جوانان چاره‌اندیشی کنند. همچنین مشاوره رایگان ازدواج در مراکز مشاوره می‌تواند در ازدواج موفق جوانان، شناخت کامل آنها از یکدیگر و کاهش شکست در ازدواج موثر باشد

...


شناخت در ازدواج

شناخت در ازدواج

 

ازدواج بعد از متولد شدن انسان مهمترین واقعه زندگی محسوب میشود . در عین حال ازدواج بدون انتخاب و شناختن فرد مورد نظر غیر ممکن است و به همین لحاظ تحقیق کردن و شناخت طرف مقابل از مهترین مراحل و مقدمات انتخاب همسر و ازدواج میباشد .

گروهی از جوانان جامعه ما در این زمانه خصوصیات مادی را بیشتر مورد توجه قرار میدهند و از توجه کافی به مسائل مهمتر که روح زندگی مشترک از آن نشاط میابد غافل میشوند .

همیشه برای داشتن یک زندگی سالم و پویا و پرعاطفه و آرامش بخش، تلاش کردن شایسته بنظر میرسد و بدیهیست وقتی میتوان با دقت کردن در انتخاب اولیه تا حدود زیادی در مورد آینده زندگی مطمئن شد این امر جدی تر از همیشه بنظر میرسد .

با هم بودن و در کنار هم بودن روزی اتفاق خواهد افتاد رسیدن به زیبایی و موقعیتهای مالی مناسب هم بدست آوردنیست ، اما آرامش و وجود روحیه تفاهمی که زمینه ساز آرامش است گوهری گرانبها و بسیار با ارزش است که به سادگی و با ساده انگاری بدست نمیآید .

این مساله را در زندگی افرادی که همسرانی زیبا و یا موقعیتهای مالی مناسب دارند ولی بدنبال آرامش میگردند میتوان جستجو کرد .انسان وقتی از آرامش و سلامت روحی و روانی خود دور میشود حاضر است در دورافتاده ترین جزایر متروکه با حداقل امکانات زندگی قرار بگیرد ولی آرامش داشته باشد ،این رفتار را در عکس العمل افرادی که در تنگنا دست به خودکشی میزنند بسادگی مشاهده میکنیم .

بنابر این باید دقت داشت هدف بزرگ و اصلی زندگی داشتن آرامش در کنار همسر است و رسیدن به این نقطه متعالی در زندگی مستلزم شناخت خود و طرف مقابل است .

اینکه بگوئیم زیبایی و یا پولدار بودن بالفطره خوب یا بد است یک اشتباه میباشد .

بلکه بدی موضوع جایی خودش را نشان میدهد که انسان رشد نیافته در مقابل موقعیتهای ظاهری اغوا میشود و شناخت خود و طرف مقابل را با بهانه هایی که برای خود میتراشد کنار میگذارد . و در واقع این قسمت بد موقعیتهای ظاهری و مادیست .

عواملی که باعث شکوفائی و پایندگی زندگی مشترک میشود ریشه در تفکرات فردی و تربیتهای اجتماعی و خانوادگی فرد دارد و در واقع خوشبختی در جان انسانها ریشه دارد و آنرا نمیتوان بیرون از خود جستجو کرد .

میتوان نتیجه گرفت قدمهای اساسی(مهمتر)در تشکیل زندگی مشترک مواردی مثل خود شناسی و شناختن زندگی مشترک و اهداف و انگیزه های زندگی مشترک و همچنین شناخت طرف مقابل و همگونی و سازگاری او با آرمانها و اهداف زندگی مشترک است .

در این میان اقدام به شناخت طرف مقابل بدون آگاهی کافی از مفهوم و انگیزه های زندگی مشترک و بدون شناخت صحیح از شخصیت خود وقت تلف کردن بنظر میرسد .

افرادی که عنوان میکنند در کوچه و خیابان به تحقیق پرداخته اند و در نهایت در زندگی مشترکشان شکست خورده اند باید به نحوه شناختشان شک کنند .

گذشته از شناختی که باید از خود و زندگی در فرد ایجاد شود و مقدمه شناخت طرف مقابل میباشد، شناخت طرف مقابل هم نیاز به علم و آگاهی کافی دارد که سعی میکنیم  به این مورد بپردازیم .

یکی از مهمترین مسائلی که در هنگام آشنایی بمنظور ازدواج ممکن است اتفاق بیفتد تغییرات رفتاریست که بعدها آسیبهای فراوانی به رابطه زناشوئی وارد میکند .

دختری که کمتر لبخند به لب دارد با خنده های ملیحانه در هنگام صحبت و آشنایی سعی میکند خود را در دل طرف مقابل جا کند و یا پسری که تا بحال یک خط شعر نو ننوشته ادعای شاعر بودن میکند .

اما فردای روزگار طرفین خواستار ادامه شرایطی هستند که بر اساس آن همسرشان را انتخاب کرده اند .

غیر از این رفتار تعارف گونه ما ایرانیها اصرار و تاکید بر مسائلی مثل کم بودن رابطه بین دختر و پسر تا اینکه به طرف مقابل القاء شود دختر در خانواده خود آفتاب و مهتاب ندیده است و متعاقب آن آشکارشدن روحیات و واقعیتهای زندگی گذشته دختر و پسر عواملی مخرب میباشند .

از اینجهت اشاره من به شناخت عواملی غیر از شناخت مستقیم میباشد ، در حالی که فرد موردنظر در تصور و مورد توجه و تحقیق ماست بررسی عوامل ریشه ای تربیت فرد خیلی ساده تر از شخصیت او پرده بر میدارد .

در تعالیم دینی داریم دختر را از دائی و برادرهایش میتوان شناخت و این اشاره ای بر ابزار شناخت غیر مستقیم است که بنظر میرسد کاربردی تر باشد . رفتن به کوچه ها و خیابانها شاید اگر مشکلات شخصیتی و اجتماعی در طرف مقابل وجود داشته باشد بتواند روشن کننده باشد اما در شناخت واقعی که لازم است از فرد در خانواده بدست آید کمتر موثر است .

بنابر این شایسته است شناخت بیرونی و درونی همراه هم اتفاق بیفتد .

موضوعی که در شناخت درون خانواده همسر آینده مهم میباشد این است که پی بردن به حسنهای خانوادگی هر چند باعث خوش آیند ما میشود ولی شناخت صحیح معمولا با پی بردن به عوامل آزاد دهنده و ریشه های ناسازگاری و کجروی کامل میشود .

شما زمانی میتوانید بگوئید طرفتان را خوب شناخته اید که به نکات منفی شخصیت طرف مقابلتان خوب پی برده باشید و این کار براحتی محقق نمیشود .

شاید بخاطر همین باشد که در هر کدام از راهنمائیهای انجام شده به عواملی اشاره میشود و شناخت کامل را نمیشود هرگز براحتی و قبل از زندگی مشترک کسب کرد و هدف ما از تحقیقات و اشنائیها بالابردن درصد شناختمان میباشد نه صد در صدکامل کردن آن.

اشاره ای که در این مقوله میگنجد در نظر گرفتن شرایط منفی خانواده های ناسالم میباشد ، چرا که فرزندان با روحیات ناسالم از این خانواده ها شکل میگیرند .و پیشنهاد میشود وقت کافی برای شناخت خانواده همسر آینده صرف شود که این روش وسیله ای برای شناخت غیر مستقیم خود فرد هم میباشد .

بعضی از مشخصه های خانواده ناسالم بشرح زیر است .این علائم به منزله تابلوی احتیاط است و نه ورود اکیداً ممنوع .

اول اینکه خانواده های ناسالم س

ازدواج بعد از متولد شدن انسان مهمترین واقعه زندگی محسوب میشود . در عین حال ازدواج بدون انتخاب و شناختن فرد مورد نظر غیر ممکن است و به همین لحاظ تحقیق کردن و شناخت طرف مقابل از مهترین مراحل و مقدمات انتخاب همسر و ازدواج میباشد .

گروهی از جوانان جامعه ما در این زمانه خصوصیات مادی را بیشتر مورد توجه قرار میدهند و از توجه کافی به مسائل مهمتر که روح زندگی مشترک از آن نشاط میابد غافل میشوند .

همیشه برای داشتن یک زندگی سالم و پویا و پرعاطفه و آرامش بخش، تلاش کردن شایسته بنظر میرسد و بدیهیست وقتی میتوان با دقت کردن در انتخاب اولیه تا حدود زیادی در مورد آینده زندگی مطمئن شد این امر جدی تر از همیشه بنظر میرسد .

با هم بودن و در کنار هم بودن روزی اتفاق خواهد افتاد رسیدن به زیبایی و موقعیتهای مالی مناسب هم بدست آوردنیست ، اما آرامش و وجود روحیه تفاهمی که زمینه ساز آرامش است گوهری گرانبها و بسیار با ارزش است که به سادگی و با ساده انگاری بدست نمیآید .

این مساله را در زندگی افرادی که همسرانی زیبا و یا موقعیتهای مالی مناسب دارند ولی بدنبال آرامش میگردند میتوان جستجو کرد .انسان وقتی از آرامش و سلامت روحی و روانی خود دور میشود حاضر است در دورافتاده ترین جزایر متروکه با حداقل امکانات زندگی قرار بگیرد ولی آرامش داشته باشد ،این رفتار را در عکس العمل افرادی که در تنگنا دست به خودکشی میزنند بسادگی مشاهده میکنیم .

بنابر این باید دقت داشت هدف بزرگ و اصلی زندگی داشتن آرامش در کنار همسر است و رسیدن به این نقطه متعالی در زندگی مستلزم شناخت خود و طرف مقابل است .

اینکه بگوئیم زیبایی و یا پولدار بودن بالفطره خوب یا بد است یک اشتباه میباشد .

بلکه بدی موضوع جایی خودش را نشان میدهد که انسان رشد نیافته در مقابل موقعیتهای ظاهری اغوا میشود و شناخت خود و طرف مقابل را با بهانه هایی که برای خود میتراشد کنار میگذارد . و در واقع این قسمت بد موقعیتهای ظاهری و مادیست .

عواملی که باعث شکوفائی و پایندگی زندگی مشترک میشود ریشه در تفکرات فردی و تربیتهای اجتماعی و خانوادگی فرد دارد و در واقع خوشبختی در جان انسانها ریشه دارد و آنرا نمیتوان بیرون از خود جستجو کرد .

میتوان نتیجه گرفت قدمهای اساسی(مهمتر)در تشکیل زندگی مشترک مواردی مثل خود شناسی و شناختن زندگی مشترک و اهداف و انگیزه های زندگی مشترک و همچنین شناخت طرف مقابل و همگونی و سازگاری او با آرمانها و اهداف زندگی مشترک است .

در این میان اقدام به شناخت طرف مقابل بدون آگاهی کافی از مفهوم و انگیزه های زندگی مشترک و بدون شناخت صحیح از شخصیت خود وقت تلف کردن بنظر میرسد .

افرادی که عنوان میکنند در کوچه و خیابان به تحقیق پرداخته اند و در نهایت در زندگی مشترکشان شکست خورده اند باید به نحوه شناختشان شک کنند .

گذشته از شناختی که باید از خود و زندگی در فرد ایجاد شود و مقدمه شناخت طرف مقابل میباشد، شناخت طرف مقابل هم نیاز به علم و آگاهی کافی دارد که سعی میکنیم  به این مورد بپردازیم .

یکی از مهمترین مسائلی که در هنگام آشنایی بمنظور ازدواج ممکن است اتفاق بیفتد تغییرات رفتاریست که بعدها آسیبهای فراوانی به رابطه زناشوئی وارد میکند .

دختری که کمتر لبخند به لب دارد با خنده های ملیحانه در هنگام صحبت و آشنایی سعی میکند خود را در دل طرف مقابل جا کند و یا پسری که تا بحال یک خط شعر نو ننوشته ادعای شاعر بودن میکند .

اما فردای روزگار طرفین خواستار ادامه شرایطی هستند که بر اساس آن همسرشان را انتخاب کرده اند .

غیر از این رفتار تعارف گونه ما ایرانیها اصرار و تاکید بر مسائلی مثل کم بودن رابطه بین دختر و پسر تا اینکه به طرف مقابل القاء شود دختر در خانواده خود آفتاب و مهتاب ندیده است و متعاقب آن آشکارشدن روحیات و واقعیتهای زندگی گذشته دختر و پسر عواملی مخرب میباشند .

از اینجهت اشاره من به شناخت عواملی غیر از شناخت مستقیم میباشد ، در حالی که فرد موردنظر در تصور و مورد توجه و تحقیق ماست بررسی عوامل ریشه ای تربیت فرد خیلی ساده تر از شخصیت او پرده بر میدارد .

در تعالیم دینی داریم دختر را از دائی و برادرهایش میتوان شناخت و این اشاره ای بر ابزار شناخت غیر مستقیم است که بنظر میرسد کاربردی تر باشد . رفتن به کوچه ها و خیابانها شاید اگر مشکلات شخصیتی و اجتماعی در طرف مقابل وجود داشته باشد بتواند روشن کننده باشد اما در شناخت واقعی که لازم است از فرد در خانواده بدست آید کمتر موثر است .

بنابر این شایسته است شناخت بیرونی و درونی همراه هم اتفاق بیفتد .

موضوعی که در شناخت درون خانواده همسر آینده مهم میباشد این است که پی بردن به حسنهای خانوادگی هر چند باعث خوش آیند ما میشود ولی شناخت صحیح معمولا با پی بردن به عوامل آزاد دهنده و ریشه های ناسازگاری و کجروی کامل میشود .

شما زمانی میتوانید بگوئید طرفتان را خوب شناخته اید که به نکات منفی شخصیت طرف مقابلتان خوب پی برده باشید و این کار براحتی محقق نمیشود .

شاید بخاطر همین باشد که در هر کدام از راهنمائیهای انجام شده به عواملی اشاره میشود و شناخت کامل را نمیشود هرگز براحتی و قبل از زندگی مشترک کسب کرد و هدف ما از تحقیقات و اشنائیها بالابردن درصد شناختمان میباشد نه صد در صدکامل کردن آن.

اشاره ای که در این مقوله میگنجد در نظر گرفتن شرایط منفی خانواده های ناسالم میباشد ، چرا که فرزندان با روحیات ناسالم از این خانواده ها شکل میگیرند .و پیشنهاد میشود وقت کافی برای شناخت خانواده همسر آینده صرف شود که این روش وسیله ای برای شناخت غیر مستقیم خود فرد هم میباشد .

بعضی از مشخصه های خانواده ناسالم بشرح زیر است .این علائم به منزله تابلوی احتیاط است و نه ورود اکیداً ممنوع .

اول اینکه خانواده های ناسالم سعی در طبیعی جلوه دادن وضعیت خود میکنند و برای آن تلاش میکنند چون این کمبود زندگی آنهاست .

از بزرگترین مشخصه های خانواده های نا همگون اقدام به ظاهر سازی و مردم فریبی و تظاهر به خوب بودن است ولی این امکانات با ابزاری غیر از دروغ و فریب برایشان محقق نمیشود .

معمولا زن سالاری و یا مرد سالاری افراد خانواده را بسوی پیروی بی قید و شرط از خواسته های آنها پیش میبرد و احترامی برای عقاید افراد خانواده وجود ندارد .(طبیعیست افرادی ترسو و ضعیف النفس و یا متکبر و خودخواه در این خانواده ها رشد خواهند کرد که آینده ای مثل والدین خود خواهند داشت)

در این خانواده ها شادی کم و غصه و ناراحتی زیاد است

آرمانگرائی در اینکه خانواده ما از همه بی عیب و نقصتر است و اشاعه این تفکر که دیگران در مقابل ما ضعیفتر و ناقصتر و حقیرترند .

نبودن گذشت در مقابل اشتباهات دیگران(کینه شدید) و همیشه بر کرسی قضاوت نشستن و در مقابل بی توجهی به حقوق دیگران .

تفاخر و تعریف از خود چه به صورت جلوه دادن موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی و یا اصل و نسب و پیشینه نشان دهنده این است که افرادی که به این شکل رفتار میکنند در درون خود دلایل کافی برای بزرگ بودن ندارند و شخصیت کوچکی دارند .

توقع زیاد از دیگران

لجبازی و یکدندگی افراطی

و . . .

با توجه به این شرایط خانواده ای میتواند مورد توجه شما باشد که کمتر درگیر مشکلات مذکور باشد در کنار این بررسیها، توجه به خوش آیند بودن ظاهر و موقعیت اجتماعی و مسائل مادی دیگر اگر بجا باشد بد نیست و در هر صورت همگونی و همانندیهای اعتقادی و فرهنگی و اقتصادی کمک زیادی به پا بر جایی زندگی مشترک میکند

عی در طبیعی جلوه دادن وضعیت خود میکنند و برای آن تلاش میکنند چون این کمبود زندگی آنهاست .

از بزرگترین مشخصه های خانواده های نا همگون اقدام به ظاهر سازی و مردم فریبی و تظاهر به خوب بودن است ولی این امکانات با ابزاری غیر از دروغ و فریب برایشان محقق نمیشود .

معمولا زن سالاری و یا مرد سالاری افراد خانواده را بسوی پیروی بی قید و شرط از خواسته های آنها پیش میبرد و احترامی برای عقاید افراد خانواده وجود ندارد .(طبیعیست افرادی ترسو و ضعیف النفس و یا متکبر و خودخواه در این خانواده ها رشد خواهند کرد که آینده ای مثل والدین خود خواهند داشت)

در این خانواده ها شادی کم و غصه و ناراحتی زیاد است

آرمانگرائی در اینکه خانواده ما از همه بی عیب و نقصتر است و اشاعه این تفکر که دیگران در مقابل ما ضعیفتر و ناقصتر و حقیرترند .

نبودن گذشت در مقابل اشتباهات دیگران(کینه شدید) و همیشه بر کرسی قضاوت نشستن و در مقابل بی توجهی به حقوق دیگران .

تفاخر و تعریف از خود چه به صورت جلوه دادن موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی و یا اصل و نسب و پیشینه نشان دهنده این است که افرادی که به این شکل رفتار میکنند در درون خود دلایل کافی برای بزرگ بودن ندارند و شخصیت کوچکی دارند .

توقع زیاد از دیگران

لجبازی و یکدندگی افراطی

و . . .

با توجه به این شرایط خانواده ای میتواند مورد توجه شما باشد که کمتر درگیر مشکلات مذکور باشد در کنار این بررسیها، توجه به خوش آیند بودن ظاهر و موقعیت اجتماعی و مسائل مادی دیگر اگر بجا باشد بد نیست و در هر صورت همگونی و همانندیهای اعتقادی و فرهنگی و اقتصادی کمک زیادی به پا بر جایی زندگی مشترک میکند

...


چگونه ازدواج موفقی داشته باشیم

چگونه ازدواج موفقی داشته باشیم

آیا جزو افرادی هستید که تصمیم به ازدواج دارید یا اینکه در حال حاضر متاهلید و از دنیای تجرد خداحافظی کرده‌اید؟ هیچ فرقی نمی‌کند چرا که داشتن یک ازدواج موفق برای مجردها و تبدیل آن به یک زندگی موفق برای متاهل‌ها از اهمیت زیادی برخوردار است و آینده افراد را رقم می‌زند....

 حتما شما هم شنیده‌اید که می‌گویند ازدواج مانند یک هندوانه سربسته است. هر چقدر هم در خرید یک هندوانه تخصص داشته باشید باز هم درصدی امکان دارد اشتباه کنید و به جای یک هندوانه قرمز و سالم و شیرین، هندوانه‌ای سفید و بی‌مزه نصیب‌تان شود. به عبارت دیگر، هر چقدر هم قبل از ازدواج، محتاط باشید و همه جوانب را بسنجید باز هم معلوم نیست نتیجه آن ازدواج موفقی باشد.

اما دکتر پروین ناظمی، روان‌شناس و مشاور خانواده این نظریه را تایید نمی‌کند و معیارهای یک ازدواج موفق را پلی برای داشتن یک زندگی موفق می‌داند. آنچه می‌خوانید گفت‌وگوی ما با خانم دکتر ناظمی درباره معیارهای یک ازدواج موفق و باورهای غلط پیرامون آن است.

  خانم دکتر! از ازدواج موفق چه تعریفی دارید؟

ازدواج موفق به یک انتخاب صحیح و با تدبیر برمی‌گردد. متاسفانه بسیاری از افراد ازدواج را وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف خود می‌دانند و بر این باورند ازدواج موفق، ازدواجی است که مشکلات دوران تجرد را از بین ببرد. به عنوان نمونه تامین نیازهای مادی و جسمانی، برخورداری از موقعیت اجتماعی بهتر، فرار از مشکلات خانوادگی دوران مجردی، داشتن یک همسر زیبا برای خودنمایی، فرار از تنهایی و مسایلی از این قبیل را ملاک اصلی ازدواج قرار می‌دهند و چه بسیار ازدواج‌هایی که به دلیل این باورهای نادرست به طلاق منجر شده است.

 بنابراین یک انتخاب موفق باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

مهم‌ترین نکته برای داشتن یک ازدواج موفق این است که شناخت مقدم بر عشق باشد. به عبارت دیگر، یک انتخاب درست بر مبنای شناخت شکل می‌گیرد و بعد از شناخت طرف مقابل، عشق به وجود می‌آید. متاسفانه این روزها دخترها و پسرها اول عشق را تجربه می‌کنند و بر پایه آن می‌خواهند به شناخت برسند و این در حالی است که این عشق ظاهری چشم آنها را روی حقایق و عیب‌های طرف مقابل می‌بندد و در مدت کوتاهی پس از آغاز زندگی مشترک‌شان به این نتیجه می‌رسند که عشق برای خوشبخت شدن کافی نیست و ادامه زندگی برایشان غیرممکن می‌شود. البته این‌طور نیست که مشکلات پیش آمده قبل از ازدواج و در دوران دوستی و نامزدی وجود نداشته بلکه دوست داشتن‌های بدون شناخت و دلبستگی‌های احساسی مانع شده تا طرفین واقع‌بین باشند و عیب‌های طرف مقابل خود را ببینند و اگر هم دیده‌اند از آن چشم‌پوشی کرده‌اند؛ به این امید که بعد ازدواج بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.

  برای رسیدن به این شناخت، چه پیش‌شرط‌هایی لازم است؟

مهم‌ترین قدم، ‌رسیدن به خودآگاهی و طی کردن مراحل خودشناسی است. فرد باید قبل از هر انتخابی، نقاط‌ضعف و قوت خود را به طور کامل بشناسد، هدف و ارزش‌های زندگی‌اش را مشخص کند و با شناسایی ملاک‌های یک انتخاب موفق دست به انتخابی شایسته بزند. ما معتقدیم فردی می‌تواند انتخاب شود و دست به انتخاب بزند که مراحل 5 گانه بلوغ (رشد جسمانی، عقلانی، اجتماعی، اخلاقی، عاطفی و روانی) را گذرانده باشد. البته نمی‌توان این موضوع را نادیده گرفت که هیچ انسانی کامل نیست و باید فردی را انتخاب کنیم که تا حد ممکن به ایده‌آل‌های ما نزدیک باشد اما هیچ صددرصدی وجود ندارد. در کنار این موضوع داشتن شرایط روانی مناسب، تطابق فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی، داشتن شخصیتی سالم و باثبات و درک متقابل تفاوت‌های میان زن و مرد از جمله پیش‌شرط‌های یک انتخاب مناسب است که می‌تواند به یک شناخت مناسب برسد، رنگ عشق به خود بگیرد و یک ازدواج موفق را رقم بزند. در عین حال ما باید مطمئن شویم که طرف مقابل ما در کنار یک همسر خوب بودن، می‌تواند یک مادر یا پدر خوب هم باشد.

 آیا این ممکن است که یک ازدواج موفق به یک زندگی مشترک ناموفق ختم شود؟

این موضوع بستگی دارد که ازدواج موفق از دیدگاه طرفین چه تعریفی داشته و چگونه شکل گرفته است. اغلب ازدواج‌های مبتنی بر عشق و بدون شناخت کافی از طرف مقابل شاید در اوایل، یک ازدواج موفق باشد اما همان‌طور که گفتم داشتن یک زندگی موفق را تضمین نمی‌کند و بحث‌ها و بگومگوها و دعواها مدت کوتاهی پس از ازدواج آغاز می‌شود. از طرفی یک ازدواج موفق زمانی به یک زندگی موفق ختم می‌شود که زن و شوهر مهارت حل مساله و همدلی را بیاموزند و در زندگی مشترک آنها را به کار بگیرند. ببینید، ما باید یاد بگیریم به مسایل از دیدگاه فرد مقابل نگاه کنیم، به احساسات و خواسته‌های طرف مقابل احترام بگذاریم، زمانی که عصبانی هستیم روی خواسته‌هایمان پافشاری نکنیم، با بروز کوچک‌ترین مشکلی یک گفت‌وگوی منطقی داشته باشیم، به جای شنیدن، مهارت گوش کردن را یاد بگیریم و در زندگی مشترک‌مان گذشت کنیم و مسایل جزیی و پیش پاافتاده را به جنجال و کشمکش تبدیل نکنیم.

  بسیاری از افراد بر این باورند در طول زندگی مشترک عشق جای خود را به عادت می‌دهد. آیا این عادت در تعریف زندگی موفق جایگاهی دارد؟

زن و شوهر باید هر چند وقت یکبار گردوخاک زندگی مشترک را بگیرند و با ایجاد تنوع، نگذارند عشق به عادت صرف تبدیل شود. البته عادتی که توأم با عشق باشد نشانه‌ای از یک زندگی مشترک موفق است و نمی‌توان از آن خرده گرفت و اصلا اجتناب‌ناپذیر است. توصیه من به همه زوج‌ها این است که مثلا سالی 2 هفته از هم دور شوند تا با یک تیر دو نشان بزنند. به این معنا که هم میزان عشق و دلبستگی طرف مقابل را بسنجند و هم مانع شوند تا عشق آنها به یک عادت صرف تبدیل شود. البته نباید فراموش کنیم که پایه یک ازدواج موفق شناخت و پایه یک زندگی موفق عشق، اعتماد، گذشت و صداقت است. درواقع یک زوج موفق خواسته‌ها و انتظارات خود را به صراحت می‌گویند، استقلال و فردیت خود را در طول زندگی مشترک حفظ می‌کنند و به حریم خصوصی طرف مقابل احترام می‌گذارند، روش‌های حل اختلاف را می‌آموزند و به کار می‌گیرند و برای حفظ رابطه تلاش می‌کنند و نمی‌گذارند عادت جایگزین عشق آنها شود.

  حالا اگر بنا به دلایلی به این نتیجه رسیدیم که ازدواج ناموفقی داشته‌ایم یا اینکه دیگر زندگی مشترک موفقی نداریم. در این شرایط مراجعه به یک مشاور خانواده می‌تواند راهگشا باشد؟

این موضوع بستگی به افراد دارد. زوج‌های موفق قبل از مراجعه به مشاور و بررسی مشکلات پیش آمده، به دادگاه نمی‌روند تا سند طلاق را امضا کنند بلکه می‌کوشند تا مشکلات را به بهترین شکل ممکن حل کنند.

البته مشاور به شرطی کمک‌کننده است که طرفین خودشان بخواهند بحران را حل کنند و به تکنیک‌های توصیه‌شده به خوبی عمل کنند. متاسفانه در کشور ما زن و شوهر زمانی به مشاور خانواده مراجعه می‌کنند که به بن‌بست رسیده‌اند و به مشاور نیاز دارند تا حکم طلاق آنها را تایید کند. در این شرایط کاری از دست بهترین و خبره‌ترین مشاور هم برنمی‌آید اما اگر زن و شوهر نه برای خراب کردن رابطه بلکه برای حفظ آن به مراکز مشاوره مراجعه کنند قطعا نتیجه خواهند گرفت و می‌توانند ازدواج و زندگی موفقی داشته باشند.

...


چطور برای خواستگاری تحقیق کنیم؟

در ازدواج، دو نوع تحقیق وجود دارد؛ تحقیق اولیه و تحقیق اصلی. تحقیق اولیه مختصر است و قبل از اجازه‌گرفتن برای خواستگاری انجام می‌شود و مسئله همتایی خانواده‌ها از جهت اجتماعی، فرهنگی و دینی مد نظر است. سؤالات اولیه درباره سن، تحصیلات، خدمت نظام وظیفه، شهر محل زندگی و… در همان تماس تلفنی برای قرار خواستگاری پرسیده می‌شود. تحقیق اصلی پس از خواستگاری و جلسات گفتگوی پسر و دختر و با هدف رفع ابهامات انجام می‌شود.

موضوعات قابل طرح در تحقیق

 

۱- خانواده

۲- رفتار فردی و اجتماعی: (سوالاتی از قبیل: صفت بارز اخلاقی او چیست؟ آیا عصبانی می‌شود؟ این حالت چه عکس‌العملی نشان می‌دهد؟رفتار اجتماعی او را چگونه می‌بینید؟ کدام صفات اخلاقی را در او بیشتر می‌بینید؟ عصبانیت او را در چه مواقعی دیده‌اید؟با چه افرادی (چه تیپ شخصیتی) رفت‌وآمد می‌کند؟ معاشرت او با دیگران چگونه است؟ اجتماعی است یا منزوی؟ تا چه حد به خانواده و دوستان خود وفادار است؟ چقدر به تعهدات خود پایبند است؟ تلاش او برای کسب روزی حلال چگونه است؟  و…)

۳- دوستان

۴- مسئولیت‌پذیری

۵- رعایت حقوق دیگران

۶- اعتقادات مذهبی

۷- توانمندی‌های فرد


از چه کسانی تحقیق کنیم؟

۱- تحقیق از آشنایان

بستگان شخص‌ از روحیات‌، اخلاق و کردار او باخبرند. می‌توان درباره فرد مورد نظر از آنها تحقیق کرد. البته این به تنهایی کافی نیست چون ممکن است خویشاوندان‌، مصلحت‌اندیشی کنند.

۲- تحقیق از دوستان

دوستان نزدیک فرد که مدتی با او در تماس و معاشرت و دوستی بوده‌اند منابع خوبی برای تحقیق هستند. دوستی محصول همرنگی و تفاهم است و معمولا افراد درستکار با افراد ناشایست و بی‌بندوبار دوست نمی شوند. درواقع دوستان هرکس تا حدی منعکس‌کننده روحیات او هستند.

۳-  تحقیق از محل کار یا تحصیل

این افراد ممکن است مطالبی درباره شخص مورد نظر بدانند که حتی خویشان و دوستان نزدیک او ندانند. این روش تحقیق از دو روش پیش بهتر نیست اما کامل کننده آنهاست. از این طریق ما قادر به شناخت فرد در زمینه‌هایی هستیم مانند: نحوه برخورد او با ارباب رجوع، نحوه مراوده با همکاران، همکاری و سازش با دیگران و پایبندی به اعتقادات دینی.


۴-  تحقیق از همسایه ها

این رایج ترین روشی است که افراد با آن تحقیق می کنند. با تحقیق در محل کار و تحصیل می‌توان به شناختی از فرد و روحیات او دست یافت، اما با تحقیق در محل زندگی او، امکان شناخت خانواده هم میسر می‌شود. البته مشروط بر آنکه اعضای خانواده او در محل سکونت فرد مورد نظر حضور داشته باشند و علاوه بر آن مدتی از زمان سکونت آنها در آن محل گذشته باشد تا همسایگان به شناختی هرچند نسبی از آن خانواده رسیده باشند.

از همسایگان در مورد اخلاق در خانه، سابقه دعوا و یا رفتار بد در محله پرس‌وجو کنید اما مواظب باشید که جزئیات خواستگاری و ارتباط با آنها را بر ملا نکنید؛ چون ممکن است همسایه‌ها  بعدا مزاحمت ایجاد کنند.

۵- تحقیق از معرف

در مورد ازدواج هایی با حضور یک معرف، اگر فردی که دختر و پسر را به هم معرفی می‌کند، نسبت به اهمیت کار خود آگاه باشد و آن را با شناخت کافی نسبت به روحیات دو طرف انجام دهد، منبع خوبی برای شناخت و تحقیق خواهد بود.

۶-  صحبت با فرد مورد نظر

بعد از همه این راه ها می توان جلساتی برای گفتگوی خانوادگی، مهمانی های خصوصی با حضور خانواده دختر و پسر و جلسات گفتگوی دو نفره عروس و داماد ترتیب داد تا با هم بیشتر آشنا شوند.

قرار نیست نظرتان در تحقیقات هم‌جهت با شخص منبع تحقیق باشد. شما برای کشف حقیقت آمده‌اید نه برای ایجاد ارتباط و تفاهم هرچند ارتباط مناسب و حسن‌تفاهم. می‌تواند به طرف مقابل اطمینان دهد و نکات مهمی بیان کند


نکات مهم در تحقیق

• سعی کنید با همکار و هم‌مغازه‌ای او قرار ملاقاتی بگذارید و از دوستان او راجع به خصوصیات روحی‌اش سؤال کنید. از مسافرت‌هایی و جاهایی که با هم رفته‌اند و از علایق او بپرسید؛ موقعیت آنها و اینکه به چه اسم و عنوانی مشهورند، چقدر با همسایگان ارتباط دارند و اینکه چه چیزهایی بیشتر برایشان مهم است.

• قرار نیست نظرتان در تحقیقات هم‌جهت با شخص منبع تحقیق باشد. شما برای کشف حقیقت آمده‌اید نه برای ایجاد ارتباط و تفاهم هرچند ارتباط مناسب و حسن‌تفاهم. می‌تواند به طرف مقابل اطمینان دهد و نکات مهمی بیان کند.

• تغییر و تحول در زندگی فرد خود نشانه‌هایی از حالات و روحیات اوست. در تحقیق به این مسئله توجه کنید.

• کسی که برای تحقیق می‌رود، می‌تواند با موضوع دیگری غیر از ازدواج سؤالاتی بپرسد. سپس موضوعات را به‌طور مستقیم بیان کند.

• موضوعاتی که برایتان اهمیت بیشتری دارد به محقق تأکید کنید و از او بخواهید اهمیت موضوع را بروز ندهد.

• اگر هنگام گفتگو با افراد مختلف به تناقضی رسیدید، تحقیق در آن زمینه را با دقت بیشتر و به‌دور از حساسیت ادامه دهید.

...


30 باور غلط در مورد ازدواج

* ازدواج باعث درمان مشکلات روانی می شود.

* اساس ازدواج فقط و فقط عشق است (عشق کافی است).

* عشق مال داستانهاست و در زندگی واقعی وجود ندارد.

* ازدواج راهی برای سعادتمند شدن است.

* ازدواج راهی برای تضمین زندگی فرزندان است (از دیدگاه والدین دختران و پسران جوان).

* ازدواج راهی برای پیشگیری از انحراف فرزندان است.

* ازدواج راهی برای فرار از مشکلات است.

* ازدواج راهی برای جلب رضایت والدین است.

* دوستی قبل از ازدواج، تضمین کننده یک ازدواج موفق است.

* حالا ازدواج می کنم و بعد «او» را تغییر می دهم.

* باید با کسی ازدواج کرد که از همه نظر کامل باشد.

* زن باید وارد یک زندگی کامل شود.

* مهم این است که جوان ازدواج کند، بقیه مسایل حل می شود.

* یک ازدواج هرچند ناموفق بهتر از تجرد است.

* کسی که به خانواده خود خیلی اهمیت می دهد پس حتماً در زندگی مشترک نیز موفق خواهد بود.

* ازدواج می کنم و بعد طلاق می دهم (می گیرم).

* اگر با فلانی ازدواج کنم خوشبختم، ولاغیر.

* ازدواج یعنی خوشبختی و رفاه.

* ازدواج یعنی اسارت.

* مهریه تعیین کننده موفقیت در ازدواج است.

* شاید اگر با دیگری ازدواج می کردم موفق تر بودم.

* زن و شوهر باید کاملاً شبیه هم باشند.

* زن و شوهر باید همه مسایل خود به یکدیگر بگویند.

* زن و شوهر باید کاملاً وقتشان را با هم بگذرانند.

* زن باید تابع و مطیع محض مرد باشد.

* شوهر باید همسرش را به همه خواسته هایش برساند؛ شوهر باید همه مشکلات او را حل کند.

* به هیچکس نمی توان اعتماد کرد. («مردها غیر قابل اعتمادند» یا «زن ها فریبکارند»)

* چون خودم تصمیم گرفتم باید تا آخرش بروم؛ هر قولی که می دهی باید تا آخرش بایستی.

* زن و شوهر باید در همه مسائل اتفاق نظر داشته باشند. زن و شوهر باید تابع هم باشند. زن و شوهر باید همه فعالیت هایشان مشترک باشد.

* مرد باید جلوی زنش در بیاید. به زن نباید رو داد. نباید محبتت را نشان دهی. نباید طرف مقابلت بفهمد که دوستش داری چون آن وقت سوءاستفاده می کند.

* افرادی که طلاق می گیرند حتماً افراد مشکل داری هستند. کسی که طلاق می گیرد حتماً آدم بدی بوده است.

* والدین نباید در تصمیم ما دخالت کنند اما باید زندگی ما را تأمین کنند.

* هر نوع زندگی بهتر از طلاق است.

* طلاق یعنی بدبختی.

* رابطه جنسی پدیده ای گناه آلود یا زشت است.

...


زیبایی ظاهری چقدر در ازدواج مهم است؟

زیبایی ظاهری چقدر در ازدواج مهم است؟

سؤال شما که در مورد شریک زندگی است، نشانه فهم خود شما نسبت به زندگی و نقش مؤثر زوج ها بر سعادت و یا شقاوت همدیگر است. بسیاری از زوجهایی که کارشان با مشاجره، طلاق و… کشیده شد به ملاک های انتخاب همسر، تحقیق، گفتگو و بررسی های زمینه های مشترک و متفاوت همدیگر اهمیت نداده اند. امیدواریم که با بیان مطالب زیر و در ضمن آن پاسخ به هر دو پرسش شما توانسته باشیم راه گشای شما باشیم.

ملاک های انتخاب همسر

الف. ملاک های اساسی و کلیدی: برخی از ملاک های ازدواج ملاک های اساسی برای ازدواج هستند از جمله آنها:

۱٫ تدیّن و ایمان.

۲٫ اخلاق نیکو.

۳٫ شرافت و اصالت خانوادگی.

۴٫ عقل. این ملاک ها نقش مهمی در ازدواج دارند به عنوان مثال می توان نقش آنها را به پی و فنداسیون ساختمان تشبیه کرد و روشن کرد که خانه بدون پی و شالوده دوام نخواهد داشت: شخصی نزد یکی از معصومین ـ علیهم السلام ـ آمد وگفت برای دخترم خواستگار آمده چه کنم امام فرمودند ببیند ایمان و اخلاق خوب دارد. اگر دارد دخترت را به او بده آری کسی که ایمان دارد در زندگی مشترک خود سعی دارد همیشه دستورات خدا را اجرا کند از ظلم به شریک خود پرهیز کند. و اگر همسرش دچار اشتباه و خطایی شد بخاطر خدا گذشت و صبر می کند شخص با ایمان ازدواج را امر مقدسی می داند که با آن ایمانش را حفظ کرده است. در روایت داریم کسی که برای مال کسی با او ازدواج کند خداوند او را به حال خودش وا می گذارد و اگر فقط بخاطر زیبایی اش با او ازدواج کند از او ناخوشایند خواهد شد و اگر به خاطر دین و ایمانش با ازدواج کند خداوند همه آن (امتیازات) را برایش فراهم خواهد کرد.[۱]

ب) ملاک های فرعی ازدواج: ملاک های فرعی ازدواج بسیار مهم اند ولی درجه اهمیت آنها به اهمیت ملاک های اصلی و کلیدی نمی رسد کار آنها مثل دیوارهای ساختمان است که بر روی پی (ملاک های اصلی) قرار می گیرند برخی از این ملاک های فرعی از این قرار است. ۱٫ سلامت جسم و روح. ۲٫ زیبایی ۳٫ تحصیلات. ۴٫ کفو و همتایی زوج ها.[۲]

همتایی و تناسب: در امر ازدواج رعایت همتایی و تناسب بسیار اهمیت دارد. علت عمده بیشتر ناهنجاریها و آشوبزدگیهای زندگی خانواده «عدم تناسب» و «ناهماهنگی» بین زن و شوهر است پس باید با تحقیق از دوستان، هم کلاسی ها، همسایه ها، اقوام و… مشورت و مشاوره ازدواج و گفتگوهای تلفنی و حضوری و مکاتبه (که اگر به قصد ازدواج باشد و با هماهنگی والدین زوج باشد بودن اشکال است) سعی شود تناسب و هماهنگی های دو زوج بررسی شود هر قدر تناسب و هماهنگی بیشتر باشد در زندگی آینده تفاهم بیشتری وجود خواهد داشت و اگر هماهنگی بسیار اندک است بهتر است که ازدواج شکل نگیرد بودند بسیاری از پسرها و دخترها که تنها با چند جمله شیفته هم شدند و پس از چند صباحی اختلافاتشان آشکار گشت و سر از طلاق در آوردند.

دو زوج در چه چیزهایی باید تناسب داشته باشند.[۳]

۱٫ همتایی ایمانی و دینی: البته اگر کسی از خود مطمئن باشد و بداند که با ازدواجش می تواند یک غیرمتدین را دیندار کند درست او را بگیرد خود از دین به بیراهه نرود می توان با غیرمتدین ازدواج کند.

۲٫ همتایی در فرهنگ.

۳٫ همتایی در اخلاق.

۴٫ همتایی در تحصیلات.

۵٫ همتایی جسمی و جنسی (یکی سردمزاج نباشد یکی خیلی گرم مزاج یا یکی قوی و بلند نباشد یکی خیلی کوتاه و ضعیف)

۶٫ همتایی در سن (بهتر است اختلاف ۵-۴ سال باشد)

۷٫ تناسب در مال (خانواده یکی ثروتمند نباشد یکی فقیر در این ازدواج خانواده فقیر در رنج خواهد بود. امّا نسبت به خود جوان، اگر مشغول کار باشند و درآمد متوسطی داشته باشند مشکل ساز نیست اغلب زوج های جوان در شروع زندگی با این مشکلات روبرو هستند (درآمد پایین، مسکن اجاره ای و…) که این با پشتکار و تلاش و توکل به خدا حل می شود آنچه مهم است این است که نباید آنقدر انتظار بالا داشته باشیم و نه اینکه رضایت دهیم بدون داشتن هیچ کاری ازدواج سر بگیرد.

۸٫ تناسب خانوادگی (هر دو خانواده از لحاظ روحی، اخلاقی جسمی، عقلی تناسب داشته باشند.)

۹٫ تناسب سیاسی.

۱۰٫ تناسب اجتماعی (اینگونه نباشد که یکی فقط دوست داشته باشد در منزل باشد از اجتماع دور باشد به کارهای فکری تمرکز داشته باشد و دیگری دوست داشته باشد با همه رفت و آمد کند اهل بگو و بخند باشد و…

۱۱٫ تناسب در زیبایی:[۴] توجه به توازن و تناسب در زیبایی صورت، اندام و قیافه ظاهری بسیار مهم است اگر یکی خیلی زیبا و خوش اندام باشد و دیگری زشت صورت و بدنام احتمال به وجود آمدن ناراحتی و مشکل برای هر دو و عقده ای روانی و عقده محرومیت جنسی و انحراف و بی عفتی و حسرت برای فرد زیبا وجود دارد.

فریب احساسات زودگذر: در برخی از ازدواج های ناموفق می بینیم که یکی بخاطر احساساتش سریع تصمیم گرفته مثلاً همسری که زیبایی ظاهری خوبی داشته با خود گفته خوب نیست آن طرف مقابلم ناراحت مشکل جسمی و نازیبایی خود باشد و این افراد البته می گویند بخاطر خدا نه هوس با او ازدواج می کنم اما پس از ازدواج وقتی زندگی ای مشترک آنها شروع می شود و واقع بینانه تر به زندگی نگاه می کنند از تصمیم خود منصرف می شوند و شروع به ناسازگاری می کنند اگر این تناسب ها رعایت شود دیگر این مشکلات به وجود نمی آیند. البته نمی گویم که غیرممکن است که فرد از ایمان بسیار قوی (دقت شود ایمان بسیار قوی باز هم تکرار می کنم ایمان قوی) برخوردار باشد ممکن است واقعاً بتواند پس از ازدواج با یک نفر از خودش از نظر زیبایی بسیار فاصله دارد ازدواج کند و بخاطر خدا تا آخر عمر هم دم نزند[۵] (ایمان همراه زیبائی نسبی مناسب است).

معدل گیری: در ازدواج موفق انسان نباید از ملاک های کلیدی کوتاه بیاید یعنی حتماً همسرش را واجد آن ملاک های بداند اما نسبت به غیر آنها معدل گیری کند یعنی با در نظر گرفتن همه ملاک ها به او نمره بدهد که آیا او متناسب با من است یا نه اگر بود جواب مثبت بدهد.

یک طرفه نرویم: در مورد ازدواج نباید انتظار داشته باشیم فقط طرف مقابل ما صفات بسیار عالی داشته باشد بلکه باید خود را نیز در نظر داشته باشیم و تناسب ها را نسبت به خودمان بسنجیم.

عشق مجنون:[۶] گاهی ایمان و صفات خوب یک نفر آن قدر جلوه دارد که روی نازیبایی او را می گیرد یعنی معدل او مثلاً ۱۸ است چون در زیبایی ۱۲ گرفته امّا در بقیه صفاتش نمرات بالایی گرفته این معدل بالا روی این زیبایی کمتر را می پوشاند از مجنون اشکال گرفتند که چرا به لیلی که زیاد هم زیبا نیست دل بسته ای و شیدای او شده ای مجنون گفت لیلی مثل کوزه پر از شراب (صفات نیکو و سیرت های باطنی عالی است) عشق نوشیدن جرعه جرعه از صفات عالی او مرا مست خودش کرده است نه صورت ظاهری او شما در واقع از این کوزه تنها شکل سفالی آن را می بینید و از درون و باطن آن بی خبرید (اگر بر دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی)

نکته پایانی: در ازدواج باید به نکات اصلی بسیار اهمیت بدهیم و نکات دیگر اگرچه مثل معیارهای کلیدی نیست امّا نمی توان از آنها نیز غافل بود ولی نباید ملاک های فرعی را به عنوان اصل نگاه کرد به عنوان مثال نباید به زیبایی به عنوان یک معیار اصلی نگاه کرد[۷] چرا که زیبایی در سن جوانی باقی می ماند و با زوال آن نیز زندگی رو به سردی پیدا می کند ولی ایمان و اخلاق نیکو تا ابد پایدار است. در انتخاب همسر نباید به یک بعد نگاه کردن باید بین صفات او معدل گیری کنیم اگر که معیارهای اصلی او معدل او را بالا کشید به نظر مورد مناسبی برای ازدواج می باشد[۸] (چرا که اغلب از نظر زیبایی متوسط هستند عده ای خیلی کم یا خیلی بدقیافه اند یا خیلی زیبا) گاهی ممکن است فردی دیگر پیدا شود که معیار اصلی (ایمان، عفت، اخلاق) را نداشته باشد ولی زیبایی اش بالا باشد که این فرد شایسته همسری را ندارد چون معیار اصلی اخلاق و ایمان را ندارد.

...


نکات مهم در خواستگاری

نکات مهم در خواستگاری


همه افراد مطرح می شود این است که چگونه می توان قبل از ازدواج به خصوصیات روحی و روانی همسر پی برد؟ و آیا می شود با رعایت موازین شرعی و عرفی، شخصی را قبل از ازدواج شناخت؟

خواستگاری در درجه اول احترام و اکرام به جنس مؤنث است.

جواب این سؤال تا حدودی مثبت است به شرطی که عاقلانه با موضوع برخورد شود. به پسران جوان توصیه می کنیم، دقت کنید شخصی را که برای ازدواج انتخاب می کنید، آیا شخصیت اجتماعی، یعنی مجموعه حرکات، رفتارها، آدابِ معاشرت و برخورد اجتماعی اش با عقاید شما همخوان هست یا خیر؟ اگر همخوانی وجود داشت تحقیقات جزیی در مورد خانواده اش به عمل آورید و خانواده او را با خانواده خود از لحاظ اقتصادی ، اجتماعی مقایسه کنید، اگر در یک ردیف بودید به خواستگاری بروید.

دختر خانم های جوان باید ابتدا تحقیقات جزیی در مورد خواستگارشان به عمل آورند اگر در کلیات مانند وضعیت اقتصادی و اجتماعی، موقعیت شغلی و تحصیلی، فرد مورد نظرشان با آنها همخوان است، اجازه دهند خواستگار به خانه آنها بیاید.

تاریخچه خواستگاری به قبل از میلاد مسیح برمی گردد. خواستگاری از طرف مردان انجام می شده. به عبارت دیگر مرد به خواستگاری زن می رود، و این امر به خاطر تفاوت های روان شناختی زن و مرد است، خواستگاری در درجه اول احترام و اکرام به جنس مؤنث است.

زمانی که به خواستگاری می روید و یا از شما خواستگاری می شود، زیباترین لباسهایتان را به تن کنید و پوششی شیک و مناسب داشته باشید. اولین دیدارها همیشه در اذهان باقی می مانند. عده ای با لباس های نامناسب و نه چندان تمیز به خواستگاری می روند و تصورشان این است که این شخص باید وضعیت زندگی مرا بداند در صورتی که این وضعیت خاطره خوشی به جا نمی گذارد. در تمام طول مراسم خواستگاری متانت و وقار باید از ناحیه هر دو خانواده مراعات شود و رفتارهای نامناسب و جلف ، ذهنیت های بدی را رقم می زنند.

هنگام صحبت کردن فرد مورد نظرتان، سراپا گوش باشید، و دقت لازم را به عمل آورید تا مطالب گفته شده را بهتر بتوانید به خاطر بسپارید و هنگامی که خودتان صحبت می کنید نیز سعی کنید، سنجیده حرف بزنید. پس از این که از گذشته و شرح حال فرد مقابل مطلع شدید می توانید دیدگاهش را راجع به مذهب سؤال کنید.

در هنگام صحبت کردن با فرد مورد نظر در اولین جلسه بنا را بر صداقت و یکرنگی بگذارید و متعهد شوید که آنچه می گوئید کاملاً از سر صدق و صفا باشد و به این تعهد خود نیز پای بند شوید. بهتر است به عنوان اولین سؤال از فرد مقابل بخواهید خودش را کامل معرفی کند؛ به عبارت دیگر از او بخواهید خلاصه ای از گذشته زندگیش برای شما بگوید خودتان نیز متقابلاً خلاصه ای از سرگذشت خود را مطرح نمایید.سرگذشت و بیوگرافی شامل این موارد می شود: معرفی کامل نام و نام خانوادگی، شغل، سن، شغل پدر و مادر، میزان تحصیلات هر یک از آنها، وضعیت شغلی و تحصیلی و سنی دیگر افراد خانواده، و این که شما در چه خانواده ای و با چه شرایطی بزرگ شدید و مسائل خاص زندگی شما در گذشته چگونه بوده است. در هنگام صحبت کردن فرد مورد نظرتان، سراپا گوش باشید، و دقت لازم را به عمل آورید تا مطالب گفته شده را بهتر بتوانید به خاطر بسپارید و هنگامی که خودتان صحبت می کنید نیز سعی کنید، سنجیده حرف بزنید. پس از این که از گذشته و شرح حال فرد مقابل مطلع شدید می توانیددیدگاهش را راجع به مذهب سؤال کنید. بپرسید نگرش شما راجع به مذهب چیست؟ مذهب چقدر در زندگی شما نقش دارد و تا چه اندازه به آن اهمیت می دهید؟ و بعد متقابلاً دیدگاه خودتان را راجع به مذهب مطرح نمایید و دقیقاً نگرش خود را در این مورد تشریح نمایید؛ اگر برای مثال در مورد احکام مقید هستید و علاوه بر واجبات، مستحبات را نیز رعایت می کنید، این مورد را حتماً تذکر دهید و با نگرش ها و احساسات فرد مقابل مقایسه نمایید.

مطلب دیگری که می توانید سؤال کنید نگرش مخاطب شما راجع به مسائل اقتصادی و نحوه درآمد است، در اینجا شغل خود و میزان درآمد ماهیانه خود را مطرح کنید؛ بلوف نزنید، آنچه واقعاً هست را بگویید.

خانم ها نیز باید از خواستگارشان سؤال کنند به نظر شما یک زن و همسر ایده آل چگونه فردی می تواند باشد و بعد صفات مطرح شده را با خصوصیات و ساختمان روانی خود مقایسه کنند، اگر ناهمخوانی یافتند باید بگویند این ویژگی ها را ما نداریم و یا اصلاً با ساختمان روانی ما بیگانه است، خانم ها حتماً سؤال کنند انتظار مرد مورد نظرشان از آنها چیست، به نظر آنها زن باید با چه نوع پوششی در اجتماع ظاهر شود، چگونه باید با مردم نشست و برخاست نماید. نظرش راجع به شاغل بودن زن چیست.

امکانات مالی خود را توضیح دهید، اگر توان مالی شما در شرایط فعلی بیشتر از امکانات موجود نیست این مورد را نیز تذکر دهید و سپس نظر دختر خانم را در این مورد بخواهید، ببینید ایشان چه مقدار پول را برای داشتن یک رفاه نسبی لازم می دانند، و اگر خواسته های ایشان با درآمد شما همخوان نیست موضوع را مطرح و روی آن تأکید نمایید،
وعده ها و قول هایی که با امکانات شما نمی خواند و امکان برآورده شدنش نیست ندهید.

همیشه برای بهتر شدن زندگی تلاش کنید ولی قول های نابه جا ندهید. علاوه بر نگرش خود و فرد مورد نظر، در مورد مسائل مادی و اقتصادی باید موقعیت اقتصادی هر دو خانواده را با یکدیگر مقایسه کنید. فراموش نکنید بسیار مهم است که دختر و پسر از یک ردیف اقتصادی با یکدیگر ازدواج کنند و ازدواج طبقات متضاد اجتماعی اصلاً صلاح نیست.

یکی دیگر از مطالبی که حتماً باید در جلسه خواستگاری پرسیده شود،ارزش های خانوادگی است. باید بفهمید در خانواده فرد مقابل چه چیزهایی ارزش است. اگر در خانواده شما تحصیل جایگاه مهمی دارد و خانواده برای تحصیلات و فرد تحصیل کرده ارزش زیادی قائل هستند، ولی در خانواده شخص مورد نظر شما هیچ بهایی به تحصیل و تحصیل کرده داده نمی شود، جای تأمل دارد؛ باید اندکی دست نگه دارید. یا چنانچه در خانواده شما حجاب و رعایت کردن آن بسیار مهم است و یکی از ارزش های حساس در خانواده به شمار می رود ولی در خانواده طرف مقابل حجاب کم رنگ است و یا اصلاً جایگاهی ندارد و در عوض پول مهمترین ارزش است، در اینجا شما با یکدیگر همخوانی ندارید.

بعد از بررسی نگرش های فرد مقابل راجع به مذهب و مسائل اقتصادی و ارزش های خانوادگی، نوبت به بررسیارزش های درون فردی می رسد. در اینجا افکار، عقاید، ایده آل ها و علائق را به طور کاملاً جزیی مطرح کنید. آقایان حتماً از خانم ها بپرسند، به نظر آنها یک مرد ایده آل چگونه فردی است، و چه شرایطی باید داشته باشد؟ اگر خصوصیاتی را که خانم مطرح می کند در وجود شما نیست سریعاً اعلام نمایید این خصوصیات فردی مورد نظر شما، در ما نیست و یا اصلاً نمی توانیم اینگونه باشیم. خانم ها نیز باید از خواستگارشان سؤال کنند به نظر شما یک زن و همسر ایده آل چگونه فردی می تواند باشد و بعد صفات مطرح شده را با خصوصیات و ساختمان روانی خود مقایسه کنند، اگر ناهمخوانی یافتند باید بگویند این ویژگی ها را ما نداریم و یا اصلاً با ساختمان روانی ما بیگانه است، خانم ها حتماً سؤال کنند انتظار مرد مورد نظرشان از آنها چیست، به نظر آنها زن باید با چه نوع پوششی در اجتماع ظاهر شود، چگونه باید با مردم نشست و برخاست نماید. نظرش راجع به شاغل بودن زن چیست. اگر خانم ها در شرایط فعلی شاغلند و به شغلشان نیز علاقه مند هستند و کار کردن برایشان اهمیت دارد، ولی احساس می کنند خواستگارشان نظر چندان مساعدی نسبت به شاغل بودن زن ندارد باید به این نکته تأکید شدید کنند، حتی در صورت لزوم آن را شرط ضمن عقد قرار دهند.

فرد مورد نظر را مورد مطالعه قرار دهید نکات مثبت را در شخصیت و موقعیت وی جستجو کنید و آن را در یک ستون زیر هم قرار دهید در مقابل ستونی را نیز به صفات و خصوصیات منفی اختصاص دهید. آن مورد یا مواردی از خصوصیات منفی را که اطمینان صد در صد دارید تغییر می نماید مثبت حساب کنید. و سپس آنها را مورد سنجش قرار دهید و تحلیل کنید.



مسئله دیگری که باید در خواستگاری مطرح شودبرنامه های فعلی و برنامه های آینده است. وضعیت فعلی تان را کاملاً مشخص نمایید، برنامه های آینده را نیز حتماً مطرح کنید. اگر قصد ادامه تحصیل دارید این نکته را تذکر دهید. اگر قصد جا به جایی و مسافرت خارج از کشور دارید، باید قبل از ازدواج مطرح نمایید. اگر بیماری های جسمانی خاص دارید، و یا قبلاً در زندگی شما اتفاقی افتاده است (احتمالاً نامزدی یا عقد داشته اید و ناموفق بوده است و یا مسائل مشابهی داشته اید) آنها را پنهان نکنید قبل از این که همسرتان از دیگران بشنود و نسبت به شما بی اعتماد گردد خودتان مطرح نمایید؛ در این صورت وجدان راحتی نیز خواهید داشت.

شاید همه این مطالب را در جلسه خواستگاری نتوان مطرح کرد، هیچ اشکالی ندارد تعداد جلسات خواستگاری را اضافه نمایید، مشروط به این که حسن نیت داشته باشید. بعد از این که طی جلسات خواستگاری اطلاعات لازم را دریافت کردید و نکته ای بر شما مبهم نماند، زمان ارزشیابی و تجزیه و تحلیل فرا می رسد. در اینجا فرد مورد نظر را مورد مطالعه قرار دهید نکات مثبت را در شخصیت و موقعیت وی جستجو کنید و آن را در یک ستون زیر هم قرار دهید در مقابل ستونی را نیز به صفات و خصوصیات منفی اختصاص دهید. آن مورد یا مواردی از خصوصیات منفی را که اطمینان صد در صد دارید تغییر می نماید مثبت حساب کنید. و سپس آنها را مورد سنجش قرار دهید و تحلیل کنید. گاهی اوقات یک مورد منفی به تمام موارد مثبت می چربد مثلاً فرد مورد نظر تحصیلات و شغل خوب دارد از خانواده خوب و نجیب و موقعیت اقتصادی اش نیز مناسب است، اخلاق خوبی هم دارد ولی معتاد است. در این شرایط باید دست نگه داشت و برای ازدواج عجله نکرد و یا این که شرایط زندگی خوب است ولی شغل غیرقانونی دارد. مسلماً زندگی با چنین شخصی سراسر اضطراب خواهد بود.

پس از آنکه ارزشیابی انجام شد و وجوه اشتراک و تفاهم زیاد بود باید تحقیقات کامل، در محل زندگی و محیط کار در مورد چگونگی رفت و آمد با دوستانش و دیگر موارد به عمل آید عده ای معتقد به انجام تحقیق قبل از ازدواج نیستند و می پندارند افرادی که از آنها تحقیق می شود اگر گرایش و نظر خوب به فرد داشته باشند همه چیز را مثبت جلوه می دهند و اگر با فرد مورد نظر مشکل داشته باشند وی را آدمی منفی ارزیابی می نمایند و واقعیات را مطرح نمی کنند. در صورتی که در واقع چنین نیست. اگر از تعداد زیادی تحقیق به عمل آید حداقل نتیجه اش این خواهد بود که به شما می گویند آیا این فرد قبلاً ازدواج کرده است یا خیر؟ و آیا اینها خانواده جار و جنجالی هستند یا خیر؟ آیا برخورد اجتماعی خوبی با مردم دارند یا نه؟ بنابراین تحقیق بدون منفعت هم نیست؛ شناخت شما را نسبت به همسر آینده و فرد مورد نظر افزایش می دهد.

پشتوانه تمامی مسائل گفته شده، توکل به خدای متعال و قادر مطلق است. در صورتی که تشابهات زیاد و تحقیقات انجام شده، مثبت بود با توکل بر خدا ازدواج کنید. ان شاءا... زندگی خوب و سرنوشت خوبی در انتظار شما خواهد بود.

در اینجا نکته ای قابل ذکر است و آن این که، هر ازدواجی علیرغم تمامی دقت هایی که برای آن به عمل آید و با رعایت کلیه ملاک ها و معیارهای گفته شده، باز هم حدود بیست درصد ریسک دارد. و این ریسک به خاطر جنبه های ناشناخته آن است یا پیش بینی هایی که به وقوع پیوسته است یا خلاف تصور بوده است و به خاطر مسائلی بوده که قبل از ازدواج سؤال و مطرح نشده اند و یا اگر پرسیده شده اند جواب صحیحی برای آنها دریافت نکرده اند. بنابراین رعایت کردن معیارهای ازدواج ، تضمین صد در صد برای ازدواج موفق را همراه ندارد ولی در بسیاری از مواقع از به وجود آمدن مشکلات پس از ازدواج جلوگیری می کند و از تنش ها و ناراحتی های درون خانوادگی پس از ازدواج می کاهد.

سخنی با خانواده ها

بعضی از خانواده ها مقیدند بلافاصله پس از یک جلسه خواستگاری، تکلیف دختر و پسر مورد نظرشان مشخص شود و موافق نیستند خواستگاری به چندین جلسه موکول شود. به این دسته خانواده ها متذکر می شویم انتخاب همسر و ازدواج نیاز به مطالعه و شناخت دارد و این شناخت در یک جلسه خواستگاری مثلاً یک ساعته مقدور نیست. بنابراین اگر دختر و پسر به قصد ازدواج می خواهند با یکدیگر صحبت بیشتری داشته باشند ، خانواده ها باید در این مورد قدری انعطاف به خرج دهند:شناخت لازمه زندگی است. نگرانی این نوع خانواده ها به خاطر قضاوت مردم و آشنایان است در صورتی که مردم، آشنایان و همسایگان هم نظر منفی راجع به خواستگاری کردن از دختران ندارند. پسری هم که به قصد خواستگاری وارد خانه شما می شود حریم خانه برایش اخلاق ایجاد می کند و این امر بسیار بهتر از آن است که دختر و پسر در خارج از محیط خانه و دور از اطلاع خانواده ها رفت و آمد داشته باشند و تصمیمات نسنجیده بگیرند و یا معضلات اخلاقی به وجود آورند.

...


دلایل متداول برای ازدواج ناموفق راز یک ازدواج موفق

می گویند ازدواج یک ریسک است. یک ریسک بزرگ در زندگی که همه آدم ها به آن تن می دهند ، اما چرا برخی از ازدواج خود راضی و برخی ناراضی اند؟ این سوال، موضوعی بسیار حساس و بحث برانگیز است. پاسخ های بسیاری به این سوال داده شده که نتیجه گیری برای رسیدن به یک فرمول منطقی را مشکل کرده است. برخی ازدواج ها به به بن بست می رسند در حالی که واقعاً هیچ دلیلی برای این شکست وجود ندارد و در عین حال برخی ازدواج ها دوام پیدا می کنند. در حالی که دلایل بسیاری برای شکست آنها وجود دارد. پس بسختی می توان یک تئوری ثابت برای دلیل تداوم یا شکست در ازدواج پیدا کرد.

چرا فرد باید ازدواج کند؟

هنگامی که تصمیم به ازدواج می گیرید یا تحت فشار اطرافیان مجبور به ازدواج می شوید و البته خواستگار خوبی هم دارید ، باید این سوال را از خود بپرسید ، چرا می خواهید ازدواج کنید؟ اگر پاسخ شما این بود که نیاز به یک همراه دارید ، از خود بپرسید ، آیا می توانید با عیب ها و کاستی های یک آدم دیگر ، که در همه چیز با شما شریک خواهد شد کنار بیایید؟ آیا می توانید با این حقیقت کنار بیایید که شاید همسر آینده تان مانند شما نباشد و اولویت های او در زندگی با اولویت های شما در زندگی تفاوت داشته باشد؟ متاسفانه بیشتر افراد قبل از آن که حتی این سوالات به ذهنشان خطور کند وارد ماجرای ازدواج می شوند. شما بهتر است قبل از این که فرد دیگری را وارد دنیای خود کنید پاسخ منطقی به این سوالات بدهید.

چه موقع افراد از هم جدا می شوند؟

این نکته توسط محققان کشف شده که در بیشتر ازدواج هایی که به بن بست می رسد ، مشکل از لحظه ملاقات زن و مرد به وجود می آید که مربوط به پیش از ازدواج می شود و البته مربوط به قصور در انتخاب فرد مناسب یا درک تفاوت های اساسی بین دو انسان است. در مرحله اولیه افراد به حدی جذب ظاهر طرف مقابل می شوند که سرشت درونی او را نادیده می گیرند. آنها این نکته را فراموش می کنند یا نمی دانند که وقتی یک زن و مرد در کنار یکدیگر زندگی می کنند تنها 10 درصد از رابطه بستگی به روابط فیزیکی دارد و بقیه مربوط به طرز فکر دو طرف و عکس العمل آنها در شرایط مختلف است و ازدواج هایی وجود دارد که در آنها بر سر مسائل جزیی جنگ های وحشتناکی به وجود می آید و در مقابل ازدواج های شادی وجود دارد که با این که تمام تصمیمات و امور مالی به عهده یکی از زوجین است باز هم هر دو خوشحال هستند. نکته این است که در این نوع ازدواج ها فردی که همه امور به دست اوست احساس نمی کند حاکم مطلق خانه است و روح و جان و مال طرف مقابل از آن اوست و علاوه بر این طرف مقابل احترام زیادی برای همسرش قائل است. این افراد به نحو احسن معنی کلمه وظیفه و احساس مسؤولیت را درک کرده اند.

دلایل متداول پشت پرده ازدواج های ناموفق

انتظارات پیچیده، اعمال زور بیش از حد برای اثبات درستی گفته ها و کارها و فقدان درک متقابل اغلب منجر به بروز چنان زخم های عمیقی در رابطه می شود که هیچ مرحم عشقی و دلسوزی نمی تواند آنها را بهبود ببخشد. فقط زخم ها بیشتر و عمیق تر خواهند شد و در نهایت یک روز فکر جدایی بر سر یکی از زوج ها خطور می کند. این حکایت بسیاری از کسانی است که در ازدواج دچار شکست می شوند ، اما افراد بعد از خاتمه ماجرا ، وقتی در تنهایی خود فکر می کنند متوجه خواهند شد که صبر  و کاهش خودپسندی مانع از وقوع چنین شکست هایی در زندگی شان می شد ....

...


آیا ازدواج خوب است ؟ برای ازدواج کردن چه زمانی مناسب است ؟

بررسی ازدواج از دیدگاه علمی

ازدواج تنها راه مشروع و سالم تشکیل خانواده است. همه مکاتب و ادیان الهی به ویژه دین مبین اسلام، ازدواج و تشکیل خانواده را توصیه نموده اند. ازدواج به زن و مرد آرامش می بخشد و آنان را از انحراف و رفتارهای جنسی پرخطر و غیر اخلاقی باز می دارد.

در چه سنی باید ازدواج کرد؟ 
برای ازدواج علاوه بر نیاز به رشد جسمی و جنسی ، رشد روانی و اجتماعی نیز مورد نیاز است. در اواخر دوره نوجوانی رشد جنسی تقریبا کامل می شود و فرد توانایی تولید مثل پیدا می کند. در اواخر سنین نوجوانی اغلب دختران به فکر ازدواج می افتند، در حالیکه پسران در این سنین خواهان ازدواج نیستند. گرچه ازدواج تنها راه مشروع و سالم تأمین نیازهای جسمی و روانی نوجوانان است، ولی برای یک ازدواج موفق، آمادگی زیستی، روانی، مادی و اجتماعی لازم است. به همین جهت، متخصصان سن مناسب ازدواج را برای دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و برای پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود. در صورت داشتن ازدواج زودهنگام، بهتر است داشتن فرزند تا پس از ۲۰ سالگی به تعویق بیفتد. برای این منظور لازم است که زوجین با روش های صحیح تنظیم خانواده آشنا باشند.

معیارهای یک ازدواج موفق چیست ؟
انتخاب همسر از مهمترین تصمیمات فرد در زندگی است، زیرا می تواند آینده فرد را رقم بزند. تشکیل خانواده سالم، متعادل و پایدار مانند هر امر مهم دیگری به تفکر منطقی و تلاش و کوشش نیازمند است. جوان می بایستی بر اساس معیارهای اصولی، منطقی همسر آینده خود را شناسایی و انتخاب نماید و آنگاه به انجام پیوند زناشویی اقدام کند. بصورت کلی اصالت خانوادگی به عنوان اساسی ترین معیار انتخاب همسر شناخته می شود. ایمان، اخلاق نیکو و روان سالم، و تناسب زوجین در ویژگیهای ظاهری، سنی، تحصیلی، فرهنگی، تربیتی و اعتقادی از موارد اساسی در انتخاب همسر است

در زیر به چند عامل برای یک ازدواج موفق اشاره می شود:

سلامت جسمی و روانی
انسان سالم، خانواده سالم ایجاد می کند. برخی از بیماریها ممکن است تهدیدی جدی برای سلامت انسان و همسر آینده او باشد. در این زمینه مراجعه به مراکز درمانی برای تشخیص و درمان زودرس و مشاوره قبل از ازدواج در مراکز مشاوره وزارت بهداشت توصیه می گردد.

منبع درآمد و شغل مناسب
برای یک ازدواج موفق و زندگی سعادتمند، مسأله شغل می بایستی جدی گرفته شود. با داشتن کار و شغل، عشق و محبت زوجین در منزل رونق و تداوم می یابد. با وجودیکه داشتن شغل و درآمد لازمه خوشبختی خانواده است، باید توجه داشت که امکانات مالی به تنهایی نمی تواند حل کننده همه مشکلات یک خانواده و متضمن خوشبختی باشد و اهمیت آن تنها بایستی در کنار سایر عوامل ارزیابی شود

داشتن نیت و اراده برای تشکیل خانواده
هر یک از زوجین باید با دید باز و با رضایت خود اقدام به تشکیل خانواده نمایند. ازدواج نباید به عنوان راه حلی برای دوری از مشکلات خانوادگی جوان در خانواده در نظر گرفته شود، بلکه ازدواج زمانی موفق خواهد بود که با هدف تشکیل خانواده و تعالی روحی زوجین درنظر گرفته شود. با وجودیکه والدین در راهنمایی جوانان در انتخاب همسر نقش تعیین کننده ای دارند، این نقش باید به صورت مشاوره ای باشد و نباید بصورت تحمیلی و سلب اختیار جوان در تعیین شریک زندگی آینده اش باشد

سن مناسب و اختلاف سنی مناسب برای ازدواج

همانگونه که گفته شد، برای موفقیت در ازدواج، رعایت سن مناسب ازدواج بسیار مهم است. متخصصان سن مناسب ازدواج را برای دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و برای پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود

مسئولیت پذیری و پاسخگویی به نیازهای جسمی روحی و عاطفی همسر
زوجین باید متوجه باشند که با تشکیل خانواده، نقشهای جدیدی برای آنان بوجود می آید که می بایستی در مقابل آن مسئولیت پذیر باشند. زن و مرد متأهل نسبت به یکدیگر متعهد هستند و می بایستی با تمام وجود سعی در ایفای وظایف نمایند. یکی از اساسی ترین پایه های موفقیت یک زندگی زناشویی، شناخت دقیق نیازهای جسمی ، روحی و عاطفی همسر و تلاش مستمر و دائم در پاسخ به این نیازهاست . زوجین می بایستی در این جهت به یکدیگر کمک رسانند و مشوق و همکار یکدیگر باشند. همچنین لازم است تا از توقعات خارج از توانایی همسر اجتناب گردد. به عبارت دیگر زوجین باید تلاش کنند تا در کنار یکدیگر باشند و نه در مقابل هم.علاوه بر این، هر یک از زوجین می بایستی مسئولیت تنظیم خانواده را بپذیرند و تعداد فرزندان و فاصله مناسب تولد آنان را رعایت نمایند.

یک عشق یک همسر
این اصل متضمن دوام و خوشبختی یک خانواده است. وفاداری به همسر، وفاداری به عشق را به ارمغان می آورد

به همسر خود احترام بگذارید و گذشت داشته باشید
زوجین می بایستی در همه حال و در هر شرایطی به همسر خود احترام بگذارند. نزدیکی زوجین هیچگاه حق توهین و تحقیر یکدیگر را به آنان نمی دهد. با اولین توهین به همسر، اولین گام برای فروریختن بنای خانواده برداشته شده است و اصالت خانواده زیر سؤال می رود. هیچ خطایی از طرف همسر، شما را محق به توهین به او نمی کند. گذشت لازمه هر رابطه طولانی مدت است. انسان در طول زندگی مرتکب خطاهایی می گردد و گذشت و راهنمایی دوستانه همسر، زمینه پیشگیری از وقوع مجدد آن خطا را فراهم می کند، احساس صمیمیت را تقویت می کند و زندگی را به کام زوجین شیرین می سازد

معنویات
دین داری ، تقویت معنویات و توجه به دستورات مذهبی که به زیبایی در دین مبین اسلام و سایر ادیان الهی به آن پرداخته شده است، همچون چراغی روشن در راه تعالی بشریت است. زوجین باید به تقویت معنویات در یکدیگر یاری رسانند و در این صورت است که عطر و طراوت ایمان، فضای خانوادگیشان را صفا می بخشد

زمان مناسب بچه دار شدن
توجه داشته باشید که از نظر جسمانی، روانی، اجتماعی و اقتصادی صلاح نیست که یک زوج بلافاصله پس از ازدواج بچه دار شوند و حداقل در دو سال اول زندگی می بایستی از یک روش های پیشگیری از بارداری استفاده نمود. بهترین سن حاملگی برای زن بین ۲۰ تا ۳۰ سالگی است. حاملگی پیش یا پس از این سنین، احتمال خطرات برای سلامتی جنین و مادر را می افزاید. همچنین فاصله کمتر از ۳ سال بین دو زایمان برای مادر و کودک، هر دو، خطرناک است. امروزه به دلایل متعددی بیش از دو حاملگی توصیه نمی شود.

هدف اصلی ازدواج و تشکیل خانواده چیست ؟
متاسفانه %۸۰ ازدواجها از انگیزه های غلط و خود خواهانه نشات میگیرند تعدادی از انگیزه های ازدواج به شرح زیر است :

۱- فشار اطرافیان:
تـاثیراتی است که دوستان،خانواده، جـامـعـه و حتی عقاید شما بر شما تحـــمیـــل مـی کنند. پیامی که مضمون آن اینچنین است: ”تو باید در یک رابـطه بـا جــنس مخــــالف خود باشی و یا حتما ازدواج کنی، اگر رابــطه نداشته باشی و یا ازدواج نکرده باشی حتما عیبی در تـو وجــود دارد.” در جــامعه فـــشار زیادی به افراد مجرد تـحمـــیل میگردد اما دیگر زمان آن فرا رسیده است که آنها را بـه حـــــال خود رها کنیم و بیاموزیم که تجرد آنها را درک کــرده و ارج نـهـــیم.هر فردی مختار است مجرد بماند و یا ازدواج کند.

۲- رهایی از تنهایی و افسردگی:
بسیاری از افراد تنها به این خاطر که تنها هستند( و یا از تنها ماندن هراس دارند) و یا مایوس میباشند تن به ازدواج میدهند. آنها تصور میکنند که ازدواج مشکل آنها را مرتفع میکند. اما در این شرایط معمولا فرد قادر به یک گزینش صحیح نمیباشد و احتمال آنکه فرد با شخص نامناسبی ازدواج کند زیاد است. یک انسان ناامید و تنها پس از ازدواج نیز تنها خواهد ماند. برخی افراد تا آن حد از لحاظ عاطفی تهی میباشند که امیدی به یک ازدواج موفق با هیچ فردی را احتمال نمیدهند. در نهایت نیز اینگونه افراد گرفتار روابط محنت زا و غم انگیزی میشوند.

۳- عطش جنسی:
برخی افراد آنقدر غرق در غرایض جنسی خود میبانشد که جز روابط جنسی به چیزی دیگری نمی اندیشند. آنها رابطه جنسی را به یک رابطه صمیمانه و دراز مدت ترجیح میدهند. این گونه افراد تنها بدنبال یک همخوابه میباشند تا یک همسر خوب. اینگونه ازدواجها نیز پس از مدتی به سردی گراییده و از هم میپاشد. این انگیزه معمولا در مردان مشاهده میشود و تعداد آنها هم کم نیست.

۴- گریختن از واقعیات زندگی خود:
بسیاری از افراد ازدواج میکنند نه به این خاطر که شخص مناسبی را برای ازدواج یافته اند، بلکه به جهت آنکه عذری برای دوری گزیدن از مشکلات و واقعیات زندگی خود تراشیده باشند. زندگی اینگونه افراد عاری از شور و اشتیاق و هدف مشخص میباشد. اما جای آنکه راه حل را درون خودشان بیابند ازدواج کرده و تصور میکنند با ورود فرد دیگری در زندگیشان، زندگی آنها نیز از سکون و کسالت آوری بیرون خواهد آمد.

۵- گریختن از رشد و بالندگی:
اینگونه افراد تنها به این منظور ازدواج میکنند که فرد دیگری مسئولیت مراقبت از انها را به عهده گیرد. اینگونه افراد معمولا از لحاظ عاطفی به شریک خود وابسته میشوند.
اینگوه ازدواجها در موارد زیر نمود بیشتری دارند:
• ازدواجهایی که اختلاف سنی فاحشی میان دو فرد وجود دارد.
• در ازدواجهایی که اختلاف فاحشی در قدرت مالی و یا موفقیت شغلی دو فرد وجود دارد.
• ازدواجهایی که مغایرت محسوسی در سبک زندگی دو فرد وجود دارد.

۶- احساس گناه:
برخی افراد که پیش از ازدواج با فردی رابطه دراز مدت داشته اند تن به ازدواج با فرد میدهند به این خاطر که از ترک کردن شریک خود هراس دارند که پس از رفتن آنها چه بر سر شریکشان خواهد آمد. همچنین احساس گناه میکنند زیرا که تصور میکنند آنطور که باید و شاید رفتار پسندیده ای نسبت به شریک خود نداشته اند و یا متقابلا لطفهایی که شریکشان در حق آنها روا داشته را جبران نکرده اند. هنگامی که فرد از روی احساس گناه و عذاب وجدان و نه از روی عشق واقعی تن به ازدواج با فردی دیگر میدهد ثمری جز ناکامی و نابودی هر دو فرد در پی نخواهد داشت.

۷- پر کردن خلاء احساسی و معنوی:
اینگونه افراد دارای حس پوچی و بی ارزشی میباشند و میخواهند توسط فرد دیگری خلاء وجودی خود را به گونه ای پر کنند اما باید آگاه باشند که هر میزان هم که فرد مقابلشان آنها را دوشت داشته باشد قادر به پر کردن خلاء های زندگی آنها نمیباشد.

۸- پذیرش اجتماعی:
جامعه به افراد مجرد به چشم یک انسان متهم مینگرد. این جمله را در درب ورودی بسیاری از رستورانها و یا مراکز دیگر زیاد دیده اید: ”ورود افراد مجرد ممنوع” و یا بسیار از موسسات و ادارات افراد مجرد را به استخدام خود در نمیاورند. بنابراین ازدواج انگیزه ای میگردد برای جوانان تا در جامعه مورد پذیرش قرار گیریند.

۹- تامین مخارج زندگی:
اینگونه ازدواجها در زنان بیشتر به چشم میخورد که به منظور تامین نیازهایشان با مرد ثروتمندی تن به ازدواج میدهند.

۱۰- اعتماد بنفس پایین:
برخی افراد با نخستین فردی که به آنان پیشنهاد ازدواج میدهد میپذیرند و ازدواج میکنند. اینگونه افراد به لحاظ اعتماد بنفس پایینشان میپندارند قابل دوست داشتن نبوده و یا ارزش، زیبایی، محاسن و هنر کافی در خود سراغ ندارند که فردی شیفته آنان گردد. آنان از ترس آنکه نکند فرد دیگری آنان را نپسندد و شاید این آخرین فرصتی باشد که در زندگی برایشان ایجاد گشته، شتابزده تن به ازدواج میدهند.(مانند دخترانی که خیلی زود ازدواج میکنند)

۱۱- اخذ تابعیت کشور دیگر:
اینگونه افراد برای اخذ تابعیت کشور خاصی تن به ازدواج میدهند که یک ازدواج مصلحتی محسوب میگردد.

۱۲- بی ارزش شمردن ارزش خود:
اینگونه طرز تفکر در زنان به چشم میخورد. اینگونه زنان و یا دختران چنین میپندارند که وظیفه یک فرد تامین مخارج معیشتی و وظیفه یک زن تنها برآورده ساختن نیازهای جنسی مرد میباشد. آنها ارزش زن را در سطح یک همخوابه صرف میدانند. یکی از عللی که دختران جوان با مردان مسن ازدواج میکنند همین مسئله میباشد.
به خاطر داشته باشید بسیاری از محققین سن مناسب ازدواج را برای دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و برای پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود.

بنابراین عجله نکنید و با دید گشوده شریک زندگی خود را برگزینید.

همچنین سعی کنید پیش از بچه دار شدن حداقل ۲ سال از ازدواج شما گذشته باشد تا رابطه شما با فرد مقابل به ثبات مطمئنی رسیده باشد.هدف اصلی ازدواج و تشکیل خانواده، ارضای غریزه جنسی و شهوانی نیست، بلکه تولیدمثل است.بدون شک، خالق بزرگ هستی خواهان تداوم زندگی انسان روی کره خاکی است و تنها راه تداوم نسل بشر، آمیزش جنسی است. خداوند کششی بین دو جنس مخالف (نر و ماده) برقرار ساخت، که اگر این کشش میان نر و ماده نبود، آمیزشی میان دو جنس مخالف صورت نمی گرفت، و اگر آمیزش در کار نبود نسل بشر منقرض می گشت.قوی ترین نیرویی که زن و مرد را به یکدیگر می کشاند، غریزه جنسی است. در حقیقت، جاذبه جنسی بین زن و مرد علت محدثه خانواده و علت مبقیه آن است؛ ولی هدف اصلی ازدواج، ارضای غریزه جنسی نیست، بلکه عاملی ورای این عامل شهوانی و تمتعات جنسی است که عبارت است از تولید نسل.بهترین دلیلی که می توان بر این مدعا که هدف اصلی از ازدواج صرف تلذذ و تمتع جنسی بردن نیست جدائی مردان از زنان نازا و زنان از مردان عقیم آن هم با وجود تلذذ جنسی در حد ارضاء و وجود اقتصاد سالم و وضع معیشتی مناسب در خانه است.

سه عامل مهم افراد را به طرف ازدواج و تشکیل خانواده سوق می دهد: نیاز اقتصادی، میل به فرزند و عشق. میل به فرزند که همان علاقمندی به بقای نسل و حفظ نوع می باشد، عشق یا لذت جنسی یا نیازهای اقتصادی به عنوان مقدمات وصول به این هدفند. بنابر نظریه کینک، جامعه شناس آمریکایی، از لحاظ جهان شناسی، وظیفه خانواده (زن و مرد) تنها امتداد نسل است و نیازهای اقتصادی یا شهوانی به عنوان مقدمه ای برای رسیدن به این هدف بزرگند.

مزایای ازدواج سالم و موفق چیست ؟
موفقیت در ازدواج تنها در تامین مادیات خلاصه نمی شود . تحقیقات گویای این مطلب هستند که تمام افراد خانواده در یک زندگی مشترک سالم سعادتمند و کامل از مزایای آن بهره مند خواهند شد همه ما می دانیم که خداوند به مزایای زندگی مشترک آگاه است و به همین دلیل بوده که زن ها و مرد ها را تشویق به ازدواج کرده و نتیجه این تحقیقات چیزی جز سخنان خداوند نیست.

مزایای ازدواج موفق برای کودکان و نوجوانان آن خانواده :
تحقیقات نشان می دهد که کودکانی که در آغوش گرم خانواده بزرگ می شوند برتری های بیشتر ی نسبت به سایرین دارند. از آن جمله می توان موارد زیر اشاره کرد.
- احتمال ورود آنها به مدارج بالاتر علمی بیشتر است.
- از نظر آکادمیک بچه های موفق تری هستند.
- از نظر جسمی سالم تر هستند.
- از نظر عاطفی سالم تر هستند
- احتمال خودکشی در آنها کمتر است
- ناآرامی های کمتری را در مدرسه از خود نشان می دهند.
- احتمال کمتری وجود دارد که قربانی سو استفاده جنسی شوند
- کمتر از الکل و مواد مخدر استفاده می کنند
- کمتر مرتکب جنایت می شوند
- ارتباط بهتری با پدر و مادر خود دارند
- وقتی ازدواج کردند. احتمال طلاق کمتر است
- در ففر بزرگ نمی شوند
مزایای ازدواج سالم برای خانم ها:
تحقیقات نشان می دهد که خانم هایی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به خانم هایی که از ازدواج نا موفق هستند نسبت به خانم هایی که در ازدواج ناموفق هستند مزایای بیشتری دارند از جمله:
- از ارتباط خود راضی هستند
- از نظر احساسی سالم تر هستند
- از نظر مالی غنی تر هستند
- کمتر قربانی خشونت سو استفاده های جنسی و یا سایر جرم ها می شوند
- تلاش کمتری برای خودکشی انجام می دهند.
- از الکل و مواد مخدر استفاده نمی کنند
- زیر خط فقر به سر نمی برند
- با فرزندان خود ارتباط بهتری برقرار می کنند
- از نظر جسمانی سالم تر هستند

مزایای ازدواج سالم برای مردها:
تحقیقات مزایای بسیار زیادی را در مورد مردانی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به سایر آقایان پیدا کرده است به نمونه زیر توجه کنید
- عمر طولانی سلامت جسمانی تامین مالی اشتغال بلند مدت
- دستمزد بالا ریسک کمتر در روی آوردن به مواد مخدر مشروبات الکلی داشتن ارتباط بهتر با فرزندان احتمال کمتر به ارتکاب به جرم و جنایت. احتمال کمتر در خودکشی

مزایای ازدواج سالام برای اجتماع:
زمانی که در جامعه درصد افرادی که در یک ازدواج سالم هستند بیشتر شود مزایای بی شماری به همراه آنها با اجتماع وارد می شود .
-داشتن شهروندان سالم از نظر فیزیکی
دارا بودن شهروندان سالم از نظر احساسی
بالا رفتن درصد افراد تحصیلکرده
کاهش خشونت های خانوادگی
کاهش امار جرم و جنایت
کاهش میان ارتکاب به جرم در نوجوانان و حوانان
کاهش میزان مهاجرت
افزایش ارزش دارایی های افراد
کاهش نیاز به خدمت مشاوره خانوادگی

زمان مناسب برای پیشنهاد ازدواج دادن و پیشنهاد ازدواج را چگونه مطرح کنیم

پیشنهاد ازدواج دادن بی شک یکی از مهمترین و بزرگترین گامهایی میباشد که تا به حال برداشته اید. شما خواهان آن هـستـید که در آن لحظه همه چیز عالی و بـه بـهتـریـن نحو پیش رود و از آن مهمتر که میخواهید پاسخ وی مثبت بـاشـد! ایـن نکـات را هــنگام دادن پیشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهید تا شانس موفقیت شما افزایش یابد:

۱- مطمئن گردید که فرد مناسبی را برگزیده اید:
واضح است نه! امــا حـقـیقت امر آن است که ازدواج چیزی نیست که بخواهید بـخاطـر انــگیــزه هــای آنــی وارد آن گردید. ممکن است شما دیوانه وار همدیگر را دوست داشته باشید اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زیاد دوام نخواهد آورد و یا آنکه ارزشهای شما با ارزشهای همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردی که میخواهید با وی ازدواج کنید تردید دارید، بهتر است بیشتر درباره آن بیاندیشید.

۲- مطمئن شوید هر دوی شما آمادگی دارید:
پیـش از آنـکه پیـشنهاد ازدواج دهید درباره آن که در زندگی بدنبال چه اهدافی میباشید، حتــی اهداف ۵۰ سال آینده خود با یکدیگر صحبت کنید. هر چه بیشتر بــا یـکدیگر در مــورد آن چـه بــرای شـما حائز اهمیت میباشد گفتگو کنید بیشتر متوجه آن میگردید که آیا با یکدیگر تفاهم و سازگــاری داریـد یــا خیر. همچنین باید از لحاظ مالی آمادگی داشته باشید. اگر شما قادر نیستــیـد کــه مخارج خود را تامین کنید، بهتر است نامزدی خود را به تعویق بیاندازید.

۳- از پدر و مادر وی اجازه بگیریـد:
شـما ابـتـدا باید بدانید که آیا اگر پـیش از ازدواج با پدر و مادر وی مشورت کرده و اجازه بخواهید، آنها را خوشنود میسازد یا خیر. ایـن نـکته شـایـد عـجیـب بـــنظر آید اما شما که نمی خـواهید پـدر زن و مادر همسر آیـنـده خود را برنجانید؟ این عمل برای آنکه دلشان را بدست بیاورید بسیار موثر خواهد بود.

۴- بطریقی پیشنهاد بدهید که خوشایند وی باشد:
به پیـشنهاد ازدواج هـمچون یک هدیه به بانوی زندگی خود بنگرید. آن را بـطریقـی طـرح ریزی کنید که باب میل و سلیقه وی بوده و مطابق با شخصیتش باشد. آیا وی رومـانتـیـک اسـت و یـا اهـل تـفریح و شوخ طبعی؟ آیا میل دارد بطور محرمانه از وی خواستـگـاری کنـیـد و یا روی دیــوار درخـواست خود را بنوسید؟

۵- در باره هدیه دادن به وی تصمیم بگیرید:
بـرای دختـرهـا و زنـان هیچ چیز مبهوت کننده تر از یک هدیه غیر منتظره و غافلگیر کننده حلقه برلیان نمی بـاشد. امـا اگـر تـوان مالی شما اجازه این کار را به شما نمیدهد، برای یک حلقه مناسب بودجه شما کفایت میکند. اما حتما پیش از آنکه حلقه را خریداری کنید از نوع سلیـقه وی اطلاع یابـید. ایـن کار را میتوانید با سوال کردن از دوستان و یا خانواده وی و یـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتی که وی استفاده می کند انجام دهید. اما بسیاری از دختران تـمایـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال باید به خواسته های وی احترام بگذارید.

۶- مطمئن گردید پاسخ وی مثبت میباشد:
هنگامیکه پیشنهاد ازدواج میدهید، بـاید مطمئن باشید که پاسخ وی ”بله” خواهد بود. شما میباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه کافی صحبت کرده و کــامـــلا از آن چه طرف مقابل از یک شریک زندگی بلند مدت انتظار دارد، آگاهی یافته باشید. درست است که میخواهید پیشنهاد ازدواج شــما برای او سورپریز باشد اما نباید بی مقدمه دست به این کار بزنید.

۷- افراد زیادی را از قصد و تصمیم خود آگاه نسازید:
شـما مـمکن اسـت وسوسه شوید که قصد خود را با دوستان و خانواده خود در میان بگذارید. امـا عـاقلانه تر آن است که این خبر را تنها با یکی دو تا ازدوستان و یا نزدیکان صمیـمــی خود در میان گذاشته و به آنها اطمینان داشته باشید که رازدار و محرم اسرار شما میباشند.

۸- پیشنهاد خود را از حفظ نکنید:
صرفنـظر از آنـکه کـجـا و چــگـونــه پــیشنهاد ازدواج می دهــید، باید آن با نهایت صداقت و ابراز عشق حقیقی شما نسبـت بـه وی هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهایی که میخواهید به او بـزنــید یادداشت بردارید اما دقیقا آنها را از بر نکنید. در آن لحظه به وی بگویید که چرا وی یـک فرد استـثـنایی بـوده و چـرا شما خواهان آن میباشید که باقی عمر خود را با وی سپری کنید. بـایـد جملات شما از دلتان برآید او میخواهد با یک مرد ازدواج کند و نه یک ربات!

۹- مکان و زمان مناسب را بیابید:
مکانی کـه پیـشـنهاد ازدواج مـی دهـید می تواند: رسـتوران، پارک، سینما و یا لب دریا باشد.اما بهتر است مکانی انتخاب گردد کــه بــرای هر دوی شما خاطره انگیز بوده و شما را به یاد خاطرات گذشته بیندازد. فـاکتور زمان نیز بسیار مهم می بـاشــد اگر وی شرایط سختی را سپری می کند، اگر خسته و یا گرفتار دغدغه های شخصی و شغلی خود میباشد و یا آنکه از دست کسی عصبـانـی اسـت، زمان مناسبی برای این کار نمیباشد.

۱۰- او را دستپاچه نکنید:
شما ممکن است بخواهیـد پیـشنـهاد خود را برای جهانیان فریاد بزنید و یا حداقل برای همسایگان مجاور خود! امـا مـراقب باشیـد اشـتـیاق بـی حد شما کار دستتان ندهد. اگر وی شخص درونگرا بوده و از آن که مـرکز تـوجـه دیـگـران واقع گردید بیزار میباشد، بهتر است این کار را بطور خصوصی با وی در میان بگذارید.

۱۱- انتظار همه نوع پیشامدی را داشته باشید:
صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ریزی ها، امکان دارد امور دقیقا آن طوری که شما و یا وی تصور میکردید پیـش نرود. خود را برای واکنشهای احتمالی آماده کنید.او مـمکن است دستپـاچـه شـده و یا هیجان زده گـردد و یـا آن که کاملا آرام و بی تفاوت باقی بماند. وی ممکن است بگوید: ”بله-خیـر” و یــا ”شاید”. شمـا مـمکن است تصور کنید وی را کاملا می شناسید امـا از پـیـش داوری و آنکه پاسخ وی چگونه خواهد بود پرهیز کنید چون ممکن است مایوس گردید.

۱۲- اگر پاسخ وی منفی بود مایوس نشوید:
هـمـواره احـتـمال آن کـه وی ”نه”بگوید وجود دارد. اما دلسرد نشوید با او صحبت کنید و علت عــدم آمـادگـی وی را جـویا گردید. وی ممکن است تـنـها بـه زمـان بـیشتـری نـیـاز داشتـه بـاشـد و یا آن کـه اصلا وی دختر مناسبی برای شما نباشد. اگر این طور باشد بهتر است همین حالا پی بـه آن بـبـرید تا آنکه پس از ازدواج.

۱۳- خیلی زود و یا خیلی دیر پیشنهاد ندهید:
زمـان معـیـنـی برای پیشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت ۲ هفته از آشنایی خـود بـا وی پـیشـنــهاد ازدواج ندهید! زمان پیشنـهاد ازدواج هنـگامی اسـت کـه شـمـا بـــرای مــدتــی کافی به یکدیگر متعهد شده باشید. همچنین زیاد وقت را تلف نکنید شجاع باشید و حـرف دلتان را بزنید. اگر هم خیلی هم کمرو می باشید، می تـوانـید پیــشنهاد خود را در قالب نامه برای دختر مورد علاقه خود ارسال کنید

...


شیوه های دستیابی به یک ازدواج موفق

 شیوه های دستیابی به یک ازدواج موفق

:Dهر ازدواجی لحظات خوب و بد و شیرین و تلخی دارد؛ ولی آنچه باعث خوشبختی و یا شکست یک ازدواج در طولانی مدت می شود، چیست؟ در دو دهه اخیر، محققان در حال تحقیق و بررسی عواملی هستند که باعث می شود یک ازدواج به خوبی و تفاهم متقابل بینجامد و در مقابل، ازدواج دیگر شکست بخورد. گروهی از محققان، تحقیق خود را روی زوجهایی انجام دادند که آنها را در لابراتوارهای زوجین از نزدیک ، مطالعه و بررسی کردند، به طوری که تمام عمل و عکس العمل های آنان مطالعه شد. (این شیوه تحقیق، بررسی یا شیوه دلیل خوانی نامیده می شود.) یکی از محققان، گروهی از زوجین عادی را از جامعه انتخاب کرد و با این شیوه، راه مطمئنی برای مطالعه درباره علل شکست یا موفقیت ازدواج ها یافت. این آزمایش ها معمولاً به صورت اندازه گیری ضربان قلب همسر و یا چگونگی نشان دادن احساسات با تغییرات چهره و این که با چه زبانی با یکدیگر و اطرافیان صحبت می کنند، صورت گرفته است. در حال حاضر محققان با تقریبی بیش از 90 درصد می توانند تخمین بزنند که کدام زندگی موفق ، و کدام ناموفق است. در متن زیر شما می توانید تعدادی از پیشنهادهایی که براساس تحقیقات بسیار معتبر به دست آمده برای راهیابی به یک زندگی زناشویی موفق و محکم بخوانید:
یک زوج عادی معمولاً در حالت عادی، 6 سال پس از ازدواج به فکر کمک خواستن از دیگران می افتند (این در حالتی است که بیشتر طلاقها در 7 سال اول ازدواج اتفاق می افتد) بدین ترتیب در مدت 6 سال اول ازدواج، بیشتر زوجین با ناراحتی ها و مشکلات مکرر، به زندگی زناشویی خود ادامه می دهند.
خودتان را اصلاح کنید
بنا به توصیه محققان ، ما باید بتوانیم احساسات خود را بیان کنیم و بگوییم چه چیزی در درجه اول برای ما اهمیت دارد. زوجهای موفق و خوشبخت احساسات خود را در مواقع حساس به راحتی بیان می کنند.
مواظب لحن خود در مشاجرات باشید
بیشتر درگیری ها زمانی آغاز می شوند که یکی از زوجین با لحن منتقدانه از دیگری ایراد می گیرد. ذهنیات خود را بیان کنید، ولی به صورتی که شنیدنش، هم برای شما و هم برای طرف مقابلتان راحت باشد.
تأثیر پذیر باشید
یک ازدواج زمانی موفق است که شوهر بتواند از همسرش تأثیر بپذیرد. تأثیرپذیری شوهر از همسرش (برخلاف زن از شوهرش) بسیار مهم است. تحقیقات نشان داده است که زنان در حالت عادی آماده تأثیر پذیری از شوهرانشان هستند. پس ازدواجی موفق است که هر دو طرف به یک میزان از دیگری تأثیر بگیرند.
استانداردهای خودتان را بالا ببرید
زوجهایی که تازه ازدواج کرده اند و یا زوجهای خوشبخت معمولا توقع بالایی از یکدیگر دارند. خوشبخت ترین زوجها معمولاً توقع رفتارهای زننده از یکدیگر را ندارند، هر چه میزان تحمل رفتارهای زشت طرفین در اول ازدواج کمتر باشد، در طولانی مدت، زوجین در مسیر ازدواج خوشبخت ترند.
یاد بگیرید چگونه یک مشاجره را آرام کنید و یا آن را خاتمه دهید
زوجهای موفق می دانند یک مشاجره را چگونه خاتمه دهند و می دانند چگونه می توان یک مسئله پیچیده را ترمیم کرد پیش از آن که مشاجره به طور کامل از کنترل خارج شود.
شیوه ترمیم یک مشاجره به این شرح است:
موضوع بحث را با یک موضوع کاملاً بی ربط عوض کنید. از طنز استفاده کنید. طرف مقابل را با یک جمله که نشان دهنده اهمیت دادن به اوست، متوجه کنید؛ مثلا من می دانم این مسئله برای تو سخت است و به این ترتیب او را متوجه این نکته کنید که هر دوی شما در این مورد وضع مشابه دارید. مثلاً بگویید این مشکل هر دوی ماست. از مشاجره عقب بکشید. در زندگی زناشویی گاهی شما باید کوتاه بیایید تا برنده شوید. اهمیت دادن و قدردانی از احساسات همسر بسیار مؤثر است؛ مثلاً من می خواهم از تو تشکر کنم. اگر یک مشاجره خیلی به بن بست رسید، 20 دقیقه به خود فرصت دهید و پس از این که هر دو خونسردی خود را به دست آوردید، دوباره گفتگو کنید.
بر نیمه روشن تمرکز کنید
نکته آخر
یک ازدواج خوب باید شامل منبع غنی ای از موجهای مثبت باشد. در بانک احساسات خود بیشتر پس انداز کنید تا وزن نکات مثبت زندگی از منفی های آن بیشتر شود. از ازدواج باید مراقبت کرد و به آن اهمیت داد تا محکم و پر معنا بماند
...


بیشتر ازدواج‌های خیابانی به طلاق کشیده می‌شود

بیشتر ازدواج‌های خیابانی به طلاق کشیده می‌شود

سرپرست سازمان بهزیستی با بیان اینکه تمامی دستگاه‌ها و نهادها باید به موضوع ازدواج جوانان کمک کنند، گفت: بیشتر ازدواج‌های خیابانی به دلیل اینکه بدون رعایت ضوابط شرعی صورت می‌گیرد، به طلاق کشیده می‌شود.

به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا»، احمد اسفندیاری در همایش تجلیل از فعالان عرصه ازدواج سازمان بهزیستی که در تالار ایوان شمس برگزار شد، با اشاره به اینکه سالانه 12 هزار ازدواج با کمک سازمان بهزیستی در کشور انجام می‌شود، اظهار داشت: 200 هزار واحد مسکونی با کمک دولت دهم تا سه سال آینده برای جامعه هدف بهزیستی ساخته می‌شود که با این اقدام مشکلات مددجویان و معلولان در زمینه مسکن برای همیشه مرتفع می‌شود.

وی اضافه کرد: با انجام ازدواج‌های آسان می‌توان بسیاری از مشکلات را رفع کرد ضمن اینکه در حال حاضر کشورهای غربی به این مهم دست پیدا کرده‌اند که با تشکیل خانواده می‌توانند از بسیاری از فسادها و منجلاب‌ها دوری کنند.

سرپرست سازمان بهزیستی کشور بیان داشت: در زمینه ازدواج باید تمامی دستگاه‌ها و سازمان‌ها و حتی تک‌تک افراد همکاری داشته باشند.

وی بیان داشت: در زمینه ازدواج در دولت نهم و دهم اقدامات خوبی صورت گرفته است به طوری که به بحث ازدواج آسان بیش از گذشته توجه شده است.

اسفندیاری با بیان اینکه تنها توانمندسازی اقتصادی نمی‌تواند مشکلات را مرتفع سازد، گفت: توانمندسازی اجتماعی، فرهنگی و علمی می‌تواند برای جامعه موثر باشد.

سرپرست سازمان بهزیستی کشور با انتقاد از مشاوره‌هایی که الگو گرفته از متون غربی است،‌ اظهار داشت: باید زمینه‌ای فراهم شود که این الگوها به سمت متون دینی و شرعی سوق پیدا کنند.

وی از کاهش مشکلات ازدواج در کشور نسبت به سایر کشورها خبر داد و گفت: خوشبختانه اقدامات خوبی در زمینه ازدواج صورت گرفته است ضمن این که سازمان بهزیستی نیز در امر ازدواج کمک‌های قابل توجهی را به جامعه هدف خود ارائه می‌دهد.

اسفندیاری ادامه داد: باید بحث کمی و کیفی ازدواج افزایش یابد ضمن اینکه باید فضا ایجاد شود تا زمینه همکاری خیرین و فعالان در امر ازدواج افزایش یابد.

سرپرست سازمان بهزیستی کشور از افزایش موسسات خیریه در تحکیم بنیان خانواده خبر داد و گفت: بهزیستی آماده مجوز در این خصوص را دارد و امیدواریم با اجرای این برنامه شاهد ازدواج‌های موفق و کاهش ازدواج‌های ناموفق باشیم.

وی با بیان اینکه موضوع ازدواج یکی از دغدغه‌های دولت نهم و دهم بوده است، اظهار داشت: ریاست جمهوری نگاه ویژه‌ای به این مقوله دارد به طوری که در این چند ساله اقدامات خوبی را در زمینه ازدواج جوانان شاهد هستیم.

...


آینده ازدواج؛ آیا ازدواج سنتی رو به زوال است؟

آینده ازدواج؛ آیا ازدواج سنتی رو به زوال است؟

  دفتر آمارگیری آمریکا، در پنجاه سال گذشته، درصد خانوارهای آمریکاییِ ازدواج کرده، نزول داشته است. هم چنین درصد ازدواج های منجر به طلاق از حدود 25 درصد به 45 درصد افزایش یافته است. زوج های ازدواج کرده و بچه دار، تنها 25 درصد همه خانواده های آمریکایی را تشکیل می دهند و انتظار می رود تعداد آن ها تا سال 2010 میلادی به بیست درصد کاهش یابد. پیش بینی می شود اکنون بزرگ سالان مجرد، سی درصد خانواده های آمریکایی باشند. با وجود این، بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که بر خلاف روندهای کنونی، ازدواج هرگز به طور واقعی منسوخ نخواهد شد. (دیوید بلانکن هورن) نماینده یک گروه مدافع ازدواج می گوید: «تحقیقات نشان می دهد مردان و زنان ازدواج کرده، تندرست تر، ثروتمندتر و خوش بخت تر از همتایان مجرد یا طلاق گرفته شان هستند. همچنین در صورت زندگی بچه ها با والدین ازدواج کرده، آنها احتمالاً رفتار بهتری در مدرسه داشته و کمتر دچار مشکل انضباطی می شوند. مدافعان ازدواج، به شواهدی مبنی بر برگشت پذیری این نهاد از جمله عدم تغییر نرخ طلاق وحتی کاهش آن در سال های اخیر اشاره می کنند. آمریکایی ها در مقایسه با اروپای شمالی، هنوز در ازدواج، متعصب، هستند؛ به عنوان مثال نرخ تولد کودکان نامشروع در دانمارک، شصت درصد در مقایسه با 34 درصد ایالات متحده است. اما بسیاری از کارشناسان نگران آن هستند که آمریکا فرجامی همانند اروپا داشته باشد و زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی و والدین مجرد، نهاد غالب اجتماعی به جای ازدواج سنتی گردد. آنها یادآور می شوند که طی سال های 1996 تا 2002، تعداد زوج هایی که بدون ازدواج، باهم زندگی می کردند، از 8/2 میلیون به 3/4 میلیون رسیده است؛ روندی که انتظار می رود در سال های بعد ادامه پیدا کند. حامیان ازدواج بر این باورند که امکان و ضرورت توقف نرخ فزاینده زندگی مشترکِ بدون ازدواج رسمی، با برنامه های آموزشی و اقدامات دیگر وجود دارد. هم چنان که کارشناسان در خصوص سرنوشت یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی تاریخ بشر بحث می کنند، سؤالاتی در این باره مطرح می گردد:

آیا ازدواج سنتی دارای آینده ای تاریک است؟

به گزارش دفتر آمارگیری، نیمی از همه ازدواج ها در آمریکا به طلاق منجر می شوند. ضمن اینکه نرخ ازدواج از 9/9 درصد به ازای هر هزار نفر در سال 1987 به 4/8 درصد به ازای همین تعداد نفر در سال 2001 کاهش یافته است. امروز، فقط پنجاه درصد خانوارهای آمریکایی در مقایسه با 75 درصد گروه مشابه در چهل سال پیش، ازدواج کرده اند. در سال 1977 تنها یک میلیون آمریکایی در برابر پنج میلیون نفر فعلی، بدون ازدواج رسمی زندگی مشترک داشتند. همچنین درصد بچه ها با خانواده های تک والد، بالغ بر سه برابر چهل سال قبل می شود( از 4/9 درصد در سال 1960 به 5/28 درصد در سال 2002). به نظر برخی از محققان، گرچه ازدواج سنتی به طور کامل از بین نخواهد رفت، اما دیگر در برنامه ریزی های اجتماعی فراگیر نخواهد بود. (لورا کیپ نیس) استاد مطالعات رسانه ای دانشگاه نورث وسترن چنین می گوید: «بخشی از این عدم مطلوبیت، ناشی از فرهنگ مصرفی است که بر انتخاب، خوش بختی و بالا بردن انتظارات غیر واقعی تأکید دارد. نیازهای جسمی و عاطفی ما بسیار گسترش یافته اند و همین موضوع، پیدا کردن فردی را برای ازدواج مشکل می سازد.» اما حامیان ازدواج معتقدند: این نهاد تا حدّی به دلیل تغییرات مورد اشاره بدبینان، رواج دو باره خواهد یافت. (ویلیام دااِرتی) سرپرست برنامه ازدواج و خانواده درمانی در دانشگاه مینه سوتا، می گوید: «همه این پویایی و آزادی به معنای آن است که ما در توده اجتماعی به شکل روز افزونی غیر شخصی زندگی می کنیم. دلیل بقای ازدواج، ضرورت آن است؛ ضرورت نیاز ما به وجود کسی که پیوسته و بدون پرسش در کنارمان باشد.» دیگران استدلال می کنند که بقا و رونق ازدواج به دلیل آن است که هنوز بهترین شیوه سازماندهی جامعه در سطح فردی به شمار می رود. (تام مینری) نایب رئیس خط مشی ملی در گروه «گروه تمرکز در خانواده» می گوید: «مردم، آغاز به درکِ میزان نیازشان به ازدواج کرده اند، و این موضوعی نیست که فقط دیدگاه مذهبی ها باشد؛ بلکه اجتماعات علمی نیز آن را پذیرفته اند.» وی معتقد است: علائمی از معکوس شدن روند ازدواج دیده می شود و به عنوان نمونه به کاهش نرخ سالانه طلاق از پنج در هزار در سال 1982 به چهار در هزار سال 2002 اشاره می کند. علاوه بر آن، به نظر او، نرخ رشد مادران شاغل متوقف شده است؛ با توجه به آنکه از سال 1997 نرخ مادران شاغل (72 درصد) ـ پس از افزایش شگفت انگیز آن در بیست سال گذشته ـ تغییر نکرده است. خوش بینان بر این باورند که جوانانِ امروز، بیش از مردم بیست یا سی سال گذشته، ازدواج را جدی می گیرند. همان طور که (دااِرتی) می گوید: «من واقعاً فکر می کنم نهاد ازدواج در آینده استوارتر می گردد. مردم درباره ازدواج، معقول تر و جدی تر خواهند شد و اقدامات بیشتری مانند شرکت در کلاس های آموزشی ترتیب خواهند داد.» او علت این روند را تا اندازه ای خاطرات دردناک نسل گذشته می داند و می گوید: «بچه های طلاق مشتاقند اشتباهاتی مشابه والدینشان مرتکب نشوند. حتی بچه هایی که والدینشان باهم زندگی کرده اند، این موضوع را درک می کنند، زیرا قادر به فهم بحران طلاق در خانواده های دیگر هستند.» (مینری) با دیدگاه او موافق است: «وقتی به جوانان نگاه می کنید، آنها را محافظه کارتر و مذهبی تر از والدینشان می بینید؛ درست مثل آن که فرزندان نسل پیشین، در مقابل سبک زندگی و انتخاب های پدر و مادرشان طغیان کنند.» و سر انجام، خوش بینان معتقدند: این نهاد به علت برآورده ساختن نیازهای اساسی انسان تداوم خواهد یافت. بنا به گفته (دااِرتی): «هنوز اشتیاق زیادی برای روابط پایدار، صمیمانه و عاشقانه وجود دارد و هنوز ازدواج، بهترین شیوه ایجاد این رابطه محسوب می شود.»

تأثیر ازدواج

از پایان دهه گذشته، یک وفاق عمومی درباره مزایای عینی ازدواج برای بزرگ سالان و کودکان شروع به شکل گیری نموده است. در حقیقت اکثر جامعه شناسان اکنون موافقند که ازدواج خوب، عموماً شرایط زندگی همگان را بهبود می بخشد. نتایج مطالعه ای که در سال 1990 در مجله «خانواده و ازدواج» منتشر شد، حاکی از آن بود که افراد مجرد، نرخ مرگ و میر بالاتری از همتایان ازدواج کرده خود داشتند. نرخ مرگ و میر مردان مجرد 25 درصد و زنان مجرد پنجاه درصد بالاتر بود. طبق این مطالعه، افراد مجرد، بیشتر در معرض خطر بیماری های وابسته به رفتار، مثل سرطان ریه و سیروز کبدی هستند. (دااِرتی) می گوید: «داشتن یک شخص نزدیک می تواند ضامن سلامتی باشد. وجود کسی که فرد را وادار به ادامه رژیم غذایی، ورزش منظم، مصرف دارو و توجه به سلامت خود کند، سبب انجام رفتارهای صحیح تری می گردد.» همچنین بنا به مطالعات صورت گرفته، افراد ازدواج کرده تقریباً دو برابر مجردها و سه برابر بیوه ها و طلاق گرفته ها، احساس خوش بختی می کنند. کودکانی که در خانواده هایی با حضور هر دو والد بیولوژیکی بزرگ می شوند، رفتارهای مناسب تری در مقایسه با کودکان خانواده های تک والد دارند؛ به عنوان مثال احتمال فارغ التحصیلی آنان از دبیرستان بیشتر و مشکلات انضباطی شان کمتر است. اما برخی از کارشناسان، حداقل بخش هایی از دیدگاه مزبور را مورد تردید قرار می دهند، با این استدلال که تحقیقات مورد بحث، تصویری اغراق آمیز از نوید بخشی نهاد ازدواج ترسیم می کند. (استفانی کونتز) استاد تاریخ یکی از دانشگاه های آمریکا در این باره می گوید: «ضروری است به خاطر داشته باشیم که وقتی درباره مزایای ازدواج صحبت می کنیم، در واقع ازدواج رضایت بخش مدّ نظر ماست. زمانی که پژوهشگران، ازدواج را به طور کلی مطلوب تلقی می کنند، آنها همزمان از ازدواج های موفق و ناموفق، میانگینی با اریب بالا می گیرند. ازدواج های موفق گرایش به تداوم دارند، در حالی که تعداد زیادی از ازدواج های ناموفق در شمارش محسوب نمی شوند، زیرا به طلاق منتهی می گردند. با این حساب، ازدواج های موفق، در آمار بیشتر لحاظ شده و ازدواج های ناموفق کمتر مورد توجه قرار می گیرند.» همچنین بدبینان مدعی هستند که ازدواج می تواند مزایای واقعی برای مردان ایجاد کند، اما ضرورتاً به همان میزان برای زنان مفید نیست. (باربارا ریسمن) استاد جامعه شناسی دانشگاه کارولینای شمالی معتقد است: «مردان به مراقبت شدن توسط زنان ـ ابتدا مادران و بعد همسرانشان ـ عادت کرده اند. بنابراین، ازدواج یقیناً قراردادی مناسب برای آنان محسوب می شود، زیرا بدون وجود همسر، به عنوان جایگزین مادر، معمولاً به خوبی از عهده خودشان برنمی آیند. اما زنان به دلایل متفاوتی ازدواج می کنند. در جهانی با درآمد 75 سنت زنان در مقابل یک دلار مردان، زنان هنوز به دلایل اقتصادی و عملی مجبور به ازدواج هستند.» به نظر او، سلامت زن ممکن است از حیث جسمی و روحی پس از ازدواج بیشتر باشد، زیرا در آمد همسرش تضمینی برای بهداشت، غذا و اقامتگاه بهتر خواهد بود. «بنابراین، بله، شاید، زن رفاه بیشتری داشته باشد، تنها بدان علت که نابرابری جامعه او را وادار به ازدواج می کند. ما نیاز به پایه گذاری جامعه ای داریم که زنان به علل مذکور مجبور به ازدواج نباشند.» پژوهشگران مدافع ازدواج، ایراد (کونتز) بر زیر بنای تحقیق را وارد نمی دانند، زیرا به زعم آنان، مطالعات مورد بحث، شامل ازدواج های ناموفق و منجر به طلاق نیز می گردد. برخی دیگر، ادعای منفعت بیشتر مردان از ازدواج را مورد تردید قرار می دهند. (مَگی کالاگِر) نماینده «موسسه ازدواج و خط مشی ملی» در این مورد می گوید: «مردان در برخی حوزه ها و زنان در حوزه هایی دیگر، از این پیوند سود می برند، اما ازدواج روی هم رفته برای هر دو ایشان مزایایی در بر دارد.»

چشم انداز خصوصی سازی ازدواج

کشورهای ثروتمند در قرن بیستم شاهد تحولات بی نظیری در نحوه ازدواج بودند. در ایالات متحده، اروپا و جاهای دیگر، روند خروج از تعهدات مربوط به والدین، جامعه، و دیگر شکل های مسئولیت جمعی با تأکید به انتخاب فردی شکل گرفت. مردم آزادی عمل بیشتری پیدا کردند که با چه کسی ازدواج کنند و آیا به زندگی مشترک ادامه دهند یا نه. بسیاری از پژوهشگران، حتی تغییرات بیشتری در دهه های آتی برای ازدواج پیش بینی می کنند. (بلانکن هورن) می گوید: «مردم ازدواج را بیش از یک نهاد عمومی به عنوان رابطه ای خصوصی در نظر خواهند گرفت [و ]خصوصی سازی ازدواج موجب تزلزل آن خواهد شد.» دااِرتی با این ایده موافق است که ازدواج در حال جابه جایی از گستره عمومی به قلم و خصوصی است، اما او جنبه مثبتی در این دگرگونی می بینید: «ازدواج های آینده تا حدی موقعیت برابری را ایجاد خواهند کرد. مردان در هنگام انتخاب همسر، به امکان درآمدزایی بیش از توانایی های خانه داری توجه خواهند داشت. مردان در جست وجوی زنی خواهند بود که درآمدی به اندازه خودشان و یا اندکی کمتر داشته باشد. این موضوع، سطح نوینی از برابری جنسیتی را در ازدواج ایجاد خواهد نمود.»

با همه اینها،بعضی از محققان، تغییرات بسیار کمی در سبک ازدواج ـ حداقل برای ایالات متحده ـ پیش بینی می کنند. نظر (ریسمن) چنین است: «تصور می کنم آن قدر در سده گذشته با رویدادهای بی شماری در زمینه ازدواج مواجه شده ایم، که در حال ورود به دوره ای از ثبات هستیم. ما می خواهیم پنجاه سال آینده را صرف جذب تحولات پیشین کنیم.» وی عدم تغییر نرخ طلاق طی دهه گذشته را گواه کُندشدن معنادار سرعت تغییرات می داند. (کونتز) دگرگونی زیادی در شیوه های ازدواج نمی بیند، اما آن را ثابت نیز در نظر نمی گیرد. به ویژه معتقد است: «زوج ها مجبورند به واسطه نتایج برابری جنسیتی در ازدواج، کار کنند. ما می خواهیم همچنان که جزئیات واقعیات جدید را نظم می بخشیم، شاهد تلاش بیشتری برای توسعه عادات جدید، انتظارات عاطفی جدید، برنامه های زمانی جدید و مهارت های نوین مذاکره باشیم.»

...


دلایل نادرست ازدواج

دلایل نادرست شروع رابطه یا ازدواج کدامند؟ چه کارهایی می توانید انجام دهید تا همسر مناسب را مانند یک مغناطیس به زندگی خود جذب کنید؟ بهترین و ساده ترین روش برای یافتن همسر ایده آل آن است که خود را شبیه او سازید تا او شما را پیدا کند!
البته نه اینکه تظاهر کنید بلکه به راستی ویژگی هایی را که می خواهید همسر آینده تان داشته باشد ، اول در خودتان ایجاد کنید .
اکنون دلایل نادرست شروع روابط یا ازدواج را بررسی می کنیم .

نخستین دلیل ) نادرست برای شروع رابطه یا ازدواج ، فشار سنی است . بدین معنی که ساعت بیولوژیکی شما تیک تیک می کند و به سال های آخر باروری نزدیک می شوید و سنتان بالا می رود . گاهی اوقات فکر می کنید می بایست تا سن خاصی ازدواج کرده باشید . یا اینکه همه ی دوستانتان ازدواج کرده یا نامزد دارند و فقط شمایید که تنهایید و ممکن است این فشار از جانب خانواده ها اعمال شود . گاهی فشار اجتماع است که باعث می شود توقع ها و انتظارهای خود را پایین بیاورید و از استانداردهایتان بگذرید و به ازدواجی نادرست تن در دهید . بسیاری از ما تسلیم این فشار می شویم زیرا نمی خواهیم با دیگران فرق داشته باشیم . دوست داریم ما هم جزوی از گروه باشیم . اگر از سنی که اجتماع برای ازدواج شما در نظر گرفته ، اندکی گذشته است هرگز به این معنا نیست که گوسفند سیاه گله هستید . اجازه ندهید قبل از آنکه همسر مطلوب خود را بیابید هیچ مساله ای شما را مجبور به ازدواج کند . هرگز برخلاف میل واقعی خود و بنابر اصرار طرف مقابل با او رابطه برقرار نکنید یا در رابطه ای که می دانید می بایست هر چه زودتر آن را ترک کنید باقی نمانید .

دلیل نادرست دوم ) درماندگی و احساس تنهایی است که بسیار مخرب است . احساس تنهایی بیشتر از ناحیه ی ضعف ارتباطی با خودتان است نه تنهایی فیزیکی . با خود بودن تنها بودن نیست . هرگز نباید احساس تنهایی کنید . نباید در شهری که حدود نیمی از جمعیت آن را مجردها تشکیل می دهند ، احساس تنهایی کنید . اگر اطرافیانتان همه ازدواج کرده و متاهل اند ، و شما در کنار آنها ناراحتید ، سعی کنید چند دوست مجرد برای خود پیدا نمایید تا اوقات خوشی را با آنان بگذرانید . بسیاری از ما اگر می دانستیم چگونه کمی بهتر از خودمان مراقبت و مواظبت کنیم ، کمتر احساس تنهایی می کردیم . هنگامی که خیلی تنهایید ، این خطر تهدیدتان می کند که از روی ناچاری و تنهایی با هر کس از راه رسید ازدواج کنید .

دلیل سوم ) فشار و گرسنگی جنسی است . بدترین و خطرناک ترین دلیل برای ازدواج آن است که شهوتی باشید ! گرسنگی جنسی هرگز دلیل موجهی برای ازدواج نیست . احساسات قلبی خود را از شهوترانی جدا کنید . باید بتوانید این دو را از هم تشخیص دهید . مطمئن باشید که آنها را باهم اشتباه نمی گیرید . زیرا بسیاری از ما خود را در روابطی نادرست و ناسالم درگیر می کنیم فقط به این دلیل که شهوانی است . جاذبه یا انرژی جنسی بر ما غالب می شود و ما را به دردسر می اندازد و مجبوریم درد و رنج بسیاری را تحمل کنیم . گرسنگی جنسی مجوزی برای ازدواج نیست .
ـ رابطه یا ازدواج موفق به سه رکن نیازمند است : جاذبه ی جسمانی -تفاهم- تعهد
ـ هرگز نمی توانید تفاهم و تعهد را فراموش کنید و فقط به جاذبه ی جسمانی بپردازید .
ـ تفاهم مهم ترین رکن محسوب می شود که هرگز نمی توانید آن را نادیده بگیرید . تعهد و جاذبه ی جنسی نیز همین طور . جاذبه ی جنسی بدون تفاهم و تعهد به جز درد و رنج ارمغانی برایتان نخواهد آورد که به مراتب از تنهایی بدتر است .

دلیل چهارم ) برای ازدواج نادرست ، سرباز زدن از رویارویی با مسائل زندگی خودتان است . یعنی با مشغول شدن به جزئیات زندگی طرف مقابل ، از درد و رنج و کاستی های خودتان غافل بمانید .
۰ زندگی ، شغلی تمام وقت و بدون مرخصی است ، البته هر گاه رهرو و مسافری خودآگاه باشید . خودآگاهی آن نیست که یک یا دو بار در ماه در سمیناری شرکت کنید و یا کتابها یا مجلاتی را مطالعه کنید و بعد هم همه ی مطالب را فراموش نمایید . می بایست به دنبال کیفیت واقعی باشید .

اشتباه پنجم) برای درگیر شدن در روابط ، فرار کردن از رشد و تغییر شخصی است . به ویژه برای کسانی که دوست دارند دیگران به آنها محبت کنند . درست مانند کودکی که دوست دارد دیگران در حق او مادری یا پدری کنند و مانند کودک ، احساس مسئولیت چندانی برای خود قائل نیستند و دوست دارند دیگران بار مسئولیت آنان را به دوش بکشند . بگذارید حقیقتی را به شما بگویم ؛ مردها عاشق زن هایی هستند که به آنان وابسته نباشند و بتوانند روی پای خودشان بایستند . این روحیه ی مردهای امروز است اما زن ها از این موضوع غافل اند و نمی دانند مرد بودن چه وظیفه و مسئولیت سنگینی است و مردها چه فشارهایی را تحمل می کنند . پسرها از همان آغاز تولد ، با این فشار بزرگ می شوند که باید نان آور باشند و کار کنند و از همه حمایت نمایند . همیشه مردها مجبورند از زن ها خواستگاری کنند یا سر صحبت و آشنایی را باز کنند . یا تقاضای عشق ورزی نمایند و زن ها باید فقط بله یا نه بگویند . در حالی که زن ها از ابتدای تولد چنین برنامه ریزی نشده اند که کار کنند و شاغل باشند . اما این مسئولیت در حافظه ی ژنتیکی مردها حک شده است و به هزاران هزار سال پیش و نسل ها قبل برمی گردد و باعث می شود مردها فشارها و در نتیجه انرژی هایی را در خود احساس کنند که زن ها هرگز احساس نمی کنند و این همان مطلبی است که زن ها می بایست در باره ی آن بیاموزند تا مردها را بهتر درک کنند . مردها شایسته ی محبت و توجه زیادی هستند . زن ها نیز همین طور؛ اما فشارها و نگرانی هایی که زن ها تحمل می کنند بسیار متفاوت است . پس هنگامی که با این دید به رابطه یا ازدواج وارد شوید که با خود ، نیرو ، توان و اعتماد به نفس به همراه بیاورید و برای رابطه و ازدواجتان از خودتان مایه بگذارید ، تفاوت های بسیاری را در آن زندگی و ازدواج رقم خواهید زد . زن ها می بایست مردها را بهتر بشناسند و نیازهای آنان را بهتر درک کنند و مردها نیز می بایست زن ها و نیازهایشان را بهتر درک نمایند و به خاطر سپردن این موضوع بسیار مهم و حیاتی است .

دلیل ششم ) برای برقراری رابطه یا ادامه ی آن احساس گناه است . احساس گناه به این معناست که نمی توانید کسی را ترک کنید یا به او نه بگویید زیرا می ترسید برنجد و قلبش بشکند و در نتیجه به رابطه ای تن می دهید که نمی خواستید حتی به آن وارد شوید . احساس گناه دلیل یا مجوزی برای بودن با کسی نیست . عشق برخاسته از احساس گناه ، عشق کثیفی است . چنانچه تعجب کردید ، می توانید نفس عمیقی بکشید . عشق برخاسته از احساس گناه ، عشق زشتی است و در پایان به نفع هیچ کس نیست و به همه آسیب می زند . به ویژه به کسی که برای او خواسته ها و نیازهایتان را زیر پا می گذارید .

اشتباه هفتم ) پر کردن کمبودهای روحی-روانی است . این خود شمایید که می بایست کمبودهای روحی تان را پر کنید . البته نه به این معنی که کس دیگری نباید به شما کمک کند یا رضایت روحی شما را فراهم کند . اما این خود شمایید که می بایست متعهد به اغنای روحی خودتان باشید . این شما هستید که باید بتوانید بگویید : "من یک هدیه هستم ، مرا باز کن!" این شمایید که می بایست بتوانید با افتخار و با اعتماد به نفس تمام بگویید : "من بسته ای پر از سورپریزهای خوشایند و زیبا هستم" . این مرام و منش ، برتر و شایسته است و برای رسیدن به این مرحله می بایست از قبل خود را اغنا کرده باشید نه اینکه پوچی هایتان را با خود به رابطه و ازدواجتان ببرید و آن ها را سر همسرتان خالی کنید . هیچ امری زیباتر از آن نیست که دو نفر بتوانند به هم بگویند : "ببین برای ورود تو چه چیزهایی را کنار گذاشته بودم" و سپس دستهایشان را رو کنند و یکدیگر را با هدایای روحی و معنوی فراوان سیراب کنند .

خودتان را جمع و جور کنید . منتظر نشوید ازدواج کنید تا سر و سامان بگیرید . همین الآن به خودتان ، زندگی تان ، شغل تان و ... سر و سامان دهید.

...


دلایل نادرست ازدواج و ده نوع رابطه ی بی سر انجام


دلایل نادرست ازدواج و ده نوع رابطه ی بی سر انجام

در این قسمت می خواهیم برخی از انگیزه هایی که باعث ازدواج می شوند اما معمولاً به از دواجهای ناموفق منجر می شوند را ذکر نمائیم. اینها دلایلی هستند که باعث می شوند بدون انیکه عاشق شده باشید، با کسی رابطه ای را آغاز کنید.

1- فشار سنی

بسیاری از مراجعان من نسبت به روابط با نامزد خود مردد هستند، در دوران نامزدی که دوران طلایی زندگی نامیده می شود بارها با هم جرو بحث دارند. نشانه ها و علایم هشدار دهنده ی بسیار زیادی وجود دارد که حاکی از این است که این روابط رضایت بخش نیست.اما وقتی از آنها سؤال می شود که چرا می خواهند به این ازدواج تن در بدهند؟ جواب می دهند که سنشان به 30 سالگی نزدیک شده است. تمام دوستان و همکلاسیها ازدواج کرده و صاحب فرزند هم شده اند.و از همه مهمتر تصور می کنند که شاید خواستگار دیگری پیدا نکنند، لذا بنا به این دلایل به ازدواجی تن در می دهند که از ابتدا نیز هیچگونه عشقی در کار نیست. فقط به خاطر فشار دوستان، خانواده و اجتماع حاضر می شوند با کسی ازدواج کنند که اگر در شرایط طبیعی قرار داشتند هرگز حاضر به ازدواج با او نبودند.فشار سنی و فشار اجتماع باعث می شود که شما از استانداردهایی که برای همسر مطلوب خود در نظر گرفته بودید چشم پوشی کرده و خود را در یک روابط ناموفق درگیر کنید.
«وقتی که نه از روی مصلحت، بلکه از روی اجبار از جانب خود و یا دیگران کسی را انتخاب می کنید، نیروی خود را از دست می دهید و پایان بدی را برای داستان عشقی خود به جان می خرید. اگر در چنین وضعی بوده اید و یا هستید، از خود بپرسید که شما چرا می خواهید به این خواسته ی خود نسبت به خواسته ی دیگران اولویت ببخشید.»
در تمام فصول این کتاب بارها متذکر شده ایم که در ازدواج تصمیم گیرنده نهایی باید خود فرد باشد. و این تصمیم نیز باید بر اساس رعایت معیارها و استانداردهایی باشد که فرد برای خودش تعیین کرده است.بی پرده تر سخن بگوئیم زمانی ازدواج کنید که فرد مورد نظر اصطلاحاً به دل شما بنشیند، با او احساس صمیمیت کنید و واقعاً عاشق او باشید. فشار سنی را نادیده بگیرید و از بالا رفتن سن خود هیچ گونه نگرانی و هراسی را به دل راه ندهید.آگاه باشید که بسیاری از افراد موفق و سرشناس در سنین بالا ازدواج کرده اند و ازدواج های بسیار موفقی هم داشته اند. تحقیقان نشان داده است که کمترین میزان طلاق و درگیریهای خانوادگی مربوط به کسانی است که در سنین بالاتر ازدواج کرده اند. (نیل کلارک وارن، 1386).
همچنین نسبت به صحبت های افراد خانواده، اقوام و دوستان نیز بی تفاوت باشید و بیهوده تحت تأثیر آنها قرار نگیرید. آگاه باشید که اگر آنها از شما ناراحت هم بشوند این ناراحتی خیلی زود از بین می رود اما اگر به خاطر خوشحال کردن آنها از معیارهای خود چشم پوشی کنید یک عمر زندگی خود را تباه کرده اید و خود را درگیر یک ازدواج بدون عشق کرده اید.

2- احساس تنهایی:

وقتی انسان احساس تنهایی می کند تصمیماتی می گیرد و به روابطی وارد می شود که در شرایط عادی به هیچ وجه خود را به آن روابط وارد نمی کند.احساس تنهایی باعث اتخاذ تصمیمات عجولانه می شود و قدرت اراده و تصمیم گیری را از انسان سلب می نماید.
شما اگر با دوستان نزدیک خود در باره ی معیارهای همسر آینده تان صحبت کنید در بسیاری از موارد در صحبت معیارهای خاصی را بیان می کنند اما در عمل فردی متفاوت را انتخاب می کنند. آیا معیارهای آنها به این سرعت تغییر کرده است؟ خیر بلکه به خاطر رهایی از احساس تنهایی با اولین کسی که برخورد کرده اند ارتباط برقرار کرده اند و به این روابط ادامه داده و نهایتاً نیز ازدواج کرده اند.اما اینها نیز نمونه هایی از ازدواج بدون عشق هستند. اینها نیز نمونه هایی از ازدواج هستند که ممکن است به بیراهه کشیده شوند.
بنیامین فرانکلین می گوید:
«ازدواجی که در آن عشق نباشد حتماً عشقی بدون ازدواج در آن رخنه خواهد کرد.»
بله در ازدواجهای این چنینی بعد از گذشت مدتی که احساس تنهایی کاهش یافت هر دو طرف به معیارهای قبلی خود فکر می کنند و خود را به خاطر این انتخاب عجولانه سرزنش می کنند. وقتی که احساس تنهایی می کنید و به تنگ آمده اید، احتمال آنکه انتخاب های ضعیف تری بکنید، بالا می رود و در نهایت از روابطی سر در خواهید آورد که ارضاء کننده نیست.
- رهایی از احساس تنهایی یکی از عوامل اصلی مشکل آفرین در ازدواج های مجدد نیز می باشد.افرادی که از همسر خود جدا می شوند در اولین روزهای جدایی معمولاً شرایط سختی را می گذرانند. یادآوری خاطرات شیرین دوران نامزدی، شب عروسی و... برای آنها بسیار مشکل و تأسف آور می باشد.زندگی، امیال و آرزوهای خود را بر باد رفته تصور می کنند و از همه مهمتر اینکه احساس تنهایی می کنند. لذا به خاطر رهایی از این احساس و کاهش فشارهای حاصل معمولاً اشتباهات بعدی را نیز مرتکب می شوند.
لذا اگر چنانچه تمام دوستان شما ازدواج کرده اند و شما تنها شده اید، اگر چنانچه آخرین فرد خانواده هستید و همه ی برادرها و خواهر های شما ازدواج کرده اند و اگر به تازگی از همسر خود جدا شده اید و اوقات ناخوشایندی را تحمل می کنید به خاطر رهایی از احساس تنهایی خود را در هیچ رابطه ای درگیر نکنید.زیرا بسیاری از این روابط در ابتدا فقط تفننی بوده و قصد و منظور ازدواج در آنها نهفته نیست، چون طرف مقابل مطابق با معیارهای شما نیست، اما متأسفانه به تدریج این روابط عمیق تر می شوند و شما زمانی از خواب بیدار می شوید که متوجه می شوید با فردی که کاملاً با معیارهای شما متفاوت است ازدواج کرده اید.

3- نیاز جنسی:

نیاز جنسی در دوران بلوغ یکی از نیازهای بسیار قوی در هر فرد است که باید به طریقی این نیاز ارضاء شود. متأسفانه شدت این نیاز در برخی از موارد فرد را به سوی انتخابهای نادرست متمایل می کند. یکی از توصیه های مؤکد به مراجعانم این است که قبل از تصمیم قطعی برای ازدواج به هیچ وجه با پسر یا دختری صحبت های عاشقانه نداشته باشید.کلیه ی کسانی که این توصیه را نادیده گرفته اند به عواقب شوم کار خود واقف هستند وقتی که کوچکترین رابطه عاشقانه با پسر و دختری داشته باشید. چشم شما به روی تمام حقایق بسته خواهد شد و با فردی ازدواج می کنید که کاملاً با معیارهای انتخابی شما متفاوت می باشد.
متأسفانه باید بگوئیم احساس نیاز جنسی یکی از بزرگترین عواملی است که باعث اشتباه در انتخاب همسر می شود.بسیاری از افراد در باطن علاقه ای به طرف مقابل خود ندارند و فقط به دلیل چشم چرانی و رفع نیازهای جنسی خود روابط را ادامه می دهند اما بعد از مدتی کوتاه دیگر چشم عقل آنها کاملاً کور شده و تمام قدرت تصمیم گیریهای خود را از دست می دهند و بعد از ازدواج که عطش جنسی فروکش می کند به اشتباهات خود پی می برند.
لذا نظر به اهمیت این موضوع مجدداً متذکر می شوم اگر به زندگی عاشقانه مادام العمر علاقه مند هستید، اگر می خواهید از اختلافات زناشویی به دور باشید و اگر می خواهید از زندگی زناشویی خود لذت ببرید و به آرامش روانی دسترسی پیدا کنید تا زمانی که کاملاً از تصمیم خود مطمئن نیستید و از نظر شرعی و قانونی با هم محرم نیستید از هر گونه تماس فیزیکی خودداری کنید در غیر اینصورت باید منتظر عواقب شوم آن باشید.

4- رهایی از مشکلات درونی

افراد عاشق معمولاً تمام فکر و ذهنشان به این موضوع مشغول است که چگونه طرف مقابل خود را شاد کنند؟ احتیاجات او چیست؟ چگونه او را خوشحال کنند و یا چگونه با رفتار خود او را تحت تأثیر قرار دهند.
اما در بعضی از موارد ما شاهد این موضوع هستیم که افراد نه به دلیل وجود عشق واقعی بلکه به دلیل رهایی از مشکلات درونی خود به روابط وارد می شوند.
روزانه افراد زیادی به من مراجعه می کنند که مشکلات درونی زیادی آنها را احاطه کرده است و احساس افسردگی آنها را شدیداً آزار می دهد و مسایل و مشکلات ذهنی مربوط به گذشته آرامش آنها را از بین برده است.لذا برای رهایی از این مشکلات به ازدواج اقدام می کنند به این امید که شاید ازدواج بتواند آنها را خلاص نموده و از این طریق از مشکلات درونی خود نجات پیدا کنند.
اما واضح است افرادی که با این قصد و نیت می خواهند ازدواج کنند به چه سرنوشتی دچار می شوند. این افراد در ازدواج خود هیچ معیاری را در نظر نمی گیرند. بسیار عجولانه و شتابزده عمل می کنند و نتیجتاً این که هیچ گونه عشقی نیز در روابط آنها وجود نخواهد داشت از سوی دیگر یکی از اصول انتخاب همسر که همه ی روان شناسان در مورد آن اتفاق نظر دارند این است که «قبل از ازدواج سالم شوید.» چون ازدواج نه تنها درمان کننده ی مشکلات روحی و روانی نیست بلکه خود استرس هایی نیز به دنبال دارد.
«بسیاری از مردم از این رو به روابط نیاز دارند که از کمبود شور و شوق و بی هدفی در زندگی خود خسته شده اند و به جای آن که به درون خود نگاه کنند و دلیل این احساس را از درون خود جویا شوند، خود را درگیر روابط عشقی می کنند و آن را هدف خود قرار می دهند. چنین روابطی هرگز سرانجامی نخواهد داشت، از آن رو که در چنین مواقعی، شما عاشق آن شخص نیستید، بلکه شیفته ی «سرگرمی» و دل مشغولی خود به رابطه تان هستید و هنگامی که رابطه پایان می پذیرد، بار دیگر با خودتان تنها خواهید شد.

5- احساس گناه:

مدتی قبل دو پسر و دختر برای مشاوره ازدواج به من مراجعه کردند. که پسر از ناحیه ی پا معلول بود. اما دختر کاملاً سالم به نظر می رسید. با بررسی ویژگیهای روحی و روانی آنها هیچگونه علائمی حاکی از وجود شباهت در اخلاق و روحیات و همچنین هیچگونه اثری از وجود عشق و علاقه در روابط آنها وجود نداشت.آزمون شخصیت نیز از آنها به عمل آوردم از نظر ویژگیهای شخصیتی تفاوتهای زیادی داشتند و با وجود چند علامت هشدار دهنده ی دیگر، دختر بر این ازدواج تأکید بسیار زیادی داشت و به هیچ وجه مایل به جدایی نبود. لذا به مصاحبه ی انفرادی با او برای پی بردن به علت این اصرار پرداختم. تصور می کنید علت اصرار چه چیزی بود؟ تصمیمی بی نهایت اشتباه، بله دختر بیان می کرد که فرد مورد نظر به چند نفر از همکلاسی های او نیز پیشنهاد ازدواج داده، اما به خاطر معلولیتش هیچ کس حاضر به ازدواج با او نشده است. اگر من با او ازدواج نکنم می ترسم در آینده هرگز نتواند برای خود زوجی پیداکند.
البته لازم به ذکر است که منظور ما این نیست که با افراد معلول ازدواج نکنید، نه به هیچ وجه، ازدواج با افراد معلول نشانه ی ایثار و از خودگذشتگی است و افرادی که به آن مبادرت نمایند نزد خداوند پاداش دریافت می کنند، بلکه منظور ما این است که هرگز بدون عشق و به خاطر احساس گناه ناشی از معلولیت فرد با او ازدواج نکنید.وقتی شما از روی حس ترحم و دلسوزی با کسی ازدواج می کنید انتظار دارید طرف مقابل به تمام خواسته ها و انتظارات شما جواب مثبت بدهد.اما همه می دانیم که زندگی زناشویی رابطه ی بسیار پیچیده ای است که خواه، ناخواه ناملایماتی به دنبال دارد. اگر از روی ترحم و حس دلسوزی از خواسته ها و معیارهای خود بگذرید و با فردی متفاوت با معیارهای خود ازدواج کنید، با اولین خللی که در روابط شما ایجاد شود زندگی شما به یک جهنم تبدیل خواهد شد.
- تحمل نامهربانی از طرف کسانی که ما برای آنها ایثار و از خودگذشتگی کرده ایم برای ما بسیار سخت تر است تا کسانی که برای آنها کاری انجام نداده ایم.
لذا اگر از روی عشق و علاقه و صرفاً بر مبنای معیارهای شخصی خود ازدواج کنید تحمل مشکلات و جارو جنجال در روابط برایتان آسانتر می شود اما اگر از روی حس ترحم و دلسوزی ازدواج کنید تحمل ناملایمات بسیار عادی نیز برایتان سخت و دشوار می شود.
اگر در گذشته یا حال زندانی احساس گناه بوده اید یا هستید و فقط به این دلیل که اگر کسی را ناراحت کنید احساس گناه می کنید به جمله زیر فکر کنید:
«وقتی که از روی احساس گناه و نه از روی عشق تصمیم می گیرید که با کسی باشید هم به آنان کم فروشی کرده اید و هم به خودتان»

6- پرکردن خلأهای احساسی و روحی خود

یک ازدواج حقیقتاً سالم، حس قدردانی دو طرف درگیر در رابطه را نسبت به شگفتی ها و رازهای خلقت بالا می برد و درهای رشد و تعالی روحی را به روی آنها می گشاید.همچنین به هر کدام از این دو شخص کمک می کند که زخم های دوران کودکی خود را التیام بخشد و خودباوری آنها را از طریق احساس «دوست داشته شدن» و «پذیرفته شدن» از طرف شخص مقابل، بالا می برد.اما
وقتی که زندگی را با مقادیر قابل توجهی خلأ احساسی و روحی شروع می کنید، برای خود و همسرتان درد و رنج به همراه خواهید آورد.
جمله بالا از یکی از بزرگترین متخصصان روابط انسانی نشانه ی یکی از بزرگترین دلایل نادرست ازدواج می باشد.
عشق به حیات انسان معنی می دهد، احساس سرور و شادمانی و آرامش خاطر می دهد و به طور کلی با هیچ چیز نمی توان جای خالی آن را پر کرد. اما اگر از آن به منظور پر کردن خلأهای احساس و روحی استفاده کنیم خطرناک می باشد. بسیاری از اختلافات زناشویی و طلاق ها به همین علت برمی گردد. امراض روانی و احساس پوچی در زندگی آسیب هایی هستند که متأسفانه تعداد آنها در جوامع کم نیست، اما کدام یک از یافته های پژوهشی حاکی از آنست که ازدواج می تواند درمان کننده ی این خلأها باشد.
افرادی که به دلیل پرکردن خلأهای روحی خود ازدواج می کنند در روزهای اولیه آشنایی تا حدودی به یک آرامش کاذب می رسند اما بعد از مدتی کوتاه حضور همان شخص باعث افزایش احساس خلأ و تنهایی آنها می شود.
این افراد دائماً از یک رابطه به رابطه ی دیگر می روند و هرگز همسر ایده آل خود را پیدا نمی کنند چون همسر ایده آل آنها وقتی یافت می شود که ابتدا خود را سالم نموده و بتوانند این احساس خلأ روحی خود را از بین ببرند.
اگر احساس تهی بودن می کنید، هیچ شخصی هر قدر هم که شما را دوست داشته باشد قادر نخواهد بود خلأ روحی شما را پر کند.
افرادی که احساس خلأ روحی و عاطفی دارند همیشه از همسر خود شکایت دارند و تصور آنها این است که روابط آنها ارزش ادامه دادن را ندارد.
«شما می توانید رابطه ای مطلوب را با این تصور که همسرتان باید ناجی احساسی و روحی شما باشد، خراب کنید. تنها شمائید که می توانید این جاهای خالی را پر کنید. تنها شمائید که می توانید خود را نجات دهید. این معقول است که از همسر خود انتطار داشته باشید تا به تنهایی شما نیفزاید یا شما را در التیام زخم هایتان حمایت کند و به شما عشق بورزد یا به شما بیاموزد که چگونه خود را دوست بدارید، اما در نهایت این شمائید که باید قهرمان خود باشید.» (باربارادی آنجلیس، 1386)

ده نوع رابطه که سرانجامی ندارند

در این فصل شما می آموزید که از چه روابطی به دور باشید روابط زیادی وجود دارند که به ازدواج منجر نخواهند شد و یا اینکه اگر به ازدواج منجر شوند به یک ازدواج ناموفق و ناخوشایند منجر می شوند که شما باید هشیار باشید که به چنین روابطی وارد نشوید و یا اگر چنانچه در چنین روابطی درگیر هستید باید سریعاً از آن خارج شوید. برای مثال یک شرط اصلی ازدواج موفق این است که همسرتان متعلق به خودتان باشد و به غیر از شما با کسی هیچ نوع رابطه ای نداشته باشد.اگر یک فرد متأهل به شما پیشنهاد ازدواج بدهد، قبول آن به معنی اینست که خود را در یک روابط معیوب درگیر کرده اید.علاوه بر این روابط معیوب دیگری نیز وجود دارند که در این قسمت به ترتیب شرح داده می شوند.
1- رابطه ای که در آن بیش از آنچه نامزدتان به شما عشق می ورزد، شما به او عشق می ورزید.
اگر شما همواره به همسرتان تلفن می زنید، در محبت به او پیشقدم هستید، در هدیه دادن به او پیشقدم هستید، اما همسرتان نسبت به شما روابط معمولی دارد و به اندازه ی شما هیجان از خود نشان نمی دهد، شما در یک رابطه معیوب گرفتار شده اید. علت بروز چنین روابطی برای تک تک افراد با هم متفاوت است. اما آنچه مسلم است این است که چنین شرایطی به تدریج عشق و علاقه ی شما را به همسرتان کاهش خواهد داد.ممکن است یک روز شما شدیداً به او اظهار علاقه کنید و روز دیگر او بیشتر به شما علاقه نشان دهد یعنی اینکه این شرایط در نوسان باشد، اما اگر همواره شما پیشقدم هستید و بودن یا نبودن شما برای او فرقی نمی کند شما عاشق همدیگر نیستید. به عبارت دیگر به یک ازدواج بدون عشق وارد شده اید و ازدواجی که در آن عشق نباشد حتماً عشقی بدون ازدواج در آن وارد خواهد شد.پس اگر در چنین رابطه ای درگیر شده اید باید با یک روان شناس مجرب مشورت کنیدو سعی کنید مشکل خود را از بین ببرید در غیر اینصورت باید منتظر مشکلاتی باشید.
2- رابطه ای که در آن کمتر از آنچه نامزدتان به شما عشق می ورزد، شما به او عشق می ورزید.
یکی از رازهای مهم در مورد مردان که زنان باید از آن آگاه باشند این است که معمولاً مردها، زن های مغرور را بیشتر می پسندند.پسرها ممکن است در دوران مجردی به دختران برونگرا تمایل زیادی نشان دهند اما برای ازدواج معمولاً به دختران مغرور و مؤدب تمایل بیشتری دارند، اما این ایده گاهی وقت ها در بین دختران تفکرات اشتباهی را بوجود آورده است. یعنی اینکه این صفت را تعمیم می دهند و حتی در مقابل همسرشان نیز این رفتار را نشان می دهند.که این موضوع نیز مانند رابطه ی قبلی مشکل آفرین می باشد. شما باید بعد از نامزدی به جای غرور، مهربانی و صمیمیت خود را به همسرتان بیشتر کنید اما در مقابل مردان دیگر غرور خود را همچنان ادامه دهید. یعنی اینکه اگر این رفتار تداوم داشته باشد به تدریج عشق و علاقه ی همسرتان نسبت به شما از بین می رود. اما در بسیاری از افراد نیز این رفتار به صورت ناخودآگاه وجود دارد یعنی اینکه در مقابل اظهار عشق و علاقه همسرشان بی تفاوت هستند و هیجان چندانی از خود نشان نمی دهند. که در این موارد علت به دوران کودکی و عوامل ناخودآگاه مربوط می شود و جهت از بین بردن آن حتماً باید به یک روانشناس
مجرب مراجعه کنید.لذا چنانچه همواره منتظر هستید که نامزدتان با شما تماس بگیرد، او به شما هدیه بدهد و اظهار عشق و علاقه نماید و شما هیجان چندانی برای انجام این کارها ندارید بدانید در یک رابطه ی معیوب درگیر شده اید ازدواج خود را آنقدر به تعویق بیاندازید تا این مشکل حل شود در غیر اینصورت باید منتظر وجود مشکلاتی باشید.
3- رابطه ای که در آن عاشق توانایی های بالقوه نامزد خود هستید
برخی از افراد نامزد خود را واقعاً دوست ندارند و به او عشق و علاقه ای احساس نمی کنند بلکه به این امید که بتوانند او را به یک فرد دوست داشتنی تبدیل کنند ازدواج می کنند.یعنی اینکه تصمیم دارند در رفتار و شخصیت او تغییراتی بوجود بیاورند تا او به فرد مورد علاقه شان تبدیل شود. حال سؤال اینجاست که اگر موفق به انجام این تغییرات نشدید چطور؟ اما در این رابطه خود را به جای همسرتان قراد دهید. اگر او از اولین روزهای آشنایی تصمیم به تغییر دادن رفتار و شخصیت شما داشته باشد نسبت به او چه احساسی پیدا می کنید.آیا از او متنفر و منزجر نخواهید شد.اگر او واقعاً عاشق شماست پس چرا باید در صدد تغییر شما باشد. در واقع او عاشق خود واقعی شما نیست بلکه عاشق خود ایده آل یا آرمانی شماست که قصد دارد شما را به آن تبدیل کند.این نوع روابط معمولاً با مشکلات زیادی مواجه می شوند که یکی از نمونه های آن این است که جاذبه ی جنسی خود را نسبت به او از دست می دهید چون برای او نقش مامان یا بابا را بازی می کنید نه نقش معشوق را. و در نهایت نیز نسبت به او عصبانی خواهید شد چون رؤیایی را که در سر دارید به حقیقت نمی پیوندد.
راه حل مشکل: وقتی با کسی رابطه ای را آغاز می کنید، اطمینان حاصل کنید به کسی که «امروز»هست، عشق می ورزید و احترام می گذارید و از بودن با کسی که هست لذت می برید. اشکالی ندارد اگر مایل باشید تا در برخی جهات شاهد رشد شخصی او نیز باشید.اما باید به همانگونه که «هست»از او رضایت داشته باشید. اگر به این امید هستید که همسر خود را تغییر دهید، تا بتوانید با او خوشبخت باشید، دیگر عشق نورزیده اید، بلکه قمار می کنید. (باربارادی آنجلیس، 1386)
4- رابطه ای که در آن مأموریت نجات همسرتان را به عهده دارید.
برخی از افراد هستند که ذاتاً در جستجوی کمک کردن و نجات دیگران هستند این افراد بیشتر به روابطی که بتوانند به فردی کمک کنند وارد می شوند. این ویژگی گر چه صفتی نیک و پسندیده است و یکی از فضائل انسانی محسوب می شود اما هدف ازدواج نمی تواند باشد.در واقع این افراد ترحم را با عشق اشتباه گرفته اند. کمک کردن به یک فرد معتاد و یا الکلی برای نجات دادن او عمل بسیار خوب و انسانی محسوب می شود اما اگر به قصد کمک کردن و نجات دادن با او ازدواج کنید در یک رابطه ی معیوب وارد شده اید. چون وقتی که شما فقط به قصد کمک کردن و نجات با او ازدواج می کنید یک نوع احساس برتری به شما دست خواهد داد و این احساس مانع از ایجاد صمیمیت و عشق و علاقه بین شما می شود. البته در برخی موارد وارد شدن به این نوع روابط در ابتدا به قصد ازدواج نبوده است بلکه فرد بیشتر با انگیزه کمک کردن و نجات دادن به این نوع رابطه وارد شده است اما به تدریج روابط عمیق تر گشته و نهایتاً به ازدواج منجر گشته است. افرادی که به این نوع روابط وارد می شوند کسانی هستند که نیاز به بزرگی و برتری جویی دارند و با این نوع ازدواج کردن این نیاز آنها برآورده می شود اما در این نوع روابط عشق و علاقه و صمیمیت واقعی بوجود نمی آید بلکه ترحم جای عشق را می گیرد.
5- رابطه ای که در آن به نامزد خود به عنوان یک الگو یا آموزگار نگاه می کنید.
یکی از شروط موفقیت در زندگی زناشویی این است که هر دو با هم صمیمی باشند و احساس صمیمیت زمانی بوجود می آید که هر دو در کنار هم را حت باشند. اما شما وقتی با همسرتان کاملاً احساس راحتی می کنید که بین شما و همسرتان فاصله ی زیادی وجود نداشته باشد. اگر در زندگی مشترک احساس کنید که همسرتان از مقام و موقعیت به مراتب بالاتری نسبت به شما برخوردار است این موضوع هر گونه احساس اختیار و قدرت را از شما سلب خواهد کرد.اگر شما یک فرد معمولی و عادی باشید اما با یک شخصیت موفق اقتصادی و یا مدیر عامل یکی از شرکت های بسیار بزرگ ازدواج کنید به شما احساس غرور و شادمانی زیادی دست خواهد داد و از بخت و شانس خود احساس خرسندی می کنید اما احساس خوشبختی و شادمانی شما به دلیل دوست داشتن و عاشق بودن اونیست بلکه به این علت است که احساس می کنید بسیار خوش شانس و خوش اقبال بوده اید. شما زمانی با او احساس صمیمیت کامل پیدا می کنید که مقام و موقعیت شما در حد او یا مقداری پائین تر از او باشد. اما اگر بین شما فاصله زیادی وجود داشته باشد شما نمی توانید به طور کامل با او صمیمی شوید چون دائماً به فکر تقلید کردن رفتار و شخصیت او هستید و این طور تصور می کنید که او از شما با هوش تر است، بیشتر از شما می داند، و بنابراین حاضرید هر کاری بکنید تا بیشتر به او شبیه شوید.
لذا اگر چنانچه تصمیم به ازدواج با رئیس خود دارید و یا دانشجویی هستید که می خواهید با استاد خود ازدواج کنید باید به این موضوع واقف باشید که لازمه زندگی مشترک احساس صمیمیت می باشد. همسر شما در محیط کار و دانشگاه، رئیس یا استاد شما می باشد و احترام او برای شما لازم و ضروری است اما در محیط خانه او همسر شماست و ضمن رعایت احترام کامل باید نسبت به یکدیگر راحت باشید و به جای اینکه او را الگوی خود بدانید باید خود را مشاور او بدانید.
6- رابطه ای که عاشق چهره ی ظاهری نامزد خود شده اید
ویژگیها و خصوصیاتی که انسان ها به دلیل آنها عاشق همدیگر می شوند بسیار متنوع می باشد.افرادی که برای مشاوره ازدواج به نزد من مراجعه می کنند گاه ویژگیها و خصوصیاتی را بیان می کنند که از دست آنها عصبانی می شوم. موهای طلایی، چشمان آبی، مهارت در موسیقی، مهارت در تایپ، و... اینها ویژگیهایی هستند که افراد به دلیل آنها عاشق شده اند. «در اولین روز ورود به دانشگاه از یکی از همکلاسیهای خود که چشمان آبی داشت خوشم آمد از او خواستگاری کردم و با او نامزد شده ایم» «جهت تایپ پایان نامه به یک مؤسسه خدمات تایپی مراجعه کردم، تایپیست بسیار مسلطی داشت از او خوشم آمد و با هم نامزد شده ایم». «به علت مهارت در موسیقی یکی از همکلاسیهایم عاشق او شدم، از او خواستگاری کردم و با هم نامزد شدیم». اینها و صدها مورد این چنین دلایل عاشق شدن برخی افراد می باشد.اما این افراد باید به این سؤال پاسخ دهند مگر چشم های آبی و یا موهای طلایی تا چه مدت برای شما جذاب و دوست داشتنی هستند.آیا این خصوصیات می توانند حفظ یک رابطه ی مادام العمر را برای شما تضمین کنند. اما از همه اینها بدتر نیز وجود دارد.چند ماه قبل دو پسر و دختر برای مشاوره ازدواج به من مراجعه کردند که هیچگونه علائم و شباهتی از نظر رفتار و ویژگیهای شخصیتی بین آنها وجود نداشت، علاوه بر این تعدادی از علائم هشدار دهنده و تهدید کننده ی روابط نیز وجود داشت که هیچکدام متوجه آنها نمی شدند.اما هر دو شدیداً بر ازدواج خود اصرار داشتند. می دانید نقطه اشتراک آنها چه بود؟ کمی فکر کنید! بله هر دو از طرفداران پرو پاقرص یک تیم ورزشی بودند. اینها کسانی هستند که ازدواج را خیلی سطحی می گیرند. از آنها سؤال کردم در گذشته تیم های ورزشی زیادی وجود داشتند که الآن هیچ اثری از آنها وجود ندارد. اگر تیم مورد علاقه ی شما نیز روزی از بین رفت. آنوقت چه اشتراکات دیگری با هم دارید. هیچ کدام جوابی نداشتند.
کسانی که بر اساس چشم های آبی، موهای طلایی، مهارت در تایپ، مهارت در موسیقی، تعصب به یک تیم ورزشی عاشق فردی می شوند باید این سؤال را خیلی صادقانه جواب دهند اگر این فرد، این توانایی و یا ویژگی را نداشت باز هم مایل به ازدواج با او بودید یا خیر؟ اگر جواب منفی است بدانید که در یک روابط معیوب هستید که باید قبل از ازدواج در مورد آن فکر کنید و در غیر اینصورت منتظر بروز مشکلاتی باشید.
7- رابطه ای که در آن با نامزدتان از تفاهم جزیی برخوردارید
آیا تا به حال برایتان اتفاق افتاده است که با فردی در یک پروژه فعالیت مشترک داشته باشید، بعد از مدتی احساس می کنید که تمایل دارید با هم ازدواج کنید. اما آیا فقط داشتن عقاید مشترک در آن پروژه به خصوص، برای ازدواج مادام العمر کفایت می کند. متأسفانه از این نوع ازدواج ها در دانشگاهها زیاد به چشم
می خورد. تعدادی دانشجو برای برگزاری یک سمینار یا همایش علمی با هم فعالیت می کنند و چند روز بعد از مراسم افرادی که با هم نقاط مشترکی دارند از یکدیگر خواستگاری می کنند. البته شناختی که از این طریق حاصل می شود شناختی خوب و مناسب می باشد و شرکت در این فعالیت ها یک راه مناسب برای شناخت قبل از ازدواج می باشد اما اگر شما فقط در مورد نحوه ی اجرای برنامه ها با فردی اشتراک عقیده داشتید، این نقطه اشتراک برای ازدواج کافی نیست شما به شناخت های بیشتر و نقاط اشتراک بسیار زیادتری نیاز دارید و تا زمانی که نسبت به وجود آنها مطمئن نیستید نباید خود را در یک رابطه وارد کنید.
اگر در چنین رابطه ای درگیر شده اید باید از خود سؤال کنید که سوای این نوع فعالیت به خصوص در چه زمینه های دیگری بین شما اشتراک عقیده وجود دارد؟ اگر از جنبه های دیگر نیز بین شما اشتراک عقیده وجود دارد و آن فرد نیازهای روحی شما را ارضاء می کند می توانید به رابطه ی معیوب وارد شده اید و قبل از ازدواج باید با یک روان شناس مجرب مشورت نمائید.
8- رابطه ای که در آن نامزدتان را از روی سرکشی و تمرد انتخاب می کنید
متأسفانه بسیاری از پدر و مادرها نحوه ی نصیحت کردن فرزندان خود را نمی دانند. در نصیحت کردن همیشه باید طوری عمل کنیدکه حساسیت طرف مقابل برانگیخته نشود.چون شما وقتی کسی را نصیحت می کنید به طور ناخودآگاه احساس برتری خواهید کرد و این احساس برتری باعث می شود که طرف مقابل حساس شده و ضمن عدم پذیرش نصیحت های شما سعی در رفتار در جهت مقابل آن را دارد. برخی والدین بویژه در سنین جوانی که فرد در جستجوی احساس استقلال می باشد طوری با او برخورد می کنند و طوری او را نصیحت می کنند که شخصیت فرد را به طور کامل زیر سؤال می برند، لذا این رفتار باعث می شود که فرد برای انتخاب همسر خود برخلاف انتظارات والدین رفتار نماید. برای مثال حجاب دختران یک ویژگی و صفتی است که ذاتاً مورد توجه پسران قرار می گیرد.و هر پسری فطرتاً تمایل دارد که همسرش با حجاب باشد و در معیارهای انتخاب این ویژگی را جزء صفات اصلی محسوب می کند اما متأسفانه برخی والدین آنقدر بر روی این ویژگی تأکید می کنند که فرزندان برخلاف تمایل ذاتی و فطری خود و صرفاً برای تمرد از دستور والدین این ویژگی را در نظر نمی گیرند.والدین باید در رفتار با فرزندان خود هرگز به صورت آمرانه رفتار نکنند بلکه با ذکر خاطراتی از زندگی خود و مشکلاتی که با آنها مواجه شده اند فرزندان خود را راهنمایی کنند. لذا اگر چنانچه برخلاف تمایل ذاتی و درونی خود و صرفاً جهت سرپیچی از دستورات والدین خود اقدام به انتخاب همسر نموده اید بدانید که در یک رابطه معیوب وارد شده اید. اگر هنوز ازدواج نکرده اید، ازدواج خود را به تعویق بیاندازید و با مشورت با یک روان شناس مجرب از صحت انتخاب خود مطمئن شوید در غیر اینصورت ممکن است با مشکلاتی مواجه شوید.
9- رابطه ای که در آن نامزدتان را به عنوان عکس العملی در قبال نامزد یا همسر قبلی خود انتخاب کرده اید.
شکست در ازدواج همواره برای انسان از نظر روحی مشکلات زیادی به وجود می آورد.و به اشتباهات دیگری منجر می شود. یکی از این اشتباهات تعجیل در ازدواج مجدد برای رهایی از احساسات ناخوشاید گذشته می باشد. اما یک مشکل بزرگ دیگری که ایجاد می کند این است که باعث می شود تمام خصوصیات همسر گذشته شما برای شما بد جلوه کنند.هر انسانی هم خصوصیات خوب و هم خصوصیات بد دارد اما وقتی شما در یک ازدواج با شکست مواجه می شوید خصوصیات خوب او نیز به علت تداعی با احساسات ناخوشایند بد جلوه می کنند و شما به منظور رهایی از این شرایط ممکن است همسری کاملاً متفاوت انتخاب کنید. یعنی اینکه در اینجا شما به دنبال آن نیستید که چه فردی برای شما مناسب است و این فرد چه ویژگیهایی باید داشته باشد بلکه به دنبال این هستید که این فرد جدید کاملاً با خصوصیات همسر قبلی شما متفاوت باشد.اما اگر در ازدواج خود شکست خوردید و از نامزد یا همسرتان جدا شدید به جای اینکار باید مدتی صبر کنید تا از روابط ناخوشایند گذشته راحت شوید و این بار بر اساس فکر و اندیشه انتخاب کنید و در انتخاب جدیدمعیارهای خود را در نظر بگیرید تا فرد مناسبی را انتخاب کنید لذا اگر در این شرایط هستید و احساس می کنید که همسری کاملاً متفاوت با همسر قبلی خود انتخاب کرده اید باید از خود بپرسید آیا این انتخاب آزادانه و از روی عقل و منطق بوده است و یا اینکه اجباری و به منظور جبران ازدواج ناخوشایند قبلی انجام گرفته است.اگر احساس می کنید که همسری کاملاً متفاوت با همسر قبلی خود انتخاب کرده اید احتمالاً در روابط معیوبی وارد شده اید که باید با مراجعه به یک روان شناس از بروز مشکلات بعدی جلوگیری نمائید.
10- رابطه ای که در آن نامزد شما در دسترس شما نیست.
افرادی که با همسر خود احساس صمیمیت واقعی ندارند و یا اینکه عاشق فرد دیگری بوده اند اما موفق به ازدواج با او نشده اند و به ناچار با فرد دیگری بدون وجود عشق و علاقه ئ واقعی ازدواج کرده اند بعد از ازدواج نیز ممکن است روابط خود را با جنس مخالف ادامه دهند.این افراد از نظر روحی ارضاء نمی شوند و برای ارضاء روحی خود در جستجوی روابط با افراد دیگری غیر از همسرشان هستند.اما این روابط هرگز به ازدواج منجر نمی شوند و اگر هم به ازدواج منجر شوند به ازدواج های ناخوشایند منجر می شوند چون در واقع یک رابطه ی مثلثی بوجود می آید و فردی که خود را در این رابطه وارد نماید در یک رأس مثلث قرار می گیرد که عشق و علاقه ی همسرش بین او وزن قبلی در نوسان می باشد.یک رابطه مطلوب رابطه ای است که مانعی برای ازدواج وجود نداشته باشد یعنی اینکه پای شخص دیگری در کار نباشد.افرادی که دارای نامزد یا همسر هستند و یا با کسی ارتباط دارند نمونه هایی از افرادی هستند که در دسترس نیستند.در دسترس کسی است که منعی برای ازدواج با شما نداشته باشد، با هیچ کس دیگری درگیر نباشد، متأهل نباشد،نامزد نداشته باشد، به طور ثابت با کسی نباشد، تنها باشد، مجرد باشد و تماماً مال شما باشد.
پس از وارد شدن به رابطه با افرادی که برای ازدواج با آنها مانعی وجود دارد باید پرهیز کنید.اگر در چنین روابطی وارد شدید بدانید که ارزش و منزلت خود را پائین آورده اید و به چیز بسیار کمتر از آنچه استحقاق آنرا دارید بسنده کرده اید.

...


آیا از ازدواج خود پشیمان شده اید؟

یا از اینکه ازدواج کرده اید پشیمان شده اید؟ آیا تابه حال به خودتان گفته اید، "از اینکه ازدواج کردم پشیمانم"؟ آیا ازدواج خوبی دارید یا بد؟ اگر می توانستید از نو شروع کنید، آیا انتخابتان باز این بود که با همسرتان ازدواج کنید؟ آیا قصد ازدواج دارید؟

چرا؟ آمار بالای طلاق و ازدواج های ناموفق باید آنهایی را که قصد ازدواج دارند به لحظه ای مکث تشویق کند تا بتوانند به خوبی درمورد تصمیم بزرگی که می خواهند بگیرند فکر کنند تا در آینده از ازدواج خود پشیمان نشوند و کارشان به طلاق نکشد.

براساس تحقیقی که روی 4000 زوج انجام گرفت، مشخص شد که یک چهارم مردها و زن های متاهل از ازدواج با همسر خود پشیمان هستند، درحالیکه 15% از زوج هایی که قصد ازدواج دارند به  عواقب ازدواج خود شک و تردید دارند. اما واقعاً چرا بیشتر افراد از ازدواج خود پشیمان می شوند؟

براساس تحقیقات انجام گرفته، زوج ها به طور متوسط بعد از دو سال و شش ماه و 25 روز از عشق و ازدواج خود خسته می شوند. ما فکر می کنیم که مردم وقتی ازدواج می کنند که عاشق هم باشند اما نتیجه این تحقیق نشان می دهد که افراد به دلایل مختلف ازدواج می کنند. و خیلی از آنها حتی از این تصمیم خود مطمئن نیستند.

·         چهار درصد از افراد متاهل شرکت کننده در تحقیق گفتند که به دلایل اشتباه و نادرست ازدواج کرده اند. دلیلشان برای ازدواج عشق نبود، خیلی از آنها فقط دوست داشتند مراسم عروسی داشته باشند و هدیه های عروسی بگیرند.

·         23 درصد گفتند اگر می توانستند همه چیز را از نو شروع کنند به هیچ عنوان همسر فعلیشان را دوباره بعنوان همسر انتخاب نمی کردند و 14 درصد آرزو می کردند با کسی در گذشته خود ازدواج می کردند.

·         فقط 28 درصد اعتراف کردند که وقتی همسر آینده شان را دیدند باکره بودند و رابطه جنسی قبلی نداشتند. عده ای می گفتند که به طور متوسط با چهار نفر قبل از همسرشان رابطه جنسی داشته اند و این مقدار برای بعضی ها به 20 مورد هم می رسید. (این آمار مربوط به کشور آمریکا میباشد.)

·         33 درصد می گفتند که همسرشان بهترین شریک جنسی که تا به حال داشته اند نیست و 33 درصد دیگر ادعا می کردند که مجرد بودن خیلی بهتر از متاهل بودن است.

·         12 درصد می گفتند فقط به این دلیل با همسرشان می مانند که حوصله ندارند فرد جدیدی را برای خود پیدا کنند.

·         15 درصد از زن و شوهرها اعتراف کردند که درمورد زندگی عشقی سابق خود به هم دروغ گفته اند و تعداد کسانی که در زندگی گذشته شان بوده است را کمتر از تعداد واقعی آن به هم گفته اند. این درحالی است که 2 درصد این تعداد را به دروغ افزایش داده اند.

·         83 درصد از زن و شوهرها گفتند که از سومین سالگرد ازدواجشان به بعد دیگر برای ازدواجشان سالگرد نگرفته اند.

·         هفت نفر از ده مرد تایید کردند که همسرانشان با شلختگی های آنها مشکلی ندارند و خیلی راحت جوراب ها و لباسهایشان را همه جای خانه بریزند. این در حالی است که 79 درصد اعتراف کردند که حتی دیگر برای بستن در توالت هم به خود زحمت نمی دهند.

·         دو سوم خانم های متاهل اعتراف کردند که برای رسیدن به خودشان و زیبا لباس پوشیدن و آرایش کردن برای همسرانشان وقت نمی گذارند. یک سوم دیگر هم اعتراف کردند که خیلی دور از همسرانشان روی تخت می خوابند و ادعا می کنند که برای سکس با شوهرانشان وقت ندارند.

·         54 درصد از خانم ها اعتراف کردند که دیگر برای شوهرانشان آرایش نمی کنند، 61 درصد تایید کردند که همیشه تی شرت های کهنه و شلوارک های گشاد و راحت در خانه می پوشند. و 10 درصد دیگر هم اعتراف کردند که برای تحریک شوهرانشان از لباس زیر های زیبا و سکسی استفاده نمی کنند.

·         83 درصد از زن و شوهرها در چند ماه اول ازدواج همه جا دست های همدیگر را می گیرند اما بعد از یک دهه از ازدواج فقط 38 درصد اینکار را تکرار می کنند.

·         قبل از اولین سالگرد ازدواج، زن و مردها بیشتر از 8 بار در روز همدیگر را در آغوش می گیرند که این میزان بعد از گذشت ده سال از ازدواج به پنج مرتبه یا حتی کمتر می رسد. 60 درصد از شرکت کننده ها گفتند که از بعد از ازدواجشان هیچ شب رمانتیک و عاشقانه آنچنانی نداشته اند.

اینطور به نظر می رسد که خیلی ها در ازدواجشان دچار رکود شده اند و بااینکه هنوز همسرشان را دوست دارند، کمی بیش از اندازه با هم خودمانی شده اند. زوج ها باید بتوانند در احساس راحتی با همدیگر و نادیده گرفتن همدیگر توازن ایجاد کنند.

دلایل درست و غلط برای ازدواج

پشیمانی از ازدواج معمولاً به این علت اتفاق می افتد که آنها که قصد ازدواج دارند، از همان ابتدا هدف خود را از آن مشخص نمی کنند. آنها هیچوقت به نقاط قوت و ضعف ازدواج فکر نمی کنند و همه وقت، توجه و پول خود را صرف رسیدگی به آن مراسم رویایی ازدواج می کنند و به این ترتیب برای ازدواجی برنامه ریزی می کنند که فقط یک روز دوام دارد.

دلایل خوب و بدی برای ازدواج کردن وجود دارد اما عروس و دامادهای آینده بیشتر وقت خود را صرف برنامه ریزی برای مراسم عروسی می کنند تااینکه بخواهند خودشان را برای ازدواج و سختی های بعد از روز اول آن آماده کنند.

عروس های آینده معمولاً برنامه های خود را در فروشگاه ها و مزون های لباس عروس، گلفروشی ها، جواهرفروشی ها، شیرینی فروشی ها و از این قبیل می گیرند و فقط به مراسم روز عروسی، ماه عسل، دی جی و عکاس و فیلمبردار روز جشن فکر می کنند.

ازدواج بدون پشیمانی

اگر واقعا می خواهید بدون پشیمانی ازدواج کنید که زندگیتان یک عمر دوام داشته باشد، باید خودتان را برای ازدواج مهیا کنید. برای این منظور باید این سوال ها را قبل از بله کفتن در روز عروسی از خودتان بپرسید:

1. حل مشکلات در ازدواج

2. درک نقش فرد مقابل

3. ارتقاء رابطه جنسی

4. بالا بردن آگاهی مالی و اقتصادی

5. احترام گذاشتن و حفظ تعهدات ازدواج

ازدواج کردن به دلایل اشتباه و نادرست خیلی زود منجر به ازدواجی ناموفق می شود که سرنوشت آن طلاق است. دلیل آن این است که دو طرف خود را برای ازدواج آماده نکرده اند یااینکه برای ازدواج خیلی جوان بوده اند و نمی دانستند که ازدواج کردن و ازدواج موفق داشتن دو چیز کاملاً مختلف است.

...


افزایش توقعات مهمترین عامل افزایش سن ازدواج است

افزایش توقعات مهمترین عامل افزایش سن ازدواج است

بالا رفتن سن ازدواج در کشور دلایل متعددی دارد که افزایش توقعات و انتظارت جوانان مهمترین دلیل آن است.

حسین ابراهیمی مقدم روانشناس و مشاور خانواده در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت:‌هر چقدر اصول اخلاقی حاکم بر جامعه از سادگی و آسانی رو به سخت گیری رفته و ازدواج های سنتی فراموش شود گرایش جوان ها به ازدواج کاهش می یابد.

 وی گفت: تغییراتی که در جامعه ی امروزی اتفاق افتاده سبب شده برخی از ویژگی های ازدواج جامعه سنتی، مانند نوع انتخاب همسر و دخالت در آن، ازدواج های فامیلی، پایین بودن سن ازدواج تغییر کند.

 ابراهیمی اظهار کرد: متوقع بودن دختران و تجمل گرایی، مشکلات مالی، نیافتن همسر ایده آل از نظر اخلاقی، سخت گیری والدین، مشکلات اقتصادی و بیکاری مهمترین مانع ازدواج به موقع جوانان است.

وی بیان کرد: در ارتباط با بالا رفتن سن ازدواج دلایل متعددی وجود دارد که از یک طرف بالا رفتن میزان توقعات و انتظارت و از طرفی وضعیت  اقتصادی و این تفکر که برای شروع زندگی باید شرایط مالی مناسب فراهم باشد، جوانان کمتر به سمت ازدواج گرایش پیدا می کنند.

 این روانشناس و مشاور خانواده گفت: تخصصی و حرفه ای شدن کارها باعث شده که افراد برای به دست آوردن یک مدرک تحصیلی یا مهارت شغلی سالهای زیادی از عمرشان را سپری کنند که این امر افزایش سن ازدواج را به همراه دارد.

 ابراهیمی تصریح کرد: عده ای از جوانان امروزه نسبت به ازدواج بیم و هراس خاصی دارند و به دلیل اینکه ذهنیت خود را روی ازدواج های ناموفق اطراف خود جلب می کنند این احساس اضطراب نسبت به ازدواج را در آن ها به وجود اورده است.

 وی گفت: تنهایی و مجردی زندگی کردن قبح خود را نسبت به گذشته از دست داده و خانواده ها نیز نسبت به این مسئله مانند سابق واکنش نشان نمی دهند که این امر نیز در بالا رفتن سن ازدواج موثر است.

 ابراهیمی در پایان خاطر نشان کرد: برای این که سن ازدواج را درجامعه کاهش دهیم باید موانع موجود را از بین ببریم که حمایت مسئولان و ترویج ازدواج های آسان، فرهنگ ساده زیستی و کم توقعی جوانان به این مسئله کمک می کند.

...


تجربه ازدواج ناموفق زوج، نباید توسط طرف مقابل به رخ کشیده شود

اگر کسی انتخاب کرد و بعد بر سر طرف مقابل بکوبد سلامت شخصیتش در خطر است وگرنه از کسی که سالم است انتظار داریم تمام جوانب را در نظر بگیرد و با آگاهی دست به انتخاب بزند.
 باشگاه جوانی برنا،آیا ازدواج فرد مجرد با کسی که یک بار تجربه ازدواج داشته است را توصیه می کنید؟
افسانه هنردار، کارشناس ازدواج:مانعی ندارد. به شرط این که طرف مقابل شرایط قبل این خانم یا آقا را به طور کامل بداند. در ازدواج، رشد و بلوغ عقلی و عاطفی مطرح است. 
وقتی دو نفر نتوانستند با یکدیگر زندگی خوبی را ادامه بدهند دلیل بر این نیست که افراد خوبی نبودند. تیپ های شخصیتی شان بهم نمی خورده یا تفاهم نداشتند.
نمی توانیم حق زندگی را از افراد بگیریم; اما به کسانی که قرار است درباره شرایط طرف مقابل تصمیم گیری کنند توصیه می کنیم با دید بازتری انتخاب کنند و صداقت را در زندگی شان رعایت کنند. یعنی حتما طرف مقابل را در جریان مساله قرار بدهند و دلیل جدایی شان را به صورت واضح بیان کنند.
بارها مراجعینی داشتم که متارکه کرده بودند و می خواستند ازدواج مجدد کنند اما دلیل های دیگری را برای متارکه مدنظر قرار می دادند. خانواده آقا یا خانم هم با تحقیق می دیدند حرف های متضادی را شنیده اند. این طور می شد که کاملا قضیه فیصله پیدا می کرد.
موردی داشتم که اجازه تحقیق نمی داد و نمی گفت علت جدایی از همسرش چه بوده است و می گفت: در زندگی گذشته من هیچ تجسسی نکن. اما این حق هر انسانی است که آزادانه و با هشیاری انتخاب کند و هرگاه انتخاب کرد مسوولیت انتخاب خود را بپذیرد.  اگر کسی انتخاب کرد و بعد بر سر طرف مقابل بکوبد سلامت شخصیتش در خطر است وگرنه از کسی که سالم است انتظار داریم تمام جوانب را در نظر بگیرد و با آگاهی دست به انتخاب بزند.

...


توطئه فتنه‌گران برای سالگرد انتخابات

جریان سبز که پیش از این به علت مقارن بودن شب چهارشنبه سوری طرح سه شنبه های اعتراض را دنبال می کرد، پس از اینکه این طرح همانند باقی طرحهای این جریان با عدم استقبال مواجه شد، اکنون این روزهای اعتراض را به یک شنبه تغییر داده است.

این انباشت و تراوش های فکری برای تغییر سه شنبه به یک شنبه های اعتراض به علت مقارن بودن 22خرداد با روز یکشنبه است.

طیف دانشجویی این جریان با انتشار بیانیه ای خواست تا دانشجویان و اساتید روز یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ماه سال جاری اقدام به تعطیلی کلاس های درسی کنند.

انجمن تهران که در بین دانشجویان به قانون شکنی معروف است قصد دارد به بهانه حمایت از برخی دانشجویان، این یکشنبه های به اصطلاح اعتراض را تا یکشنبه 22خرداد ادامه دهد.

برخی گمانه ها حاکی از آن است این اقدام پس از اخراج (م.ه) آخرین لیدر انجمن دانشکده علوم اجتماعی صورت گرفته است که نقش فعالی در تجمعات و اغتشاشات پس از انتخابات داشت.

این در حالی است که دیگر لیدرهای این جریان اکنون پس از فرار به خارج از کشور در رسانه های ضدانقلاب فعالیت می کنند.

گفتنی است (م.ه) یکی از لیدرهای اغتشاشات در فتنه88 بوده و در صفحات فیس بوک خود بارها و بارها به مردم و انقلاب توهین کرده است.

اما این دعوت اعضای انجمن دانشگاه تهران و علوم پزشکی آنجایی جالب توجه است که علت این درخواست "پایان دادن به وضعیت امنیتی"! دانشگاه تهران عنوان شده است و از اساتید و دانشجویان خواسته شده با "تعطیلی کلیه کلاس های درسی خود اعتراض خود را به گوش مسئولین" برسانند.

گفته می شود این دعوت به اعتراض از سوی انجمن تهران در روزهای درسی دانشگاه و در ایام امتحانات میان ترم برای بدست آوردن پایگاه دانشجویی بوده است چه اینکه اکثر اعضای این انجمن دارای ضعف تحصیلی و مشروطی های فراوان هستند و برخی از آنان با لقب "مشروطی" در دانشگاه معروف هستند.

انجمن تهران در نشریه هفتگی خود نیز که در دانشگاه پخش می شود تلویحا کش دارشدن اعتراضات در دانشگاه به بهانه های صنفی را تایید کرد.

...


آخرین اخبار راجع به انتخابات مجلس نهم از زبان معاون سیاسی وزارت کشور

سیاست > انتخابات - معاون سیاسی وزیر کشور گفت: تمام تمهیدات لازم جهت برگزاری یک انتخابات باشکوه پیش‌بینی شده است.

به گزارش فارس، سید صولت مرتضوی معاون سیاسی وزیر کشور در جلسه شورای هماهنگی روابط عمومی دستگاه‌های اجرایی گفت: زمان انتخابات مجلس شورای اسلامی 12 اسفند ماه خواهد بود و تمام تمهیدات لازم جهت برگزاری یک انتخابات باشکوه پیش‌بینی شده است.

وی با اشاره به تدابیر مقام معظم رهبری و سفارشات و عنایات معظم‌له به مشارکت و حضور مردم در صحنه‌های مختلف انقلاب، انتخابات در جمهوری اسلامی ایران را نمونه بی‌نظیر و الگوی مثال‌زدنی منطبق بر آرای مردم عنوان کرد که باعث تقویت نظام و ارتقای سطح مقبولیت جمهوری اسلامی ایران بین دیگر نظام‌های حاکم در جهان در اذهان عمومی و ملتها شده است.

سید صولت مرتضوی ضمن هشدار نسبت به طمع‌ورزی بیگانگان به آرمانخواهی و عدالتخواهی دولت و مردم ایران و تلاش جهت خدشه‌آفرینی در حماسه‌سازی ملت ایران، بهره‌گیری همه جانبه از امکانات ستادی و صف وزارت کشور و هماهنگی و انسجام کامل بین دستگاه‌ها را برای برگزاری انتخابات مجلس نهم نوید داد.

...


بقایای فتنه درپی واردکردن نیروهای سفید در انتخابات مجلس هستند

قائم مقام دبیر کل حزب موتلفه اسلامی تاکید کرد که بقایای فتنه‌گران در کشور به دنبال وارد کردن نیروهای سفید در انتخابات مجلس نهم هستند.

به گزارش خبرگزاری مهر،  اسدالله بادامچیان  در جمع طرفداران این حزب  با اشاره به فضای سیاسی کشور برای انتخابات مجلس شورای اسلامی و تلاش دشمنان اظهار داشت: استکبار جهانی، بقایای جریان فتنه و گروههای ضد انقلاب در حال فعالیت برای انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی هستند و دستگاههای اطلاعاتی و جاسوسی دشمنان به دنبال این است تا مجلس نهم مجلسی ولایی نشود.

وی افزود: دشمنان برای انتخابات آینده نقشه طراحی کرده اند و مهره های آنها اصلاح طلبان نیستند بلکه می خواهند گروه جدیدی را به صحنه انتخابات بیاورند.

بادامچیان تصریح کرد: بقایای فتنه نیز در کشور به دنبال وارد کردن نیروهای سفید در انتخابات  مجلس نهم هستند.

وی ادامه داد: اصولگرایان به دنبال وحدت حول محور جامعتین هستند.

بادامچیان در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تحولات بین المللی اظهار داشت: بحران غرب اوباما را به کارهای دیوانه وار کشیده  است، بحران غرب باعث شده اوباما در نهایت ناشی گری سیاسی خبر کشته شدن بن لادن که مهره سوخته آمریکایی ها بود را اعلام کند، چگونه القاعده گروهی اسلامی است اما در مقابل تحولات و قیامهای مردم منطقه هیچ موضع مشخصی ندارد.القاعده گروه دست پرورده آمریکایی ها است.

قائم مقام دبیر کل حزب موتلفه اسلامی همچنین با اشاره به موضوعات پیرامون موضوعات اخیر تاکید کرد: هر حادثه و مصیبتی که برای مسلمانان پیش می آید باید در دل آن الطاف خفیه پروردگار را دید، اتفاقات اخیر باعث شد اقتدار ولایت بر همه خارجی ها روشن شود، اقتدار ولایت فقیه پشت استکبار را لرزاند.

...


نباید راه تبلیغات کاندیدای جدید مسدود شود

نمایندگان فعلی که تصمیم دارند در انتخابات آینده کاندیدا شوند اگر از امکانات مجلس، رسانه ملی و همچنین از رسانه‌های مکتوب به‌عنوان ابزاری برای تبلیغات خود در انتخابات آینده استفاده کنند بدانند که خیانت کردند و باید پاسخگوی این خیانت خود باشند. "سیدجلال یحیی‌زاده" در گفت‌وگو با نشریه بشارت نو ضمن هشدار به سوءاستفاده از تبلیغات زودهنگام توسط برخی از داوطلبان انتخابات مجلس گفت: نباید فضای تبلیغات برای داوطلبین جدید در انتخابات آینده مجلس را مسدود کرد.

سید جلال یحیی‌زاده با بیان اینکه تبلیغات زودرس ممنوع و خلاف قانون و شرع است گفت: هر گونه استفاده از امکانات از سوی مسئولین و نمایندگان فعلی برای تبلیغات در انتخابات آینده به معنای محدود کردن فضای انتخاباتی خواهد بود و این کار اصلا به صلاح نیست.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس تاکید کرد: باید داوطلبین انتخابات در یک فضای رسانه‌ای سالم و دور از هرگونه شائبه به رقابت بپردازند و این رقابت باید برای همه به‌صورت یکسان مهیا باشد.

یحیی‌زاده گفت: اگر نمایندگان مجلس وظیفه خود را در امر قانونگزاری و نظارت به درستی انجام دهند خود این کار تبلیغی برای آنها می‌شود بنابراین نباید از روش‌های دیگر برای تبلیغات خود استفاده کنند.

وی تاکید کرد: اینجانب بارها از رسانه ملی و همچنین خبرگزاری‌های رسمی و دولتی و خبرگزاری خانه ملت درخواست کردم که به شیوه‌ای ورود پیدا نکنند تا فقط به تبلیغات نمایندگان فعلی منجر شود و آنهایی که قصد دارند در انتخابات آینده داوطلب شوند نتوانند از امکانات بهره ببرند.

...


اعتراف به تلاش برخی دولتی ها برای ائتلاف با اصلاح طلبان در انتخابات آتی مجلس

روزنامه مردمسالاری در سرمقاله خود با عنوان «فرصت خدمت یا موسم اختلاف؟» نوشت:

اختلا فات اصولگرایان با هم آنقدر اوج گرفته که گروهی از آنها نه تنها حاضر به ائتلاف با طیف دیگر اصولگرایان نیستند، بلکه حاضرند با اصلاح طلبان هم اجماع کنند به گونه ای که فراکسیون خط امام(ره) مجلس مجبور می شود هر گونه ارتباط خود با این طیف را تکذیب کند.

این مطلب روزنامه مردمسالاری اشاره ای است به آنچه که اخیرا برخی اصولگرایان از آن خبر داده و گفته اند که بخشی از دولت که در صدد تصاحب مجلس بعدی است با اصلاح طلبان مذاکراتی داشته تا آنها را نیز به خود جذب کند.

...


اصولگرایان برای فعالیت‌های انتخاباتی منتظر انتخاب 9 نفر از لیست 13 نفره هستند

یک عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس با تاکید بر این‌که گزینه دیگری برای انتخابات آینده جز انتخاب 9 نفر از 13 نفر توسط رییس‌جمهور وجود ندارد، گفت: وظیفه این 9 نفر علاوه بر ایجاد اتحاد بین اصولگرایان، تهیه لیست واحد انتخاباتی در همه استان‌ها و شهرستان‌ها است.

حجت‌الاسلام حسن نوروزی در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این‌که در حال حاضر اصولگرایان برای فعالیت‌های انتخاباتی مجلس منتظر انتخاب 9 نفر از لیست 13 نفره از سوی رییس‌جمهور هستند، گفت: ما منتظر اعلام نظر رییس‌جمهور به عنوان فردی محوری در بین جریان اصولگرایان هستیم تا ان‌شاءالله پس از انتخاب این 9 نفر از لیست 13 نفره بتوان با قوت، انتخابات خوبی را برگزار کرد.

وی ادامه داد: از آنجا که گزینه‌ی دیگری جز انتخاب این 9 نفر از بین لیست 13 نفره وجود ندارد، مطمئنا به زودی رییس‌جمهور این افراد را معرفی می‌کند؛ چرا که ایشان شخصیتی محوری در بین اصولگرایان هستند.

این عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس افزود: آقای احمدی‌نژاد قبل از دولت نیز به عنوان فردی اصولگرا به شمار می‌آمد، به طوری که ایشان با همین اصولگرایی با عضویت در آبادگران شهردار و سپس رییس‌جمهور شدند که این موضوع برای رییس‌جمهوریشان در دوره‌های ریاست جمهوری هشتم و نهم تاثیرگذار بود.

نوروزی در ادامه تاکید کرد: مطمئنا آقای رییس‌جمهور به عنوان یکی از اصولگرایان محوری 9 نفر را از بین 13 نفر برای انتخابات آینده انتخاب می‌کند. این افراد بایستی در راستای ایجاد اتحاد بین اصولگرایان تلاش نمایند.

وی در پایان گفت: وظیفه 9 نفر انتخابی، تهیه لیست واحد انتخاباتی در همه استان‌ها و شهرستان‌هاست.

...


جبهه متحد اصولگرایان مدلی کارآمد برای انتخابات مجلس نهم است

جبهه متحد اصولگرایان مدلی کارآمد برای انتخابات مجلس نهم است

محمد نبی حبیبی در گفتگو با مهر با اشاره به ضرورت حفظ وحدت در میان اصولگرایان گفت:احزاب ونیروهای اصولگرا در سراسر کشورمان باید تمام قدرت و نیروی خود را صرف وحدت بخشی و انسجام در جریان اصولگرایی کنند و از هرگونه اقدامات تفرقه برانگیز بپرهیزند.
وی همچنین به آغاز فعالیت های انتخاباتی حزب موتلفه اسلامی اشاره کرد وافزود: این حزب فعالیت های انتخاباتی خود را از چند ماه گذشته در جلسات استانی و داخلی خود پیگیری کرده و در طی ماه های آینده نیز دیدارهای انتخاباتی خود را با احزاب و تشکل های اصولگرا شروع خواهیم کرد و سعی می کنیم همراه با سایر احزاب با یک لیست انتخاباتی وارد انتخابات مجلس نهم شویم.
دبیرکل حزب موتلفه اسلامی همچنین به انتخابات مجلس هشتم و مدل حضور اصولگرایان در این انتخابات پرداخت و تصریح کرد: جبهه متحد اصولگرایان مدلی کارآمد و موثر در انتخابات مجلس هشتم بود و موجب شد تا اصولگرایان با 220 نماینده وارد مجلس هشتم شوند و این مدل همچنان نیز می تواند مدلی کارآمد برای انتخابات مجلس نهم باشد.
وی با بیان اینکه در کارهای سیاسی همه چیز به طور کامل قابل پیش بینی نیست افزود: اگر در مجموعه اصولگرایان بتوانیم منافع گروهی و جمعی را به منافع شخصی ترجیح دهیم زمینه وحدت اصولگرایان بیشتر فراهم خواهد شد.
...


اسامی قطعی 6 عضو لیست 13 نفره تقدیمی به احمدی‌نژاد

احمد توکلی، محمدرضا باهنر، شهاب‌الدین صدر، حسین فدایی، علیرضا زاکانی و اسدالله بادامچیان جزء لیست 13 نفره‌ای هستند که از سوی کمیته 3 نفره به رئیس‌جمهور ارائه شده‌اند.

به گزارش فارس، کمیته سه نفره متشکل از غلامعلی حداد عادل، حبیب الله عسگراولادی و علی اکبر ولایتی که از سوی رئیس جمهور موظف به ایجاد وحدت در میان اصولگرایان هستند، یک لیست 13 نفره را برای وحدت بیشتر جریان در جبهه اصولگرای به رئیس جمهور ارائه کرد.

این افراد که از سوی کمیته سه‌نفره به محمود احمدی نژاد پیشنهاد شده‌اند تا ‌گفت‌وگوها آغاز شود.

آخرین اخبار حاکی است که احمد توکلی، محمدرضا باهنر، شهاب‌الدین صدر، حسین فدایی، علیرضا زاکانی و اسدالله بادامچیان جزء این لیست 13 نفره هستند.

حجت‌الاسلام والمسلمین مرتضی آقاتهرانی که برخی رسانه‌ها از حضور نام وی در این لیست خبر داده بودند، به گفته برخی منابع آگاه در لیست حضور ندارد.

همچنین شنیده می‌شود که محمدنبی حبیبی و منوچهر متکی نیز در این لیست حضور دارند.

...


مشایی رئیس‌جمهور آینده ایران است

 

مشایی رئیس‌جمهور آینده ایران است

 

رئیس شورای فرهنگی ریاست‌جمهوری: ـ مشایی و احمدی‌نژاد تفاوتی با هم ندارند. ـ شریعتمداری از همان ابتدا با ما نبود. ـ اگر کسی بگوید طرفدار احمدی‌نژاد است اما مشایی را قبول نکند،‌ قطعا دروغ می‌گوید. ـ هر چه مشایی می‌گوید مورد تائید احمدی‌نژاد است و هر چه احمدی‌نژاد می‌گوید مشایی آن را قبول دارد.




فارس: رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست‌جمهوری با بیان اینکه اصولگرایان خاصیت سیاسی خود را از داست داده‌اند، مشایی را صاحب تفکراتی ناب، زلال و خالص دانست و گفت که اگر او در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شود، قطعاً رئیس‌جمهور بعدی ایران خواهد شد.

عباس امیری‌فر رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست‌جمهوری و حامی سرسخت مشایی در گفت‌وگویی تفصیلی با فارس، با اشاره به استعفا و ادامه فعالیت حجت‌الاسلام مصلحی وزیر اطلاعات به دستور رهبر معظم انقلاب اسلامی، گفت: مقام معظم رهبری نامه‌ای برای فعالیت وزیر اطلاعات صادر فرمودند و رئیس جمهور هم تمکین کرد.

* باید بررسی شود نظر رهبری حکومتی بوده یا نه!

وی افزود: اما این نکته همچنان جای بررسی دارد که آیا دستور مقام معظم رهبری حکم حکومتی بوده است یا نه، ممکن است ولی‌فقیه در یک مورد توصیه کنند اما تکلیف نفرمایند نمی‌توان نظرات رهبری را حکم حکومتی توصیف کرد. به نظر من این موضوع باید بررسی شود چرا که برخی رسانه‌های اصولگرا نوشتند که این حکم حکومتی است.

* مشایی، زلال، پاک و ناب است

رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری با بیان اینکه اختلاف نظر بین رئیس جمهور و وزیر اطلاعات به مشایی ربطی ندارد، گفت که مشایی تفکری زلال، پاک و ناب دارد و حامیان وی به این موضوع اذعان دارند.

* مشایی نماز شبش‌ ترک نمی‌شود و روزانه یکی‌دوساعت بیشتر نمی‌خوابد

امیری‌فر با بیان اینکه مشایی هیچ کاری و هیچ حرفی بدون هماهنگی با رئیس جمهور نمی‌کند و نمی‌زند، خاطرنشان کرد: بنده که از نزدیک با آقای مشایی کار کرده‌ام معتقدم که ایشان شخصیتی خاص دارند. نماز شب آقای مشایی هیچ‌گاه ترک نمی‌شود و در شبانه‌روز یک یا دو ساعت بیشتر نمی‌خوابد.

پیش‌نماز مسجد نهاد ریاست‌جمهوری با بیان اینکه رئیس جمهور اعتقاد خاصی به مشایی دارد و مشایی نیز متقابلاً رئیس‌جمهور را قبول دارد، تصریح کرد: یکی از خوبی‌های مشایی این است که از هیچ‌کس شکایت نمی‌کند در حالی که خیلی‌ها به وی فحاشی و اهانت می‌کنند.

دبیرکل تشکل موسوم به "جامعه وعاظ ولایی " در پاسخ به این سؤال که چرا مشایی از آقای ارضی شکایت کرده است در حالی که شما می‌گویید ایشان از هیچ‌کس شکایت نمی‌کند، گفت: خب آقای ارضی مطالبی را مطرح کردند که حد دارد و این مداح رسما به رئیس دفتر رئیس جمهور اهانت کرده‌اند.

امیری‌فر در پاسخ به این سؤال که چرا جریان اصولگرایی مشایی را به عنوان یک فرد منحرف در جامعه مطرح می‌کند، گفت: در جلسه‌ای این سؤال را از آقای احمدی‌نژاد پرسیدیم ایشان گفتند هدف کسانی که به مشایی حمله می‌کنند و می‌خواهند او را تحقیر کنند خود من هستم. پس باید گفت مشخص است که چرا اصولگرایان به احمدی‌نژاد حمله می‌کنند.

* جریان اصولگرا خاصیت سیاسی خود را از دست داده است

وی با بیان اینکه جریان اصولگرا و جریان راست سنتی خاصیت سیاسی خود را از دست داده است، گفت: علت تخریب‌ دولت توسط جریان اصولگرا کاملا مشخص است و قطعا هر چقدر انتخابات مجلس نهم نزدیک‌تر خواهیم شد، شکاف بیشتری را مشاهده خواهیم کرد.

* شریعتمداری، زاکانی، رسایی و توکلی از ابتدا حامی احمدی‌نژاد نبوده‌اند

رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری با طرح این ادعا که افرادی چون حسین شریعتمداری، حمید رسایی، زاکانی، توکلی، مطهری و دیگر کسانی که مشایی را مورد تخریب قرار می‌دهند، به هیچ عنوان از ابتدا طرفدار رئیس جمهور نبوده‌اند، گفت: اگر کسی بگوید طرفدار احمدی‌نژاد است اما مشایی را قبول نکند،‌قطعا دروغ می‌گوید چرا که مشایی و احمدی‌نژاد تفاوتی با یکدیگر ندارند هر چه مشایی می‌گوید مورد تائید احمدی‌نژاد است و هر چه احمدی‌نژاد می‌گوید مشایی آن را قبول دارد. با اهانت‌های که کیهان به رئیس دفتر رئیس‌جمهور می‌کند چطور می‌توان گفت که شریعتمداری حامی دولت است؛ اظهارات رسایی را بررسی کنید تا مشخص شود که او حامی دولت نیست.

* یاران احمدی‌نژاد در انتخابات آتی مجلس با اصولگرایان رقابت خواهند کرد

امیری‌فر با اشاره به انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی که قرار است اسفند ماه سال جاری برگزار شود،‌ خاطر نشان کرد: دولت یعنی رئیس جمهور و یارانش که آقای مشایی هم جزو آن است، برنامه مدونی برای انتخابات آتی دارند و قطعا در رقابت با اصولگرایان، این جریان را شکست خواهند داد.

پیش‌نماز مسجد نهاد ریاست‌جمهوری افزود: جریان اصولگرایی با کاندیدای مورد حمایت دولت در انتخابات آتی رقابت خواهند کرد و با توجه به شناختی که بنده از فضای سیاسی کشور دارم، انتظار جز این نیست که حامیان دولت اکثریت مجلس نهم را تشکیل بدهند.

عضو اصلی تجدید نظر تخلفات کارکنان ریاست جمهوری در پاسخ به این سؤال که رقابت بین آنچه شما میگویید حامیان دولت با جریان اصولگرایی درون گفتمانی خواهد بود یا بیرون گفتمانی، گفت: رقابت قطعا شکل خواهد گرفت و علت این تخریب‌ها و اهانت‌هایی که از سوی روزنامه‌های اصولگرا و سایت‌های این جریان علیه دولت می‌شود، خود یک رقابت انتخاباتی را آغاز کرده است.

* تخریب مشایی به محبوبیت دولت می‌افزاید

امیری‌فر با بیان اینکه جریانی که در انتخابات آتی با حمایت افرادی چون علی لاریجانی، رسایی، زاکانی و شریعتمداری در انتخابات آتی به صحنه خواهد آمد در ذیل حامیان دولت تعریف نخواهند شد چرا که این افراد تناسبی با دولت ندارند، اظهار داشت: متاسفانه جریان اصولگرا برای رقابت با جریان حامی دولت اقدام به تخریب آقای مشایی کرده است و این خود به محبوبیت جریان حامی دولت اضافه خواهد کرد.

* کیهان و مشرق من را جهانی کردند

وی همچنین افزود: به طور مثال باید بگویم چه کسی امیری‌فر را می‌شناخت اما امروز به دلیل اهانت‌ها و تخریب‌های روزنامه کیهان و سایت مشرق بنده مشهور شدم و شهرت جهانی پیدا کردم. این موضوع در مورد افراد دیگر نیز صدق می‌کند اصولگرایان هر کسی را بیشتر تخریب کند، ‌آن فرد محبوب‌تر خواهد شد.

* جریان انحرافی را نمی‌شناسم

این حامی سرسخت مشایی در پاسخ به این سؤال که اگر جریان انحرافی در مقابل انقلاب بایستد، شما چه تصمیمی خواهید گرفت، گفت: جریان انحرافی چه کسانی هستند. ما این جریان را نمی‌شناسیم.

امیری‌فر افزود: ما تابع ولی فقیه هستیم و از دولت و یارانش حمایت می‌کنیم. شخص بنده اگر رهبر انقلاب حکم دهند که همسرم بر من حرام است، علیرغم تمامی علاقه‌ای که به همسرم دارم، از ولی فقیه اطاعت می‌کنم.

وی در توضیح بیانات رهبر معظم انقلاب مبنی بر اصلی و فرعی کردن مسائل گفت: ما باید مسائل را اصلی فرعی کنیم و به مسئله اصلی بپردازیم. مسئله اصلی جریان فتنه و خواص بی‌بصیرت است.

* مشایی اصلاً مسئله نیست که فرعی باشد

دبیرکل تشکل موسوم به "جامعه وعاظ ولایی " در پاسخ به این سؤال که آیا شما قبول دارید که بحث مشایی به عنوان یک مسئله و آن هم مسئله فرعی از سوی مقام معظم رهبری مطرح شده است، گفت:‌این تحلیل و نظر شماست. اصلا بحث مشایی برای کشور مسئله نیست.

* مشایی کاندیدا شود، رئیس جمهور بعدی ایران خواهد بود

امیری‌فر در پاسخ به سؤالی درباره احتمال کاندیداتوری اسفندیار مشایی برای ریاست جمهوری دوره بعدی،‌گفت: خود ایشان گفته‌اند 6 ماه مانده به انتخابات اظهار نظر می‌کنم اما به نظر من کاندیدای مورد حمایت شخص احمدی‌نژاد اگر آقای مشایی باشد، قطعا ایشان رئیس جمهور بعدی ایران خواهد بود.

* شورای نگهبان چرا باید مشایی را رد صلاحیت کند

وی در پاسخ به این سؤال که اگر مشایی می‌خواهد رئیس‌جمهور شود باید مورد تائید شورای نگهبان باشد به نظر شما ایشان می‌تواند از شورای نگهبان صلاحیت بگیرد، گفت: مگر آقای مشایی چه کار کرده که شورای نگهبان صلاحیت ایشان را رد کند. برخی‌ها که صلاحیت نگرفته بودند، از طریق حکم حکومتی صلاحیت گرفته‌اند. اینکه آقای جنتی گفته نظرش بوده و شورای نگهبان رد صلاحیت مشایی را تائید نکرده است.

* کرسی‌های مجلس نهم مهم هستند

این حامی مشایی در پاسخ به این سؤال که آیا ضرورت حفظ کرسی‌های مجلس نهم را برای ریاست جمهوری مشایی در دور دهم احساس می‌کند یا نه،‌ توضیح داد: قطعا این موضوع مهم است اگر مجلس نهم حامی دولت باشد قطعا رئیس‌جمهور دهم شخص مورد حمایت احمدی‌نژاد خواهد بود.

* قرار نیست آیت‌الله مصباح هرچه گفت درست باشد

امیری‌فر با اشاره به هشدار آیت‌الله مصباح یزدی مبنی بر نفوذ جریان انحرافی در بین خودی‌ها و تشکل جریان فراماسونر ی در کشور گفت: آیت‌الله مصباح که رهبر انقلاب ایشان را مطهری زمان نامیده‌است برای ما محترم هستند. اما باید گفت که ایشان به لحاظ اعتقادی مورد تایید قرار گرفته‌اند نه اینکه در همه امور مورد تایید باشند.

وی ادامه داد: نباید اینگونه تصور شود که هرچه آیت‌الله مصباح در امور سیاسی می‌گوید پس درست است؛ ما مرجع تقلید داریم و در امور سیاسی از مراجع خودمان تقلید می‌کنیم؛ اگر یک روزی هشدار آیت‌الله مصباح را مقام معظم رهبری ارائه کردند می‌‌توان به آن استناد کرد؛ مشخص است که آقای مصباح نظرمنفی به آقای مشایی دارد و حرف من این است نمیشود کسی حامی رئیس جمهوری باشد که دنیا را متحوال کرده اما با مشایی مخالف باشد.

* احمدی‌نژاد یعنی مشایی؛ مشایی یعنی احمدی‌نژاد

این فعال سیاسی با بیان اینکه جریان‌های سیاسی هموراه باید فعالیت سیاسی منطمی داشته باشند، اظهار داشت: وقتی می‌گویم، احمدی‌نژاد یعنی مشایی و زمانی که می‌گویم مشایی یعنی احمدی‌‌نژاد. پس این دو فرد خالص و زلال از یکدیگر جدا شدنی نیستند.

امیری‌فر که دبیر کل جامعه وعاظ ولایی نیز هست،‌ در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر اینکه تشکل متبوعش چه برنامه‌ای برای انتخابات آتی مجلس دارد، گفت: ما برای کمک به احمدی‌نژاد و یارانش قطعا برای مجلس برنامه‌ خواهیم داشت. اما اینکه چه برنامه و چگونه فعلا در مورد آن اظهار نظر نمی‌کنیم.

* تکلیف شود در انتخابات مجلس شرکت می‌کنم

وی افزود: اینکه گفته می‌شود بنده در لیست حامیان دولت قرار خواهم گرفت، مشروط به این است که بنده در انتخابات شرکت کنم؛‌هنوز تصمیم برای حضور در انتخابات نگرفته‌ام اما اگر تکلیف شود چنین کاری را خواهم کرد.

پیش‌نماز مسجد نهاد ریاست جمهوری گفت: ممکن است از اعضای جامعه وعاظ ولایی برخی‌ها برای انتخابات آتی مجلس کاندیدا شوند و قطعا این افراد در لیست حامیان دولت قرار خواهند گرفت. ما با حامیان دولت رقابت نخواهیم کرد رقابت ما با جریانی خواهد بود که نام خود را اصولگرا گذاشته است.

امیری‌فر همچنین گفت: کسانی که با فعالیت جامعه وعاظ ولایی مخالفت می‌کنند و آنرا غیرقانونی می‌دانند بهتر است بدانند که جامعه مدرسین و جامعه روحانیت مبارز فاقد مجوز قانونی برای فعالیت هستد؛ اگر این احزاب می‌تواند بدون مجوز فعالیت کنند چرا ما نباید بکنیم.

* هراس اصولگرایان از مشایی!

امیری‌فر در پایان گفت که مشایی مورد تائید احمدی‌نژاد است و علت اصلی مخالفت و اهانت اصولگرایان به وی، هراس از رئیس‌جمهور شدن آقای مشایی است؛ اصولگرایان به جای اهانت‌های پیاپی به مشایی بهتر است بیایند و حرف‌های او را بشنود و اگر حرف‌های مشایی قابل نقد بود به نقد آن بپردازند.

...


سیدحسن خمینی، نامزد ریاست جمهوری یازدهم!

حجت الاسلام والمسلمین سید‌ حسن خمینی فرزند یادگار امام(ره) رسما در جمع تعدادی از اعضای مجمع روحانیون مبارز، نامزدی خود را برای انتخابات یازدهم ریاست جمهوری اعلام کرد.

سایت تازه تاسیس ظاهرا نزدیک به جریان مشایی با خبر شد: «سید حسن حمینی با تحلیل شرایط موجود و آینده گفت: من ۳۰ میلیون رای دارم. نخبگان مرا جزو اصلاح‏طلبان و مردم به دلیل ارتباط با خانواده امام (ره)، فراجناحی می‏دانند.»

بر اساس این گزارش سید محمد خاتمی پیشنهادات خود را در مورد کاندیداتوری حجت الاسلام والمسلمین سید‌حسن خمینی را ابراز داشت و گفت: «شما باید یک فرایند را طی کنید که این فرایند در عرصه سیاسی از انتخابات مجلس نهم آغاز می‏شود. شما در این انتخابات سرلیست اصلاح‏طلبان خواهید بود و با رای بالایی که قطعا می‌آورید مدتی به عنوان رئیس مجلس مطرح خواهید بود و بعد از آن بستر برای حضور شما در انتخابات ریاست جمهوری آماده می‏شود.»

وی افزود: «علاوه بر ظرفیت ریاست مجلس، شما در جایگاه فعلی به خوبی می‏توانید از تریبون‏های مختلف مثل نمازجمعه، صداوسیما و.. استفاده کنید.»

وی اضافه کرده است: «جنابعالی باید از هر عرصه‏ای جهت حضور اجتماعی بهره‏مند شوید و چهره به چهره با جوانان مخصوصا دانشجویان ارتباط بگیرید وشرکت در سفرهای استانی، کنگره شهیدان و.. را موضوع جدی بدانید.»

...


شورای نگهبان اصلاح قانون انتخابات را تائید کرد

شورای نگهبان اصلاح قانون انتخابات را تائید کرد

 

بر اساس مصوبه مجلس کاندیداهای انتخابات مجلس با مدرک لیسانس و حتی با داشتن سابقه اجرایی 5 ساله نمی‌توانند به عنوان کاندیدا در انتخابات مجلس شرکت کنند.



سخنگوی شورای نگهبان قانون اساسی گفت که مصوبه اصلاح قانون انتخابات در جلسه شورای نگهبان مغایر با شرع و قانون اساسی تشخیص داده نشد.

به گزارش فارس، عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان قانون اساسی،‌ با اشاره به مصوبه اخیر مجلس درباره اصلاح ماده 28 قانون انتخابات 1378 و اصلاحات بعدی گفت: این مصوبه یک نوبت به شورای نگهبان ارسال شد و شورای نگهبان آن را مغایر با قانون اساسی تشخیص داد.

وی افزود: مصوبه مذکور اخیرا توسط مجلس شورای اسلامی اصلاح و در جلسه شورای نگهبان مغایر با شرع و قانون اساسی تشخیص داده نشد.

بر پایه این گزارش، در این مصوبه شرح نامزدی برای انتخابات مجلس مدرک تحصیلی فوق لیسانس با 5 سال سابقه کار اجرایی و مدیریتی لحاظ شده بود که با ایراد شورای نگهبان مجددا در مجلس اصلاح و مقرر شد نامزدهای انتخابات مجلس به شرط داشتن تنها مدرک تحصیلی فوق لیسانس در این انتخابات کاندیدا شود که بر همین اساس شورای نگهبان اصلاحات درآمده را مغایر با شرع و قانون اساسی تشخیص نداد.

مجلس به‌منظور تأمین نظر شورا نگهبان قانون اساسی تبصره 2 ماده 28 قانون انتخابات مجلس ‌را که مدرک لیسانس با شرایط 5 سال سابقه اجرایی برای کاندیداها مجاز دانسته بود، حذف و مصوب کردند که سابقه نمایندگی مجلس یا حداقل 5 سال سابقه مدیریت سیاسی، حرفه‌ای، قضایی، اجرایی، آموزشی و پژوهشی پس از اخذ مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد و یا معادل آن جزو شرایط کاندیداهای انتخابات مجلس است.

بر اساس مصوبه مجلس کاندیداهای انتخابات مجلس با مدرک لیسانس و حتی با داشتن سابقه اجرایی 5 ساله نمی‌توانند به عنوان کاندیدا در انتخابات مجلس شرکت کنند و مدرک فوق‌‏لیسانس یا کارشناسی ارشد ملاک کاندیداهای این انتخابات شد.

...


اقلیت مجلس تکلیف خود را با سران فتنه روشن می کند

اقلیت مجلس تکلیف خود را با سران فتنه روشن می کند

اعضای فراکسیون اقلیت مجلس کناره گیری از سران جبهه اصلاحات یا ماندن در کنار آنان را به عنوان مقدمه تدوین برنامه برای انتخابات مجلس نهم بررسی می کنند. 

به گزارش جهان به نقل از کیهان این خبر را محمدرضا خباز عضو اقلیت مجلس عنوان کرد. همزمان اعلام شده که جبهه اصلاحات منحل شده و به اعتبار نقش سران آن در فتنه سال ۸۸، جبهه مذکور نمی تواند به فضای رقابت های سیاسی و انتخاباتی بازگردد.
خباز در گفت وگو با خبر آن لاین درباره برنامه جریان متبوع خود در انتخابات اسفندماه آتی گفت: از اصلاح طلبان خارج از مجلس خبر ندارم، اما نمایندگان اصلاح طلب درون مجلس قصد دارند یکی دو نشست مهم در این زمینه داشته باشند. یکی از این نشست ها، سه شنبه همین هفته (امروز) خواهد بود که در آن قرار است مجلس با ارزیابی از وضعیت موجود، آرایش های سیاسی، نگاه هیات نظارت و... را بررسی کند تا بعد از آن، اگر در مجامع عمومی حضور پیدا می کنند یک حرف منسجم، حساب شده و هماهنگ داشته باشند.
وی درباره این موضع که «اصلاح طلبان با رهبران قدیم خود نمی توانند وارد عرصه انتخابات شوند» اظهار داشت: یکی از بحث هایی که در نشست سه شنبه این هفته خواهیم داشت، همین است.
وی درباره ائتلاف با طیفی از اصولگرایان گفت: ما با این گروه از نمایندگان که از حقوق مردم دفاع کرده اند مشکلی نداریم و می توانیم کار کنیم.
چند ماه پیش محافلی نظیر روزنامه «ملت ما» (ارگان محسن رضایی) خواستار ائتلاف اصلاح طلبان و اصولگرایان منتقد شده بودند که با انتقاد محافل اصولگرایان نسبت به عملکرد جریان غالب اصلاح طلبان در فتنه ۸۸ و انفعال دیگر اعضای این جریان در قبال آنها، سناریوی تبلیغاتی مذکور مسکوت گذاشته شد.
در همین حال مرتضی سجادیان عضو مرکزیت حزب کارگزاران اعلام کرد: شورای هماهنگی جبهه اصلاحات عملا منحل و از گردونه سیاست خارج شده است. با توجه به ساختارشکنی های شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در حوادث پس از انتخابات دهم، این شورا تحت هیچ شرایطی مرکز ثقل اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات آتی نخواهد بود.
وی در گفت وگو با باشگاه خبرنگاران افزود: اصلاح طلبان معتدل و قانون مدار برای حضور در انتخابات آتی کشور از چهره های قانون مدار و معتقد به نظام و رهبری استفاده خواهند کرد و با تمام قوا از هرگونه ساختار شکنی تندروها جلوگیری می نمایند.
وی تصریح کرد: جبهه اصلاحات برای حضور مجدد در صحنه سیاسی کشور باید با پالایش اساسی، از فعالیت احزاب، گروه ها و چهره هایی که دیگر رسمیتی در کشور ندارند و نقش اپوزیسیون نظام را بازی می نمایند جلو گیری به عمل آورند.
سجادیان در واکنش به خبرهایی مبنی بر این که شورای هماهنگی اصلاحات با یک سلسله تغییرات دور جدید فعالیت خود را آغاز می نمایند و مدیریت اصلاح طلبان را در دست می گیرد، گفت: با توجه به ساختارشکنی ها و حضور احزاب مخالف نظام در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، این شورا تحت هیچ شرایطی مرکز ثقل اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات آتی نخواهد بود و رسما منحل شده است.
خاطرنشان می شود مرکزیت مجمع روحانیون مبارز، حزب مشارکت و سازمان مجاهدین (انقلاب) از نقش آفرینان اصلی فتنه ۸۸ بودند که پیش از آن مدیریت جبهه اصلاحات را نیز در قبضه خود داشتند اما در عمل به واسطه ساختارشکنی و همکاری علنی با جریان های برانداز طرد شدند.
در همین حال برخی گزارش ها حاکی از آن است که برخی محافل فرصت طلب در صددند با پررنگ کردن برخی انتقادها نسبت به دولت، زمینه را برای ائتلاف طیفی از اصولگرایان منتقد دولت با اصلاح طلبان فعال در فتنه ۸۸ فراهم کنند حال آن که اصولگرایان حقیقی با وجود طرح انتقادهای درون خانوادگی خود هرگز وارد زد و بند با فتنه گران نمی شوند.

...


برنامه فتنه گران برای انتخابات مجلس

یکی از سایت های جریان فتنه با اذعان به بی برنامگی،احساسی بودن و شعارزدگی مفرط در بین فرقه سبز ،خواستار برنامه ریزی برای بهره گیری از فضای انتخابات مجلس نهم شد.

http://www.javanonline.ir/Images/News/Larg_Pic/27-5-1389/IMAGE634177255703187500.jpg


به گزارش جوان آنلاین ،سایت جرس در یادداشتی با انتقاد از رویکرد دوگانه اصلاح طلبان مبنی بر «شراکتی- قهری» در فضای سیاسی کشور نوشت:کنش فعال در این هنگامه می‌تواند جنبش سبز را در موضع برتر در این میانه قرار دهد. ماه‌های منتهی به انتخابات مجلس فرصت‌های هرچه بیشتری را در اختیار جنبش قرار خواهد داد تا قدرت، توانایی، و خواسته‌های خویش را تحمیل نماید.

نویسنده این سایت همچنین«شعارزدگی»،« احساسی بودن»،«منفعل بودن» و... را از عواملی دانست که فرقه سبز با آن درگیر بوده و در این زمینه تصریح کرد که اصلاح طلبان باید برای مشارکت و یا تحریم انتخابات می بایست تصمیم لازم را اتخاذ کنند

...


 

با نزدیک شدن به ایام انتخابات مجلس نهم و همچنین قطعی شدن اینکه فتنه 88 دیگر به تاریخ پیوسته است، بحث ها و رایزنی ها درباره وحدت بیشتر اصولگرایان جانی تازه گرفته است.

در هفته های گذشته جلسات و رایزنی های فراوانی با موضوع ایجاد مبانی و ساز و کارهای جدید وحدت در میان طیف های گوناگون اصولگرایان برگزار شده و در مواردی به نتایج مهمی هم رسیده است. از جمله جمعی از سران گروه های اصولگرا دو هفته پیش به دعوت رئیس جمهور در دفتر وی حاضر شدند و به گفت وگو درباره وضعیت سیاسی کشور و برنامه ریزی برای تحرکات آینده پرداختند. پیش از این جلسه، جلسات دیگری نیز به همین منظور در جمع های درونی برخی از گروه های اصولگرا تشکیل شده بود که در برخی از مهم ترین این جمع ها با بازخوانی درس های فتنه 88، مبانی گفتمان انقلاب اسلامی حول مفهوم ولایت پذیری در حال تدوین مجدد و تبدیل شدن به یک برنامه عملیاتی است.


به گزارش کیهان،‌ برخی از حاضران در جلسه اصولگرایان و رئیس جمهور به کیهان گفتند که این جلسه در فضایی بسیار صمیمی برگزار شده و نهایتاً در آن توافق شده است که تیمی به انتخاب جمع با تشکیل جلساتی به آسیب شناسی اصولگرایی پرداخته و دستور کارهایی برای جلسات بعدی فراهم آورند. علاوه بر این، در این جلسه دو نکته دیگر نیز مورد تاکید مجموعه حاضران قرار گرفته است. نخست اینکه برای اصولگرایان هیچ امری در شرایط فعلی مهم تر از مرزبندی جدی و صریح با جریان فتنه و فاصله گذاری شفاف با آنها نیست و هرگونه بحث درباره وحدت یا آشتی ملی به گونه ای که هدف نهایی یا ضمنی آن کمرنگ شدن مرزها با جریان فتنه گر یا گشودن راه هایی برای بازگشت بی هزینه آنها به جامعه سیاسی کشور باشد، بحث هایی کاملاً انحرافی و مردود است. نکته دوم هم این بوده است که حاضران عقیده داشته اند فرآیند فعالیت سیاسی اصولگرایان در دو سال گذشته باید مورد مطالعه جدی قرار بگیرد و خصوصاً مجال فعالیت از کسانی که در پوشش های مختلف و بدون احراز صلاحیت های لازم، می خواهند خود را به محور گفتمان بزرگ اصولگرایی تبدیل کنند یا نقش آفرینی افرادی که به سبب عدم مرزبندی با جریان فتنه هویت سیاسی اصولگرایانه آنها زیر سؤال است، گرفته شود.
در عین حال برخی از کارشناسان مطلع از فرایندهای درونی جریان اصولگرا که در عین حال رفتار و الگوی عمل جریان فتنه را نیز از نزدیک رصد می کنند عقیده دارند وحدت مستلزم نکات مهمی است که اگر به آنها بی توجهی شود، فرایند مبارک وحدت اصولگرایان دچار افت خواهد شد.


نخستین نکته که مورد تاکید مکرر رهبر معظم انقلاب هم قرار گرفته این است که آنچه کلیدی است و باید همه همت های اصولگرایانه صرف آن شود این است که موضوع وحدت از بحث وحدت احزاب و گروه های سیاسی فراتر برود و عمیق تر شدن وحدت در لایه های اجتماعی و پیوندهای قلبی میان آحاد مختلف مردم را مدنظر خود قرار دهد. کارشناسان عقیده دارند یکی از مهم ترین پروژه های دشمن در جریان فتنه 88 انتقال شکاف به محیط اجتماعی و رویارو قرار دادن مردم با یکدیگر با هدف ایجاد نوعی فروپاشی اجتماعی بوده است. این پروژه به این دلیل شکست خورد که عوامل وحدت بخش و انسجام آفرین در میان مردم ایران که هویت دینی و بیگانه ستیزی در راس آنهاست بسیار قدرتمندتر از روش های عملیات روانی دشمن بود. اکنون نیز اگر برخی به نام اصولگرایی سعی در شقه شقه کردن مردم و منحرف کردن حواس آنها از دشمن اصلی داشته باشند، مسیر را کاملاً برعکس رفته اند.


پروژه های جریان فتنه بر اخلال در فرایند وحدت اصولگرایان
نکته دوم این است که با انتشار همین اخبار مختصر درباره جدی شدن فرایند وحدت اصولگرایان ، جریان فتنه که مدت هاست مرگ زودرس خود را پذیرفته دچار نگرانی های جدی شده و پروژه هایی را برای مخدوش ساختن این فرایند در نظر گرفته است. که بی توجهی به آنها می تواند کل پروژه وحدت را دچار مشکلات اساسی کند. اولین پروژه مدنظر فتنه گران این است وحدت اصولگرایان را نوعی وحدت علیه دولت جلوه بدهند و حال آنکه اکنون تمامی جناح ها و گروه های اصولگرا مصرانه عقیده دارند دولت اصولگرا و خدوم نهم بخش اصلی هر نوع فرایند وحدت درون اصولگرایان خواهد بود و با وجود تلاش های عده ای کم شمار درون دولت برای اختلاف افکنی میان رئیس جمهور و اصولگرایان، خود دکتر احمدی نژاد از ایده وحدت اصولگرایان پشتیبانی می کند. پروژه دوم نزدیک شدن برخی چهره های فتنه گر به اصولگرایان با هدف جلوگیری از پیوستن آنها به فرایند کلی وحدت اصولگرایان از طریق جدی کردن اختلاف سلیقه ها و دلخوری هاست.کیهان در آینده اطلاعات ریزتر و مصداقی تری از این پروژه را منتشر خواهد کرد.
پروژه سوم تلاش برای مخدوش کردن فرایند وحدت از طریق دروغ سازی و جعل خبر درباره حضور برخی از چهره های شناخته شده حامی فتنه در آن است که چند نمونه آن را در روزهای گذشته شاهد بوده ایم. و نهایتاً آخرین پروژه مدنظر جریان فتنه آن است که با استناد به برخی وقایع تاریخی مانند انتشار منشور برادری، حالا که بحث وحدت جدی شده، راهی برای بازگشت جریان وطن فروش و فتنه گر به عرصه فعالیت سیاسی باز کنند. از جمله برخی تحرکات جدید در این جریان تحت عنوان تدوین منشور بازگشت یا طرح بحث آشتی ملی با این هدف انجام شده است که البته هیچ کدام از آنها پیشرفت جدی نداشته است و عملاً این امکان وجود ندارد که پروژه وحدت اصولگرایان تبدیل به مجرایی برای بازگشت فتنه گران به نظام شود.کیهان این بحث را پی گیری خواهد کرد.


عسگراولادی: بین اضلاع اصولگرایان و دولت هیچ شکافی وجود ندارد
دبیرکل جبهه پیروان خط امام(ره) و رهبری، وحدت اصولگرایان را امری اجتناب ناپذیر دانست.
حبیب الله عسگراولادی در گفت وگو با باشگاه خبرنگاران با بیان این که ما اکنون در وسط معرکه نبرد نرم آمریکا علیه ملت ایران هستیم گفت: کشف ترفندهای دشمن و حضور به هنگام و توام با اخلاص و تدبیر آگاهانه شرط توفیق و رمز پیروزی جمهوری اسلامی ایران علیه توطئه های دشمنان نظام است.
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با تاکید بر وجود وحدت میان اصولگرایان افزود: وحدت میان اصولگرایان امری اجتناب ناپذیر است و همچنین اصولگرایان به دلیل تولی به ولایت فقیه و تبری از فتنه گران به طور طبیعی در مسیر وحدت و همگرایی پیش می روند.
وی درباره شانتاژهای خبری مبنی بر شکاف میان اصولگرایان و دولت اظهار داشت: میان اصولگرایان و دولت هیچ شکافی وجود ندارد و دولت خود اکنون پرچم اصولگرایی را در دست دارد و همچنین اصولگرایان به ابتکار رئیس جمهور و طرح بحث های صمیمانه و گرم درخصوص افزایش کارآمدی نظام، خدمت بیشتر به مردم و بسط عدالت در جامعه، فضای مناسب اضلاع اصولگرایان را پر کرده است.

...


قصد ارایه لیست برای انتخابات مجلس نهم نداریم

سخنگوی ستاد نخبگان حوزه و دانشگاه در گفت‌وگو با ایسنا:
قصد ارایه لیست برای انتخابات مجلس نهم نداریم
سخنگوی ستاد نخبگان حوزه و دانشگاه اظهار کرد: این تشکل قصد ندارد در انتخابات مجلس نهم لیست انتخاباتی ارائه کند.
حجت‌الاسلام والمسلمین قاسم روانبخش در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، با بیان این‌که ستاد نخبگان حوزه و دانشگاه در حال حاضر فعالیت‌های فرهنگی خود را در استان‌های مختلف برگزار می‌کند و با نخبگان استان‌ها نشست‌هایی برگزار کرده و جلسات مختلف پرسش و پاسخ برگزار می‌کند، گفت: در انتخابات آتی این ستاد قصد ندارد لیستی را ارائه کند، ولی از کاندیداهای اصلح در استان‌های مختلف حمایت کرده و از آن‌ها پشتیبانی معنوی و فکری به عمل خواهد آورد.

...


توصیه های رضایی برای انتخابات مجلس نهم

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: همه‌ گروه‌های سیاسی که در انتخابات شرکت می‌کنند مساله هزینه‌های تبلیغاتی و اخلاق اسلامی را رعایت کنند.

محسن رضایی در گفت‌وگو با ایسنا همه گروه‌های سیاسی را به جلوگیری از حیف و میل بیت‌المال در انتخابات پیش روی مجلس توصیه کرد و گفت: امروز جامعه به لحاظ اقتصادی نیازمند کمک است، لذا مخارج تبلیغاتی زیاد در شأن نمایندگان مجلس نیست.

وی با تاکید بر این‌که کاندیداهای انتخابات مجلس باید اخلاق را رعایت کنند، افزود: کاندیدای انتخابات مجلس باید از تخریب یکدیگر بپرهیزند؛ چرا که مسائل اخلاقی و ارزشی یک ثروت بزرگ است که به سادگی به دست نیامده که راحت از دست برود.

رضایی با بیان این‌که فعالیت‌های تبلیغاتی در چارچوب قواعد اخلاقی و انسانی بی‌اشکال است، اظهار کرد: فعالیت تبلیغاتی زودرس، شتابزدگی است، اما اگر در چارچوب قواعد اخلاقی، سیاسی فعالیت‌های تبلیغاتی انجام شود امر خوبی است.

وی با بیان این‌که باید جهت آماده‌سازی افکار عمومی برای انتخابات از شیوه‌های بهتری در تبلیغات استفاده شود، تصریح کرد: برگزاری مناظرات ابتکار خوبی بود؛ چون این‌که افراد یک‌طرفه با وعده و وعید با مردم حرف بزنند، شیوه سنتی و قدیمی است که کارآیی ندارد.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: کاندیداهای انتخابات مجلس در شهرستان‌ها باید با حضور در دانشگاه‌ها با دانشجویان گفت‌وگوی زنده داشته باشند و سپس CD جلسات در اختیار مردم آن شهرستان قرار گیرد تا مردم به قضاوت بهتری از افکار و عقاید نمایندگان برسند؛ چون تنها با سخنرانی یکطرفه بدون بحث جدی ممکن است مردم به آگاهی لازم نرسند.

...


تشریح برنامه انتخاباتی جامعتین در سال 90 از زبان اعضای این حزب

تشریح برنامه انتخاباتی جامعتین در سال 90 از زبان اعضای این حزب

اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز با اشاره به برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی درسال 90 ،تاکید کردند:جامعتین برای گسترش چتر اصولگرایی با افراد و تشکل های اصولگرایی که دیدگاه و نگرش اصولگرایی دارند،دیدارهای انتخاباتی خواهند داشت.


جامعتین نقش نصیحت گونه خود را نسبت به سایر نیروهای ارزشی اصولگرا ادامه می دهد

در همین ارتباط عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران با تاکید بر نقش پررنگ جامعتین در مسائل سیاسی کشور ،گفت:جامعتین نقش هماهنگ کننده ای بین سایر اصولگرایان برقرار می کند.

حجت الاسلام والمسلمین حسین ابراهیمی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران ،تاکید کرد:نقش جامعتین درمیان اصولگرایان یک نقش هماهنگ کننده میان سایر اصولگرایان است و اجرای این هماهنگی و وحدت برعهده دیگر نیروهای اصولگرا است.

وی خاطرنشان کرد:جامعتین با برنامه ریزی و دیدارهای مکرر با تمام احزاب و افراد اصولگرا نظرات نصیحت گونه خود را در راستای گسترش چتر اصولگرایی به صورت جدی ادامه خواهد داد.

رایزنی های جامعتین با سایر اصولگرایان اعلام خواهد شد

سخنگوی جامعه روحانیت مبارز تهران نیز در ادامه ،گفت:رایزنی های جامعتین با سایر اصولگرایان و سایر فعالیت این جامعه اعلام خواهد شد.

حجت الاسلام والمسلمین احمد سالک در گفتگو با باشگاه خبرنگاران، افزود:جلساتی میان اعضای جامعه روحانیت مبارز با سایر اصولگرایان درحال انجام است،لیکن به علت زودهنگام بودن مطرح شدن انتخابات در زمانی معین جزئیات دیدارها و گفتگوهای جامعه روحانیت با سایر اصولگرایان برای دستیابی به وحدت اعلام خواهد شد.

وی تصریح کرد:جامعتین در فعالیت سیاسی اصولگرایان بالاخص ایجاد وحدت نقش راهبردی و اثرگذاری دارد که این نقش موجب موفقیت اصولگرایان درتمام امور سیاسی از جمله انتخابات می شود

...


ترقی: اصلاح‌طلبان مرز خود را با فتنه‌گران روشن نکنند، در انتخابات آینده پایگاه ا

ترقی: اصلاح‌طلبان مرز خود را با فتنه‌گران روشن نکنند، در انتخابات آینده پایگاه اجتماعی نخواهند داشت

سیاست  - حمیدرضا ترقی گفت: اصرار هاشمی بر مواضع خود در نمازجمعه سال گذشته شاخصی بر ناتوانی وی در تشخیص مصلحت نظام است.

به گزارش فارس،حمیدرضا ترقی در جمع اصولگرایان نیشابور ضمن بررسی اوضاع سیاسی کشور، اظهارداشت: انقلاب اسلامی در فرآیند خود به سوی اهداف امام(ره) و رهبری، غربالگری دیگری را در میان سیاسیون و مذهبیون پشت سر گذاشت و آنهایی که در فتنه نتوانستند از بصیرت لازم سیاسی برخوردار شوند و در آزمون آن مردود شدند مشمول این غربالگری هستند.

وی جریان فتنه را در بن بست تئوری رهبری توصیف کرد و افزود: اصلاح‌طلبان چنانچه مرز خود را با فتنه‌گران روشن نکنند و عوامل فتنه را از خود ترد نکنند، در رقابت سیاسی آینده پایگاه اجتماعی نخواهند داشت.

معاون امور بین‌الملل حزب موتلفه اسلامی انسجام کنونی جامعتین در جبهه اصولگرایان را رخدادی مهم در عرصه سیاسی کشور دانست و اظهارداشت: سیاست ورزی کنونی روحانیت مرهون هدایت‌های مقام معظم رهبری در قم است؛ منشور اصولگرایی تدوین شده توسط روحانیت و اصولگرایان معیار و شاخصی برای جداسازی نخبگان بی‌بصیرت و ساکت و طرفداران اسلام منهای روحانیت از جریان اصولگرایی است و همگرایی و وحدت قوای سه‌گانه کشور بر محوریت رهبری و پرهیز از اختلافات ضرورت دارد.

عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی هرگونه رقیب تراشی در درون اصولگرایان برای انتخابات آینده را خطری برای پیروزی اصولگرایان اعلام کرد و توصیه نمود اصولگرایان در استان‌ها باید یکپارچه و متعهد و با لیست واحد وارد صحنه رقابت انتخاباتی شوند.

ترقی در پاسخ به سوالی در خصوص علت پافشاری هاشمی رفسنجانی بر مواضع خود در نماز جمعه سال گذشته بیان داشت: نظر این شخصیت‌ها تا قبل از داوری ولایت فقیه و رهبر معظم انقلاب اسلامی محترم است ولی وقتی رهبر معظم انقلاب در جایگاه داوری نظر را به عنوان فصل الخطاب می‌دهند، همه کسانی که خود را ملتزم به اطلاعات از ولایت می‌دانند باید نظر خود را کنار بگذارند و به نظر ایشان عمل کنند؛ بنابراین طرح این مسئله از سوی آقای هاشمی واکنش مجلس خبرگان را در بر خواهد داشت و شاخصی برای ناتوانی وی در تشخیص مصلحت نظام است.

ترقی در پایان در خصوص ارزیابی اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها تاکید کرد: اقدام شجاعانه و هوشمندانه و دقیق دولت در هدفمند کردن یارانه‌ها علی رغم کارشکنی‌ها و سیاه‌نمایی‌ها و پیش‌بینی‌های مغرضانه بعضی افراد با موقعیت پیش رفته و آثار شیرین آن در سال آینده روشن خواهد شد.

...


سیاست اصلاح‌طلبان در انتخابات؛ ناز و کرشمه

سیاست اصلاح‌طلبان در انتخابات؛ ناز و کرشمه

خبرگزاری فارس: مرد خاکستری اصلاحات جدیدترین دیگاه های خود را در خصوص انتخابات مجلس،فرقه سبز و ترکیب مجلس نهم در حلقه ای از دوستان خود بیان کرده است.


به گزارش خبرنگار گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از جوان آنلاین،مرد خاکستری اصلاحات با تاکید بربرنامه ریزی اصلاح طلبان برای نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از شناسایی و مذاکره با برخی چهره ها برای قرارگرفتن آنان در لیست های انتخاباتی سخن به میان آورده و تاکید کرده است که این افراد دارای سابقه مثبتی بوده و توان عبور از فیلتر شواری نگهبان را دارا می باشند.

وی همچنین با بیان اینکه اصلاح طلبان باید با " ناز و کرشمه " وارد عرصه انتخابات شوند گفته است،باید کاری کرد که نظام مثل عروس ها ناز ما را بکشد!

مرد خاکستری در ادامه در خصوص پیش بینی خود از ترکیب مجلس نهم،این مجلس را مجلس اقلیت ها عنوان کرده و گفته است،پیش بینی من این است که در مجلس نهم هیچ جریانی اکثریت را بدست نیاورده و کلا با 3 اقلیت سروکار داشته باشیم.

وی در این زمینه اصولگرایان منتقد،اصلاح طلبان و دولتی ها را اقلیت های مورد اشاره خود دانسته است.

مرد خاکستری همچنین در بخش دیگری از سخنان خود به انتقاد از فرقه سبز پرداخته و صراحتا تاکید کرده است بزرگترین ضربه وارد آمده به اصلاح طلبان طی یکی دو سال گذشته از سوی این فرقه وارد آمده است.

وی با تاکید بر اشتباهات فراوان اصلاح طلبان و فتنه گران، حضور اپوزیسیون تابلودار و منافقین در جمع آنان را ضربه ای جبران ناپذیر توصیف کرده و با اشاره به برخی نیروهای اصلاح طلب خارج نشین همچون گنجی گفته است این افراد نیز در زمین زدن اصلاحات بی تاثیر نبوده اند.

مرد خاکستری در عین حال بر مدیریت رفتاری فرقه سبز توسط اصلاح طلبان تاکید کرده و گفته است ما نباید این فرقه را حذف کنیم بله باید به عنوان یک چماق همواراه بالای سرنظام آن را نگاه داریم!

...


استراتژی 4 ترکیبی اصلاح طلبان در سال

اصلاح طلبان در سال 90 به چه می اندیشند؟.در سالی که انتهایش به نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی ختم شده و بسیاری از فعالان سیاسی آن را زمینه ساز دستیابی به یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری  ارزیابی می کنند،این جریان چه راهبردی را دردستور کار خود قرار خواهد داد؟

این جریان بی تردید در ابتدا با پرسش های برای رسیدن به استراتژی نهایی خود برای سال 90 روبرو بوده است.پرسش هایی همچون:

- در شرایط کنونی باید به «گفتمان» بیندیشند یا«پاد گفتمان»

- باید به جنگ «مواضع» باور داشته باشند یا جنگ «منافع»

- باورآنها باید حول «هژمونی» باشد یا «ضد هژمونی» 

- باید به ساماندهی تشکیلات پیرامون یک نخبه،حزب و یک جبهه بیندیشند یا پیرامون یک برنامه؟

- باور به «رقابت» داشته باشند یا «ضدیت»

- به بازتولید اندیشه و شرایط دوم خرداد بیندیشند یا عبور از آن

- هویت دینی را باور داشته باشند یا هویتی سکولار را

و...

بی تردید باتوجه به این پرسشها و رصد مجموعه رفتارها و کردارهای این جریان در طول 22 ماه گذشته، بنظر می رسد ترکیب تاکتیک در کنش های این جریان در دستورکار قرار گرفته است.

این استراتژی ها عبارتند از:

1- تاکتیک سیاست‌ورزی انتخاباتی:

بخشی از جریان اصلاح طلبان بر این باورند که برای بقای سیاسی حضور در سپهرسیاست امری اجتناب ناپذیر بوده و باید به انحای مختلف از هر فرصت و روزنه ای برای بازگشت به حاکمیت و بسترسازی های جدید برای اهداف سود جست.بی تردید پیش‌شرط‌های مورد نظر سید محمد خاتمی برای مشارکت اصلاح‌طلبان در انتخابات بعدی یقیناً نمونۀ بارز همین استراتژی است.

2- تاکتیک فشار خیابانی

بخش دیگری از اصلاح طلبان به ادامه فشارهای خیابانی به نظام باور داشته و بر آن اصرار دارند.

به نگاهی عمیق تر به علاقمندان این استراتیژی می تواتن گفت  نیروهای گوناگونی به فشار خیابانی چشم امید دارند اما مقصودشان با یکدیگر متفاوت است. در یک سر طیف کسانی هستند که می‌خواهند فشار خیابانی را به نحوی به کار گیرند که نظام به تحقق استراتژی اول تن در دهد، یعنی مجبور شود که شرایط لازم را برای مشارکت انتخاباتی اصلاح‌طلبان فراهم نماید. در سر دیگراین طیف نیز نیروهای سیاسی دیگری هستند که فشار خیابانی را به دیدۀ موتور محرکۀ دگرگونی‌های به مراتب بنیادی‌تری می‌نگرند که در خصوص حد نهایی آن می‌توان به صور مختلف تخیل کرد. میر حسین موسوی و مهدی کروبی قطعاً مهم‌ترین نمایندگان چنین نیروهایی هستند که بر حسب موقعیت‌های زمانی گوناگون در جایی بین دو سر طیف پیش‌گفته در نوسان بوده‌اند.

 

3-اتاکتیکمظلوم نمایی

اصلاح طلبان در این استراتژی به دنبال این هستند که ضمن ارتباط گیری با لایه های از عناصر نظام خود را به عنوان نیروهای نخبه،علاقمند به نظام و...معرفی کرده و ضمن مظلوم نمایی به ساده سازی اتفاقاتی که در فتنه 88 بوقوع پیوسته همت گمارند.

 

4- تاکتیکرسانه ای

بخشی از اصلاح طلبان که به این استراتژی باور دارند عمدتا در خارج از کشور حضور داشته و متناسب به اقتضائات اپوزیسونی به تلاش رسانه ای برای تعریف و تصویر دلخواه خود از شرایط ایران برای ایجاد فشار بین المللی بر نظام می پردازند.

 

درمجموع با توجه به ترکیب این تاکتیک ها به نظر می رسد این جریان سعی در توزین موقعیتی و مناسبتی، نسبت بکارگیری این تاکتیک ها اقدام نموده  و فعال سازی و شدت دادن هر کدام از این استراتژی ها را متناسب با شرایط جدید و کنش های سیاسی دنبال می نماید.

«ندای انقلاب » در آینده ابعاد جدیدتری را در خصوص تاکتیک های اصلاح طلبان از نظر خوانندگان خود خواهد گذراند.

 

...


کاندیدای انتخاباتی نداریم

کاندیدای انتخاباتی نداریم
جام جم آنلاین: معاون سیاسی جامعه روحانیت مبارز گفت: جامعه روحانیت مبارز در انتخابات مجلس نهم نقش نظارتی بر احزاب اصولگرا خواهد داشت و هیچ گزینه‌ای را برای ورود به انتخابات معرفی نخواهد کرد.

حجت الاسلام سید ابوالحسن نواب در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: انتخابات مجلس دامنه بسیار وسیعی نسبت به دیگر انتخابات دارد؛ لذا زمان برای فعالیت های احزاب اصولگرا برای تبیین آرایش سیاسی، شناسایی کاندیداهای اصلح و ارائه برنامه های خود بسیار مناسب است.

نواب افزود: جامعتین نقش مدیریت راهبردی جریان اصولگرا را دارد که علاوه بر آن باید ساختار هماهنگی برنامه ها و فعالیت های منسجم این جریان را هدایت کند؛ لذا خود هیچ گاه گزینه ای را برای انتخابات معرفی نخواهد کرد.

معاون سیاسی جامعه روحانیت مبارز تصریح کرد: جامعه روحانیت مبارز به عنوان ناظر بر فعالیت های احزاب اصولگرا وارد عمل خواهد شد و بر ورود آنها به عرصه انتخابات نظارت خواهد کرد

...


جدید ترین اظهار نظرهای انتخاباتی مجلس نهم

شبکه شوش : دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری، تصریح کرد: اصولگرایان باید با فهرست واحد در انتخابات حضور پیدا کنند. به گزارش ایسنا، حبیب ا... عسگر اولادی در جمع طرفداران حزب موتلفه اسلامی با اشاره به انتخابات مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: نباید انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخابات ریاست جمهوری با هم تداخل پیدا کند، امسال تنها باید بر روی انتخابات مجلس شورای اسلامی تمرکز داشت واگر کسی گریزی به انتخابات ریاست جمهوری بزند، راه انحرافی ایجاد کرده و باید به این مساله توجه جدی کرد.

دبیر کل جبهه پیر وان خط امام و رهبری تصریح کرد: آنهایی که بر ضد ولایت فقیه و نظام موضع گیری کرده اند، قطعا نمی توانند در این انتخابات حضور داشته باشند. عسگر اولادی ابراز داشت: متاسفانه برخی اصلاح طلبان را حذف شده تلقی می کنند که این اشتباه است، اصولگرایان باید در انتخابات وحدت داشته و با فهرست واحد به میدان بیایند. دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری همچنین با تاکید بر لزوم پرهیز از ورود زود هنگام به مباحث انتخاباتی مجلس نهم اعلام کرد که نتایج اقدامات کمیته سه نفره اصولگرایان در زمینه انتخابات احتمالا نیمه دوم امسال منتشر خواهد شد. حبیب ا... عسگر اولادی در گفتگو با مهر، درباره راهکار و مکانیسم اصولگرایان در انتخابات مجلس نهم گفت: اصولگرایان بر اساس عقل جمعی وارد وادی تصمیم سازی و تصمیم گیری می شوند و در چند انتخابات اخیر نتیجه این عقل جمعی، اقبال مردم به اصولگرایان بوده است.
دیدار هیئت رئیسه فراکسیون اصول گرایان با هیئت سه نفره
هیئت رئیسه فراکسیون اصول گرایان در راستای وحدت و همگرایی تشکل های اصول گرایان در انتخابات مجلس با کمیته ۳نفره رایزنی هایی داشته است.
ولی اسماعیلی عضو هیئت رئیسه فراکسیون اصول گرایان و نماینده گرمی در مجلس در این باره به خراسان گفت: فراکسیون اصول گرایان در حال انجام اقداماتی برای به وحدت رسیدن نیروهایی است که قصد حضور در انتخابات را دارند.
وی با بیان این که در این راستا برنامه ریزی هایی صورت گرفته تا نشستی با این تشکل ها داشته باشیم، گفت: هدف وحدت و جلوگیری از تفرقه و انشقاق است که احتمال می دهیم با ورود جداگانه عده ای به عرصه انتخابات ایجاد شود.
نماینده گرمی با بیان این که روند این نشست ها بسیار خوب پیش می رود گفت: ما از حضور اصلاح طلبانی که وارد عرصه مقابله با نظام نشده اند در انتخابات استقبال کرده و حضور آن ها را موجب برکت و شور و شوق انتخابات می دانیم.
تصمیم فراکسیون اقلیت مجلس درباره انتخابات مجلس نهم
 
از سوی دیگر سخنگوی فراکسیون خط امام با اشاره به تشکیل مجمع عمومی این فراکسیون در شب سه شنبه گذشته گفت: در این جلسه درباره مصوبه های کمیسیون تلفیق بودجه، استراتژی فراکسیون در سال جاری و انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی بحث و تبادل نظر شد.
داریوش قنبری در گفت و گو با ایسنا، اظهار کرد: در جمع بندی این جلسه راجع به نحوه مشارکت اصلاح طلبان در انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامی اعلام شد که اصلاح طلبان مجلس در هماهنگی با سایر اصلاح طلبان اوضاع و شرایط کشور را در رابطه با انتخابات رصد می کنند و در موقع مقتضی نظر خود را در خصوص انتخابات اعلام خواهند کرد.
...


در انتخابات مجلس کاندید نمی‌شوم

شبکه شوش :  وزیر سابق امور خارجه کشورمان وجود رهبری را نعمتی برای ملت ایران دانست و گفت: رهبری حلال مشکلات کشور است. منوچهر متکی در جمع مردم قزوین در مسجد ولایت بیان داشت: حوادثی که در منطقه می‌گذرد، این تحولات سر باز کردن عقده‌های چند 10 ساله‌ای است که در تاریخ معاصر بر مردم این منطقه گذشته است و این حادثه یکباره در مصر و تونس شکل نگرفته بلکه به تعبیر رهبری سر باز کردن دمل تحقیرشدگی است.

به گزارش فارس ؛ وی ادامه داد: زمانی که به شرایط منطقه می‌نگریم، شاهد هستیم که پس از رنسانس در اروپا، غرب تلاش کرد که دنیا را به نوعی تحت اختیار و سیطره خود بگیرد و برای مملکت‌داری و حکمرانی الگوی غربی و الگویی از حکمرانی بر اساس لیبرال دموکراسی را تعریف کرد.

* تنفر 80 درصد جوانان منطقه از آمریکا
وی توضیح داد: زمانی که 100 سال اخیر را می‌نگریم، مشاهده می‌کنیم که چند اتفاق جدی در این مسیر واقع شد به طوریکه با بزرگ‌ترین حکمرانی که بر مبنای دین تعریف شده بود یعنی حکومت عثمانی برخورد کردند تا حکومت لائیک جایگزین شود.
متکی یادآور شد: با توجه به اینکه این منطقه محل حضور همه انبیای الهی بوده و به نوعی قلب جهان اسلام محسوب می‌شود بنابراین گفتند باید استحاله فرهنگی انجام دهیم تا کشورها از اسلام فاصله گیرند از این‌رو آتاترک با سرعت سکولاریسم را تبلیغ کرد و سپس نیز گفته شد که از نمادهای اسلامی عبور کنند به طوریکه حجاب در کشور تونس ممنوع بود.
وی افزود: اقدام دیگری که صورت گرفت ایجاد رژیم صهیونیستی بود و در این بین در اواخر دهه 1970 انقلاب اسلامی رخ داد، بنابراین سعی کردند که اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی را در منطقه پمپاژ کنند.
کارشناس ارشد مسائل سیاسی اعلام کرد: 40 سال پیش اگر در خاورمیانه نظرسنجی می‌شد 80 درصد جوانان آمریکا را به عنوان الگو و مدل می‌دانستند ولی امروز که این نظرسنجی را کردند، 80 درصد جوانان خاورمیانه در حد تنفر نسبت به آمریکا اظهار نظر داشتند.

* بن علی عامل موساد و سیا است
وی خاطرنشان کرد: در آن دوران امام پیام‌های فرهنگی، اعتقادی و سیاسی را طرح می‌کرد به طوریکه می‌فرمودند به من خدمتگزار بگویید بهتر است، میزان رأی ملت است و خطاب به مردم می‌فرمودند هرکس را خودتان تشخیص دادید، رأی دهید و اگر نتوانستید به نتیجه برسید با افراد مورد وثوق مشورت کنید.
متکی تأکید کرد: نخستین پیام امام (ره) به کنگره حج، ولوله‌ای ایجاد کرد و سعودی‌ها از متن پیام بسیار نکته دریافتند و متوجه شدند امام چه می‌کند، امام خمینی (ره) کل جهان را مخاطب قرار داده بود و از مفاهیم و آرمان‌های انقلاب در پیام گنجانده بود که می‌توانست چراغ راهی برای مسلمانان باشد.
وی یادآور شد: با توجه به این امر حکومت سعودی را تحت فشار گذاشتند که جلوی این موضوع را بگیرد که در سال 66 کشتار خونین حجاج در عربستان واقع شد و اگر بازدارندگی رژیم سعودی نبود قیام‌های امروز 30 سال پیش رخ می‌داد.
وزیر سابق امور خارجه کشورمان ادامه داد: شمشیرها از نیام درآمد و فشارها مضاعف شد و مردم با پیام‌های امام روز به روز آگاه‌تر می‌شدند و به هویت خود پی برده و مقایسه می‌کردند که در کشور ایران شخصی رهبر است که اجتهاد جهانی دارد و می‌گوید که به من خدمتگزار گویید ولی در مقابل در کشور آنها کسی میلیاردها هزینه می‌کند تا چشم‌ها را خیره کند.
وی اضافه کرد: آنها مشاهده می‌کردند که مردم ایران 30 سال است که در انتخابات شرکت می‌کنند و گزینه‌های خود را دارند و حتی رئیس ‌جمهورهایی را انتخاب کردند که برخی از اینها با هم اختلاف‌ نگاه دارند ولی در کشور آنها فردی روی کار است که 20 تا 42 سال رئیس جمهور است و از اراده ملی نیز خبری نیست و مردم هیچ نقشی ندارند.
متکی گفت: در تونس زمانی که مردم حرکت کردند 23 روز بعد بن علی فرار کرد زیرا می‌دانست اگر بماند مشخص می‌شود که او چه کاره است و اکنون می‌بینید که بن‌علی عامل موساد و سیا بوده است.

* امام سبب شد مردم از باتلاق وابستگی نجات یابند
وی توضیح داد: هنر امام خمینی (ره) این بود که وابستگی که رژیم شاه به قدرت‌های سلطه‌گر داشتند و باتلاق متعفنی را بزک کرده بودند، برهم زد و گند و تعفن وابسته بودن را مردم احساس کردند و زمینه برای تغییر و تحول ایجاد شد.
وزیر سابق امور خارجه کشورمان تأکید کرد: امام آمده بود بشارت تحول عظیم جهانی را دهد و حرکت ایشان نقطه‌ای نبود بلکه موجی بود و آگاهی‌ها را افزایش داد و امکان مقایسه را فراهم کرد.
وی در ادامه با اشاره به تأثیر انقلاب اسلامی ایران در منطقه گفت: انقلاب ایران الهام‌بخش کشورهای منطقه است و تأثیرات خود را ‌گذاشت و در قیام‌های منطقه هیچ دخالت خارجی وجود ندارد و حرکت‌ها مردمی است.
متکی با اشاره به توطئه انگلیسی‌ها در بحرین تصریح کرد: الگویی که برای اشغال فلسطین و حضور رژیم صهیونیستی در این منطقه صورت گرفت در بحرین نیز پیاده کردند و از یمن و دیگر نقاط، کسانی را که کینه و نفرت به شیعیان داشتند آورده و تابعیت بحرینی دادند.
وی گفت: جان اف کندی می‌گوید فلسفه وجود اسرائیل یعنی وجود مردمی بدون سرزمین در سرزمینی بدون مردم، در حالی که هر دو سوی این معادله غلط است و آن مردم بدون سرزمین نبودند و آن سرزمین نیز بدون مردم نبود.

* خاورمیانه بر اساس اراده مردم ساخته می‌شود
کارشناس ارشد مسائل خارجی افزود: مردم کشورهای منطقه می‌دیدند که ایران در مقابل این رژیم نامشروع چگونه موضع‌گیری می‌کند ولی دولت‌های آنها چگونه برخورد می‌کنند بنابراین ایستادند و کسی نیز جلودارشان نبود، مانند ایران که وقتی مردم قیام کردند تمام ترفندهای شاه با شکست مواجه شد و درست در نقطه‌ای که غربی‌ها فکر می‌کردند جلوی نفوذ انقلاب را گرفتند و اوج نقطه قوت‌شان است خدا از این نطقه، ضعف‌شان را نشان داد.
وی اعلام کرد: منطقه جدید در خاورمیانه و شمال آفریقا این بار بر اساس اراده مردم ساخته می‌شود و اراده مردم نیز برآمده از اعتقادات‌شان است و اینکه گفته می‌شود رنگ و بو و محتوای خاورمیانه جدید اسلامی خواهد بود، دور از واقعیت نیست.
متکی گفت: نهضت‌ها در منطقه تاکنون به ثمراتی رسیدند و نخستین ثمره این بود که مردم به قدرت خود پی بردند و مشخص شد که حکومت‌های وابسته پوشالی هستند، مردم مصر می‌گویند که مردم ایران 30 سال پیش انقلاب کردند و امروز ماهواره به فضا می‌فرستند ولی دولت ما 30 سال پیش کمپ‌دیوید امضا کرد و حال دنبال مبارزان فلسطینی‌ها در دالان‌ها هستیم.
وی با اشاره به تناقض در رفتار آمریکا در حوادث منطقه یادآور شد: آمریکا هیچ مشکلی در منطقه نداشت و هیچگاه نمی‌خواست چنین وضعیتی پیش آید بنابراین آنها که می‌گویند آمریکایی‌ها و غربی‌ها این قیام‌ها را طراحی کردند، اشتباه می‌کنند و اکنون آمریکا و اروپا دغدغه دارند و نمی‌توانند حوادث را تحلیل کنند و تاکنون چند گونه موضع‌گیری کردند.

* رهبری حلال مشکلات کشور است
وزیر سابق امور خارجه کشورمان توضیح داد: مصری‌ها تاکنون خوب پیش رفتند و فرق آنها با انقلاب اسلامی در رهبر واحد و پرجاذبه است و حرکت‌هایشان را جمعی پیش می‌برند، ما دیدیم در 30 سال گذشته چه‌قدر علیه انقلاب مسئله ساختند و امام (ره) چگونه برخورد کرد و رهبری نیز همین تدبیر را دارند، ما حوادث مختلفی داشتیم و باید ترفندهای دشمن را به صورت مانیفست در اختیار اینها گذاریم که بدانند بعد از پیروزی چه اقداماتی را انجام خواهند داد.
وی گفت: در خصوص تحریم‌ها نیز اکنون نمی‌گوییم چه کار می‌کنیم و چگونه دور می‌زنیم، ان‌شاءالله روزی این موارد به صورت مانیفست در اختیار ملت‌هایی گذاشته می‌شود که می‌خواهند در مقابل تحریم‌ها بایستند.
متکی با اشاره به اهمیت و جایگاه رهبری توضیح داد: در چنین کشوری در سیر حوادث، در امر کشورداری، پیگیری امور و نگاه نسبت به مسائل عمیق، ممکن است مسائلی به وجود آید و در 30 سال گذشته علاوه بر حوزه خارجی انقلاب، در صحنه داخلی نیز مسائل مختلفی داشتیم که گاهی دغدغه‌زا بوده اما خداوند متعال لطف خود را به ملت ایران تکمیل کرده و رهبری و ولایت در این کشور حلال مسائل و مشکلاتی است که ممکن است در شرایط عادی قابل حل نباشد.
وی با اشاره به تبعیت مردم از امام و رهبری اعلام کرد: ملت ما رابطه و پیوند مستقیمی را با امام خمینی (ره) ایجاد کرد و این پیوند را رها نکرد، ملت ما درک کرد که امام (ره) در تمام عمرش از اعتقاداتش گفت و رسید به این معنا که سه ضلع هدف انقلاب، رهبری و مردم عوامل محدثه انقلاب است.
وزیر سابق امور خارجه کشورمان گفت: در 15 خرداد سال 1342 و 22 بهمن سال 1357 رهبری و هدف یکی بود ولی حضور گسترده و فراگیر مردم در 22 بهمن سال 1357 پیروزی را رقم زد و مردم هرجا مشکلی برمی‌خوردند، می‌گفتند که معیار و میزان امام است.
وی عنوان کرد: این حق رئیس جمهور است که وزیر معرفی کرده و یا عزل کند و همه وزرای دولت نهم تغییر کرد و یکجا رهبری به این نگاه و مصلحت‌اندیشی رسیدند که اینکار صورت نگیرد، در خصوص مسائلی که مطرح شد نیز خوشبختانه با تدبیر رئیس جمهور در هیئت دولت، موضوع مدیریت شد و دعا می‌کنیم ان‌شاءالله همین روال تداوم یابد.

* در انتخابات مجلس کاندید نمی‌شوم
وی در خصوص انتخابات مجلس شورای اسلامی بیان داشت: مهم‌ترین رخداد سیاست داخلی در سال 90، انتخابات مجلس شورای اسلامی است، آنچه رهبری تأکید دارند انتخابات‌های پرمشارکت و بانشاط است و هر جمعی در چارچوب ضوابط باید تلاش کند تا نظر مردم را جلب کند.
کارشناس ارشد مسائل سیاسی تأکید کرد: اینکه تصور شود در تهران کسانی برای کل کشور کاندیدا می‌توانند معین کنند و آنها رأی آورند، تلقی درستی نیست و هر حوزه و منطقه‌ای مناسبات و نمایندگان خاص خود را دارد.
وی اعلام کرد: آنچه در هر مجموعه‌ای بر آن تأکید است، اتحاد و وحدت است، هر جریان سیاسی در کشور زمانی که اتحاد داشته باشند، پیروزیشان تضمین می‌شود ولی زمانی که متفرق شوند پیروزی به ثمر نمی‌رسد.
متکی در پاسخ به سؤالی در خصوص کاندیداتوری وی در انتخابات مجلس گفت: در خصوص انتخابات مجلس که مربوط به سال 90 است قصد کاندیداتوری در مجلس را ندارم.

...


سخنگوی شورای نگهبان مطرح کرد:مسائل موثر در احراز صلاحیت داوطلبان مجلس نهم در ان

 

 کدخدایی گفت: محکومیتی که سران فتنه بین افکار عمومی پیدا کردند به ما اجازه نمی دهد بتوانیم صلاحیت کسانی که رفتار این افراد را تایید کردند را احراز کنیم.

یاسرفاتحی،نسرین وزیری: با وجود اینکه هنوز به طور رسمی فعالیت های انتخابات مجلس نهم که قرار است در اسفند ماه امسال -۹۰- برگزار شود، شروع نشده ولی احزاب و جریان های سیاسی به خصوص در میان اصولگرایان در حال برنامه ریزی هستند.

در این میان هر قدر در اردوگاه اصولگرا وحدت، دغدغه و نگرانی اصلی سران این جریان است، در اردوگاه اصلاحات به نظر می رسد بررسی صلاحیت ها دغدغه کسانی است که قصد دارند از این جریان در انتخابات شرکت کنند.

سخنگوی شورای نگهبان که نهاد بررسی کننده صلاحیت افراد است در گفت و گو با خبرآنلاین اطمینان می دهد که تنها رفتار افراد ملاک بررسی صلاحیت ها قرار می گیرد نه اینکه شخص جزو کدام جریان سیاسی است.

عباسعلی کدخدایی که خود عضو حقوقدان شورای نگهبان است در خصوص سخنرانان همایش های دفاتر استان های این نهاد می گوید به علت فاصله ای که از موعد انتخابات وجود دارد دفاتر در دعوت از چهره ها محدودیتی ندارند. چرا که دستور العمل مشخص سازمانی برای اینکه چه کسانی دعوت شوند وجود ندارد.

 وی در عین حال تاکید دارد که به دفاتر استانی شورای نگهبان توصیه شده که حتی المقدور از کسانی دعوت به همکاری کنند که کمتر با نهادهای نظامی ارتباط دارند.

وی بر تدوین قانون جامع انتخابات تاکید و نسبت به اصلاحات موردی انتقاد دارد. از این بابت کدخدایی معتقد است مجلس و دولت می بایست پیش از این این قانون را تدوین می کردند.

کدخدایی همچنین در بخشی از این گفت و گو به سوالات کاربران خبرآنلاین پاسخ گفت.

این گفت و گو که در حاشیه حضور سخنگوی شورای نگهبان در «کافه خبر» انجام شد را در ادامه می خوانید: 

                                                                       ****

فکر می کنید مصوبه مجلس برای اصلاح قانون انتخابات که پیش از این یک بار توسط شورای نگهبان رد شده بود این بار با چه تصمیمی از سوی شورای نگهبان روبرو شود؟

منظورتان مدرک تحصیلی است؟

بله. این مصوبه در مجلس هفتم از سوی شورای نگهبان رد شد.

مقداری با مصوبه اخیر تفاوت می کند ولی هنوز دوفوریت آن به دست ما نرسیده است و حتی شنیدم که در دستور کار فردای مجلس است.

من هم خیلی خوشحال هستم که در جمع دوستان رسانه ای در کافه خبر خبرآنلاین هستیم. توفیقی است خدمت عزیزان و دوستان گرامی هستم. مخصوصا چهره هایی که توفیق داشتیم در جای دیگر نیز خدمتشان باشیم. واقعیت این است که دو جا از بهترین لحظه های عمر بنده است و هیچ گاه احساس ناراحتی نمی کنم. یکی در دانشگاه و با دانشجویانم است و دیگری با دوستان رسانه ای. به همین خاطر در دوره ای که در دانشکده خبر چند واحد درس داشتم فضای کاملا متفاوتی را در دولت هفتم و هشتم گذراندم و از رسانه ها هیچ گله ای ندارم. اگر بخواهید به عنوان جمع بندی مطالب از من چیزی داشته باشید باید بگویم که از رسانه ها هیچ گله ای ندارم. چون کاملا دوستان را درک می کنم. به هر حال رسانه وظیفه بسیار مهمی بر عهده دارد و تبیین مسایل و بخش مهمی از آنچیزی که در رسانه تحت عنوان «دانستن حق مردم است» بیان می کند رسانه ها بر عهده دارند.

به همین خاطر این حق را برای رسانه ها قائل هستیم که راجع به مسایل سیاسی، اجتماعی و مسایل مختلف کشور جویا باشند، سوال کرده و مطلب را برای مخاطبین خود ارائه کنند که مردم خوب کشور ما هستند. ما نتنها نباید گله ای داشته باشیم حتی باید قدردان زحمات دوستان ما در بخش های مختلف رسانه ها باشیم. گاهی اوقات از لحاظ فنی و تخصصی خبر اشتباه انعکاس داده می شود و ما نگران این هستیم که دانستن صحیح حق مردم است. حق نداریم در رابطه با گزارش کار یا مسایل دیگر کشور مردم را به اشتباه بیاندازیم. از این جهت گاهی اوقات لازم است تذکری داده شود که آن خود خبر یا نحوه انعکاسش صحیح انعکاس داده شود.

بحثی که اکنون در خصوص انتخابات وجود دارد بحث تغییر شرایط نمایندگان است. به نظر می رسد نمایندگان در دوره پایان نمایندگی علاقنمد به تغییر این قانون می شوند. فکر می کنید در این دوره با توجه به ایرادات قبلی شورای نگهبان به نتیجه برسند؟

در رابطه با قانون انتخابات طرح جامع هنوز نیامده است.

منظور همین لایحه اصلاح قانون است.

دو مورد اصلاحات در مجلس مطرح شده است. یکی مربوط به مدرک تحصیلی می شود که به صورت دو فوریتی تصویب شد و منتظر هستیم با نهایی شدن آن نظر شورای نگهبان را اعلام کنیم. یکی هم طرح استانی شدن است که مدت ها در دستور کار مجلس بود و ظاهرا خود مجلس محترم آن را از دستور کار خارج کرده است. الان طرح دیگری درمجلس مطرح نیست.

به نظر می رسد همان بحث مدرک تحصیلی نمایندگان دامنه انتخابات را کمی تنگ کرده است. مثلا یکی از نمایندگان مجلس در اعتراض به این امر تاکید کرد که تنها ۹ درصد از فارغ التحصیلان دانشگاهی ما مدرک فوق الیسانس دارند.  بنابراین ممکن است در برخی شهرها اصلا فردی در این سطح نداشته باشند و یا واجد شرایط دیگر نامزدی انتخابات مجلس نباشند و این امر باعث این شود که از شهرهای دیگر فرد نامزد شود که مشکلات خاص خود را خواهد داشت. موضع شورای نگهبان در این خصوص چیست؟

اگرچه ما مصوبه را دریافت نکردیم ولی با توجه به سابقه ای که از مصوبه داریم که فکر می کنم در دوره ششم مجلس چنین مصوبه داشتیم اعضای محترم شورای نگهبان نظرشان این بود اگر ما سطح مدرک تحصیلی را زیاد بالا بگیریم موجب محرومیت عده زیادی برای شرکت در انتخابات مجلس خواهد شد و این مسئله به نوعی تبعیض ناروا است. هم اکنون نمی دانم آیا همچنان اعضای محترم شورای نگهبان بر چنین وضعیتی اعتقاد دارند یا خیر، با توجه به اینکه تعدادی از اعضا تغییر کردند. اگر اعضای محترم شورای نگهبان این ایراد را وارد بدانند ممکن است مصوبه تایید نشود.

این مسئله از سوی برخی از خود نمایندگان انتقادی وارد شده که تلاش نمایندگان مجلس در سال آخر هر دوره برای اصلاح شرایط نامزدی برای انتخابات مجلس شورای اسلامی ممکن است به این معنا تلقی شود که نمایندگان به دنبال اصلاح قانون به نفع خود هستند تا به نوعی رقبا را حذف کنند. این انتقاد را شما چقدر وارد می دانید و آیا توصیه ای برای ان مسئله دارید که زمان اصلاح قانون شرایط انتخابات چه هنگام باشد؟

البته من نمی خواهم ذهن خوانی کرده و نسبت به اقدامات نمایندگان محترم پیش داوری کنم. قطعا در هر دوره ای نمایندگان محترم مجلس بر اساس وظیفه ای که دارند ممکن است نسبت به اصلاح یا پیشنهاد یک طرح قانونی اقدام کنند و حق قانونی آن ها نیز هست. اما از جهت کارشناسی در دوره قبل نیز ما تاکید کردیم که نیازمند یک قانون جامع انتخاباتی هستیم.قانون جامع انتخابات قطعا زمان زیادی را هم از دولت و هم از مجلس محترم می گیرد و لازمه اش این است که نظرات تمامی کارشناسان و دستگاه های ذی ربط در یک فرصت موسعه ای بررسی شود.

قطعا قانون جامعی را در یک سال باقی مانده عمر مجلس نمی توانیم داشته باشیم. از جهت زمان فرصتی نمانده است برای اینکه بتوانند یک قانون جامعی را تصویب کنند ولی بارها عرض کردم که از جمله الزامات جامعه ما این است که قانون جامع انتخابات داشته باشیم تا از این فضا که قانون انتخابات به صورت پیوند زدن به قوانین قبلی است خارج شویم.این مسئله به مصحلت کشور نیست.

قانون جامع انتخابات از زمان آقای پورمحمدی قرار بود به مجلس برسد؟

اخیرا نیز شنیدم که در دولت اقداماتی برای قانون جامع انتخابات انجام شد که به صورت لایحه به مجلس ارائه شود ولی به هر دلیل متوقف شد. اما نشنیدم اقدام خاصی از سوی مجلس محترم در این زمینه انجام شود.

مشکل کار چیست که حتی دو سال از عمر دولت دهم نیز می گذرد ولی هنوز این قانون به مجلس نرسیده است؟

عرض کردم هم دولت و هم مجلس در این جهت کوتاهی هایی را دارند.

از شورای نگهبان نظرخواهی شده است؟

ما اعلام آمادگی کردیم که هر گاه هم دولت و هم مجلس محترم از ما نظرات کارشناسی خواستند در اختیارشان بگذاریم ولی اینکه مشخصا در این موارد و پیش نویس های اخیر مجلس ما کاری انجام داده باشیم باید بگویم خیر. مشارکتی نداشتیم.

اشاره به بحث استانی شدن انتخابات کردید. با توجه به اینکه امضاء ها برای طرح این مسئله در صحن علنی مجلس کم شده موضوع به کمیسیون رفته است ولی اگر بخواهد این موضوع در صحن مطرح شود موضع شورای نگهبان چه خواهد بود؟ ممکن است آن نیز به نوعی دامنه انتخابات را تنگ کند؟

البته آن را نیز نمی توانم پیش بینی کنم ولی طرح مشابهی در دوره ای به شورای نگهبان واصل شد که شورای نگهبان نظرش این بود که ممکن است چنین طرحی موجب کاهش مشارکت مردمی شود. هم اکنون مطلع نیستم که همچنان اعضای محترم شورای نگهبان چنین نظری دارند یا خیر ولی آنچه مسلم است وضعیت موجود نسبت به قانون انتخاباتی که داریم برای جامعه ما وضعیت مطلوبی نیست.

بودجه ای که دولت برای برگزاری انتخابات مجلس در سال آینده درنظر گرفته است ۳۱ میلیارد تومان در ردیف بودجه ای است که برای وزارت کشور در نظر گرفته است. آیا شورای نگهبان بخشی از این بودجه را در اختیار خواهد داشت یا ردیف بودجه جداگانه ای برای نظارت شورای نگهبان بر انتخابات مجلس نهم در نظر گرفته شد؟

در دو، سه دوره گذشته بودجه انتخابات شورای نگهبان مستقل بود ولی این بار دولت محترم پیشنهاد داد که بودجه انتخابات مجموعا با بودجه شورای نگهبان یکی شود. که البته از جهت اجرایی برای ما مشکلاتی را خواهد داشت و ما تلاش داریم بودجه همچنان به صورت مستقل در اختیار وزارت کشور و شورای نگهبان باشد.

به نسبت سال گذشته بودجه چقدر افزایش پیدا کرده است که بتوان گفت این بخش آن مخصوص انتخابات در نظر گرفته شد؟

بودجه انتخاباتی که ما پیشنهاد دادیم چیزی حدود ۲۰ میلیارد تومان است.

یعنی به بودجه سال آینده شورای نگهبان ۲۰ میلیارد تومان اضافه شد؟

الان اضافه نشده است. ما پیشنهاد دادیم. ۲۸ اسفند اگر بودجه تصویب شود می توانیم بگوییم چقدر بودجه ما اضافه شده است.

یعنی حدود ۲۰ میلیارد از ۳۱ میلیارد کل بودجه وزارت کشور از آن شورای نگهبان است؟

دقیقا نمی دانم دولت محترم در رابطه با وزارت کشور چه بودجه ای در نظر گرفته است تنها عرض می کنم که پیشنهاد دولت این بود که بودجه ادغام شود ولی پیشنهاد ما برای شورای نگهبان چیزی حدود ۲۰ میلیارد تومان است.

بنابراین آقای نجار حق دارد که اعتراض کند. چون نسبت به بودجه پایین وزارت کشور اعتراض کرد؟

اطلاعی ندارم. هنوز که تصویب نشده است.

خیر. در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس که مطرح و نظرخواهی شد معاون ایشان در کمیسیون اعتراض کرد که بودجه در نظر گرفته شده برای وزارت کشور کم است.

البته فکر می کنم دوستان ما در وزارت کشور و دولت بودجه های تفکیکی دیگری داشته باشند که به این شکل عمل می کنند. مثلا وزارت کشور بخشی از نیروهای انتخابات را از کارمندان موجودش استفاده می کند ولی ما باید مستقلا افرادی را برای نظارت انتخابات به کار بگیریم. در واقع بخشی که وزارت کشور به کارکنان خود می پردازد همان حقوق و مزایایی است که به کارکنان خود می پردازد. ما چنین وضعیتی را نداریم. کسی که در استان ها می آید برای ما نظارت کند باید برای آن چند روزی که در اختیار ما است به وی حق الزحمه پرداخت کنیم.

هم اکنون پیشنهاد خود را به کمیسیون تقدیم کردید؟

ما پیشنهاد مان را به دولت دادیم. طبق قانون بودجه ای که شورای نگهبان پیشنهاد می کند عینا باید در لایحه بودجه بیاید.

طبق قانون برای قوه قضاییه نیز باید این بودجه بیاید ولی هر سال دولت از این کار خودداری می کند؟

برای اینکه وضعیت ما را بهتر درک کنید به شما اشاره می کنم که من تا امروز تلاش می کردم تا بخشی از بودجه سال جاری را که تاکنون پرداخت نشده را بگیریم. بنابراین می توانید حدس بزنید وضعیت ما در سال آینده چه خواهد بود.

چون بحث قانون جامع انتخابات مطرح شد، با توجه به اینکه شما نیز در این زمینه کار تخصصی کرده و در جایگاه استاد راهنما و مشاور پایان نامه های بسیاری داشتید مسئله ای که مطرح می شود این است که در قانون جامع انتخابات حتی در خصوص تبلیغات انتخابات، درآمد ها، شفافیت هزینه های انتخاباتی باید ذکر شود. این مسئله در قوانین انتخابات کشورهای بزرگ دنیا مانند آمریکا و سایر کشورها ذکر شده است. اینکه فرد باید چقدر از خود هزینه کند و چقدر ازحزبش و چقدر از مردم کمک بگیرد. اینکه ما بگوییم مردم خودجوش کمک کرده و هزینه انتخابات کردند در انجا معنا ندارد. به عنوان یک استاد دانشگاه آیا منظور شما از ضرورت تدوین قانون جامع انتخابات این است که تمامی این مباحث در آن گنجانده شود یا حداقل مسایل کافی است؟

جدای از بحث استاد دانشگاه و شورای نگهبان در مجموع عرض می کنم واقعیت این است که نظام انتخاباتی ما مربوط به سی و سی و یک سال پیش است و هیچ اصلاح اساسی صورت نگرفته است. فضای جامعه ما فضای سی و یک سال پیش بوده و با فضای کنونی جامعه ما متفاوت است. بنابراین نیاز داریم در این چهارچوب فرهنگی یا اجتماعی که تغییر و تحولاتی داشتیم دیده شود. یکی از این مسایل بحث تبلیغات است. اصلا تبلیغات یعنی چه؟! الان مکررا از ما سوال می شود آیا فلان شخصیت که فلان جا سخنرانی کرده تبلیغات است یا خیر؟! واقعا قانون چیزی را روشن نکرده که ما آن را تبلیغ بدانیم یا خیر. تبلیغات در قانون فعلی محدود به همان چند روز فرصت قانونی معروف به فعالیت های انتخاباتی شده است که ممکن است پوستری چاپ شود. هزینه ها نیز همین شکل را دارد. گاهی اوقات متاسف می شویم که فردی در یک حوزه کوچک و دور افتاده مبالغی را برای تبلیغات انتخاباتی هزینه کرده که اگر همان مبالغ را صرف آبادانی آن محل می کرد بازدهی خیلی بیشتری داشت و متاسفانه شاهد چنین مسایلی هستیم.

قطعا بحث تامین مالی یکی از مباحث قانون جامع است. شیوه انتخابات و حزبی شدن و اینکه اسامی در یک لیست بیاید یا در لیست های متفاوت و … هیچ کدام روشن نیست. می بینیم در انتخابات ها برخی شهرها با لیست انتخاب می شوند و در برخی دیگر از شهرها انفرادی انتخاب می شوند. بنابراین هیچ وضعیت باثباتی وجود ندارد . این ها مجموعه آسیب هایی است که به قانون انتخابات و مشخصا نظام انتخابات بستگی دارد. اگر چه به دلیل اعتمادی که بین مردم و مسئولین است خوشبختانه هیچ گاه از این رهگذر آسیب جدی نداشتیم و این نیز مرهون صداقت و پایداری مردم در مباحث سیاسی و اجتماعی است. ولی نیازمند این هستیم که این قانون و نظام انتخابات را به طور جدی اصلاح کنیم.

شورای نگهبان برای انتخابات مجلس نهم و تشکیل هیات های نظارت برنامه ریزی داشته است؟

 هیات های نظارت طبق قانون باید در زمان خاص خود شکل بگیرد. یعنی در زمانی که قانون پیش بینی کرده از زمان تشکیل هیات های اجرایی و هیات های نظارت. قبل از آن خلاف قانون است. بنابراین ما کاری انجام نمی دهیم ولی باید بودجه پیش بینی شود که این کار انجام می شود و این مسئله ما را به سمت و سوی انتخابات می برد و قطعا باید ناظرین را سامان دهی کنیم. خیر،هنوز هیچ گونه کار سازمانی روشنی را شکل ندادیم.

آقای دکتر! دفاتر شهرستانی که فعال هستند؟

دفاتر ما دائمی هستند ولی اینکه فعالیت انتخاباتی داشته باشند خیر. باید طبق چهارچوبی که در موارد قانونی قید شده شکل بگیرد. دفاتر ما اصالتا نقشی در انتخابات ندارند. این هیات های نظارت هستند که وظیفه قانونی در انتخابات دارند و دفاتر حکم پشتیبانی آن ها هستند.

روز گذشته خبری داشتیم مبنی بر اینکه همایشی تحت عنوان ناظرین انتخاباتی استان قزوین برگزار شده است. همایش های ناظرین شورای نگهبان در چهارچوب وظایف قانونی برگزار می شود؟

عرض کردم ما هیچ گونه نیروی استخدام شورای نگهبان به این شکل نداریم. مردمی هستند که داوطلبانه با ما همکاری دارند. در ادوار گذشته هر از چند گاهی ما از آن ها دعوت می کنیم و ممکن است کسی بیاید برای آن ها سخنرانی داشته باشد ولی الزاما سخنران ها و سخنانی که مطرح می شود موضع رسمی شورای نگهبان نیست.

شما در جریان همایش قزوین که بسیار خبرساز نیز شده هستید ؟

بله. خبرش را دیدم. البته ظاهرا اصلاحاتی نیز نسبت به خبر وارد شد. ظاهرا خبر خوب منعکس نشده بود.

شورای نگهبان نظری راجع به مدعوین این دست همایش ها ندارد؟ آیا لزومی دارد یک شخصیت نظامی برای چنین همایش هایی در نظر گرفته شود؟

معمولا ما آزاد گذاشتیم که افرادی از همه قشرها، اساتید دانشگاه و حوزه، روحانیت معزز و … دعوت کنند. چون الان زمان انتخابات نیست منعی نداریم که چه کسانی باشند ولی دفاتر نیز بر اساس سلیقه خود سخنران دعوت می کنند. دستور العمل مشخص سازمانی برای اینکه چه کسانی باشند نداریم.

برای جلوگیری از بوجود آمدن شائبه در دفاتر استانی برنامه ای برای آینده دارید؟

چون ما به سمت انتخابات پیش می رویم قطعا برای سال آینده باید بررسی بیشتری کرده و از افرادی دعوت کنیم که بخواهند در چهارچوب مصالح کشور صحبتی داشته باشند نه در چهارچوب مصالح شخصی، و نظرات شخصی خود را بیان کنند.

آقای دکتر! بعد از هر بار انتخابات این شائبه به وجود می آید که هیات های نظارت از بین افراد شبه نظامی یا بسیجی انتخاب می شوند. برای اینکه از این شائبه ها جلوگیری شود شورای نگهبان چه برنامه ای دارد؟

گاهی اوقات برخی افراد مراجعه کرده و نکاتی را مطرح می کنند که واقعی نیست. ما قطعا از مسئولین نظامی دعوت نمی کنیم و در هیات های ما از مسئولین نظامی کسی حضور ندارد. ولی افراد فرهنگی با قشرهای مختلف ارتباط دارند. مثلا بخشی از روحانیت با بدنه نیروهای نظامی(سپاه، ارتش و بسیج) ارتباط دارند. ممکن است آن ها دعوت شوند ولی نه به سبب ارتباطی که با این دست نیروهای نظامی دارند بلکه به سبب شخصیت حقیقی خود آن ها که البته تلاش شده است و ما به دوستان گفتیم که حدالمقدور از کسانی که کمتر این گونه مراودات را دارند دعوت شوند. قطعا برای انتخابات آینده نیز در نظر داریم این روش را ادامه دهیم.

یعنی شورای نگهبان این انتقاد را می پذیرد که تاکنون به این مسایل کم تر توجه داشت؟

عرض کردم. به این شکل نبود ولی چون در فضای بیرونی گاهی اوقات دوستان مطالبی بیان می کنند ما سعی می کنیم آنجا که منع قانونی داریم و دخالت افراد نظامی در انتخابات را تاکید دارد از این افراد استفاده نکنیم.

مشخصا راجع به بسیج بفرمایید شورای نگهبان چه موضعی دارد؟

بسیج به عنوان نیروی نظامی شناخته شده نیست، بنابراین منعی برای بکار گیری شان برای هیات های نظارت نداریم. ولی اگر فرماندهی بسیج دخالت کند قطعا ما آن را نپذیرفته و اجازه نخواهیم داد که در این بخش ها وارد شود. ولی من، شما و دیگران همه عضو بسیج هستیم. آیا نمی توانم در شورای نگهبان عضو باشم؟!

قطعا شورای نگهبان بعد از این همه برگزاری انتخابات تجارب زیادی داشته . برای اینکه هم انتخابات سالم برگزار شود و هم شبهات کم شود چه توصیه ای دارید؟

بخشی از این مطالب به این باز می گردد که ممکن است بین دستگاه های مختلف سوء تفاهم هایی وجود داشته باشد. ولی ما هیچ گاه نگفتیم کار شورای نگهبان کاملا بی عیب و نقص است. به هر حال ما نیز انسان و بشر هستیم. یکی ازا عضای شورای نگهبان بنده ام که در خدمت شما هستم. آیا نمی توانم مرتکب خلاف و اشتباه شوم؟! چرا؟! به هر حال انسان هستیم و در معرض خطا و اشتباه، مگر اینکه خدا کمک کند.

بنابراین ما رد نمی کنیم اگر در گذشته اشتباهی صورت گرفته باشد. اما تلاش می کنیم اشتباه مان را جبران کنیم. با روش های جدیدی که داریم. با دسترسی بیشتری که از طریق رسانه ها با مردم داریم. سعی می کنیم اگر جایی تذکری به ما داده شد آن را گوش کرده و به دنبال اصلاح ان برویم. مثلا بخشی به عنوان «بازرسی» طی یکی، دو سال اخیر در شورای نگهبان راه اندازی کردیم. بخشی در انتخابات ها داریم به عنوان نظارت که هر دو بخش از جهت شکلی و محتوایی مکررا در حال بررسی سوابق گذشته و انتخاباتی که در گذشته برگزار شد و حتی دوستان ما در روابط عمومی از وضعیت انتخابات گذشته یک آسیب شناسی تهیه کرده و به ما دادند. ما این را در جلسات کارشناسی مطرح می کنیم اگر اشتباه و خطایی مرتکب شدیم درصدد اصلاح آن بر می آییم. اگر هم در حد یک انتقاد و یا سوء برداشت بوده توضیح می دهیم. گاهی اوقات دوستان و شهروندان از طریق ایمیل یا تلفن ارتباط برقرار می کنند. ما از دوستان خود درخواست می کنیم که تلفنی یا حضوری توضیح بدهند و آن فرد بعد از توضیح ما متوجه می شود که این مسئله سوء تفاهم است. به هر حال همچنان آماده هستیم هر کسی اشتباه و خطای ما را گوشزد کند آن را بررسی کرده و قطعا خود را اصلاح کنیم.

برای بررسی صلاحیت ها دستورالعمل مشخصی دارید یا ممکن است به مرور زمان ملاک ها و معیارهای جدید تر به دستور العمل قبلی اضافه شود؟

ملاک ها توسط قانون مشخص می شود. مگر اینکه مانند دو فوریتی که اخیرا مجلس نسبت به مدرک تحصیلی اقدام کرده است. دو ماده ۲۸  و ۳۰ که در قانون انتخابات مجلس است معیارهای اصلی ما است. یکی شرایط را مطرح کرده و دیگری موانع را. ما بر اساس آن حرکت می کنیم. اگر دستورالعمل یا بخشنامه ای نیز باشد باید در همین چهارچوب تصویب شود. طبعا ما بخشنامه ها و دستورالعمل های انتخاباتی را در جلسه شورای نگهبان اعلام می کنیم و اگر جایی ابهامی باشد نظر اجماعی اعضای شورای نگهبان را درخواست می کنیم و آن نظر را به عنوان دستورالعمل به دفاتر یا هیات های نظارت در زمان انتخابات ابلاغ می کنیم.

برای انتخابات مجلس نهم چه زمان این جلسه برگزار و دستور العمل آن ابلاغ می شود؟

اگر ما انتخابات را اواخر اسفند داشته باشیم طبعا از اواخر اردیبهشت کارهای مقدماتی انتخابات شروع می شود و چیزی حدود خرداد یا مرداد سال آینده باید کارهای اصلی ما شروع شود.

برای کمرنگ شدن اعمال سلایق در بررسی صلاحیت ها برنامه خاصی دارید؟

به هر حال هم دوستانی که ما به کار می گیریم دارای تجربه هستند. ما برخی از افراد را داریم که از اولین دوره انتخابات جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب حضور داشته و با ما همکاری می کنند. ما سعی می کنیم این تجربه را منتقل کنیم. دستورالعمل ها و بخشنامه هایی که از نظر کارشناسی مورد تایید هستند را در مدت انتخابات و دوره ای که اغاز انتخابات است برای دوستان و همکاران منعکس می کنیم و آنان نیز بر اساس همین عمل می کنند. فکر می کنم اگر بتوانیم در رابطه با اجرای صحیح قانون و دستورالعمل ها آموزش هایی را نیز داشته باشیم که در گذشته داشتیم ولی باید تعداد آن ها را بیشتر کنیم به بهتر برگزار شدن انتخابات ها کمک می کند.

بنابراین کاهش بودجه تاثیر مستقیم بر انتخابات می گذارد؟

قطعا. خدمت دوستان دولت و مجلس عرض کردم که شورای نگهبان نهادی بوده که با کمترین بودجه حرکت می کرد. به دلیل روحیه ای که اعضای محترم شورای نگهبان داشتند در یک زمان نیز به نیازمندی های شورای نگهبان توجه نشده است. به دلیل گسترش مباحث انتخاباتی ولی الان در جایگاه سی و دو سال پیش برای سازمان های دیگر هستیم. سازمان های دیگر بودجه های عمرانی شان به خوبی تصویب شده است و امکانات فراهم شده است ولی برای شورای نگهبان این امکانات فراهم نشده است. قطعا اگر این بودجه ها برای شورای نگهبان تامین نشود در انجام وظیفه ما نیز ممکن است کوتاهی هایی صورت بگیرد.

مسئله ای که راجع به تایید صلاحیت ها مطرح می شود این است که هر بار بعد از بررسی صلاحیت ها شورای نگهبان اعلام می کند که حاضر است اسناد و مدارک این بررسی ها را در اختیار افراد متقاضی قرار بدهد ولی هیچ گاه این کار صورت نگرفت؟

طبق قانون ما موظف ایم دلایل کسانی که صلاحیت شان مورد تایید واقع نمی شود را به خودشان اعلام کنیم.

این اقدام صورت گرفته است؟

بله. این دلایل طبق رویه منظمی که بین شورای نگهبان و وزارت کشور است از طریق فرمانداری ها و از همان طریقی که ثبت نام انجام شده است به افراد اعلام می شود. مثلا اعلام می شود که آقای فلان به دلیل ماده دو بند ۲۸ یا ماده ۵ بند ۲۸ صلاحیت شان مورد تایید واقع نشده است. اما اگر مستندات پرونده را بخواهند باید به دفاتر ما در استان ها مراجعه کنند یا به خود شورای نگهبان مراجعه کنند. تعداد کثیری از این افراد در هر دوره از انتخابات به شورای نگهبان مراجعه می کنند که ما پرونده را در حضور خود ایشان تشریح می کنیم.

اما نمی توانیم به فرد دیگری نشان دهیم. چون برخی از دوستان اعلام می کنند که این پرونده ها را در اختیار رسانه ها قرار دهید که ما طبق قانون مجوزی برای این کار نداریم و اگر انجام شود تخلف محسوب می شود.

گاهی اوقات افرادی که پرونده رد صلاحیت خود را دیدند مدعی می شوند که اسناد و مدارک شورای نگهبان در رد صلاحیت شان متقن نیست. آیا می توان این موارد خاص را رسانه ای کرد؟

خیر. ما در هر صورت نمی توانیم موارد رد صلاحیت افراد را رسانه ای کنیم. این یک حکم کلی است و قانون به ما چنین اجازه ای نداده است. اما قانون تشخیص این امر را بر عهده شورای نگهبان قرار داده است. در ابتدا هیات های اجرایی، بعد هیات های نظارت استانی و بعد هیات مرکزی و در نهایت شورای نگهبان بررسی می کند. مثل اینکه شما بگویید دو نفر که اختلاف دارند به محکه ای بروند و بعد رای را یکی از طرفین صادر کند. قانون گفته است اینجا رای را قاضی صادر کند. در اینجا نیز تشخیص این مسئله بر عهده اعضای شورای نگهبان است.

گاهی اوقات شاهد هستیم گفته می شود دیدار با فلان شخصیت و چهره موجب رد صلاحیت نامزدهای انتخاباتی می شود. مخصوصا در یک سال گذشته. چنین چیزی صحت دارد؟

صرف دیدار در این جهت هیچ تاثیری ندارد. ممکن است افراد با خیلی اشخاص دیدار داشته باشند. خیلی از مقامات سیاسی ما با برخی از مقامات کشورهای منطقه که الان سقوط کردند ملاقات داشتند. آیا این می تواند دلیل رد صلاحیت این ها باشد. بنابراین صرف دیدار مطرح نیست. آنچه که من همواره عرض کردم رفتار افراد است. ممکن است با برخی از این افراد ملاقاتی داشته باشید که تذکری به آن ها بدهید یا مطلبی از آن ها بشنوید. ولی گاهی اوقات می روید آن ها را تایید می کنید. شما می روید کسی که تخلفی مرتکب شده و خدشه ای به نظام وارد کرده است را تایید می کنید. اگر کارتان به گونه ای باشد که موید این شخص یا فرد باشد ممکن است در آینده مورد بحث واقع شود.

برخی اوقات شاهد اظهارنظرهای مقامات غیر مسئول یا رسانه ها راجع به رد صلاحیت افراد هستیم. چقدر این دست اظهارنظرها اعضای شورای نگهبان را در خصوص بررسی صلاحیت افراد تحت فشار قرار می دهد؟

هیچ.

اینکه از هم اکنون اعلام می شود که فلان طیف سیاسی دیگر حیات ندارد و نباید تایید صلاحیت شود و مسایلی از این دست؟

موضع رسمی شورای نگهبان این است که اصولا هیچ گونه نگاهی به جناح ها و گروه هایی که در چهارچوب قانون حرکت می کند ندارد. به هر حال همه این ها محترم هستند و مادامی که در چهارچوب قانون حرکت کنند برای شورای نگهبان محترم هستند و هیچ گونه مطلبی در این خصوص صحت ندارد ولی اگر کسی مثلا با سازمان منافقین ارتباط دارد قطعا در بررسی صلاحیت شان تاثیر می گذارد.

عید نوروز را در پیش داریم. برخی شخصیت ها هستند که علی رغم اینکه هنوز هیچ محکمه قضایی، ساختار شکنی ان ها را تایید نکرده به عنوان ضد انقلاب مطرح هستند. آیا نمایندگان فعلی مجلس صرفا به خاطر دیدار نوروزی با این اشخاص رد صلاحیت می شوند؟

مردم تکلیف این افراد را مشخص کردند. دیگر این افراد در جایگاهی نیستند که بخواهند ادعای برگشت به نظام را داشته باشند مگر اینکه در چهارچوب قانونی برخورد دیگری شود. محکومیتی که این ها بین افکار عمومی پیدا کردند  به ما اجازه نمی دهد که در شورای نگهبان بتوانیم صلاحیت کسانی که رفتار این افراد را تایید کردند را برای انتخابات آتی احراز کنیم.

گاهی اوقات خواسته می شود کسانی که به عنوان خواص بی بصیرت مطرح هستند از رفتار و عملکرد سران فتنه اعلام برائت کنند. آیا این اعلام برائت ها می تواند در بررسی صلاحیت این اشخاص تاثیرگذار باشد؟

نمی توان الان چیزی عرض کنم. چون پیش گویی از آینده است ولی به هر حال رفتار افراد برای بررسی صلاحیت افراد در آینده مد نظر خواهد بود.

توصیه مقام معظم رهبری در خصوص جذب حداکثری و دفع حداقلی مورد نظر شورای نگهبان در خصوص بررسی صلاحیت ها است؟

قطعا این طور است. اگر نبود ما شاهد نبودیم در ادوار مختلف از جناح ها در انتخابات شرکت کنند. همین انتخابات هشتاد و هشت نیز شاهد شکل گیری یک رقابت سنگینی بین نامزدها بودیم و شورای نگهبان نیز با همین نگاه افراد را تایید صلاحیت کرد که آن رقابت ها و جذب حداکثری باشد ولی متاسفانه از این امر سوء استفاده شد و در جهت خلاف مصالح نظام از ان استفاده کردند.

این نگرانی که ممکن است گرایش های سیاسی مانع از تایید صلاحیت افراد شود گاهی اوقات باعث این شد که افراد بدون تابلو وارد رقابت انتخاباتی شوند و حتی رای آورده ولی بعدها تحت عناوین فراکسیون بندی مجلس موضع سیاسی خود را مشخص کنند. این مسئله ممکن است این حق را از مردم بگیرد که با شناخت موضع سیاسی به این فرد رای بدهند. موضع شورای نگهبان چیست؟

عرض کردم که ما رفتار افراد را مد نظر داریم نه اینکه وابسته به کدام جناح یا حزب سیاسی هستند. بنابراین افراد و گروه های مختلف خیال شان راحت باشد. شورای نگهبان هیچ نگاه جناحی نخواهد داشت. در گذشته این طور نبوده و در آینده نیز این طور نخواهد بود. من به ضرس قاطع این را عرض می کنم. ولی رفتار فردی اشخاصی که داوطلب هستند قطعا مد نظر قرار خواهد گرفت.

ما در دوره های مختلف انتخابات مجلس نمایندگانی داشتیم که صلاحیت شان برای دوره بعد تایید نشد. فکر می کنید هم اکنون نیز نمایندگانی در مجلس هشتم باشند که صلاحیت شان برای دوره نهم تایید نشود؟

این هم می شود پیش گویی که ما از آن معذوریم. ولی چون رفتار افراد ملاک قرار میگیرد ممکن است الان من در شورای نگهبان حضور داشته باشم و مشکلی نداشته باشم ولی در دور بعد مشکلی داشته باشم و نتوانم صلاحیت های لازم برای ورود به شورای نگهبان را داشته باشم. همین وضعیت برای هر جایگاهی امکانپذیر است. چون همان طور که عرض کردم انسان خطاپذیر است. اگر خدایی نکرده یک نماینده فعلی مرتکب یکی از جرایم شود که در قانون است، مثلا حکم محکومیت در خصوص آن صادر شود قطعا آن مد نظر ما قرار خواهد گرفت.

غیر از حکم محکومیت، اظهارنظرها و مواضع چطور؟

در خصوص رفتارها عرض کردم. اگر کسی علیه نظام رفتار کند قطعا در بررسی صلاحیت ها آن را مد نظر قرار خواهیم داد.

به هر حال رفتار نمایندگان فعلی بعد از سه سال مشخص است؟

هنوز بررسی نکردیم. قرار شد انتخابات را در سال نود شروع کنیم. انشاء الله همان زمان اظهارنظر می کنیم.

آقای دکتر! چقدر مصلحت ها در نظر اعضای شورای نگهبان برای بررسی صلاحیت ها تاثیرگذار است؟

در بررسی صلاحیت ها مصلحت ها شخصی خواهد بود. چون دوازده نفری که هستند پرونده ها را از زاویه ای خاص بررسی می کنند. ممکن است در یک مورد یک نفر نظر مثبت داشته باشد و دیگری نظر منفی. این در رای انفرادی فرد تاثیر گذار است.

یعنی هیچ گاه به صورت کلی مطرح نمی شود که مثلا در خصوص فلان جناح یا فلان شخص مصلحت ها را در نظر بگیرید؟

خیر. اگر مثلا کسی صلاحیت اش مورد تایید نباشد و بر اساس شرایط ۲۸ یا ۳۰ قانون نباشد قطعا هیچ مصلحتی بالاتر از قانون نیست.

مکانیزم بررسی صلاحیت ها برای انتخابات مجلس چه تفاوتی با انتخابات ریاست جمهوری دارد؟

در انتخابات ریاست جمهوری بررسی صلاحیت ها مشخصا در هیات مرکزی و خود شورای نگهبان است. چون تمام کشور و حتی ایرانیان خارج از کشور یک حوزه انتخابی محسوب می شوند. ولی برای انتخابات مجلس یا خبرگان رهبری چون انتخابات حوزه ای است در هر یک از این حوزه ها ما هیات نظارت و هیات اجرایی استان و شهرستان داریم. در تمام این مراحل موضوع بررسی می شود. اگر من از شهرستانی در انتخابات شرکت کردم هیات نظارت شهرستان در خصوص صلاحیت من اظهارنظر می کند. اگر اعتراضی داشتم به هیات نظارت استان واگذار می شود. از هیات نظارت استان به هیات نظارت مرکزی و از آنجا به شورای نگهبان می آید. بنابراین این طور نیست که همه مطالب به شورای نگهبان بیاید. شورای نگهبان برای بررسی صلاحیت ها به عنوان یک مرجع عالی تجدید نظر محسوب می شود.

در خصوص بررسی صلاحیت افراد عضو دو حزبی که سال گذشته غیرقانونی اعلام شده اند شورای نگهبان چطور عمل می کند؟

این دو حزب منحل شده و دیگر عضوی ندارد.

یکی از افتخارات روابط حقوقی در کشور ما این است که ما نقطه کوری نداریم و همه مسایل پیش بینی شده است. آیا این صحیح است که فردی یا نهادی اعلام کند که من این قانون را اجرا نمی کنم چون این طور تشخیص دادم؟

ما در مباحث حقوقی و حاکمیت قانون و قانون گرایی بحثی وجود دارد مبنی بر اینکه قانون باید ضمانت اجرا داشته باشد. امروزه بسیار بین مسئولین و مقامات و حتی مردم مطرح است که قانونی که نوشته می شود آیا ضمانت اجرا دارد یا خیر؟ منظور من از ضمانت اجرا عموما این نیست که جریمه، مجازات و حبسی یا در قانون مجازات و در خصوص جرایم سنگین مجازات اعدام باشد. ما در خصوص ضمانت اجرای قوانین به ضمانت های مادی تاکید می کنیم. در صورتی که در فلسفه حقوق و فلسفه قانون از ضمانت اجرایی دیگری سخن گفته می شود که آن ضمانت اجرای درونی انسان ها است. یعنی اگر به اعتبار قانون بین من و شما قراری گذاشته شود و یا متن قانونی نگارش شود آنچه که الزام آور است احساس درونی من و شما است.

اگر مقداری روشن تر بگویم قصد و اراده افراد مبنی بر معتبر شمردن قانون اساسی که اجرای قانون از آن استخراج می شود. پس فراتر از ضمانت های مادی نیازمند این احساس درونی هستیم. متاسفانه امروزه در بین برخی مسئولین چنین تصوری است که مثلا اگر فلان قانون یا مصوبه ای وجود دارد بنده با تشخص شخصی خود اجرا نمی کنم. خدایی نکرده سوء نیتی نیز وجود ندارد. شاید سوء تفاهمی باشد که تشخص بدهم این مصوبه یا قانون الان به مصحلت کشور نیست. ولی ما باید بدانیم اگر این فرض را تک تک آحاد جامعه داشته باشند یعنی چیزی حدود هفتاد تا هشتاد میلیون جمعیت قانون مستقل خودشان را می خواهند که آن موقع ما با نوعی آنارشیسم و بی نظمی مواجه می شویم که کسی نمی تواند جامعه را اداره کند.

جدای این بحث حقوقی اشاره ای به رویه بزرگان مان می کنم. مثلا حضرت امام(ره) در جامعه هر گاه مسئله ای مطرح می شد ایشان می فرمودند به قانون عمل کنید. حتی آنجایی که به ضرورت مصلحتی ایجاب می کرد که تصمیم دیگری بگیرند باز همان جا ایشان می فرمودند بعد از رفع مصلحت به قانون باز گردید. نمونه بارز این مسئله در وصیت نامه امام راحل است که ایشان برخی مواردی که در زمان حیات شان مصلحتا تصمیمی گرفته بودند برای رفع آن معضل تاکید کردند تا به قانون باز گشت شود.

مقام معظم رهبری نیز دقیقا بر همین مبنا حرکت می کند. این دو شخص بزرگوار به عنوان الگو  اسوه تمام جامعه ما هستند و به عنوان رهبر دینی و سیاسی مطرح هستند. تجربه های بسیاری از ایشان در همین شورای نگهبان شاهد بودم که هر گاه مسئله ای مطرح می شد ایشان بر اجرای قانون تاکید داشتند. ولو اینکه ممکن بود آن قانون محاذیری هم داشته باشد.

مواردی که ایشان به استناد اصل ۵۷ قانون اساسی استفاده کردند بسیار اندک است و البته همان جا نیز اجرای قانون است. ما اجرای احکام حکومتی را عین قانون و اجرای قانون می دانیم. بنابراین هنگامی که بزرگان ما در این چهارچوب حرکت می کنند ما نیز باید در همین چهارچوب حرکت کنیم.

قطعا قانون محدودیت هایی برای من به وجود می آورد؛ چه به عنوان شخصیت حقوقی ام در شورای نگهبان و چه به عنوان شخصیت حقیقی ام در جامعه. ولی من باید تابع باشم. به هر حال آمدیم سازوکار رسمی را به عنوان مجلس یا هر مرجع دیگری را پذیرفتیم و باید به مصوبه های آن عمل کنیم. ما مراجعی داریم که به نوعی بر یک مبنای قانون شکل گرفتند و الزاماتی را برای ما به وجود می آورند. ما باید تابع این ها باشیم. اگر این کار را نکنیم به بی نظمی و آنارشیزم باز می گردیم که جامعه مدیریت نمی شود.

شورای نگهبان به این مسئله واکنش نشان می دهد؟

متاسفانه هیچ ابزاری در اختیار شورای نگهبان نیست. تنها موردی که ما می توانیم اعلام نظر کنیم این است که اگر تفسیری از ما درخواست شود آن موقع  می توانیم اعلام کنیم که چنین برداشتی از قانون صحیح است یا خیر.

پس تسری این دیدگاه به جامعه را خطرناک می دانید؟

قعطا . عرض کردم از این مسئله به نوعی آنارشیزم می رسیم. نباید فراتر از قانون حرکت کنیم. باید در چهارچوب الزامات حرکت کنیم. ولو اینکه قانون به نفع من شخص یا من مسئول نیز نباشد. اگر هم مشکلی هست راهکارهای قانونی وجود دارد.

خوب است ایجا  خاطره ای از جلسه ۲۶ خرداد ماه با مقام معظم رهبری عرض کنم. در پایان این جلسه که برخی اعضای شورای نگهبان و اعضای ستاد چهارگانه انتخابات حضور داشتند یکی از اعضا از مقام معظم رهبری درخواستی داشت که خلاف قانون بود و ایشان فرمودند من خلاف قانون انجام نمی دهم. عین قانون عمل شود.

درخواست ایشان چه بود؟

بگذریم.

ابطال انتخابات بود؟

خیر. این مسئله که مطلب کلی تری بود که حتی مطرح هم شد ولی رد شد.

خب. اگر نگویید این طور برداشت می شود که این مسئله بود؟

علاوه بر این ها بود. یکی از اعضای ستاد درخواست ابطال کردند که ایشان تاکید کردند که خلاف قانون است. ایشان بر راهکار قانونی تاکید کردند و فرمودند شورای نگهبان و وزارت کشور مکلف اند مشکلات را بررسی کنند و اگر تخلف و تقلبی صورت گرفته اعلام شود. این هم یک مصداق  آن بود ولی آنچه که عرض کردم در پایان جلسه مطرح شد که رهبری تاکید کردند من خلاف قانون عمل نمی کنم.

نتیجه کارگروه حل اختلاف بین دولت و مجلس به کجا رسید؟

بعد از اینکه کار تمام شد دبیر محترم شورای نگهبان نتیجه را خدمت مقام معظم رهبری تقدیم کردند. منتظر هستیم اگر نظر جدیدی دارند اعلام کنند و بعد ما در همان چهارچوب تفسیر قانون اساسی در جلسه عمومی شورای نگهبان اعلام کنیم.

با توجه به فضای سیاسی فعلی کشور ارزیابی شما از مشارکت مردمی در انتخابات آینده چیست؟

انتظار و پیش بینی ما این است که با توجه به اینکه مردم خوبی داریم مثل همیشه مردم به صورت گسترده پای صندوق های آرا حاضر خواهند شد و انشاء الله انتخابات باشکوهی خواهیم داشت.

سوالات کاربران خبرآنلاین از سخنگوی شورای نگهبان و پاسخ عباسعلی کدخدایی به این سوالات:

 

                                                                                ****

شورای نگهبان معمولا بطور رسمی اعلام می کند در انجام وظایف خود کار جناحی نمی کند. اما در انتخابات مختلف برخی اعضای شورای نگهبان صراحتا از یک یا چند کاندیدا حمایت می کنند. این تناقض چگونه قابل حل است؟ 

این گونه مسایل جناحی و سیاسی مد نظر شورای نگهبان قرار نمی گیرد. ولی به هر حال شخصیت های شورای نگهبان هر کدام در جایگاه های متعددی حضور و مشغول هستند و نظراتی را به حسب شخصیت غیر شورای نگهبانی شان در انتخابات ریاست جمهوری اعلام می کردند. البته به این افراد تذکر داده شد که نبایستی چنین کاری می کردند.

اما اساس کار شورای نگهبان بر بی طرفی است و در تمام مراحل کار خود نظرات شخصی افراد را دخالت نمی دهد. در همین انتخابات ریاست جمهوری اخیر نیز بارها عرض کردم اگر اعضای شورای نگهبان قصد تاثیرگذاری داشتند در بررسی و تایید صلاحیت ها این کار را می کردند. چطور آن جا صلاحیت ها را تایید کردند ولی در برگزاری انتخابات دخالت کردند؟! بنابراین باید دوستان ما که این سوال را مطرح کردند این تناقض را پاسخ دهند.

تا به حال موردی وجود داشته که شورای نگهبان اشتباه کرده باشد(مثلا در تصویب یا رد یک قانون) و بعدا اشتباه خود را جبران کرده باشد؟

اگر تا زمانی که ما رای را به مجلس محترم اعلام می کنیم و اشتباهاتی مانند اشتباه تایپی وجود داشته باشد و یا اینکه برخی آقایان در این فاصله مجددا برسی کرده باشند و نظرشان تغییر کرده باشد. بله، در این فاصله به مجلس اعلام کردیم که مثلا نظری که برای شما فرستادیم این اشکال را دارد ولی عموما این مسئله به ندرت پیش امده است.

تنها در چند مورد که اشتباه تایپی شده بود اصلاحیه ای را به مجلس محترم ارسال کردیم.

اگر کسی را اشتباها رد صلاحیت کردید و بعد فهمیدید اشتباه بود چه کار می کنید؟

مثل این است که یک قاضی برای یک فرد حکم مجازات می دهد و بعد از سال ها متوجه می شود که حکم شان اشتباه بوده است. اگر ما بتوانیم جبران کنیم قطعا جبران می کنیم ولی اگر قابل جبران نباشد باید خدا ما را ببخشد.

چرا آیت ا.. جنتی چندین و چند پست کلیدی دارد؟ شورای نگهبان و خبرگان و امام جمعه، مجمع تشخیص و…

شغل تعریف خاص دارد. گاهی اوقات این ها از جهت حقوقی سمت های سیاسی است. سمت های سیاسی الزاما شغل نیست. مثلا رییس محترم جمهور رییس شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز است. عضو مجمع تشخیص مصلت نیز است، عضو شورای عالی امنیت ملی نیز است و … این ها شغل محسوب نمی شود. این ها سمت هایی است که باید در صحنه باشند.

چرا شورای نگهبان برخی از اشخاص را از شمول طرح بررسی اموال خارج کرد. چرا با طرح اولیه مجلس مخالفت کرد؟

به استناد اصل ۱۴۲ ام. اینجا مشخص شده که رهبر، رییس جمهور و وزرا از این مسئله استثنا هستند. نظر اعضای شورای نگهبان این بود که چون تنها این جایگاه ها در این اصل تصریح شده بنابراین نمی توان جایگاه های دیگر را اضافه کرد.

چرا برای انتخابات از سازمان بین الملل برای ناظر استفاده نمکنید که برای کسی شبه وجود نداشته باشد ؟

قانون به ما چنین اجازه ای نمی دهد. با توجه به تجربه ای که داریم به ضرس قاطع اعلام می کنیم که آماده ایم بر انتخابات هر کشوری که بخواهد نظارت کنیم.

سوالی که من داشتم این بود خداوکیلی آقای دکتر در رابطه با انتخابات ۸۸ دلایلی را که شورای نگهبان آوردند لاقل برای خودشان قانع کننده بود که از مردم انتظار داشتند تا همه ان را متقن فرض کنند؟

بله. اگر وی شک دارد می تواند به ما مراجعه کند تا توسط اسناد و مدارک یک بار دیگر برای ایشان توضیح دهیم.

چرا به عنوان سخنگوی شورای نگهبان که وظیفه نظارت بر انتخابات را بر عهده دارد در رسانه ملی راجع به مسائل پس از انتخابات ۸۸ این قدر ضعیف اظهارات شما منعکس شد؟ فکر نمیکنید این امر خود عاملی بر تداوم التهابات گردید؟

انتقاد وارد است به صدا و سیما نه به شورای نگهبان. باید این سوال برای صدا و سیما ارسال شود.

آیا شورای نگهبان در روند بررسی صلاحیت کاندیداهای مجلس نهم ، مانند مجلس ششم عمل می کند یا مجلس هفتم و هشتم .یعنی فضای باز سیاسی ایجاد می کند یا خیر؟

طبق قانون عمل می کنیم.

شما چه نمره ای به عملکرد خود در جریان حوادث پس از انتخابات و اعتراضات به روند رای گیری می دهید ؟ آیا صحبت های شما باعث اقناع افرادی مانند کسانی که به دکتر رضائی رای داده بودند، شد ؟

نمره را باید دوستان بدهند. من در خصوص سایرین نمره می دهم. اگر می شد تمام این ها را باز می کردیم و گزارش تلفن ها و مذاکرات خود را بازگو می کردیم نسبت به همه شاید فضا باز تر از این می شد. ولی برخی مصالح اجازه این کار را به ما نمی دهد.

مذاکرات انجام شده با طرفین ضبط و حفظ شده است؟

بخشی از آن بله ولی بخش دیگر آن خیر.

لطفا مواضع شورای نگهبان را درباره کاندیداتوری سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری اعلام کنید. با توجه به اینکه بدنه دلسوز نظام چه مردم و چه رجال خواستار حضور ایشان هستند و حساب این بزرگوار از دیگران جداست؟

الان خیلی زود است تا راجع به اشخاص اظهارنظر کنیم. به موقع آن اگر ایشان ثبت نام کردند ما نظر می دهیم.

شما در خصوص آقای کروبی و موسوی نظرتان را فرمودید. راجع به آقای خاتمی چند بحث مطرح است. برخی ایشان را خواص بی بصیرت دانسته و برخی دیگر ایشان را جزو سران فتنه می دانند. خاطرم است آقای غفوری فرد روزی گفتند که از مقام معظم رهبری شنیدند که حساب آقای خاتمی از دیگران جداست. آیا چنین چیزی صحت دارد؟

من نمی دانم.باید از آقای غفوری فرد بپرسید که چنین مسئله ای بوده یا خیر.

نظر شورای نگهبان در خصوص وی چیست؟

عرض کردم بحثی در شورا مطرح نشد که من بخواهم نظر شورا را مطرح کنم. ولی به هر حال اگر رفتارها تا آن موقع طوری باشد که مغایر با مصالح و منافع کشور نباشد طبعا در بررسی صلاحیت ها تاثیر دارد.

...


ناگفته‌های آیت‎الله یزدی از طرح ‌انتخاباتی جامعتین

 

اخبار فعالیت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در مورد انتخابات مجلس نهم از سال گذشته در برخی محافل مطرح شد و پس از مدتی نیز خبر پیوستن جامعه روحانیت مبارز تهران به این فرآیند و سپس انتشار منشور ۱۲ بندی اصولگرایی از سوی جامعتین بر روی خروجی‌ها قرار گرفت.

به گزارش مشرق، در حالی که تا پیش از این خبر دقیقی در مورد نحوه این فعالیت‌ها منتشر نشده بود، آیت الله یزدی رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در گفت‌وگویی با هفته‌نامه شما جزئیات و ناگفته‌هایی از فرآیند مورد نظر جامعتین برای وحدت اصولگرایان را بیان کرده است.

در بخش دیگری از این گفت‌وگو نیز به مسئله فتنه آینده، موضع‌گیری‌های آقای هاشمی رفسنجانی، اختلاف وی با رئیس‌جمهور و تحرکات انحرافی یک حلقه درون دولت پرداخته شده است:

بحث اول موضوع وحدت اصولگرایان حول محور جامعتین است، مستحضر هستید در سال نود انتخابات مجلس نهم را خواهیم داشت و بحث های اولیه مرتبط با این موضوع از اواخر سال گذشته شروع شد. آقای دکتر احمدی‌نژاد یک جلسه ای با عنوان سران اصولگرایان تشکیل دادند که به جلسه ۳۰ نفره معروف شد و بعد از آن هم نتیجه جلسه این بود که یک کمیته سه نفره ای شکل گرفت که موضوعات وحدت را دنبال کنند.

شرایط کنونی کشور ما بحمد الله با رهبری های دقیق و مدبرانه مقام معظم رهبری با عبور از بسیاری از فراز و نشیب ها و به خصوص مشکلات سال گذشته و بالاخص مسائلی که معروف بود به فتنه‌ی فتنه‌گران به گونه ای حل و فصل شد که کمترین زیان را برای نظام داشت و بیشتر چهره واقعی کسانی که علیه نظام حرکت می کنند برای جامعه مشخص شد. نمی خواهم ادعا کنم که مسئله فتنه پایان یافته است، معتقد هستم که دشمن همیشه در صدد هست که از هر فرصتی استفاده بکند و هیچ‌گاه نباید ما و هر کسی که به اصطلاح طرفدار نظام است از حضور دشمن غفلت بکند. هرگز نباید دشمن را حقیر و بیچاره شمرد ولی توجه به اینکه دشمنی هست سبب می شود که پیشگیری هایی باشد و دقت بیشتری بشود. در نتیجه باید گفت که در شرا یط کنونی بیش از هر چیز به وحدت نیاز مند هستیم و مقصودم از این وحدت، وحدت همه اقشار جامعه و به خصوص قوای سه گانه و مسؤولان رده بالای نظام است. مقام معظم رهبری در سخنرانی اول سالشان هم به صراحت فرمودند اگر اختلاف سلیقه ای بین قوای سه گانه وجود دارد در عین حال که می بایست این اختلافات را حل و فصل بکنند باید با هم دلی وحدت را حفظ بکنند و طبعاً معنای وحدت این نیست که اشخاص تفکر، سلیقه یا نظرشان را کلاً کنار بگذار ند. معنایش این است که به مشترکات توجهات بیشتری بشود و سعی بشود که از اختلافات کمتر بحث بشود که دشمن نتواند استفاده بکند.

تجربه انتخابات قبل مجلس، تجربه نسبتاً موفقی بود. گرچه صد در صد موفق نبود. در سایه طرحی که تهیه شد و در آن طرح هم به مسئله وحدت تکیه شد و هم برای اختلافات موجود بین گروه ها هیئت داوری مشخص شد که به ۶+۵ معروف شد.

در آینده نزدیک ما انتخابات مجلس را داریم. بعد انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات مثلاً خبرگان، انتخابات شورای شهر و… در همه این انتخابات‌ها باید هماهنگی های لازم برای وحدت انجام بگیرد.

جامعه مدرسین در حال حاضر چه نقشی را در این وحدت اصولگرایان دارد، چه فعالیتهایی تحت نظر جامعه مدرسین انجام می شود و چه بخشی از این فعالیت‌های وحدت آمیز به انتخابات مجلس نهم بر می گردد؟

من در یک فرصتی به محضر آیت الله مهدوی کنی عرض کردم اگر حضرتعالی صلاح بدانید یک جلسه ای تشکیل شود، شرایط را بررسی کنیم و ببینیم چه باید کرد؟ ایشان هم اظهار لطف فرمودند و به هر حال منتهی شد به اینکه با جمعی از دوستان و همراهان‌شان از اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران در طی سفری به قم تشریف آوردند و در جلسه رسمی جامعه مدرسین شرکت فرمودند. آن جلسه، جلسه بسیار خوبی بود. بحث‌های آزاد خوبی از دوطرف شد و در پایان به این جمع بندی رسید که برای ایجاد و حفظ وحدت و نیز پیشگیری از برخی زیان‌ها باید اقداماتی صورت گیرد. البته بدیهی بود که برای رسیدن به این هدف این امکان نبود که مرتب اعضای این دو جمع بزرگ بخواهند با هم مذاکره بکنند. قرار شد نمایندگانی از جامعه مدرسین و نمایندگانی از روحانیت مبارز تهران انتخاب شوند. البته برای هر دو طرف هم مشخص بود که اصولاً جایگاه، موقعیت، رفتار، روش و روال کار جامعه مدرسین یک تفاوت‌هایی با جایگاه، رفتار و روال کار روحانیت مبارز تهران دارد.

جامعه روحانیت مبارز تهران یک تشکل سیاسی است، همیشه هم در مسائل سیاسی کشور حرف خودش را می زده، آثار خودش را هم داشته و در تاریخ انقلاب موارد عدیده ای را دیدیم. جامعه مدرسین یک هویت و موقعیت دیگری دارد که مسائل سیاسی یکی از مسؤولیت هایش است و بیشتر یک نهاد علمی، حوزوی، سیاسی حساب می شود و در بخش مسائل سیاسی و موضع گیری ها می تواند همکاری داشته باشد. با حفظ موقعیت و در حقیقت جایگاه هر کدام از این دو نهاد اثرگذار در جامعه، قرار شد یک چنین کاری انجام گیرد و در مسائل لازم هماهنگی انجام شود.

خدمت حضرت آیت الله مهدوی کنی عرض کردم که انتخاب شما شرط اول برای انتخاب جامعه مدرسین است. به این معنا که دوستان ما حاضر نیستند با هرکسی همکاری داشته باشند و جلسه مشترک برگزار کنند. در بین اعضای شما تفکرات گوناگونی وجود دارد، برای همه هم روشن است و البته من به اختلاف نظرات درونی روحانیت مبارز تهران کاری ندارم که حتی در برخی موارد می شود گفت ۱۸۰ با هم تقابل دارند که امر داخلی خودشان است و ربطی به ما ندارد. خوشبختانه ایشان افرادی را معرفی کردند که اعضای جامعه قبول داشتند، جامعه مدرسین هم نمایندگان خود را معرفی کرد، کار شروع شد و در اولین جلسه ای که در جامعه مدرسین تشکیل شد، در مرحله اول یک آیین نامه داخلی برای این جلسات تنظیم شد که دو هفته یک بار جلسه داشته باشند. یک جلسه تهران باشد و یک جلسه قم. حدود مسائل، شرایط خاص داخلی رسمیت جلسه و… جزئیات داخلی این جلسه مشترک تنظیم شد و کار شروع شد. بنا هم بر این بود که کار محرمانه باشد و رسانه ای نشود.

پس از تشکیل چند جلسه در قم و تهران بحث شد که ما اگر دنبال ایجاد وحدت هستیم در درجه اول وحدت اصولگرایان مورد توجه است و اصولگرایان را باید اول شناسایی کرد که اصولگرایی یعنی چه؟ چون این یک مفهوم گستره زیادی دارد. ممکن است افراد زیادی را شامل شود و افراد زیادی را هم شامل نشود. اول باید این دایره را مشخص کرد.

بحمد الله به یک سری اصول مسلمی که ۱۲ اصل را به عنوان مبانی اصولگرایی تنظیم کردند، منتهی شد. در درجه اول یکی، دوتا شاخص و بعد هم مبانی. حدوداً ۱۰، ۱۲ اصل را هم به عنوان امور منفی تنظیم کردند. ولی قرار شد که مثبتات گفته بشود و منفیات در عمل بررسی شود. وقتی نتیجه چندین جلسه به اینجا منتهی شد، پیشنهاد شد یک جلسه ای تشکیل بدهیم و از تعدادی از سران اصولگرایان دعوت شود. این جلسه در دفتر دبیرخانه خبرگان در تهران برگزار شد. آیت الله مهدوی هم قبول داشتند که آنجا باشد. از مجلس، دولت و جامعتین افرادی بودند. پیشنهاد جلسه وسیع‌تری بود و به تازگی همان جلسه ای که آقای دکتر احمدی‌نژاد تشکیل داده بودند و آن سه نفر را در حقیقت مامور کردند و از این جهت من شخصاً از آقای ولایتی خواهش کردم که شما در آن جلسه شرکت کنید حضور شما لازم است و همینطور آقای حداد عادل. آقای عسگراولادی هم که تشریف داشتند.

آن جلسه ما برگزار شد. جلسه بسیار خوبی بود. خیلی راحت همه مسائل‌شان را گفتند. آن اصول هم بررسی شد و گفتیم ما کسانی را اصولگرا می دانیم که این شاخصه ها و مبانی را قبول داشته باشند و وحدت اینها هدف ما است. اگر کسانی اینها را قبول نداشته باشند، ما آنها را اصولگرا نمی دانیم و از اینها حمایت هم نمی کنیم. چه جامعه مدرسین، چه جامعه روحانیت. این بحث آنجا شد، آقایان هم حتی اظهارنظرهایی را روی برخی عبارات و کلمات کردند و خوشبختانه همه این ها اصلاح شد و جلسه بسیار خوبی بود و افتتاح و شروع بحث جلسه با آیت الله مهدوی کنی بود. من هم در پایان جمع بندی کردم که آن جمع بندی الان موجود است و در حقیقت می شود گفت نتیجه جلسات جامعتین و آن جلسه در آن جمع بندی به‌طور خلاصه و جامع گنجانده شد. بعد در کنار این جریان به دلیل علل مختلفی از جمله تعطیلات ومسائل دیگر، این جلسه جامعتین یک هفته قم، یک هفته تهران یک مقداری با فاصله برگزار شد و به تعطیلاتی برخورد کرد.

جلسه ای در این خلال هم تشکیل شد و از این سه بزرگواری که در جلسه آقای دکتر احمدی‌نژاد انتخاب شده بودند، دعوت شد و با آنها صحبت شد که بالاخره شما می خواهید چه کار بکنید؟ باید کاری انجام بدهید و در هر صورت رئیس جمهور را نباید در این مسئله تنها بگذارید و آنها کار خودشان را بکنند، شما هم منتظر جامعتین بمانید. جامعتین که در قرار نیست از حالا در جزئیات وارد بشود. شما باید در اساس مسئله ها وارد بشوید و کاری بکنید. البته آنجا احساس کردیم که متأسفانه هر سه بزرگوار یک سری مسائلی داشتند که به شکل جدی پیگیری نمی کردند. با آنها صحبت شد که به نظر می رسد این کار برای شما یک وظیفه شرعی، سیاسی، اجتماعی باشد که موضوع را دنبال کنید و حتماً ملاقاتی با آقای احمدی‌نژاد داشته باشید و بحث را به یک جایی برسانید. خوشبختانه بعداً هم اطلاع پیدا کردیم که ملاقات‌هایی داشتند، صحبت‌هایی شده، امیدواریم نتایج خوبی هم داشته باشد.

من دیگر از ذکر بقیه اقداماتی که بعد از این جریان انجام گرفت، چه در تهران، چه در قم معذور هستم ولی جلسات جامعتین قرار است ادامه داشته باشد.

به‌عنوان مسئول جامعه مدرسین عرض می کنم دید جامعه این است که باید آن سه بزرگوار موضوع را پیگیری کنند و باید اقداماتی که در نهاد ریاست جمهوری انجام می‌شود را تحت کنترل داشته باشند. اعم از اقدام‌هایی که در استان‌های مختلف در عزل و نصب ها دارند و فعالیت‌هایی که به نظر می رسد پیش بینی هایی در مورد مسائل انتخابات مجلس است، باید تحت کنترل آن سه بزرگوار البته با نظارت عالیه خود رئیس جمهور محترم در بیاید. اما اینکه آقایان همین جور بنشینند ببینند چه خواهد شد این کار سخت خطرناکی است و من رسماً اعلام می کنم که اگر یک روزی لازم باشد جامعه مدرسین ممکن است تنها هم موضع بگیرد. ولی ما دنبال این هستیم که به موضوع گیری های اینگونه ناچار نشویم و کار با روال متعارف و آرامش در فضای افکار عمومی جامعه انجام بگیرد. از گوشه و کنار شنیده و دیده می شود یک سری کارها در حال انجام است که به نظر می رسد این سه بزرگوار اطلاع دارند. چون می دانم که مطلع هستند به نظرم باید اقدامات جدی تری انجام بدهند که منتهی به موضع گیری خاصی نشود.

جامعتین بر اساس روالی که تصویب کرده قضایا را دنبال می کند. ولی اگر یک روزی لازم باشد با هم می توانیم موضع گیری داشته باشیم، جدا هم می توانیم موضع گیری داشته باشیم. ما هیچ تعهدی نداریم و قولی به کسی ندادیم که اگر یک وقت احساس وظیفه شرعی کردیم، بخواهیم بنشینیم تماشا کنیم که دیگری چه جوری احساس وظیفه می کند. به‌ویژه که مقام معظم رهبری در دیدار با جامعه مدرسین مطالب خاصی را فرمودند از جمله همین مسئله که جامعه مدرسین باید در مسائل حساس کشور موضع گیری داشته باشد، بیان موضع کند، در بیان موضع شهامت داشته باشد، نباید انزوا پیدا بکند و نباید خودش را از مسائل دور نگه دارد. البته همان طور که اول بحثم عرض کردم آن جایگاه علم حوزوی جامعه مدرسین جای خودش را دارد ولی در مسائل سیاسی هم باید اعلام موضع بکند. امیدواریم آینده به گونه ای پیش برود که همان آقایان (سه نفری که انتخاب شدند) و هم شخص رئیس جمهور محترم با خواستن ایشان و دنبال کردن مسائل و با انعطاف نشان دادن در بعضی مسائل و خودداری کردن برخی کسانی که در آن مجموعه احیاناً خودسرانه یک کارهایی را انجام می دهند، کارها به صورتی پیش برود که به تشنج در متن افکار عمومی کشیده نشود و به وحدت برسد.

اشاره ای فرمودید که در گزارش‌هایی که کمیته سه نفره داشتند، نکاتی را مطرح کردند که تذکر داده شد سه نفر باید یک سری موارد را کنترل بکنند. اگر هر چه که به سمت انتخابات نزدیک‌تر بشویم و آن اتفاقات از آن طرف بیشتر بشود و تلاش ها به نتیجه مطلوب در جهت وحدت منتهی نشود، چه باید کرد؟

البته تا جایی که امکان دارد باید پیگیری کرد و دنبال کرد که به وحدت منتهی بشود انشاالله و منتهی می شود. ما ناامید نیستیم. برداشت ما این است که هم کسانی که شما اشاره می کنید ممکن است مانع رسیدن به وحدت باشند و دارند یک سری کارهایی را می کنند، انعطاف نشان بدهند و هم از این طرف انشا الله با تدبیر بیشتر به گونه ای پیش برویم که اگر مانند روال دوره گذشته نشود، شیبه آن می تواند بشود.

ما امیدوار هستیم مشکلی پیش نیاید، چون رئیس جمهور، دوستانش، هیئت سه نفره، جامعتین همه ولایتی هستند، اگر در جزئیات اختلاف دارند، در کلیات همه پشت سر ولایت هستند. طبعاً اگر روی بعضی مسائل ریز بخواهند اختلاف کنند، ما تعبیرمان این است که اینها حرف‌های بچه گانه است و معمولاً شخصیت‎های برجسته سیاسی نباید به خاطر یک سری مسائل ریز و جزیی بچه گانه منشأ اختلاف شوند. انشاالله هم نخواهند شد و کار به خوبی پیش می رود.

صاحب نظران و شخصیت‌های سیاسی معتقد هستند که ما در آینده نزدیک با فتنه دیگری روبرو هستیم. فتنه ۸۸ بعد از انتخابات ریاست جمهوری را پشت سر گذاشتیم که تبعاتی را در سال ۸۹ داشت و امروز با فتنه دیگری روبرو خواهیم بود که بعضی معتقدند این فتنه از درون جریان اصولگرایی شکل خواهد گرفت. اولاً می خواهم بدانم که آیا جنابعالی هم این تحلیل را قبول دارید، اگر نه، جنابعالی فتنه آینده را چگونه می بینید؟

بچه های یک خانه اگر با هم دعوا بکنند، اگر بی پدر باشند این دعوا خانه را خراب می کند و الا اگر بچه های خانه باهم دعوا بکنند و پدر بالای سرشان باشد، این دعوا ها طبیعی است. حتی اگر در این دعوا، یک استکان و نعلبکی هم بشکند، پدر فوراً جبران می کند و خانه را آرام نگه می دارد و در بیرون هم نمی گذارد کسی بفهمد بچه ها دعوا کردند. اولاً ما پدر بزرگ‌تری داریم و آن حضرت ولی عصر(عج) هستند که عنایات خاص ایشان همیشه شامل حال‌مان است. ثانیاً ولی امر ما پدر نظام و عمود خیمه نظام است، ولی امر و واجب الاطاعه است. من قاطع هستم که اگر فرمانی از ناحیه ولی امر صادر بشود و کسی مخالفت رسمی بکند بدون تردید مخالف شکست می خورد نه نظام. تجربه هم نشان داده حتی شخصیت‌های برجسته ای که سابقه داشتند، احترام داشتند، موقعیت داشتند به دلیل اینکه فاصله گرفتند، به دلیل اینکه دور شدند، از جامعه کنار زده شدند.

من نمی خواهم سراغ سران فتنه بروم که معتقدم دیگر سران فتنه نباید بگوییم، باید بگوییم ضد انقلاب. مثلاً آقای کروبی چرا باید به این شکل در بیاید که نتواند هیچ کجا بیاید و نتواند هیچ چیزی بگوید، هیچ کجا هم قبولش نداشته باشند، همه جا هم مسخره اش بکنند. چرا؟ به خاطر اینکه از سرپرستی ولی امر خارج شد، از خط امام (ره) و انقلاب خارج شد. برابر نظام ایستاد و با ضد انقلاب پیوند زد.

برگردم به بحثم، اینکه “فتنه آینده، اختلاف داخلی اصولگرایان باشد” را قبول ندارم. من اکثر سران اصولگرایان را شخصاً می شناسم و با افکارشان هم آشنا هستم. حتی می دانم در چه چیزهایی غالباً با هم درگیر هستند. مثلاً در یک جلسه ای من به یکی از روسای سه قوه گفتم که شما رئیس قوه هستی، آن آقا هم رئیس قوه است. شما اینجور می گویید، او هم این جور می گوید. به نظر شما، من در برابر دو حرف متقابل چگونه باید جمع کنم؟ بالاخره این اختلاف‌ها چیزهایی است که ما می دانیم. ولی هیچ وقت این دوتا رو در رو نمی ایستند و شمشیر علیه هم نمی کشند، هیچ وقت یک مسئله فردی شخصی را به جای یک مسئله اجتماعی مقدم نمی دارند.

شما فتنه آینده را چطور می بینید؟

من این فتنه را بیشتر از خارج می بینم. منتها استفاده کردن از اشخاص داخلی معمولاً چیزی است که دشمن همیشه به عنوان سیاه نمایی چهره نظام و آینده دنبالش بوده و می خواهد استفاده کند. ولی خوشبختانه می بینید که در هر نوبتی اینها به شکل خاصی دفاع شده و تبیین شده که سیاه نمایی ها رد بشود.

من یک مثالی برایتان بزنم، مثلاً سخنرانی آقای هاشمی رفسنجانی در همین اجلاس آخر خبرگان را ببینید، سخنرانی مقام معظم رهبری را هم در همین اجلاس با حضور خبرگان نگاه کنید. هر دو هم علنی و رسمی بوده، محرمانه هم نبوده، اینها را در کنار هم بگذارید. یک نوع تقابل‌هایی می بینید. در عین حال آقای هاشمی می گوید اگر یک جایی امر آقا باشد، ولو خلاف عقیده من باشد، کنار می نشینم. می رود کنار و اجازه هم نمی دهد که دشمن بیاید از او استفاده کند. البته ما هم ضرر می کنیم که یک نیرویی کنار برود، ولی اینجور نیست که به اصطلاح بگوییم که یک فتنه آینده ای خواهد بود. از این جهت من در داخل چیزی را نمی بینم که به حالت فتنه در بیاید. ولی می دانم که شیطان بزرگ و شیاطین کوچک دیگر، هم غربی‌ها و هم دیگرانی که با اینها روابط خاصی دارند، دنبال همین فتنه آینده راجع به نظام جمهوری اسلامی ایران هستند. شما ملاحظه کنید در این بیداری اسلامی که در منطقه به وجود آمده و در این کشور های چه اطراف ما و چه در اروپا و آفریقا رنگ و بوی اسلامی‌اش خیلی زیاد تر است ولی غربی ها حاضر نیستند یک ذره این رنگ و بو را منعکس بکنند. همیشه جوری منعکس می کنند که این انقلاب اصلاً ربطی به مسائل دینی و اعتقادی ندارد و گاهی اگر یک سرو صدای مختصری هم در ایران در یک گوشه ای می آید بلافاصله می خواهند به آن پیوندش بدهند و بگویند ایران هم چنین و چنان است مثل تونس و کجا و کجا. من آن فتنه آینده ای را که اشاره شد، از داخل نمی بینم ولی خارج بدون کمک از داخل نمی تواند کاری بکند.

یک سؤالی را می خواستم درباره آقایان هاشمی و احمدی‌نژاد داشته باشم. یک اشاره ای خود حضرتعالی فرمودید به موضوع آقای هاشمی در ماجرای انتخابات هیئت رئیسه خبرگان در اواخر سال ۸۹ و دیداری که با مقام معظم رهبری بعد از اجلاس داشتند. ایشان یک جمله خاصی را در مورد آقای هاشمی به کار بردند و می شود گفت به نوعی تقدیر از ایشان بود، خود حضرتعالی هم اشاره فرمودید که آقای هاشمی بارها اعلام کردند که جایی که اختلاف نظری بین صحبت من و رهبری باشد، من کنار می نشینم. این یک طرف موضوع است و نگاهی که جامعه و نیروهای حزب الله و نیروهای ولایی به آقای هاشمی دارند به این عنوان که ایشان خودش را طرفدار ولی فقیه می داند، پشت سر ولی فقیه می بیند و ولی فقیه هم این جمله را در مورد ایشان و عقل و منطق سیاسی ایشان به کار برده اند. در نقطه مقابل ایشان آقای دکتر احمدی‌نژاد است که ایشان را هم بخش زیادی از جامعه نیروی ولایی می دانند، پشت سر ولی فقیه می دانند، اما بعضی از اطرافیان ایشان یک سری کارهایی را انجام می دهند که برای همه روشن است که مطابق میل ولی فقیه نیست و یک موضوعش هم در سال ۸۸ کاملاً علنی و آشکار شد، موضوع آقای مشایی که همچنان هم ادامه دارد. به نظر شما جامعه حزب الله ما با این دو موضوع چطور باید برخورد بکند؟ یک مثالی را در مورد آقای هاشمی بزنم چون آقای احمدی‌نژاد نقطه مقابلش را گفتم، آقای هاشمی که خودش را پیرو ولی فقیه می داند و مقام معظم رهبری هم به عقل و منطق سیاسی ایشان اشاره می کنند اخیراً پیام تسلیتی که برای فوت پدر آقای میرحسین موسوی داد خیلی شاید با فضای سیاسی جامعه ما متناسب نباشد.

کاملاً نامناسب بود. یعنی ضربه جدیدی خودشان به حیثیت خودشان زدند.

از یک طرف آقای هاشمی با این تفسیر رهبری و این پیام خودشان، از آن طرف آقای احمدی‌نژاد و نگاه جامعه به ایشان و اطرافیان‌شان. امت حزب الله باید چه بکند؟

من از بالاتر عرض کنم. اصولاً دید رهبری نسبت به شخصیت‌های کشوری این است که تا آنجایی که امکان دارد باید او را حفظ کنند، نگه دارند، حمایت بکنند، در راه نگاهش دارند، بدون جهت از بین نرود. ولی اگر شخص خودش نخواست و خودش، خودش را تضعیف کرد، دیگر خود کرده را تدبیر نیست. این یک قاعده کلی است.

مقام معظم رهبری به نظر من نسبت به شخصیت آقای هاشمی بسیار هزینه کردند، با اینکه خودش را هم ولایتی می‌داند ولی آن ولایتی که ما معنا می کنیم، در ایشان نمی بینیم. من چون با خود ایشان بارها صحبت کردم دارم اینجا عرض می کنم. به هر حال ایشان برای خودش شخصیتی قائل هست، استقلال در فکر و نظر و عقیده دارد، منتها به ما معمولاً اینطور تعبیر می کنند که اگر یک جایی رهبری صریحاً چیزی را بگویند و خلاف نظر من باشد من سکوت می کنم و مقابله نمی کنم. حالا در عمل چه‌کار کردند خوب اینجا مردم می توانند قضاوت کنند. اینکه مقام معظم رهبری بگویند توقع از آقای هاشمی همین بود که در چنین شرایطی بگوید من کاندیدا نیستم تا اختلافاتی نباشد این تأیید و حمایتی است. ولی یک سری کارها ضربه هایی است که خود ایشان به خودشان وارد می کنند. البته من تندروی را درست نمی دانم. تندروی نباید کرد. یعنی یک چیزی که نیست، نباید نسبت داد.

از طرفی برای همه روشن است که آقای هاشمی، آقای احمدی‌نژاد را قبول ندارد و ایشان در مقامی که هست آقای احمدی‌نژاد را قبول ندارد. منشأ آن هم همان بحث مناظره است که آقای احمدی‌نژاد در زمان انتخابات داشتند و یک سری مسائل را راجع به آقای هاشمی گفتند. بعد هم ایشان توقع داشتند که دفاع کنند. هر وقت هم صحبت شد آقای احمدی‌نژاد گفتند من واقعیت ها را گفتم، نمی خواستم بگویم ولی گفتم و نتیجتاً این اختلاف پیش آمده ولی ما به قدری که می توانستیم در جهت حل اختلاف تلاش کردیم. این موضوع را برای اولین بار می گویم. به عنوان کمیسیون تحقیق خبرگان جدا جدا پیش آقای هاشمی و آقای احمدی‌نژاد رفتیم تا موضوع اختلاف این دو بزرگوار را تا حد امکان کم کنیم ولی به نتیجه درستی نرسیدیم به خاطر اینکه استدلال‌ها، غالباً استدلاهای محکمی از دو طرف بودند.

اما مسئله درون نهاد ریاست جمهوری را بر اساس اینکه نظر شریف آقا این است که مسائل فرعی را اصلی نکنیم، ما آن مسئله فرعی را نمی خواهیم دنبال بکنیم. البته به جایش دنبال کردیم، با شخص رئیس جمهور چند بار مطرح کردیم، با دیگرانی که باید در جاهایی که باید مطرح کنیم مطرح کردیم و انشاالله امیدوار هستیم که در آینده هم به شکل خوبی پیش برود.

ما هدف‌مان این نیست که این موضوع را بخواهیم دنبال کنیم یا یک موضوع فرعی را بخواهیم اصلی کنیم. تکلیف امت حزب الله چیست؟

خوشبختانه امت حزب الله راحت می تواند تشخیص بدهد که از چه کسی باید حمایت کند و از چه کسی نباید حمایت کند. تکلیف مشخص است؛ مسلماً اسلام بر ایران تقدم دارد. مردم کشور ما به جمهوری اسلامی ایران رأی دادند و آن همه تاکیدهایی که رهبری و مؤسس نظام جمهوری اسلامی ایران یعنی شخص امام رضوان الله تعالی علیه در تأسیس جمهوری اسلامی داشتند و روی اسلام تکیه کردند، بعد یک کسی بیاید بگوید فرهنگ ایرانی چنین است و فرهنگ ایرانی را بر اسلام مقدم بدانیم و در نظام جمهوری اسلامی از ایرانیت دم بزند، ممکن است چند نفر قبول کنند ولی ملت به معنای عامه مردم ما معلوم است که قبول نمی کنند، بلکه مخالفت هم می کنند.

بعضی جشن‌ها، بعضی اقدامات، بعضی حرکت ها، از نظر ما مردود است و گاهی عمل هم می شود اینها مردود است و واقعاً حلم و حوصله مردم ما است که برخوردهای قاطع تری ندارند، والا معلوم است که مردود است. تکلیف حزب الله هم معلوم است که با الله باید باشد و با ولایت الله حرکت کند و باید وظایف خدایی‌اش را انجام بدهد. خوشبختانه حزب الله غیر از خدا هیچ کس را مؤثر نمی داند.

...


فعالیت های انتخاباتی زودهنگام نمایندگان مجلس!

این تبلیغات زود هنگام که خلاف قوانین کشور است مورد اعتراض برخی از نمایندگان واقع شده بطوریکه برخی از نمایندگان بارها در مصاحبه هایی نسبت به این مساله هشدار داده و خواستار برخورد مسئولین و بخصوص وزارت کشور با خاطیان قانون شدند.
برخی از نمایندگان مجلس با شروع تبلیغات زود هنگام، عملاً از همین حالا فعالیت انتخاباتی خود را آغاز کرده اند.
 انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی اسفند ماه سال جاری در کشور برگزار خواهد شداما برخی از نمایندگان فعلی، از همین الان تبلیغات انتخاباتی را آغاز کرده اند.

این تبلیغات زود هنگام که خلاف قوانین کشور است مورد اعتراض برخی از نمایندگان واقع شده بطوریکه برخی از نمایندگان بارها در مصاحبه هایی نسبت به این مساله هشدار داده و خواستار برخورد مسئولین و بخصوص وزارت کشور با خاطیان قانون شد.

اگرچه نمایندگان نسبت به این مساله نگران هستند و خواستار رعایت قانون در این باره می شوند اما بعضا خود این نمایندگان قانون را رعایت نکرده و به تبلیغات زود هنگام دست می زنند.

البته برخی از نمایندگان هم مصاحبه های خود با رسانه های مختلف در طول سه سال گذشته را جمع آوری کرده و بصورت یک جزوه در آورده و بعنوان عملکرد خود در حوزه های انتخابیه منتشر می کنند.

...


تجارت نفتی از تجربه‌های من برای شرکت در انتخابات بود

تجارت نفتی از تجربه‌های من برای شرکت در انتخابات بود

خبرگزاری فارس: در ابتدا به فکر افتادم که برای تصدی کرسی کنگره وارد رقابت شوم. از سویی تجربیات من در دانشکده تجارت در کنار سفرم به چین و تجارت نفتی باورهایی به من داده بودند.


به گزارش خبرگزاری فارس، جورج واکر بوش، رییس جمهور پیشین آمریکا از جمله شخصیت هایی است که در زمان وی و بعضاً به‎واسطه خودش اتفاقات بسیار مهمی در عرصه جهان به‎وقوع پیوست. شاید حوادث 11 سپتامبر مهمترین این اتفاقات باشد که خود بعدا منشأ تحولات بسیار مهمی در عرصه بین المللی از جمله دو جنگ در منطقه خاورمیانه شد.
این تحولات و شخصیت خود بوش که عده بسیار زیادی او را مستحق ریاست جمهوری آمریکا نمی دانستند و به‏علاوه نفرت زیادی که در افکار عمومی جهان در زمان وی از آمریکا به‎وجود آمد، سبب شد تا خبرگزاری فارس دست به ترجمه و انتشار خاطرات او بزند.

به‎هرحال این کتاب، بیان مسایل از نگاه بوش است و طبعاً تمام آن مورد قبول نخواهد بود ولی شخصیت بوش و خاطرات وی می تواند از جمله اسنادی باشد که به محققان و مخاطبان علاقمند به این حوزه کمک فراوانی کند.
قسمت دوازدهم از متن کامل خاطرات جورج واکر بوش به خوانندگان محترم تقدیم می شود:

* در دهه دوم زندگی تجربه فراوان سیاسی در طول رقابت‌های انتخاباتی کسب کردم

در دهه دوم عمرم، زندگی در رقابت‌های انتخاباتی تناسب کاملی با من داشت. من از این که به این سو و آن سو سفر کنم و آدم‌های جدیدی را ملاقات کنم، لذت می‌بردم. من از قرارگرفتن در کوران انتخاباتی و حس رقابتی که در آن وجود داشت، رشد کردم. من از این که همه چیز در روز انتخابات تمام می‌شد، لذت می‌بردم. وقتی که رای‌دهندگان برنده را مشخص می‌کردند و همه ما به زندگی خویش باز می‌گشتیم. برنامه‌ای نداشتم که به این صورت در انتخابات وارد شوم اما به هر حال آقای "می‌هن " دیگر بازنشسته شده بود و من هم یک آدم سیاسی سردوگرم چشیده‌ای شده بودم.

* دانشکده تجارت، سفرم به چین و تجارت نفتی تجربه هایی به من داده بودند

در ابتدا به فکر افتادم که برای تصدی کرسی کنگره وارد رقابت شوم. این تجربه را داشتم که از جنبه سیاسی، از پس انتخابات برآیم. از سویی دیگر حسی قوی مرا به سوی این وادی سوق می‌داد. نگران سمت و سویی بودم که کشورم در آن مسیر حرکت می‌کرد. از سویی تجربیات من در دانشکده تجارت در کنار سفرم به چین و تجارت نفتی باورهایی به من داده بودند. این که اقتصاد بازار آزاد عادلانه‌ترین راه برای تقسیم منابع ارایه می‌کند. این که پایین آوردن مالیات‌ها نوعی تشویق برای کسانی بود که سخت تلاش می‌کردند و تشویق خطرپذیری تجاری نیز به ایجاد شغل در کشور کمک می‌کند. این که از بین بردن موانع تجارت بازارهای تازه‌ای برای تولیدکنندگان آمریکایی و گزینه‌های بیشتر به مصرف‌کنندگان می‌دهد و این که دولت‌ باید به محدودیت‌های ذکر شده در قانون اساسی احترام گذاشته و مردم را آزاد بگذارد تا از زندگی خود لذت ببرند.
وقتی که به دولت آمریکا در زمان ریاست جمهوری جیمی کارتر و سلطه دموکرات‌ها بر کنگره آمریکا نگاه می‌کردم، می‌دیدم که عکس این مسایل در این دولت و کنگره رعایت می‌شود. آنها برنامه داشتند که مالیات‌ها را افزایش دهند. کنترل دولت را بر بخش انرژی تشدید کنند و برای اشتغالزایی هزینه‌های فدرال را جایگزین بخش خصوصی کنند. من از این که آمریکا به سمت چپ‌گرایی متمایل شده بود، نگران بودم. آمریکا به سمت نسخه‌ای اروپایی ارایه خدمات اجتماعی از سوی دولت پیش می‌رفت که در آن برنامه دولت مرکزی تجمع بیش از حد در تجارت آزاد ایجاد می‌کرد. می‌خواستم فکری به حال آن وضعیت بکنم.

* دوست پدرم مشاور سیاسی من

وقتی ایده خود [نامزدی برای تصدی کرسی کنگره] را با پدر و مادرم در میان گذاشتم، آنها متعجب شدند. به نظر می‌رسید از نظر آنها تصمیم‌ من مانند این بود که از ناکجاآباد به ذهنم آمده باشد. اما نمی‌خواستند ذوق و شوق من را از بین ببرند. پدر از من پرسید تمایل دارم به مشاوره یکی از دوستانش به نام "آلن شیورز " که فرماندار سابق ایالت تگزاس بود، گوش فرا دهم یا خیر؟
به پدر گفتم: حتما!
شیورز یک اسطوره بود. وی طولانی‌‌ترین دوره فرمانداری را در ایالت تگزاس سپری کرده بود. او یک محافظه‌کار از حزب دموکرات بود و مشاوره‌اش می‌توانست در رقابت با "کنت هنس " که از سناتورهای راست میانه‌رو بود و احتمال می‌رفت نامزدی دموکرات‌ها را برعهده گیرد، کارگشا باشد.

* فهمیدم اگر بلندپروازی‌هایم را کنترل نکنم باید منتظر شکست باشم

زمانی که به ملاقات آن فرماندار پیر رفتم، به صراحت از من پرسید آیا قصد دارم جای سناتور "می‌هن " را بگیرم؟ در پاسخ گفتم که من برای شرکت در رقابت‌های انتخاباتی خیلی مصمم هستم. پیرمرد مستقیم به چشمان من خیره شد و گفت: پسر! تو نمی‌توانی برنده شوی. هیچ تشویقی در کار نبود حتی ذره‌ای. به من گفت که این حوزه انتخابات حتما کنت هنس را انتخاب خواهد کرد. زیر لب این جمله را گفتم: امیدوارم اگر تصمیم به شرکت در انتخابات گرفتم، پیش بینی شما غلط باشد. از او خداحافظی کرده و تشکر کردم که وقتش را به من داد.
به خاطر می‌آورم آن موقع در حیرت این امر بودم که چرا پدر مرا به آن فرماندار معرفی کرده بود. با نگاهی دوباره به آن روزها متوجه می‌شوم که شاید این روشی بود که پدر بوسیله آن می‌خواست به من بگوید بدون کنترل بر تمایلات و بلندپروازی‌هایم، باید آماده شکست باشم.

* رقیب هم حزبی‌ مرا تازه به دوران رسیده و لیبرال معرفی کند

نخستین بخش از رقابت انتخاباتی شرکت در دور مقدماتی انتخابات درون حزب جمهوریخواهان بود. در رقابت‌ها توانستم در مرحله نهایی با "جیم ریسه " وارد شوم که شهردار شهر اودسا و از گویندگان سابق و خوش کلام ورزشی رادیو و تلویزیونی بود. وی در سال 1976 با جرج می‌هن رقابت کرده بود و در سال 1978 نیز به عنوان نامزد حزب جمهوریخواه برای راهیابی به کنگره معرفی شده بود. وی از این که من توانسته بودم در دور اول انتخابات آرای بیشتری در حزب به نسبت او به دست آورم، ناراحت بود.
ریسه آدم سرسختی بود و برخی از طرفدارانش هم همینطور بودند. شگرد آنها این بود که مرا آدم لیبرال و تازه‌ به دوران رسیده‌ای معرفی کنند که دسترسی به وی بعد از انتخابات دشوار خواهد بود. آنها انواع تئوری‌های توطئه را علیه من مطرح می‌کردند. این که پدرم جزو کمیته سه‌جانبه‌ای است که تلاش دارند حاکمیت سیاسی واحدی را برای بشریت به اجرا درآورند. یا این که خانواده راکفلرها من را برای خرید مزارع به نقاط مختلف کشور فرستاده‌اند. چهار روز پیس از انتخابات بود که ریسه نسخه‌ای از گواهی تولد من را چاپ کرد تا ثابت کند من در منطقه شرقی آمریکا به دنیا آمده‌ام. چطور می‌بایست با این ترفند آنها مقابله می‌کردم؟ پاسخ من به آنها جمله‌ای بود که پدرم روزی از آن استفاده کرده بود: نه من در تگزاس به دنیا نیامده‌ام چون موقع به دنیا آمدنم می خواستم پیش مادرم باشم!

* همه سعی‌ام این بود که در ولایت خود رای بیاورم

ریسه توانسته بود حمایت انتخاباتی رونالد ریگان را کسب کند. ریگان در دور مقدماتی انتخابات حزبی برای نامزدی برای ریاست جمهوری سال 1980 با پدرم رقابت داشت. با همه این کنایه‌ها و اتهامات، من به فرصت‌های خودم امیدوار بودم. راهبرد من این بود که بتوانم در ولایت خودم یعنی میدلند، جایگاه مستحکمی برای خود دست و پا کنم. لورا و من به همه اماکن شهر که مردم در آن جمع می‌شدند،‌ می‌رفتیم و محله به محله به سازماندهی همشهریان خود پرداختیم. دوستانی را که هرگز در کار سیاست نبودند،‌ ترغیب می‌کردیم [دن اوانز رئیس ستاد انتخاباتی بوش و جو اونیل مسئول امور مالی و رابرت مک‌کلاسکی رسیدگی به امور حسابرسی ستاد بوش را برعهده داشتند] که در این راه به ما کمک کنند. شب انتخابات، تلاش هایی که برای جذب توده مردم کرده بودیم منجر به رای بالا برای من شد. من در دیگر مناطق و محلات شکست خوردم اما در میدلند با چنان اختلافی پیروز شدم که باعث شد نامزدی حزب جمهوریخواه به نام من زده شود.

* تبریک رونالد ریگان به پیروزی من در دور مقدماتی انتخابات درون حزبی

پیش بینی پدرم این بود که اگر من در دور مقدماتی پیروز شوم رونالد ریگان به من تبریک خواهد گفت. ریگان این کار را روز بعد از اعلام پیروزی من انجام داد. او آدم رئوفی بود و داوطلب شد که به من در انتخابات عمومی کمک کند. من از تماسش بسیار ممنون شدم ولی تصمیم خود را گرفته بودم که خودم کارم را در این راه به انجام برسانم. من هیچ تبلیغاتی مشترکی با ریگان انجام ندادم همانطور که با پدر خود نیز انجام ندادم.
رقابت من در درون حزب با ریسه مرا به عنوان یک نامزد انتخاباتی آبدیده کرد. آموختم که ممکن است ضربات سختی به من وارد شود اما باید به مبارزه ادامه داده و پیروز شوم. رقیب من در انتخابات حوزه انتخاباتی منطقه فردی به نام "کنت هنس " بود. هنس همان کسی بود که فرماندار شیورز نسبت به رقابت با او به من هشدار داده بود. راهبرد هنس نیز همان روشی بود که توسط "ریسه " هم حزبی خودم به کار گرفته شده بود. او نیز تلاش داشت مرا غریبه‌ای معرفی کند که از سواحل شرقی آمریکا آمده است اما فرق کار در این بود که او این کار را با آب‌ و تاب بیشتری انجام می‌داد.

* رقبا تلاش داشتند مرا غریبه معرفی کنند

یکی از آگهی‌های تبلیغاتی مرا در حال دویدن نشان می‌داد تا تاکیدی باشد بر انرژی و جوانی من. هنس همین آگهی را علیه من استفاده کرد و این جمله را مطرح کرد که "اینجا آدم‌ها زمانی می‌دود که کسانی در تعقیبشان باشند! "
در یکی از آگهی‌های رادیویی چنین تبلیغات می‌کرد: "در سال 1961، وقتی کنت هنس از مدرسه "دیمیت " حوزه نوزدهم کنگره‌ای [منطقه تگزاس] فارغ التحصیل می‌شد، رقیبش، جورج بوش در مدرسه‌ای در آندوور ایالت ماساچوست [شمال شرق آمریکا] مدرسه می‌رفت. در سال 1965، وقتی کنت هنس از دانشگاه فنی تگزاس فارغ التحصیل می‌شد، رقیبش در دانشگاه ییل بود و وقتی کنت هنس از دانشکده حقوق دانشگاه تگزاس فارغ التحصیل می‌شد، رقیبش ... دوستان خوب گوش کنید...در دانشگاه هاروارد درس می خواند. ما کسی را نمی‌خواهیم که اهل شمال شرق کشور باشد و به ما بگوید مشکلات ما در اینجا [جنوب غرب آمریکا] چیست؟ "

* رقیب اصلی من در ناحیه انتخاباتی تلاش داشت مرا غریبه نشان دهد

هنس قصه‌گوی خیلی خوبی بود و از توانایی خود استفاده کرد تا موضوع غریبه بودن مرا مورد تاکید قرار دهد. داستان مورد علاقه‌اش، داستان مردی بود که سوار بر لیموزین به مزرعه‌ای وارد می‌شود که هنس در آن مشغول کار بود. وقتی که راننده لیموزین نزد هنس می‌آید تا آدرس شهرکی را که در آن حوالی بود سوال کند، هنس به او می‌گوید که به سمت جاده‌ای برود که از کنار "گارد گله " [پرچین] می‌گذرد و سپس مستقیم در مسیر جاده براند. نکته جالب در این داستان این بود که راننده لیموزن [به سبب ناآشنایی با کلمات محلی] از هنس سوال می‌کند که ببخشید لباس "نگهبان گله " چه رنگی است. این داستانی بود که اهالی تگزاس غربی خیلی دوست داشتند. هنس آب و تاب ماجرا را اینگونه بیشتر می‌کرد که "یادم نمی آید پلاک آن لیموزین مال ایالت ماساچوست یا کانکتیکت [محل تولد و تحصیل بوش] بود یا نه ".

* لورا که ذاتاً اهل تبلیغات انتخاباتی بود

لورا و من موقتاً به منطقه "لاباک " رفتیم که بزرگترین شهر منطقه بود و در 115 مایلی میدلند واقع است. این منطقه مرکز اصلی تجارت پنبه بود و دانشگاه فنی ایالت تگزاس در آن واقع بود. ما از این شهر به عنوان پایگاه خود برای تبلیغات انتخاباتی در مناطق روستایی منطقه انتخاباتی خود استفاده کردیم. لورا و من ساعت‌ها با ماشین به این سو و آن سو می‌رفتیم. در شهرهایی مانند "لول لند " و "پلین ویو " و "براونفلد " اقامت می‌گزیدیم.
برای کسی که توجه خاصی به سیاست نداشت، لورا فردی بود که ذاتاً اهل تبلیغات انتخاباتی بود. صداقت او انتخاب را برای رای‌دهندگان آسان می‌کرد. بعد از ازدواج، ما سفر کوتاهی به شهر "کوزومل " مکزیک داشتیم اما به شوخی به هم می‌گفتیم که سفر برای تبلیغات انتخاباتی جای ماه عسل ما بود.
در چهارم جولای [روز استقلال آمریکا] در شهر "مولشو " به تبلیغات مشغول بودیم یعنی شمالی‌ترین نقطه از حوزه انتخاباتی. در انتخابات مقدماتی که در ماه مه برگزار شده بود، من توانسته بودم 6 رای از 230 آرای منطقه "بیلی کانتی " را کسب کنم. برداشت من از این قضیه این بود که برای بهبود در کارم نیاز به کار و فضای بیشتری در آن منطقه دارم. لورا و من به روی مردمی که برای استقبال از خودوری ما آمده بودند، لبخند می‌زدیم و برایشان دست تکان می‌دادیم. کسی برایمان هورا نمی‌کشید یا حتی کسی برایمان دست تکان نمی‌داد. همه مردم مثل غریبه‌ها به نگاه می‌کردند. وقتی که برنامه تمام شد من فهمیدم تنها یک نفر در آن جمع طرفدار من است و او کسی بود که کنار دستم نشسته بود.

* شکست در انتخابات کنگره

شب انتخابات فرا رسید، به نظر می‌رسید آقای شیورز، فرماندار کهنه کار حق داشت. من رای بالایی در حوزه میدلند و بخش‌های جنوبی منطقه انتخاباتی خود داشتم اما این اختلاف نمی‌توانست اختلافی را که با آقای هنس در "لاباک " و دیگر مناطق داشتم، جبران کند. نتیجه نهایی 53 درصد به 43 درصد بود.
از باخت متنفر بودم اما از این امر خوشحال بودم که در انتخابات شرکت کرده بود. من از کار سخت سیاسی لذت برده و با مردم دیدار کرده و برنامه خود را ارایه می‌کردم. آموختم اگر به رقیب خود اجازه بدهی که تعریفی از تو به مردم ارایه کند، این کار بزرگترین اشتباه انتخاباتی تو خواهد بود. فهمیدم می‌توانم شکست بخورم اما به زندگی عادی خود ادامه بدهم. برای فرد رقابت‌جویی مانند من این کار بسیار دشوار بود اما این موضوع بخش مهم از روند رشد و بالندگی من بود.
خود کنت هنس اعتقاد داشت که لیاقت پیروزی در انتخابات آن سال را داشت. ما دوستان خوبی برای هم تبدیل شدیم. بعدها که دو پیروزی در کسب مقام فرمانداری ایالت و ریاست جمهوری کسب کردم، هنس هنوز تنها کسی است که توانست در انتخابات بر من پیروز شود. هنس بعدها به مدت سه دوره در مجلس نمایندگان آمریکا خدمت کرد ولی در تلاش برای تصدی کرسی سنا بازنده شد. پس از آن هنس به حزب جمهوریخواه پیوست و در رقابت‌های انتخاباتی من مشارکت کرد. کنت اکنون رئیس دانشگاه فنی تگزاس است. خودش می‌گوید که اگر او نبود،‌ من هرگز نمی‌توانستم رئیس جمهور آمریکا شوم. شاید حق با او باشد.

...


شب شهادت و مراسم پارتی در دماوند!

شب شهادت و مراسم پارتی در دماوند!

  همزمان با شب شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) عده ایی از دختران و پسران با وقاحت تمام اقدام به برگزاری مجلس رقص و آواز نموده و حتی به تذکرات همسایگان نیز هیچ توجهی نکردند.

در پی این اقدام وقیح که مورد اعتراض بسیاری از غیرتمندان و دوستداران اهل بیت صورت گرفت تعدادی از نیروهای بسیجی با تذکر به صاحب آن خانه پرداخته لکن مورد بی توجهی قرار گرفته که پس از این موضوع این بسیجیان با هماهنگی دادستان باغیرت دماوند همه این افراد را دستگیر و تحویل مراجع ذیربط دادند.

تعدادی از شهروندان این شهرستان در گفتگو با آتی نیوز از بومی نبودن مسئولین انتقاد داشته و مدعی بودند ساعات اداری که تمام می شود مسئولین مختلف شهر را ترک کرده و می روند بنابراین الفتی هم با شهر و مشکلات آن نخواهند داشت.

چند تن از بسیجیان این شهرستان در اعتراض به عملکرد مسئولین و عدم برخورد قاطع با این هنجارشکنان اجتماعی قصد تجمع مقابل فرمانداری را در شب شهادت حضرت زهرا(س) داشتند که با وساطت بعض بزرگان فعلا از این عمل صرفنظر کردند.

جا دارد مسئولین این شهرستان خصوصا فرماندار شهر توجه ویژه ایی به امور فرهنگی و مذهبی این شهر توریستی داشته باشد.
...


خشم آمریکایی ها از دور زدن ها تحریم ها توسط ایران

بنابر این گزارش، ناکامی دولت آمریکا در زمینه فشار به ایران سبب شده که مسئولین این کشور دست به دامن کشورهایی شوند که ارتباط بسیار تنگاتنگ اقتصادی با ایران داشته و بر ادامه این روابط تاکید دارند در همین راستا دیوید کوهن، هفته پیش سفری به ترکیه داشته و با مسئولان آن کشور پیرامون جدی گرفتن سیاست‌های تحریمی علیه ایران گفت‌وگو کرده است.

به دنبال دستور و تاکید رهبر انقلاب بر تلاش نهاد ها و دستگاه های مختلف کشور برای عبور از سد تحریم های یکجانبه و غیرقانونی سران غرب به خصوص آمریکا، موفقیت های ایران در دور زدن تحریم ها سبب عصبانیت سناتور های آمریکایی و دولتمردان این کشور شده است.

ملل نیوز به نقل از بولتن نیوز، این عصبانیت و خشم مسئولین آمریکایی از عدم تاثیر تحریم های یکجانبه به حدی بوده که سناتور های آمریکایی با احضار دولتمردان خواستار ارائه توضیح آنان در خصوص موفقیت ایران در عبور از تحریم ها و محدودیت ها شده اند.

بنابر این گزارش، ادامه همکاری‌های مالی و اقتصادی کشوهای مختلف با جمهوری اسلامی ایران و حتی با بانک‌هایی، که در لیست تحریم‌های یکجانبه قطعنامه های سازمان ملل متحد قرار دارند، از گستره و تاثیر سیاست ‌تحریم اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران کاسته است.

در همین راستا، سناتور رابرت منندز، سناتور دموکرات نیوجرسی سیاست تحریم‌های مالی خزانه‌داری آمریکا علیه ایران را مورد انتقاد قرار داده و عنوان کرده است که سیاست تحریم‌‌های مالی نتوانسته موجب ترس و واهمه مسئولین ایرانی شود.

از سوی دیگر شمار دیگری از نمایندگان دموکرات و جمهوریخواه آمریکا نیز از شیوه اعمال تحریم‌های مالی علیه ایران ابراز ناخرسندی کرده‌ و از ناکامی این کشور در تحت فشار قرار دادن ایران ابراز نارضایتی کرده اند.

دیوید کوهن

یکی از بخش‌هایی که مستقیما مورد انتقاد سیاستمداران آمریکایی واقع شده، مرکزی است در خزانه‌داری آمریکا که هدایت آن را فردی به نام دیوید کوهن برعهده دارد.

خبرگزاری رویترز گزارشی پیرامون نشست کمیته بانکی سنای آمریکا درباره سیاست تحریم‌های اقتصادی علیه ایران منتشر کرده است.

دیوید کوهن، در واکنش به انتقادهای مطرح شده از سوی سناتورها اعلام کرده که این نهاد لیستی از بانک‌های خاطی تهیه کرده و خزانه‌داری آمریکا تصمیم دارد در صورت لزوم با اعمال فشار بر این بانک‌ها و موسسات مالی، مانع  از ادامه همکاری‌آن‌ها با سیستم بانکی ایران شود، اقدام و تلاشی که تاکنون علی رغم فشارهای متعدد نتایج ناگواری برای مسئولین آمریکایی رقم زده است.

بنابر این گزارش، ناکامی دولت آمریکا در زمینه فشار به ایران سبب شده که مسئولین این کشور دست به دامن کشورهایی شوند که ارتباط بسیار تنگاتنگ اقتصادی با ایران داشته و بر ادامه این روابط تاکید دارند در همین راستا دیوید کوهن، هفته پیش سفری به ترکیه داشته و با مسئولان آن کشور پیرامون جدی گرفتن سیاست‌های تحریمی علیه ایران گفت‌وگو کرده است.

اخبار منتشره در رسانه های محلی ترکیه حاکیست که مقامات آمریکایی با توجه به اینکه نتوانسته با ارائه پیشنهادات اغوا کننده مسئولین ترکیه ای را به قطع ارتباط با ایران ترغیب کنند، مقامات ترکیه را تهدید نیز کرده اند که شواهد حاکیست حتی تهدید های کوهن بر تصمیم مسئولین ترکیه ای برای قطع ارتباط با ایران بی تاثیر بوده است.

...


موسوی‌ خوئینی‌ها، مطهری را مزاحم‌ انقلاب می‌دانست

موسوی خوئینی ها آیه «یصدون عن سبیل‌الله» را این‌طور معنی می‌کرد که یک عده‌ای سد راه انقلاب هستند، با دولت‌ها سازش می‌کنند، بعد هم بهشتی و باهنر را جزو آموزش و پرورش و معاونین فرخ‌رو پارسا معرفی می‌کردند. آقای مطهری را هم علناً اسم می‌برد و می‌گفت. . .

ملل نیوز به نقل از بولتن: موضوع این گفت و شنود بازکاوی رویکرد مبارزاتی شهید مطهری بود که البته از آن نیز سخن رفت، اما دانسته‌های آقای شجونی از ریشه‌های شهادت آیت‌الله مطهری و تحریک برخی چهره‌ها نسبت به «متنسکان ترورپیشه فرقانی» حاوی نکات بدیع و ارزشمندی است که در تحلیل این رویداد بسیار به کار می‌آید. او در خاطرات خود از کسانی گفت که در ایجاد فضای سوءظن و بدبینی نسبت به استاد، فراوان نقش داشتند. اما از آن تاریخ تاکنون کماکان «جنت مکان» باقی مانده‌اند .

بدیهی است که برای ما امکان ارائه تمام نکاتی که شجونی با ما در میان گذارد وجود ندارد، با این همه آنچه فراروی شماست در ریشه‌یابی اندیشه فرقانی و پاره‌ای خط‌دهندگان به آن بی‌تأثیر نخواهد بود.

* آشنایی شما با شهید مطهری را از چه زمانی شناختید؟

در سال 1337 برای طلبگی به قم رفتم. سه چهار سال گذشت که آقای مطهری را شناختم. پدر من در سال 1324 فوت کردند و چون ایشان روحانی بودند، من هم علاقه پیدا کردم که راه او را دنبال کنم. مادرم، هم پدرم بودند و هم مادرم. به ایشان گفتم که می‌خواهم درس طلبگی بخوانم و با دوستی که او هم اهل فومن بود و هر دو در کلاس ششم درس می‌خواندیم، راه افتادیم و به قم آمدیم. از آنجا که با آیت‌الله بهجت فامیل بودیم، به ایشان هم معرفی شدیم و شروع کردیم به درس خواندن. گاهی فیضیه و گاهی دارالشفا و خلاصه کم‌کم پیش رفتیم و به تدریج با مراجع و علما بزرگ شدیم. یکی از شخصیت‌هایی که خیلی بالاتر از سطح حوزه تلقی شده بود، آقای مطهری بودند. اصلاً فاز ایشان با بقیه فرق داشت.

*
چه فرقی؟

ایشان به قول امروزی‌ها فرازمانی و به تعبیری فراحوزوی بود. افکار بلند اسلامی داشت و جلوتر از زمان خود بود. به نظرم آمد مثل سیدجمال‌الدین اسدآبادی بود که در خانه خودش محصور نماند و افکارش را به سراسر عالم برد و در مقابل حرف ناصرالدین‌شاه که گفت چیزی از من بخواه و گمان کرد که سید حالا باغی در ونک از او می‌خواهد، گفت من از شاه دو گوش شنوا می‌خواهم. شاه اوقاتش تلخ شد و او را تبعید کرد. آقای مطهری یک عالم برجسته مصلح بود، آن روزها ما گمان می‌کردیم که ایشان مثل سیدجمال است. بعدها که نفس شهید نواب صفوی به ما خورد، حس می‌کردم که شهید مطهری چنین شخصیتی است.

*
جایگاه شهید مطهری در حوزه چگونه بود؟

من تا آمدم بفهمم که آقای مطهری کیست و کجاست، به من گفتند که ایشان قم را رها کردند و به تهران رفتند. سال‌ها گذشت، من هم با سفارش آیت‌الله بهجت قم را رها کردم و به تهران آمدم. در حوزه علمیه مروی، پای درس آیت‌الله میرزاباقر آشتیانی، آیت‌الله کنی و آیت‌الله محلاتی می‌رفتم. آیت‌الله مطهری به آنجا می‌آمد و برای هفت و هشت نفر درس اسفار می‌گفت، ولی ما این طرف زکات حاج آقا رضای همدانی و صلوه حاج آقا دهقانی را می‌خواندیم به هر حال آقای مطهری پیش ما بسیار عزیز و محترم بود و ایشان را روزها در همان حجره‌های مدرسه مروی می‌دیدیم. بعدها که جرقه‌ای زد و منبر ما در تهران گرفت، آیت‌الله مطهری را بیشتر زیارت می‌کردیم. مدتی بعد هم که بالاتر از خانه ایشان در چهارراه قنات خانه‌ای تهیه کردیم، دیدار با ایشان بیشتر شد. در جلسات عصر پنجشنبه روحانیت مبارز تهران هم به زیارت ایشان نائل می‌شدیم. آغاز این جلسات به سال‌های قبل از 42 مربوط می‌شود. این جلسات شش سال به صورت مخفیانه تشکیل می‌شد که آقایان منتظری و هاشمی هم می‌آمدند.

* شهید بهشتی چطور؟

ایشان آن موقع آلمان بودند. از آنجا که می‌آمد، در مدرسه مروی، مرا بسیار تشویق می‌کرد که از محضر آیت‌الله مطهری استفاده کنم و می‌گفت که ایشان در جریان مسائل ایران است، در حالی که ما گرفتار شده‌ایم. بعدها هم آیت‌الله مطهری را همچنان در فاز بالایی می‌دیدیم و ایشان در دانشگاه‌ها درس می‌داد و در همه محافل علمی شهرها از جمله آبادان و اهواز هم سخنرانی می‌کرد. ما می‌دیدیم که او روحانی برجسته‌ای است که با روشنفکرها سروکار دارد. یک بار هم روی منبر به اصطلاح به سیم آخر زدم و علیه آریان‌پور فریاد زدم و گفتم چه مملکتی است که رئیس دانشکده الهیاتش اصلاً با خدا کاری ندارد. این ضد خداست. با این حرف‌هایی که زدیم ما را گرفتند و به ساواک بردند، بازجوی من به نام بهمنی از من پرسید که این حرف‌ها چیست که می‌زنی و به نظر تو مثلاً چه کسی باید رئیس دانشکده الهیات باشد؟ گفتم به نظر من آقای مرتضی مطهری! یک مرتبه دود از کله‌اش بلند شد و گفت، «روز قیامت در جهنم مارهایی هستند که آدم از دست آنها به افعی پناه می‌برد.» این حرفی که بهمنی زد، ناگهان در مغز من جرقه‌ای فکری را پدید آورد، وگرنه چه می‌دانستیم که رژیم چقدر از گستردگی دانش و علم آقای مطهری می‌ترسد. البته من آخوند تند و تیزی بودم که دائماً سروکارم به زندان می‌افتاد، ولی توقع نداشتم بقیه آخوندها سر از زندان در بیاورند، اگر کارهای فرهنگی می‌کردند، خوشم می‌آمد. آقای بهشتی و باهنر و سیدرضا برقعی به آموزش و پرورش رفتند و من واقعاً لذت می‌بردم، در حالی که شلاقی که من می‌خوردم، اگر دیوار می‌خورد، خراب می‌شد ولی هیچ توقعی نداشتم دیگران هم به این شیوه عمل کنند در حالی که بعضی‌ها انتظار دارند که اگر گرفتار می‌شوند، دیگران هم بشوند، در حالی که من به دیگران کاری نداشتم و برای خودم مبارزه می‌کردم و با این همه خدا شاهد است خوشحال بودم و می‌گفتم راهی که اینها انتخاب کرده‌اند، درست است. آنها در آموزش و پرورش کتاب‌های درسی می‌نویسند و در سطح ایران پخش می‌شود. آقای مفتح و آقای مطهری به دانشگاه رفتند، ولی متأسفانه در آستانه پیروزی انقلاب، آقایی در مسجد «جوستان» منبر می‌رفت و علیه آقای مطهری بد و بیراه می‌گفت. ما در آستانه تحول بودیم، ولی ایشان بالای منبر پرت و پلا می‌گفت. مسجد جوستان فعال بود و ایشان هم منبر می‌رفت و بعداً گرفتار شد. بعد هم بازاری‌ها می‌خواستند برایش خانه بسازند، پیغام داد حالا که می‌سازید یک کمی بزرگتر بسازید! به هر حال این شخص در مسجد جوستان کارش گرفته بود و فکر می‌کرد تا ابد ادامه دارد. روزی ایشان منبر بود. آقای کروبی پائین نشسته بود. شیخ قاسمی نامی هم پهلوی او نشسته بود، ولی دو سه تا از این جوان‌ها محو سخنرانی او بودند. یکی از آنها اکبر گودرزی بود که بعدها رئیس گروه فرقان شد، یکی محمود کشانی بود که شهید مفتح را او کشت. محمود کشانی را من خودم شخصاً دیده بودم، چون هشت ماه در مسجد المتقین کنار بولینگ عبده پیش‌نماز بودم. قبل از من آخوندی آنجا بود که می‌گفتند ساواکی است و وقتی او را بیرون بردند، مرا بردند که آنجا تطهیر شود! هر روز پلیس از کلانتری قلهک به آنجا می‌آمد و مزاحمت ایجاد می‌کرد و می‌گفت که من ممنوع‌المنبر هستم.

*
حرف‌هایی را که آقای موسوی خوئینی‌ها علیه آقای مطهری زد به یاد دارید؟

بله. آن آیه «یصدون عن سبیل‌الله» را این‌طور معنی می‌کرد که یک عده‌ای سد راه انقلاب هستند، با دولت‌ها سازش می‌کنند، بعد هم بهشتی و باهنر را جزو آموزش و پرورش و معاونین فرخ‌رو پارسا معرفی می‌کردند. آقای مطهری را هم علناً اسم می‌برد و می‌گفت با دولت سازش کرده است و اینها را مزاحم انقلاب می‌دانست.

* شنیدم که آقای مطهری به آقای موسوی خوئینی‌ها پیغام داده بود که این‌قدر تفسیرهای مارکسیستی نکن.

بله. در این باره هم حرف‌هایی دارم و می‌گویم. خلاصه می‌گفت که اینها مزاحم و سد راه انقلاب هستند و نمی‌گذارند انقلاب خمینی پیروز شود. این شیخ قاسمی به آقای کروبی می‌گوید: «ببین! این جوانها چه جوری او را نگاه می‌کنند؟ من گمان می‌کنم انقلاب که پیروز شود اینها آن سه چهار نفر را بکشند.» یک مرتبه آقای کروبی دستش را بلند کرد و محکم روی پای قاسمی زد و گفت: «نه بابا!» نشان به این نشان که وقتی انقلاب پیروز شد همین‌ها این بزرگواران را کشتند. آقای آقارضی شیرازی به اتفاق آقای مطهری به دیدن آیت‌الله انواری که از زندان آزاد شده بود، رفت. دیدند آقای موسوی خوئینی‌ها آنجا نشسته است. آقای رضی می‌گوید تا من و آقای مطهری وارد خانه انواری شدیم، ... از جا بلند شد و رفت و مطهری به انواری گفت: «آقای انواری! این را می‌شناسی؟» گفت: «نه!» گفت: «از کسانی است که مسائل اسلامی را به شیوه مارکسیستی و کمونیستی تفسیر می‌کند.» واقعاً این مرد چه افکار بلندی داشت و چطور همه چیز را خوب تشخیص می‌داد.

*
شما گودرزی را می‌شناختید، چه جور آدمی بود؟

آدم بی‌سوادی بود. بعدها همین آقای موسوی خوئینی‌ها او را به مسجد خمسه فرستاد.

*
قبل از انقلاب؟

بله. این حرف‌هایی که می‌زنم مال قبل از پیروزی انقلاب است. امام (ره) هنوز در نجف بودند. خلاصه ما به این شکل آقای مطهری را بیشتر می‌شناختیم و حرف‌های بهمنی بازجو هم خیلی برای من روشنگر بود. به اعتقاد من آقای مطهری مثل وقتی که ما خانه تکانی می‌کنیم و اضافات را بیرون می‌ریزیم، به تعبیری «دین تکانی» می‌کردند.


* علل این که آقای مطهری قم را ترک کردند، چه بود؟

ما بسیار به این توانایی «دین‌تکانی» آقای مطهری دل بسته بودیم و از این که ایشان قم را ترک کرد، خیلی اوقاتمان از دست کسانی که موجب این امر شدند، تلخ شد. در مورد علل، برای این که به کسی برنخورد می‌‌گویند به خاطر مسائل اقتصادی بوده است. ما هیچ وقت به فکر این نبودیم که از نبوغ چنین آدم‌هایی استفاده کنیم و دستگاه روحانیت ما واقعاً بی‌در و پیکر و بی‌حساب و کتاب است. تشکیلات دقیقی نداریم. اطرافیان ناباب آیت‌الله بروجردی هم موجب شدند که دو نفر دفتر ایشان را ترک کنند یکی شیخ محمد تقی اشراقی، پدر آقای اشراقی داماد امام (ره) و یکی هم حاج آقا روح‌الله خمینی (ره) که در نظر ما جوانها ابهت و عظمتی داشتند، چون ما کم و بیش در ارتباط با بیت آقای بروجردی، در اطرافیان ایشان زشتی‌هایی می‌دیدم. البته آقای بروجردی مشخصاً از هر عیب و نقصی مبرا بودند ولی اطرافیان به درد بخور و دلسوزی نداشتند و لذا علاقه ما به حاج‌آقا روح‌الله هر روز افزوده می‌شد و نیز به آقای مطهری هم که به تهران رفته بودند.

*
از نقش آقای مطهری در جامعه روحانیت خاطره‌ای دارید؟

در جلسات روزهای شنبه که ما شرکت می‌کردیم، آقای مطهری کم می‌آمد ولی بعدها که بنا شد اعلامیه‌ها منتشر و امضاها جمع شوند ایشان حضور نافذی داشتند. مخصوصاً جلسه بسیار مهمی در سال 1356 ـ 1355 در خانه ما تشکیل شد. آقای بهشتی به من زنگ زدند و آن روز، آن اعلامیه‌ای که امضای 160 نفر از روحانیون پای آن بود، تثبیت شد که حدود 90 ـ 80 نفر به خانه ما آمدند. آقای بهشتی به من گفتند: «حالا که جلسه در خانه شماست سه تا مبل تهیه و این سه نفر را دعوت کن: آقای بازرگان، آقای صدر حاج سیدجوادی و آقای سحابی».

*
مگر روی زمین نمی‌توانستند بنشینند؟

آنها تیپشان طوری بود که لابد نمی‌توانستند که آقای بهشتی این را گفت. ما هم از قضا از همسایه‌مان سه تا مبل تهیه کردیم. خدا شاهد است که جلسه آن روز خانه ما انگار که امروز است. فقط آن سه نفر روی مبل نشسته بودند و بقیه از خود آقای بهشتی و آقایان مطهری و انواری و مروارید و موسوی اردبیلی و مهدوی کنی و شاه‌آبادی و محلاتی و کل جامعه روحانیت مبارز روی زمین نشسته بودند. همه ما از نظر افکار با هم بودیم و هر چند در روزهای شنبه همگی شرکت نمی‌کردیم ولی اطمینان داشتیم که مثل هم فکر می‌کنیم.

*
گروه فرقان ادعا می‌کردند که تحت تأثیر افکار شریعتی و به خاطر مخالفت آقای مطهری با او، ایشان را ترور کردند. شما چقدر این ادعا را قبول دارید؟

از روی نفاق این حرف‌ها را زده‌اند. اینها برای نجات خودشان، حتماً از این جور طناب‌های پوسیده زیاد داشتند. این بدبخت‌ها در دام‌های دیگران بودند نقش بسیاری از خودی‌ها بدتر از شریعتی بود. گناهان اینها و این جور سخن گفتن‌هایشان از هر آدم فاسدی مؤثرتر است. کسی که آیه «یصدون...» را آن جور تفسیر کند. بعد همان گروه فرقان می‌آید و آقای مطهری را ترور می‌کند و سر کوچه دکتر سحابی اعلامیه‌ای را پخش می‌کند که در آن نوشته‌اند «فقاتلو ائمه الکفر انهم...» را پخش می‌کند.

*
شما که از جمله افرادی هستید که بسیار زندان رفته و شکنجه شده‌اند، این تحلیل برخی از افراد که «مرحوم مطهری انقلابی نبوده» را چگونه ارزیابی می‌کنید و انقلابی‌گری ایشان چه فرقی با انقلابی‌گری شما داشت؟

انقلابی‌گری آقای مطهری را با اصلاحات و تعقل بیشتر می‌دانستیم. من خودم احساس می‌کردم که او کار اساسی‌تری می‌کند و ریشه رژیم را می‌زند. ما در یک مسجدی می‌رفتیم و شلوغ می‌کردیم و ما را می‌گرفتند و به زندان می‌بردند، ولی مرحوم مطهری زیربناساز بود. شالوده را می‌ریخت. گاهی انسان دکوراسیونی سخن می‌گوید، گاهی زیربنایی حرف می‌زند. دکوراسیونی منبرهای انقلابی ما بود. داد و فریاد و برو و بیا. هر وقت که آقای مطهری مرا می‌دید خوشحال می‌شد، بغلم می‌کرد و می‌بوسید و معلوم بود که با ما همراه است. منتهی او به شیوه دیگری می‌خواست پایه‌های حکومت را سست کند. آدم اصلاحگر بزرگواری بود.

*
از روزهای اوجگیری انقلاب و حضور آقای مطهری در رویدادهای شاخص آن چه خاطراتی دارید؟

در راهپیمایی روز عاشورا، من در چهارراه کالج دیدم که مینی‌بوس هست و چند تا از دوستان مؤتلفه در آن نشسته‌اند و آقای میرمحمدی بلندگو دستش گرفته و می‌گوید مرگ بر شاه، همه مردم مات مانده بودند و هنوز گفتن این شعار شروع نشده بود. گفتم بندگان خدا غریب هستند و بروم کمک! رفتم در مینی‌بوس را زدم. باز کردند و خوشحال شدند. نشستم و از چهارراه کالج تا میدان انقلاب رفتیم. اولین بار بود که شعار می‌دادم. بلندگو را گرفتم و شروع کردم به گفتن مرگ بر شاه. در این گیر و دار یک نفر آمد و پنجره مینی‌بوس را باز کرد و به میرمحمدی گفت که از چهارراه پائین چهار هزار نفر چماقدار راه افتاده‌اند و دارند می‌آیند که مردم را بزنند. آقای میرمحمدی زود بلندگو را برداشت و گفت: «آی مردم! مبارزان! به هوش باشید! چهار هزار نفر چماقدار دارند می‌آیند.» و خلاصه روحیه مردم را به کلی خراب کردند. بلندگو را گرفتم و فریاد زدم، «مبارزان تکذیب می‌شود. دروغ است.» حالا دلم دارد تند تند می‌زند که چهار هزار چماقدار در راه هستند. خلاصه این مینی‌بوس را مرگ بر شاه گویان به سلامت رساندیم تا میدان انقلاب. در آنجا من پیاده شدم و یک مرتبه دیدم یک نفر از پشت سر می‌گوید: «آقای شجونی، آقای شجونی! اوضاع خراب است. مرگ بر شاه شروع شد. بیا با هم برویم!» برگشتم دیدم آقای مطهری است. مرا بغل کرد و بوسید. با او به طرف میدان آزادی راه افتادیم. در طرف راست خودمان دیدم هفت نفر از توده‌ای‌های هم زندان من ایستاده‌اند و تماشا می‌کنند. آمدند ودست دادند و من به آقای مطهری گفتم که اینها هم زندانی من بودند. البته آنها با همه آخوندها بد بودند و با من یکی خوب. وقتی می‌پرسیدم قضیه چیست؟ می‌گفتند می‌ترسیم این حرف درز کند و تو بروی زیر هشت. پیش خودمان باشد، چون نیم رخ تو مثل لنین است، تو را دوست داریم! خلاصه آنها هم کنار من و آقای مطهری راه افتادند. شعار مردم شده بود استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی. من به دهن آنها نگاه می‌کردم و می‌دیدم که دو تای اول را می‌گویند، جمهوری اسلامی را نمی‌گویند. گفتم چرا نمی‌گویید؟ گفتند چون دوتای اول را قبول داریم سومی را نداریم. گفتم «شماها آدم بشو نیستید.» [می‌خندد] خلاصه آنها رفتند و من، آقای مطهری تا پایان رفتیم. یکی از دوستان ما هم آمد و گفت بگذارید از شما عکس بگیریم که آن عکس حالا هم هست.

*
آیا از روز ورود امام(ره) خاطره‌ای دارید؟

آقای مطهری در مسئله خیلی نقش داشت، ولی من نوفل لوشاتو بودم و از آنجا اخبار فعالیت‌های ایشان را می‌شنیدم.

* آیا در آنجا آقای مطهری را دیدید؟

نه. آنها در اینجا تحصن داشتند. ایشان آمدند و زود برگشتند، من در پاریس ایشان را زیارت نکردم. من و محمد منتظری با هم خیلی رفیق بودیم. روز آمدن امام(ره) از نوفل لوشاتو من و محمد منتظری رفتیم فرودگاه. شهید مهدی عراقی، صداقت‌نژاد، سیدحمید زیارتی هم بودند که اینها پرونده داشتند و ساواک قرار بود آنها را بگیرد. ما هم افکارمان داغ بود. دیدیم این جبهه ملی و نهضت آزادی خیلی حرص می‌زنند که همراه امام(ره) وارد هواپیما بشوند. قطب‌زاده و صباغیان و یزدی و بقیه. گفتیم ما از لج اینها در هواپیمای امام(ره) نمی‌نشینیم. همه آنها حرص زدند و رفتند و بالاخره یکی‌شان آمد و گفت: «آقایان! چهار تا جای خالی داریم.» ما روی لجی که اینها می‌خواهند از حضور امام(ره) بهره‌برداری کنند، نرفتیم. از اینها گذشته من فکری هم داشتم که این چریک‌ها و سیاسی‌های فراری را که می‌خواهند برگردند، ما باید در فرودگاه دعوا و بزن بزن راه بیندازیم که بتوانیم آنها را از فرودگاه خودمان وارد کنیم، وگرنه اداره گذرنامه آنها را دستگیر می‌کرد. در هواپیمای دومی که سوار شدیم کاغذی دستمان دادند که بالای آن نوشته شده بود شاهنشاهی و ما این را خط زدیم و اسم خودمان را نوشتیم. بعد هم بلند شدیم و به مردم گفتیم که جمهوری اسلامی شده و شاهنشاهی را خط بزنند. آنها هم با تعجب نگاهمان می‌کردند و پشیمان شده بودند که چرا با این هواپیما آمدند.

*
به ایران که رسیدید چه اتفاقی روی داد؟

به گذرنامه فرودگاه که رسیدیم، گذرنامه مرا مهر زدند و گذرنامه محمد منتظری و بقیه را نگه داشتند. یقه او را گرفتم و به زور وادارش کردم گذرنامه همه را مهر بزند. آمدیم سوار هیلمنی که دنبالمان آمده بود، بشویم که روشن نشد و آن را هول دادیم.

*
شهید مطهری را بار دیگر در کجا ملاقات کردید؟

بعدها در جامعه روحانیت مبارز تهران چند بار آقای مطهری را زیارت کردم. در آنجا بنی‌صدر، رجایی و دکتر بهشتی را هم می‌دیدم. بعد هم که گرفتار مسائل اجرایی و مسئولیت کمیته کرج شدم و کمتر ایشان را زیارت می‌کردم

...


 

آن چه به تازگی در کشور رخ داد، اگر هیچ پیامدی هم نداشته باشد؛ پرده‌برداری از بازی مشترکی است که دو جریان سیاسی به ظاهر متقابل در عرصه‌ی سیاست به نمایش گذاشته‌اند؛ آیا می‌توان صحنه‌های بعدی این بازی را پیش‌بینی کرد؟

ملل نیوز به نقل از"عماریون " بازی مشترکی که جریان انحرافی و فتنه‏گران طی روزهای گذشته و به دنبال اقدام تأمل برانگیز رییس جمهوری در ماجرای برکناری وزیر اطلاعات، از خود به نمایش گذاشتند، حس‏گرهای بسیاری از تحلیل‏گران را، برای فهم دقیق‏تر چنین سناریویی، به حرکت درآورد.

سکوت جریان نفوذی دولت در مقابل جریان فتنه پس از انتخابات 88، هرچند علامت سوال‏های بسیاری را در اذهان ایجاد کرد؛ و گرچه پس از تدوام این سکوت در پی اتفاقات 25 بهمن 89، بسیاری را به اتخاذ موضع واداشت؛ اما نتوانست هم‌چون امروز زنگ خطر این هم‌سویی را به صدا درآورد.

فهم پدیده‏های سیاسی و تحلیل این قبیل رویدادها البته هیچ‌گاه نباید با مطلق‏انگاری همراه باشد، چرا که حلقه‏های مفقود فراوانی همیشه در میان است که نباید تأثیر آنها را در واقع‏نگاری قضایا نادیده گرفت. اما به هر روی، مشاهدات و یافته‏های موجود در این عرصه هم حاوی نکات فراوان و البته قابل توجهی هستند که هر یک گویای شعبه‏ی تازه از یک ماجرا خواهند بود.

زمین مشترک بازی جریان انحرافی و فتنه در ماجرای اخیر و دروازه‌ی واحدی که هر دوی آنها هدف شلیک توپ‏هایشان قرار دادند نمونه‏هایی از همین یافته‏هاست که گویای ابعاد تازه ای از رویکردی است که جریان انحرافی در پیش گرفته است.

هدف مشترکی که هر دو جریان به دنبال آن بوده‌اند و البته هریک منافع خاص خود‌ را در آن دنبال می‏کنند، «جدایی افکنی و ایجاد فاصله میان رییس‌جمهور و اصولگرایان» است.





اثبات این مدعا و بیان و شواهد چنین مقوله‏ای مجال موسعی می‌طلبد که این نوشته فاقد آن است؛ هرچند با اندکی تامل می‏توان تا حد قابل توجهی این رویداد را تصدیق کرد اما به هر روی، مسئله‌ی اصلی در این میان رویکردی ا‏ست که جریان انحرافی مدت‏هاست در پیش گرفته و امروز بعد تازه‏ای از آن آشکار شده است.

جریان نفوذی دولت که درست یا غلط با محوریت رییس دفتر رییس جمهور شناخته می‏شود، مدتی است که خویش را در قامت یکی از کنش‏گران فضای سیاسی ایران تعریف کرده و در تلاش است تا هرچه بیش‌تر بر اعتبار و اثر‌بخشی خود بیافزاید.

با این همه، تازه‌واردی این جریان به جمع بازیگران عرصه‌ی سیاست، تا مدت‏ها آن‏ها را از قرار گرفتن در کانون توجهات دور نگه می‏داشت هرچند که تلاش‏های فراونی هم از سوی آن‌ها برای جلب توجه دیگران صورت گرفت. اقدامات تأمل‌برانگیز فراوان جریان انحرافی که برای رهایی از گمنامی دنبال می‏شد، البته روز به روز رنگ تازه‏ای به خود می‏گرفت و در مقابل نحوه‌ی مواجه با آن نیز، اندکی دقت و ظرافت می‏طلبید؛ چرا که این جریان خویش را به رییس‏جمهور برخاسته از جریان اصولگرا منسوب می‏کرد و در مقابل اقداماتی مغایر با برخی ارزش‏های انقلاب، انجام می‏داد.

با این مقدمه به نظر می‏رسد ضرورت شناخت دقیق چنین جریانی که رگه‏هایی از عدم شفافیت هم در آن مشاهده می‏شود به خوبی نمایان شده است. این ضرورت البته آن زمان دو چندان خواهد شد که به هم‌سویی جریان انحرافی با فتنه‏گران در جریان اخیر توجه شده و البته جمله‌ی کلیدی «هوشنگ امیر احمدی» را در مصاحبه با روزنامه‌ی «گاردین» فراموش نکنیم که گفته بود: «مشایی آلترنانتیو جنبش اصلاحات است» و ابراز امیدواری کرده بود که «مشایی رییس جمهور آینده ایران خواهد شد.»

در همین راستا، این نوشته بنا دارد تا به نحوه‌ی گذرا اندکی از ابعاد ماهوی جریان انحراف را بررسی کرده و برخی محورهای مورد تاکید این جریان را که به نحوی درکنش سیاسی آن‌ها نمود یافته، به شکل دسته‏بندی شده ارایه نماید.


جریان انحراف و اولویت‏های سال 90

به خوبی می‏توان دریافت که یکی از اولویت‏های اصلی جریان نفوذی دولت، کسب هرچه بیشتر کرسی‏های مجلس در سال جاری است. این هدف اما، برای محقق شدن در پازل ترسیم شده این جریان نیازمند ملزوماتی است، که تامل در آن‏ها تهدیدهای فراوانی برای آینده‌ی کشور به نمایش می‏گذارد.

جلسات مختلف فعالین اصولگرایان با رییس‌جمهور و بی‏نتیجه ماندن هر یک از آن‏ها، شاید بتواند سرنخ پی‌گیری این ماجرا باشد. چرا ‌که آن‌چه از مجموع این نشست‌ها به دست آمده نشان می‏دهد، جریان انحرافی قصد بازی تیمی را ندارد و با تک‌روی و جدایی از اصولگرایان به دنبال اجرای برنامه‏های خویش است.

از جمله تاکتیک‏های معروف این جریان البته اختلاف‌افکنی و ایجاد شکاف است که با روش‏های مختلفی نظیر طرح مباحث اختلاف‏برانگیز دنبال می‏شود.




از جمله تاکتیک‏های معروف این جریان البته اختلاف‌افکنی و ایجاد شکاف است که همین رویکرد را در رابطه با معتقدین به گفتمان انقلاب نیز دنبال کرده‏اند. ایجاد انشقاق در صف اصولگرایان اما با روش‏های مختلفی از سوی جریان انحراف پی‌گیری می‏شود. یارگیری به طرق مختلف از گوشه‏ای از بدنه‌ی اصولگرایان، طرح مباحث اختلاف‌انگیز در میان بخش دیگری از این جریان و حتی اتهام‌زنی به گروهی از منتقدین دلسوز دولت از جمله این اقدامات است.
نقطه‌ی خطرناک این سناریو، تلاش‏هایی است که در راستای وادار ساختن احمدی‌نژاد برای عبور از گفتمان اصولگرایی صورت می‏گیرد. این هدف با القای یک فضای دو قطبی دنبال می‏شود که از سویی با برافروختن هرچه بیش‌تر آتش دشمنی با هاشمی، هر آن‌که را انتقادی به دولت داشته باشد در تیم مقابل قرار داده و از سوی دیگر با تدارک اقداماتی هم‌چون بست‏نشینی اخیر احمدی‏نژاد، موجبات اعتراض معتمدین به گفتمان انقلاب را فراهم می‏کند. این برنامه اما زمانی تکمیل می‏شود که با القای توهم توطئه، رییس‌جمهور و البته افکار عمومی را هم به این مساله مشغول می‏سازند که جریانی در دورن نظام با تمام قوا به دنبال کودتا وبرانداز‏ی دولت است.





جریان انحرافی البته از اتهام زنی به افراد سرسخت‌تر هم دریغ نمی‏کند و با دنبال کردن تحولاتی همچون مفاسد اقتصادی سعی در خارج کردن گروهی دیگر از رقبا از بازی دارد.

اختلاف‌افکنی میان قوا هم البته دستور کار دیگر این جریان است که به طرز عجیبی به آن دامن زده می‏شود. عدم رعایت بدیهیات قانون که این روزها صدای مجلس را در آورده شاید بهترین مثال برای این جریان باشد. با توجه به این فضا و همچنین هدف یاد شده در راستای انتخابات مجلس، به نظر می‌رسد می‏بایست ویژگی‏های رفتاری جریان انحراف با دقت بیشتری مورد ارزیابی قرار گیرد.

ویژگی‏های جریان انحرافی

1- ایجاد شخصیتی کاریزماتیک: چهره‌ی اصلی این جریان سعی می‏کند، با مواضع ساختارشکن خود و البته با چهره‏ای متفاوت شناخته شود دیگر اشخاص فعال حول وی نیز عمدتا در جهت تقویت این باور حرکت می‌کنند که فرد یاد شده دارای ویژگی‌ها و شاخصه‌های ممتازی است. به عبارت دیگر این جریان به دنبال تولید یک پدیده‌ی شخصیتی کاریزماتیک است. این پدیده شخصیتی، لزوما هم نباید به عنوان یک کاراکتر مثبت شناخته شود. مهم تمایز وی با دیگران است. این تمایز می‏تواند مثبت یا منفی باشد؛ «بدنامی بهتر از گمنامی است». مروری بر اظهار نظر برخی از این افراد مانند «عباس امیری فر» دبیر کل جامعه‌ی وعاظ ولایی، «علی اکبر جوان فکر» مدیر عامل ایرانا، «حمید افراشته» دبیر شورای مشاوران جوان ریاست‌جمهوری به خوبی رویکرد غلو‏آمیز آنان را در بزرگ‌نمایی شخصیت مهره‏ای این جریان به نمایش می‏گذارد.

2- قاعده گریزی: ویژگی دیگر این جریان شکستن قواعد مرسوم سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و ... است. قاعده گریزه یا ساختار‌شکنی در دو حوزه‌ی گفتمان و عملکرد سیاسی به خوبی در ابعاد ماهوی این جریان قابل مشاهده است. شخصیت محوری این جریان، در قریب به اتفاق مواضعش سعی می‏کند به نوعی از خط قرمزهای اعتقادی، فرهنگی و عرفی عبور کند و موضعی متفاوت اتخاذ نماید.



در حوزه‌ی عملکرد سیاسی نیز، این بی‏قاعدگی به وضوح نمایان است. به گونه‏ای که می‏کوشند ساختار صف‏بندی‏های سیاسی را در هم نوردیده و از میان تمام اقشار و طیف‏های سیاسی، مذهبی و قومی و فرهنگی و هنری با هر تفکر و گرایشی، جذب نیرو کنند. بر این مبنا، گرچه خویش را منتسب به رییس‏جمهور اصولگرا می‏دانند، اما طبق شواهد، ارتباطات پنهان گسترده‏ای با جریان تکنوکرات و جریان اصلاحات برقرار ساخته‏اند.

3- حرکت حقله‏ای و سطح‏بندی شده: بدین معنی که حلقه‏های مختلفی را برای برقراری ارتباط و پیگیری برنامه‌های خود دارند. این حلقه‏ها سطح بندی شده و هر سطحی وظیفه‏ای خاص ر ا برعهده دارد. به عنوان مثال حلقه‌ی دانشجویی، راه انداختن جنبش وبلاگی و حمایت در فضای مجازی را مدیریت می‏کند. حلقه‌ی مدیران دولتی، تقویت و نفوذ عناصر و عوامل موردنظر در بدنه‌ی دولت را دنبال می‏کنند. هم‌چنین در میان لایه‎‏های مختلف اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و ... فعال شده و نیرو جذب می‏کنند.

4- بهره‏گیری از رویکرد ایدئولوژیک: با توجه به اهمیت نگرش‏های فلسفی در عرصه‌ی تئوری‏پردازی و عمل سیاسی، این جریان می‏کوشد با بهره‏گیری از این شیوه، ضمن ایجاد سردرگمی و ابهام، جذابیت‏های ذهنی ایجاد نماید. ادبیات رحیم مشایی مشهون از کاربرد واژگان و ادبیات فلسفی است. از طرف دیگر رویکرد ایدئولوژیک با تعریف خاص آن، در ادبیات این جریان تداوم دارد. این در حالی است که متخصصان حوزه‏ی علوم انسانی بر این باورند که ادبیات التقاطی ارایه شده از سوی جریان انحراف، خالی از هرگونه ارزش علمی و بار ایدئولوژیک بوده و کاملا تبلیغاتی است. نگاه جدید به بحث مهدویت و توام با آن طرح مکتب ایرانی از اسلام با این رویه، قابل توجیه است.

5- حادثه سازی، مسئله آفرینی، بحران سازی: شاید بارزترین ویژگی این جریان، مسئله‌سازی آنان برای کشور باشد. این ویژگی هرچه به جلو حرکت می‏کنیم با شدت بیشتر بروز می‏نماید. آنان برای حیات خود و دست‏یابی به اهداف از پیش تعیین شده نیازمند مسئله‏سازی و بحران هستند. به عبارت دیگر جریان انحرافی را باید، جریانی «بحران زایی» دانست که حیاتش را فقط در تنش‌آفرینی تعریف کرده و از همین روست که رسانه برای آن‌ها از اهمیت فوق العاده‏ای برخوردار است.

6- اعتقاد به امتیازگیری، به ویژه به مدد اهرم رسانه‏ای – سیاسی: با گذشت زمان و افزایش میزان آگاهی و شناخت جریان‏های مذهبی و مردمی از ماهیت این طیف، آنان تلاش می‏کنند با به راه انداختن امواج تبلیغاتی از نظام امتیاز بگیرند و هزینه‏های آن را بر رییس‌جمهور تحمیل کنند. از ابزاهای آنان برای این امتیازگیری ترویج تئوری توطئه است. تا القا کنند، جریانی دنبال ضربه به دولت بوده و راه جبران این توطئه‏ها، تامین خواسته‏ها و مطالبات آنان در عرصه‌ی مدیریت سیاسی کشور است.





الگوهای عمل سیاسی جریان انحرافی

فارغ از ویژگی‏های یاد شده، آن‌چه که از اهمیت خاصی برخوردار است، راه‌بردهای عملیاتی این جریان در راستای نیل به اهدافشان است که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره می‏شود:

1- تضعیف پارامترهای وحدت بخش اصولگرایان: آن‏گونه که عنوان شد یکی از استراتژی‌های جریان انحرافی، ایجاد انشقاق در صف اصولگرایان است. در همین راستا این جریان برخی از معیارهای وحدت آفرین دربین اصولگرایان را مورد هجمه قرار داده تا با این اقدام بتواند در نبود زمینه‌ی رقابت جدی با جریان‏های دیگر، فضای دو قطبی مورد نیاز را بین اصولگرایان ایجاد نماید.

2- جدایی از روحانیت: رویکرد افراد شاخص این مجموعه در تبیین و تفسیر مباحث دینی، این شائبه را تقویت می‏نماید که آنان به نوعی استقلال فکری را در مقابل دستگاه روحانیت و حوزه‏های علمیه ترویج می‏نمایند. بی‏توجهی مکرر به توصیه‏ها و انتقادات مراجع و روحانیت و اخیرا موضع‏گیرهایی علنی علیه علمای شاخص، بیش از گذشته نشان می‏دهد که آنان تز «حرکت منهای روحانیت» را با جدیت دنبال می‏کنند.

3- تضعیف و به چالش کشاندن ساختارهای موثر در جامعه: تضعیف ماهرانه هیأت‏های مذهبی، حوزه‏های علمیه، جامعه‌ی مداح‏ها به شیوه‏های گوناگون از دست‏آوردهای حرکت خزنده‌ی این جریان است. ایجاد اختلاف بین این قشرها و موضع‏گیری علیه آنان با هدف کاهش سطح اثرگذاری آنان در تحولات سیاسی صورت می‏گیرد.

4- تکیه بر ادبیات اومانیستی و انسان‌گرایی لیبرال با التقاط مفاهیم دینی و الحادی

5- شبکه‌سازی: شبکه‌سازی به منظور رشد سریع و شتابان با تشکیل شورای راه‌بردی در دستور است. چرا که لیدرهای این جریان تصور می‏کنند تا زمان آغاز رقابت‏های جدی آینده فرصت چندانی نیست تا به شیوه‏های معمول به عرضه‌ی افکار و اندیشه‏های خود بپردازند. به ویژه این‏که به سست بودن پایگاه خود در میان افکار عمومی آگاهی دارند. این شبکه‏سازی با محوریت فضای مجازی و رسانه‏ای و تکیه بر برخی صنوف و قشرها و عمدتاً با استفاده از تطمیع مالی پی‏گیری می‏شود.

6- استفاده از ارزش‏ها و باورهای دینی: در کنار سو استفاده از باور مردم به مهدویت و فرهنگ انتظار، این طیف، ولایت‌مداری و اعتقاد مردم به ولایت فقیه را نیز در جهت اهداف گروهی در نظر می‏گیرند و بدین وسیله به دنبال کاهش فشارها و انحراف افکار عمومی از ماهیت خود هستند.

...


صدور مجوز فعالیت برای سایت های ثبت شده در ساماندهی

در راستای ارتقای جایگاه رسانه ها و پایگاه های اطلاع رسانی و همچنین تکریم و تایید شان و نقش سایت های اطلاع رسانی برای اولین بار امکان صدور مجوز رسمی فعالیت پایگاه های اطلاع رسانی ثبت شده در سامانه ساماندهی میسر شد.متقاضیان از طریق مراجعه به پایگاه ساماندهی و تکمیل مدارک مربوط به صدور مجوز و پرکردن شناسنامه پایگاه متبوع می توانند تصویر درخواست خود را به همراه مدارک مربوطه ارسال نمایند تا نسبت به صدور مجوز فعالیت آن ها اقدام گردد.

در راستای ارتقای جایگاه رسانه ها و پایگاه های اطلاع رسانی و همچنین تکریم و تایید شان و نقش سایت های اطلاع رسانی برای اولین بار امکان صدور مجوز رسمی فعالیت پایگاه های اطلاع رسانی ثبت شده در سامانه ساماندهی میسر شد.

ملل نیوز به نقل از بولتن نیوز :طی گزارشی از ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی و خبرگزاری های غیردولتی معاونت امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیران مسئول پایگاه های ثبت شده در سامانه samandehi.ir از امروز می توانند برای دریافت مجوز رسمی فعالیت خود اقدام نمایند.

متقاضیان از طریق مراجعه به پایگاه ساماندهی و تکمیل مدارک مربوط به صدور مجوز و پرکردن شناسنامه پایگاه متبوع می توانند تصویر درخواست خود را به همراه مدارک مربوطه به نشانی Support@samandehi.ir آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسکریپت دارید ارسال نمایند تا نسبت به صدور مجوز فعالیت آن ها اقدام گردد.

بنابراین گزارش کلیه متقاضیان ده روز پس از ارسال مدارک ،  میتوانند درخواست خود را از طریق تماس با شماره تلفن های  88319539 و  88328104 پیگیری نمایند.

گفتنی است، چندی پیش نیز این ستاد در اقدامی در راستای ایجاد امکان برخورداری خبرنگاران سایت های خبری از تسهیلات فراهم برای خبرنگاران، سامانه ای را برای ثبت مشخصات خبرنگاران سایت های خبری راه اندازی کرد تا خبرنگاران با ثبت نام در سیستم جامع مستندسازی سوابق و آثار خبرنگاران کشور (سمان)، از تسهیلات مختلف برخوردار شوند.

گفتنی است، این در حالی است که پیشتر، هیچ گونه تسهیلاتی برای خبرنگاران پایگاه های خبری در نظر گرفته نشده بود.

...


توضیح دادستان درباره پرونده فائزه هاشمی

توضیح دادستان درباره پرونده فائزه هاشمی

جعفری دولت‌آبادی در خصوص آخرین نتیجه تشکیل پرونده برای فائزه هاشمی گفت: برای فائزه هاشمی پرونده قضایی تشکیل شده و اتهام را نمی‌توانم بگویم اما مصاحبه‌ای که وی با برخی از رسانه‌ها کرده موجب تشکیل این پرونده شده است.

 

 


دادستان تهران درباره آخرین وضعیت پرونده‌ی فائزه هاشمی، دکتر سرابی، دکتر سودبخش، رها شدن سه بیمار در اطراف تهران و ورزشکاری که متهم به قتل است، اظهارنظر کرد و هم‌چنین درباره‌ی شکایت از مداحان نیز گفت: اجازه دهید دادستانی در حوزه‌های فکری و عقیده‌ای افراد ورود پیدا نکند مگر موضوع بزرگ باشد.

 عباس جعفری دولت‌آبادی در حاشیه معارفه معاون امور زنان و اطفال دادسرای تهران در جمع خبرنگاران در خصوص آخرین نتیجه پرونده کودک‌آزاری اظهار کرد: در یکی از بندهای مربوط به قانون کودک‌آزاری آمده که یک‌سری از مراکز وظایفی برعهده دارند که اگر این وظایف را انجام ندهند متهم هستند و تحت پیگرد قرار می‌گیرند. طبق پیگیری‌های انجام‌شده از مسوولان بهزیستی سوال کردیم و برخی از آنها را فرا خواندیم. البته این بخش از پرونده به همراه سایر بخش‌ها به دادگاه ارسال خواهد شد.

وی یادآور شد: تا دوشنبه آخرین تحقیقات در این زمینه انجام می‌شود و با صدور کیفرخواست پرونده به دادگاه ارسال می‌شود.

وی در پاسخ به این سوال که تخطی مسوولانی که در این رابطه به دادسرا فرا خوانده شده بودند، چیست؟ گفت: عدم پیگیری و اطلاع‌رسانی در مورد وقوع کودک‌آزاری.

خبرنگاری با بیان اینکه یکی از مسوولان مدعی شده که رهاکردن سه بیمار در اطراف تهران صحت ندارد که دادستان پاسخ داد: یکی از فرض‌های اولیه این بود که عده‌ای آمده‌اند و بزرگ‌نمایی کرده‌اند اما تا این لحظه در این خصوص به سرنخی نرسیدیم. درباره این ادعا تنها یک عکس وجود داشت که البته فیلم‌بردار و عکاس نیز شناسایی شده‌اند و تحقیقات از آنها آغاز شده است.

وی اضافه کرد: آنها مدعی شده‌اند که در مقام خبرنگار افتخاری اقدام به تهیه این عکس کرده‌اند. تاکنون در این خصوص 10 نفر دستگیر شده که همگی اقرار و اعتراف کرده که این کار را انجام داده‌اند و اقدامات خود را به مسوولان بالا منتسب کرده‌اند.

دادستان تهران گفت: ما به مسوولان بار دیگر تأکید می‌کنیم که از اظهارنظرهای بیهوده خودداری کنند. تحقیقات ما ادامه خواهد داشت و اگر درباره فردی که آنها اعلام کردند به نتیجه برسیم افراد را تحت تعقیب قرار خواهیم داد.

به گزارش ایسنا، خبرنگاری با اشاره به اینکه مسوولان وزارت بهداشت اعلام کردند که در این خصوص خود شاکی خصوصی هستند، سوال کرد که آیا شکایتی از ناحیه آنها مطرح شده یا خیر؟ که جعفری دولت‌آبادی گفت: روزهای اول آنها طرح شکایت کردند اما شکایت آنها رافع مسوولیت‌شان نیست. اینها از عواملی که خودسر نامیده‌اند اعلام شکایت کرده‌اند و بازهم تأکید می‌کنم شکایت آنها رافع مسوولیت‌شان نیست. البته سرنخ‌های ما درباره اینکه این اقدام برای تخریب دستگاهی رخ داده کافی نیست و اگر مسوولان در این رابطه ادله‌ای دارند به ما ارایه کنند تا ما درباره آن اقدامات بیشتری انجام دهیم.

جعفری دولت‌آبادی در خصوص آخرین نتیجه تشکیل پرونده برای فائزه هاشمی گفت: برای فائزه هاشمی پرونده قضایی تشکیل شده و اتهام را نمی‌توانم بگویم اما مصاحبه‌ای که وی با برخی از رسانه‌ها کرده موجب تشکیل این پرونده شده است.

جعفری دولت‌آبادی در خصوص ورزشکاری که مرتکب قتل شده، توضیح داد: شب گذشته با بازپرس پرونده تماس داشتم که وی گفت دو نفری که درحال حاضر در بازداشتگاه به سر می‌برند قاتلان واقعی پرونده نیستند، متهمان اصلی به نام‌های امیر و صادق هستند، البته پدر این افراد نیز به اتهام مواد مخدر دستگیر شده است.

وی افزود: تحقیقات انجام‌شده حاکی از آن است که قاتل اصلی متواری است. قتل متوجه یکی از برادران است که این فرد تا شب گذشته هنوز خود را معرفی نکرده است.

وی درباره علت بازداشت دو برادر فرد قاتل گفت: برای انجام اقدام تأمینی صرف بازگشت متهم اصلی این افراد در بازداشت به سر می‌برند.

به گزارش ایسنا، دادستان تهران در مورد آخرین وضعیت پرونده قتل پسر و عروس شهید هاشمی گفت: این پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه ارسال شده است.

وی همچنین گفت که پرونده دکتر سرابی نیز به دیوان عالی ارسال شده است.

جعفری دولت‌آبادی یادآور شد: اما در مورد پرونده دکتر سودبخش هنوز سرنخی به دست نیامده است.

جعفری دولت‌آبادی با ارایه توضیحاتی در خصوص کشف جسد در اعماق یک چاه در شهرک ژاندارمری بیان کرد: خانمی به همراه یک فرد بیگانه این فرد را به داخل چاه می‌اندازد که البته پلیس آگاهی قزوین پرونده را پیگیری کرد، سرنخ‌هایی به دست آورد و این افراد دستگیر شدند.

وی در مورد کشف جسد مثله شده در سطل زباله در یکی از محله‌های تهران نیز گفت: این فرد افغانی بوده اما هنوز هویت وی مشخص نشده و تحقیقات همچنان ادامه دارد.

در ادامه خبرنگاری با بیان اینکه افرادی که از دو مداح شکایت کرده‌اند، خود پیش از این اظهارنظرهایی در مورد پیامبران داشته‌اند، آیا برای این افراد پرونده‌ای تشکیل شده یا خیر؟ که دادستان تهران پاسخ داد: بارها گفته‌ام که ما را با دستگاه‌های دولتی به دعوا نیندازید ما اگر جایی احساس کنیم جرمی واقع شده ورود پیدا می‌کنیم. درخصوص این مداحان نیز واحدهای دولتی طرح شکایت کرده‌اند که پرونده ارجاع نیز شده است. اما مدعی‌العموم شکایتی نکرده، اجازه دهید دادستانی در حوزه‌های فکری و عقیده‌ای افراد ورود پیدا نکند مگر اینکه این مورد خیلی بزرگ باشد.

خبرنگار دیگری با بیان اینکه معاون حقوقی رییس‌جمهور در رابطه با شکایت از این مداحان اعلام کرده بود که مدعی‌العموم در این خصوص وارد شده و پس از آن ریاست‌جمهوری طرح شکایت کرده است از دادستان تهران خواستار توضیح شد که وی گفت: دادستانی سخنگو ندارد، ما به هیچ عنوان در این مورد وارد نشدیم و صرفا با همان شکایتی که مطرح شد تشکیل پرونده صورت گرفت.


...


خانم کارگردان، این‏جا غرب نیست!

در چند روز گذشته شبکه من و تو 1 اعلام کرد از این پس فیلم‏های تهمینه میلانی را نمایش خواهد داد.دلیل این‏که «من و تو 1» فیلم‏های میلانی را نشان می‏‌دهد به هم‏خوانی تفکرات سکولار این فیلم‏ساز با سیاست‌های آن‏ها برمی‏‌گردد.

 

 

اباحه گری، سیاه نمایی از وضعیت کشور، مفلوک نمایاندن زنان، فقیر و معتاد نشان دادن چادری ها، لذت جویی، پول پرستی، اشرافیگری و از این قبیل به ارزش های سینمای ایران تبدیل شده است. چرا اینگونه است؟ چون سینماگران ما به جای آنکه قصه ای بومی برای مردم خود تعریف کنند کپی دست چندم قصه های هالیوود را از نگاه شیفته خود تصویر می نمایند و انتظار دارند، مردم فیلم آنها را بپسندند. سینمای ایران با اینکه گاه ظاهری سالم دارد اما هیچگاه نتوانسته از درونیات سکولار خود فاصله بگیرد.

در چند روز گذشته شبکه من و تو 1 اعلام کرد از این پس فیلم های تهمینه میلانی را نمایش خواهد داد. حدود 20 کامنت که اکثراً در تایید این فیلم ساز بود هم زیر سایت این شبکه وجود داشت که از حد یک وبلاگ کمتر است. اما چرا «من و تو 1» می خواهد فیلم های میلانی را نشان دهد. چون با سیاست های این شبکه و فارسی وان همخوان است. سالها قبل از اینکه فارسی وان و من و تو 1 راه اندازی شود میلانی از فضای سیاه جامعه برای زنان و ظلم مردان نسبت به آنان فیلم ساخته است.
«دو زن» که از طرف جشنواره فیلم فجر در دوران اصلاحات، تحسین شد ابتدا انقلاب فرهنگی را زیر سوال برد و آنرا موجب نگون بخت شدن دختران دانست و سپس تحجر و هوسبازی دو مرد را موجب تباهی «فرشته» رویاهای میلانی نمایاند. در نیمه پنهان که با شکست تجاری وحشتناک مواجه شد، فضایی سیاه از جامعه ترسیم شد البته همان کسی که موجب اخراج دختران دانشگاه بود سالها بعد به رفیق همسر اصلاح طلب و سابقاً بازجوی زن بدل شد. او در واقع در این فیلم، انقلاب اسلامی و اصلاح طلبان را با هم مورد هجمه قرار داد و به نوعی نسخه همه را پیچید. با این حال دلیل اصلی من و تو برای نشان دادن فیلم های میلانی، «اباحه گری» آنهاست.

در فیلم «زن زیادی» بازیگر نقش اول مرد (امین حیایی) به صراحت از اینکه زود زنش داده اند و باید می گذاشتند در دوران تجرد روابط عاشقانه خارج از ازدواج را تجربه می کرد سخن می گوید و همه ناهنجاری های اخلاقی و روحی خود را به آن مرتبط می کند. در واقع خود را برای چند همسری محق جلوه می دهد. در «آتش بس» تمسخر غیرت مردانه را می بینیم آنجا که مرد با هم کلام شدن زنش با سه مرد نامحرم در گالری مخالفت می کند. در «یکی از ما دو نفر» این مسئله کامل می شود و زن هم زمان با سه مرد رابطه دارد. این همان تم اصلی سریال های فارسی وان و من و تو است.

در سریال «لاست» یا «زنان عاجز» چند همسری هم زمان برای زنان تبلیغ می شود یا اینکه می گوید چه اشکالی دارد زن و مرد در عین اینکه با هم زندگی می کنند هر یک دوستانی از جنس مخالف داشته باشند. آیا این گذاره در «یکی از ما دو نفر» به وضوح دیده نمی شود؟! میلانی ایران را با کشورهای غربی اشتباه گرفته است. چون عده ای که نوعاً از طبقات متوسط به بالا هستند اهل اباحه گری اند آیا دلیل می شود که همه مردم ایران به دنبال چنین چیزی باشند که اگر به آن نرسیدند عقده ای باشند؟! در دین مبین اسلام چند همسری برای زنان ممنوع است که آن‏‏‏‏‏‏‏‏‏هم متناسب با نیاز دو جنس متفاوت طراحی شده. زن های ایرانی هم اکثراً فداکار و مادرانی دلسوزند نه کسانی که دائماً در حال انتقام از مردان یا ارتباط با جنس مخالف برای اثبات امروزی بودنشان باشند.
باید بدانیم فمنیسم ریشه‏ ای اقتصادی و فرهنگی دارد که اکنون در خدمت اهداف سیاسی قرار گرفته. آنها که چنین جریانی را براه انداختند می دانستند که اگر زنان در بازار نباشند، اقتصاد سودجو متضرر می شود. همچنین اگر اخلاقیات بماند، زورمداران هوسباز به مقاصد خود نمی رسند. پس نیت پلید خود را در زرورق دفاع از حقوق زن و برابری زن و مرد بدون در نظر گرفتن تفاوت ها، پیچیدند و کار به آنجا رسید که اکنون بالاترین جرم و جنایت علیه زنان در کشورهای توسعه یافته دیده می شود. به گواهی آمارهایی که سازمان ملل متحد و دیگر سازمان های بین المللی می دهند اروپا، آمریکا و کشورهای استقلال یافته از شوروی سابق، طعمه اصلی غیراخلاقیات شده اند و حاصل آن، از هم پاشیدگی خانواده، کودکان بی والدین که یا قربانیان طلاق هستند یا روابط نامشروع و خودکشی.

با این حال چرا به فیلم سازان فمنیست که اکثراً اباحه گرا هستند در کشور بها داده می شود، داستان غم انگیزی دارد. جریانی که مشکلات سینمای ایران را نه در ساختار و بن مایه بلکه در کمبود ابزار می داند، مدافع امثال میلانی است و به او تریبون هم می دهد. این جریان به یک عقبه سیاسی هم متصل است. همان جریانی که فتنه 88 را برپا کرد و اساساً با اسلام و انقلاب اسلامی میانه ای ندارد بلکه دشمن است.
بها دادن به امثال میلانی، موجب نابودی سینمای ایران و بازشدن آثار هالیوود به صحنه تهران خواهد شد و این دقیقاً همان چیزی است که یک جریان خاص دنبال می کند. در واقع هم خودش به دنبال سکولاریزه کردن جامعه و حتی حاکمان است و هم می خواهد پای منبع اصلی را به کشور باز کند.

پیچیدن نسخه نمایش فیلم های هالیوودی، آن‏‏‏ هم در حالیکه امکان رقابت با آن در داخل، به دلیل بها ندادن به فیلم هایی با قصه بومی وجود ندارد، به معنای هضم در فرهنگ آمریکایی است همان چیزی که دیپلماسی عمومی آمریکا، به شدت آن را دنبال می کند. حرف واضح و صریح میلانی در برنامه هفت هم این بود که اگر مردم ایران، غربی زندگی کنند عقده ای نخواهند شد و کسانی چون بابک وجود نخواهند داشت حال آنکه می بینیم در کشورهایی که آزادی ولنگارانه وجود دارد، آمار تجاوز و جرم و جنایت علیه زنان بسیار بیشتر است، و افسردگی بیداد می کند.
آیا مسلمان ایرانی باید در حسرت غرب باشد؟! باید برای این سینما فکری اساسی کرد. چرا که اگر قرار است انقلاب اسلامی الگویی برای جهانیان باشد و حکومت جهانی اسلام برپا کند باید در عرصه های فرهنگی، حرفش را بزند نه اینکه عرصه را به غرب زدگان و شرق زدگان واگذارد. باید نهضتی از سوی متدینین برای ورود به حوزه هایی چون سینما و تئاتر آغاز شود تا آثاری چون طلا و مس، به رنگ خدا، خیلی دور خیلی نزدیک، آژانس شیشه ای و دیده بان بیشتر شود. حتی اگر قرار است تم آن مانند سه گانه اخراجی ها باشد. این هدف چندان دور از دسترس نیست چرا که در همین بدنه غرب زده سینما، سینماگران مومن و انقلابی کم نیستند و می توانند به ورود جوانان حزب اللهی به این عرصه کمک کنند.

...


پیشنهاد ریاست نهاد کتابخانه‌های عمومی و کتابخانه ملی ایران شایعه‌ است

دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا از سوی رئیس جمهور مسئولیت نهاد کتابخانه‌های عمومی و سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به شما پیشنهاد شده است، گفت: اخبار درج شده در این راستا شایعه است.

 

 

منصور واعظی، دبیر شورای فرهنگ عمومی و دبیر کل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در خصوص ادغام نهاد کتابخانه‌های عمومی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی اظهار داشت: براساس مصوبه شورای عالی اداری کشور، نهاد کتابخانه‌های عمومی و سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران یک الحاق حقوقی پیدا کردند.

وی اضافه کرد: با تصویب شورای عالی اداری کشور یک مدیر واحد هر 3 مجموعه مهم فرهنگی کشور اعم از نهاد کتابخانه‌های عمومی و سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران را اداره خواهد کرد.

واعظی با بیان اینکه انتخاب مدیر این3 مجموعه جزو اختیارات هیئت امناء خواهد بود، ادامه داد: با حکم و تائید رئیس جمهور، مدیر این مجموعه مشخص می‌شود اما هنوز رئیس جمهور تصمیمی در رابطه با این موضوع اتخاذ نکرده‌اند.

دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا از سوی رئیس جمهور مسئولیت این 3 مجموعه به شما پیشنهاد شده است، گفت: اخبار درج شده در این راستا شایعه است.

...


معیارهای سیاسی باید مبتنی بر توصیه‌های ولی فقیه باشد

رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی گفت: معیار و ملاک ما در مسائل سیاسی و انتخابات باید مبتنی بر توصیه‌های ولی فقیه باشد.

 

 

به گزارش  کلمه  از دماوند، غلامعلی حدادعادل در جمع مسئولان، فرهنگیان و معلمان شهرستان دماوند اظهار داشت: دنیا عظمت، ارزش و معنای انقلاب اسلامی ایران را تازه درک کرده است.
وی اضافه کرد: امروز وظیفه ما حفظ وحدت و اطاعت از رهبری است و همه معیار و ملاک ما در مسائل سیاسی و انتخابات نیز باید مبتنی بر توصیه های ولی فقیه باشد.
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی اضافه کرد: همانطور که قبلا به گفته و فرمایشات امام راحل چشم دوخته بودیم امروز هم فرامین رهبر معظم انقلاب اصل و ملاک است.
حدادعادل گفت: در راهپیمایی 22 بهمن سال گذشته، شاهد حضور جمع کثیری از دانش آموزان، دانشجویان و نسل جدیدی بودیم که انقلاب، امام راحل و جنگ را ندیدند اما ارزش انقلاب اسلامی را درک کرده‌اند.
وی تاکید کرد: این بینش و بصیرت دانش‌آموزان و دانشجویان مرهون تلاش معلمان است.
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی گفت: تمام انقلاب‌ها و مبارزاتی که در مصر، تونس، لیبی، یمن و دیگر نقاط جهان شاهد آن هستیم، برگرفته از انقلاب اسلامی ایران است.
حدادعادل ادامه داد: این مبارزات بدون سلاح و فقط با توکل به خدا، قرآن و نماز صورت می‌گیرد و این امر بیانگر بصیرت و پیش بینی امام راحل است.
وی همچنین دماوند را منطقه‌ای متدین دانست و گفت: دماوند با وجود داشتن طبیعتی زیبا و آب و هوای مناسب به منطقه‌ای برای گناه و معصیت مبدل نشده و مردم این منطقه به خوش نشین‌ها اجازه نمی‌دهند تا قداست، دینداری و پاکی منطقه را تغییر دهند.
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی افزود: حضور و پذیرایی از علمای بزرگ دینی، دلیل دیگری بر این امر است که به خاطر این آب و هوای منحصر به فرد دماوند در تابستان، این منطقه محل اقامت جمعی از بزرگان دین است.
حدادعادل، دماوند را با وجود 42 هزار دانشجو، شهر ایمان و دانش دانست و از مردم و معلمان خواست تا با تربیت نسل آینده، ایرانی مستقل تر، آزادتر و آبادتر از امروز داشته باشیم و پرچم انقلاب را با اطاعت و پیروی از رهبر معظم انقلاب به صاحب آن یعنی حضرت مهدی (عج) واگذار کنیم.
همچنین در این مراسم امام جمعه و فرماندار دماوند، نماینده مردم شهرستان های دماوند و فیروزکوه در مجلس شورای اسلامی و سایر روسای ادارات این شهرستان حضور داشتند.
همچنین در حاشیه این مراسم، نمایشگاهی از آثار استاد شهید مرتضی مطهری با حمایت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دماوند برپا شد.

...


مرده‌ها که شعار پیروزی نمی‌دهند!

 

مرده‌ها که شعار پیروزی نمی‌دهند!

«بیانیه صادره به نام جبهه مشارکت وقتی ناامیدکننده می شود که برخلاف واقعیت های موجود می نویسد روز پیروزی نزدیک است.»

شبکه ضدانقلابی بالاترین با انتشار مطلب فوق، به تخطئه بیانیه چندی پیش صادره به نام حزب مشارکت پرداخت. بالاترین هرچند تا ماهها، بلوف های سران حزب مشارکت را باور کرده و روی پیروزی آنها شرط بندی کرده بود، اکنون می نویسد: حزب بدون دبیرکل و ادعایی بزرگ. این حزب مدتهاست وجود خارجی ندارد و سؤالی که مطرح می شود این است؛ حزبی سیاسی بدون دبیرکل و اعضای شورای مرکزی که یا در زندان به سر می برند و یا به خارج از کشور پناهنده شده اند و تعدادی نیز احکام سنگین قضایی را مانند شمشیر داموکلس در جیب دارند، براساس کدام تحلیل پیروزی جنبش سبز را نزدیک اعلام کرده است؟ از طرف دیگر سازمان مجاهدین انقلاب نزدیک به حزب مشارکت، مانند این حزب منحل شده است. همچنین شخصیت های موثر دینی و علمی به جز تعدادی انگشت شمار، کی از جنبش سبز دفاع کرده اند. شاید نویسندگان بیانیه مشارکت فراموش کرده اند که تبعات درخواست هاشمی رفسنجانی برای آزادی زندانیان و برخوردی نرمتر با مخالفان هنوز ادامه دارد و رسانه های اصولگرا و مدافعان این طیف، وی را به خاطر این «بی بصیرتی» نبخشیده اند. تحولات 2 سال گذشته نشان داده که عملا افرادی مانند سیدمحمد خاتمی و یا سیدحسن خمینی هم نمی توانند نقشی در این میان داشته باشند.

بالاترین می افزاید: از نمایندگان اصلاح طلب مجلس هم که اصطلاحا آبی گرم نمی شود و اصلا نمی توان و نباید انتظار داشت که در بهارستان نمایندگانی حضور داشته باشند که از حقوق معترضان انتخاباتی دفاع کنند. البته نباید بی انصافی کرد که تعداد بسیار کمی از نمایندگان در اولین سال این تحولات به دفاع تلویحی از سران جنبش پرداختند. دفاعی توام با محافظه کاری و تاکید چند باره بر این که اساسا تقلبی در انتخابات صورت نگرفته بود و حرف رهبری فصل الخطاب است و رهبران جنبش دچار توهم بودند اما حاکمیت باید با دقت بیشتری پای حرفهای آنان می نشست و...

...


ضدانقلاب:از سید حسن و خاتمی هم آبی گرم نمی شود

ضدانقلاب:از سید حسن و خاتمی هم آبی گرم نمی شود

«بیانیه صادره به نام جبهه مشارکت وقتی ناامیدکننده می شود که برخلاف واقعیت های موجود می نویسد روز پیروزی نزدیک است.»
  شبکه ضدانقلابی بالاترین با انتشار مطلب فوق، به تخطئه بیانیه چندی پیش صادره به نام حزب مشارکت پرداخت. بالاترین هرچند تا ماهها، بلوف های سران حزب مشارکت را باور کرده و روی پیروزی آنها شرط بندی کرده بود، اکنون می نویسد: حزب بدون دبیرکل و ادعایی بزرگ. این حزب مدتهاست وجود خارجی ندارد و سؤالی که مطرح می شود این است؛ حزبی سیاسی بدون دبیرکل و اعضای شورای مرکزی که یا در زندان به سر می برند و یا به خارج از کشور پناهنده شده اند و تعدادی نیز احکام سنگین قضایی را مانند شمشیر داموکلس در جیب دارند، براساس کدام تحلیل پیروزی جنبش سبز را نزدیک اعلام کرده است؟ از طرف دیگر سازمان مجاهدین انقلاب نزدیک به حزب مشارکت، مانند این حزب منحل شده است. همچنین شخصیت های موثر دینی و علمی به جز تعدادی انگشت شمار، کی از جنبش سبز دفاع کرده اند. شاید نویسندگان بیانیه مشارکت فراموش کرده اند که تبعات درخواست هاشمی رفسنجانی برای آزادی زندانیان و برخوردی نرمتر با مخالفان هنوز ادامه دارد و رسانه های اصولگرا و مدافعان این طیف، وی را به خاطر این «بی بصیرتی» نبخشیده اند. تحولات ۲ سال گذشته نشان داده که عملا افرادی مانند سیدمحمد خاتمی و یا سیدحسن خمینی هم نمی توانند نقشی در این میان داشته باشند.
بالاترین می افزاید: از نمایندگان اصلاح طلب مجلس هم که اصطلاحا آبی گرم نمی شود و اصلا نمی توان و نباید انتظار داشت که در بهارستان نمایندگانی حضور داشته باشند که از حقوق معترضان انتخاباتی دفاع کنند. البته نباید بی انصافی کرد که تعداد بسیار کمی از نمایندگان در اولین سال این تحولات به دفاع تلویحی از سران جنبش پرداختند. دفاعی توام با محافظه کاری و تاکید چند باره بر این که اساسا تقلبی در انتخابات صورت نگرفته بود و حرف رهبری فصل الخطاب است و رهبران جنبش دچار توهم بودند اما حاکمیت باید با دقت بیشتری پای حرفهای آنان می نشست و...
بالاترین می نویسد: بیانیه جبهه مشارکت آنجایی ناامیدکننده می شود که بدون ذکر استدلال خاصی نوشته است پیروزی نزدیک است. با کدام پشتوانه؟ کدام حساسیت و حضور مردمی و حتی کورسوی امید؟ آیا حضور ۱۵-۱۰ نفر از فعالین سیاسی در برنامه هایی مانند «روزه سیاسی» در حمایت از بعضی از بازداشت شدگان می تواند امیدوارکننده باشد و یا تجمعات پراکنده و بی برنامه مانند آنچه در ۲۵ بهمن ماه تا دو سه هفته بعدی شاهدش بودیم؟ آیا به صرف امیدوار نگه داشتن عده ای خاص و یا کسانی که مجبور به زندگی در خارج از کشور شده اند می توان ملغمه ای از بشارت دینی و تئوری های عدالت و آزادیخواهانه را باز تولید کرد؟ به نظر می رسد که این حزب فراموش کرده که در حال حاضر برای بسیاری از مردم ایران دغدغه ای به نام «جنبش سبز» و حتی رهبران دربندش وجود ندارد. اگر واقع بینانه نگاه کنیم حکومت در جمع کردن بساط جنبش موفق عمل کرده است. شاهد این مدعا بازداشت چند ماهه سران جنبش و تداوم بازداشت فعالین آن از سوی حاکمیت بدون کمترین واکنشی از سوی شهروندان و حتی دانشگاهها است.


...


قیام کشورهای اسلامی برای بازگرداندن هویت ملی و اسلامی است

قیام کشورهای اسلامی برای بازگرداندن هویت ملی و اسلامی است

خبرگزاری فارس: نماینده حماس در ایران گفت: بیداری اسلامی در برخی کشورهای عربی در راستای بازگرداندن هویت ملی و اسلامی مردم است.


به گزارش خبرگزاری فارس از همدان، ابوشریف در روز پایانی همایش "خیزش‌ ملت‌ها، بیداری اسلامی، افول امپریالیسم " اظهار داشت: پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و پس از اینکه کشورهای اسلامی و عثمانی به علت قرارداد سایس پیکو و توطئه اروپایی‌ها و غربی‌ها دچار تفرقه شدند، امپراتوری عثمانی تبدیل به ده‌ها کشور شد.
وی افزود: پس از اینکه کشور عثمانی در معرض مستعمره کشورهای اروپایی قرار گرفت، اروپایی‌ها به صورت مستقیم در آن‌ نفوذ کردند به طوری که ارتش و نیروهای نظامی در آن کشورها داشتند.
نماینده حماس در ایران ادامه داد: در آن دوران همه کشورهای عربی تحت معرض این استعمار قرار گرفتند به طوری که در فلسطین که دارای جمعیتی یک میلیون نفری بود، حدود 80 هزار سرباز انگلیسی مستقر بود.
وی بیان داشت: تنها تلاش کشورهای غربی و استعماری این بود که تسلط خود را در کشورهای مسلمان از دست ندهند چرا که این کشورها دارای منابع طبیعی و انسانی بسیار زیادی بودند به طوری که اگر تسلط خود را در مناطق اسلامی از دست می‌دادند، تسلط در سایر مناطق نیز دچار مشکل می‌شد.
ابوشریف در ادامه با اشاره به اینکه از همان دوران اعتراض‌ها و بیداری ملت فلسطین آغاز شد، افزود: از سال 1936 اعتراض ملت فلسطین به حد بالایی رسید به طوری که مردم توانستند، بزرگترین اعتصاب تاریخ را به ثبت برسانند، اعتصابی که حدود 6 ماه طول کشید.
وی خاطرنشان کرد: اعتصاب مردم فلسطین در مدت 6 ماهه خود خسارت‌های فراوانی را به استعمار بریتانیا وارد کرد به طوری که تعدادی از حکام عراق نیز سعی کردند که با ترک کردن مواضع انگلستان این اعتصاب را تمام کنند.
نماینده حماس در ایران یادآور شد: پس از جنگ جهانی دوم برخی کشورهای عربی مانند سوریه و عراق توانستند استقلال خود را از استعمار به دست آورند اما الجزایر همچنان تحت استعمارگران بود و بسیاری از کشورها پس از جنگ جهانی دوم با نظام و رژیم‌های بومی توانستند که بر استعمارگران تسلط یافته و خود بر کشور حکومت کنند.
وی اضافه کرد: با وجود اینکه بسیاری از کشورها به استقلال رسیدند اما استعمارگران دست به دست هم داده بودند که نفوذ خود را بر آنها تحمیل کنند و در نهایت با وجود دارا بودن حکومت بومی تحت تأثیر استعمار قرار گرفتند.
ابوشریف در ادامه با اشاره به اینکه یکی از اهداف استعمارگران جلوگیری از بیداری و خیزش ملت‌هاست، اذعان داشت: در مواردی نیز استعمارگران وقتی می‌دیدند که خود نمی‌توانند در کشورها حکومت کنند یکی از دست نشانده‌های بومی آن کشور را برای حکومت برمی‌گزیدند تا توسط وی سودجویی‌های لازم را داشته باشند.
وی با بیان اینکه استعمارگران تنها به تهاجم سیاسی اکتفا نمی‌کردند، گفت: کشورهای سلطه‌گر برای رسیدن به اهداف خود از هر وسیله‌ای برای تسلط بر منطقه استفاده می‌کردند.
نماینده حماس در ایران تصریح کرد: کشورهای غربی اقدامات دیگری نیز برای جلوگیری از جنبش داشتند به طوری که سعی می‌کردنند منطقه را از لحاظ اقتصادی ضعیف کرده و خود به چپاول منابع آنها بپردازند و با وابستگی اقتصادی مانع جنبش‌های ملت‌ها شوند.
وی به هدف فراتر غربی‌ها در منطقه اشاره کرد و افزود: استعمارگران در منطقه غده سرطانی رژیم صهیونیستی را کاشتند تا بدین وسیله از بیداری و جنبش کشورهای منطقه جلوگیری شود.
ابوشریف بیان داشت: حرکت اسراییل یک حرکت استعماری است که توسط فرانسه و انگلیس پایه‌ریزی شد تا تسلط خود در منطقه را قوت بخشیده و از بیداری مردم جلوگیری شود.
وی خاطرنشان کرد: با وجود ایجاد توطئه‌ها و استبدادهای سلطه‌گران، ملت‌های منطقه ساکت نشده و در برابر ظلم ایستادند که نمونه آن بیداری اسلامی در برخی کشورهای عربی است که در راستای بازگرداندن هویت ملی و اسلامی مردم است.
نماینده حماس در ایران با بیان اینکه این اعتراضات و انقلاب‌ها در تاریخ به نتیجه رسیده است، ابراز داشت: یکی از انقلاب‌هایی که به پیروزی رسیده است، کشور ایران بود که در منطقه خاورمیانه شکل گرفت و ترکیه دومین کشور در این منطقه بود که توانست خود را از قید و بند کشورهای غربی خارج کند و سومین انقلاب نیز کشورهای عربی هستند که امیدواریم به سرانجام خوبی برسد.
وی در خصوص چگونگی آینده فلسطین و کشورهای دچار تحول شده اظهار داشت: شکی نیست که رژیم صهیونیستی به شدت از تغییرات ایجاد شده در منطقه می‌ترسد چرا که می‌داند کم کم در حال از دست دادن مهره‌ها و هم‌پیمانان خود در منطقه است.
ابوشریف خاطرنشان کرد: برخی از سران اسراییلی در گذشته گفته بودند که در منطقه سه ضلع مثلثی حکام کشورهای عربی، حکومت ترکیه و حکومت ایران در گذشته وجود دارد که از اسراییل حمایت می‌کنند.
وی ادامه داد: با وجود اینکه در سال‌های اخیر انقلاب‌هایی در منطقه شکل گرفته است، اسراییل هم‌پیمانان خود در منطقه از دست می‌دهد که این یک فاجعه برای اسراییل محسوب میشود.
نماینده حماس در ایران ابراز داشت: اسراییل و هم‌پیمانان این کشور برای اینکه از محقق شدن اهداف کشورهای اسلامی جلوگیری کنند، به طور قطع نقشه‌هایی دارند و اسراییل و آمریکا در برابر این جنبش‌ها ساکت نمی‌نشینند و نقشه‌هایی برای ایجاد تفرقه بین انقلابیون به ویژه در مصر دارند.
وی اضافه کرد: کشورهای منطقه اگر خواهان پیروزی بر آمریکا و اسراییل هستند باید با صلابت ایستاده و مستحکم باشند تا بتوانند در برابر این دخالت‌ها ایستادگی کنند.
ابوشریف با اشاره به اینکه انقلاب اسلامی در بین انقلاب‌هایی در منطقه شکل گرفته که بیشتر در معرض دخالت‌ها بود، افزود: امروز می‌بینیم که ایران همه ساله در حال پیشرفت است و در جهان به عنوان کشوری نیرومند مطرح است و همه کشورهای عربی از ایران حساب می‌برند.
وی با بیان اینکه دخالت‌ها و تهاجمات انقلاب کشورها را در معرض خطراتی قرار داده است، بیان داشت: ملت‌های مسلمان باید بیدار شوند، حرکتی مصالحت‌آمیز داشته، آگاهی خود را در برابر توطئه‌ها حفظ کنند و از اختلافات داخلی بپرهیزند تا پیروز شوند.
نماینده حماس در ایران در پایان با بیان اینکه آگاهی ملت‌های عرب در خصوص دشمنان و دشمن‌شناسی از سطح بالایی برخوردار است، افزود: مردم عرب زبان آگاهی کاملی از دشمنان خود دارند به طوری که عرب زبانان از کودک تا بزرگسال اسراییل را دشمن می‌دانند و می‌دانند که اسراییل مصلحت آنها را نمی‌خواهد.
ابوشریف ادامه داد: کشور ایران در طول 20 سال اخیر در مقایسه با کشورهای هم سطح خود که دارای امکانات مشابهی هستند توانسته است جایگاه خود را در منطقه تثبیت کند و به پیشرفت‌های اقتصادی، علمی، نظامی و سیاسی خوبی نایل آید.
وی افزود: یقیناً در ایران سیاست‌های اقتصادی مختلفی به کار برده شده است اما مورد قبول مردم و برخی از ارکان سیاسی قرار نگرفته است و یا شکست خورده است.
نماینده جنبش حماس در ایران ابراز داشت: مشکلات اقتصادی تنها در ایران وجود ندارد، بلکه قیمت مسکن در آمریکا که دو سال قبل گرفتار بحران اقتصادی شده بود از 300 هزار دلار به 800 هزار دلار رسید.
وی تصریح کرد: همراهی مردم با دولت تأثیر زیادی در به وجود نیامدن مشکلات اقتصادی در جامعه دارد زیرا چنین مسایلی تنها به یک کشور مربوط نمی‌شود.
ابوشریف ادامه داد: در بسیاری از مواقع به وجود آمدن پیچیدگی‌های اقتصاد در یک جامعه را دولت اداره نمی‌کند بلکه مردم و ارکان اقتصادی مانند تجار نقش مهمی در این موضوع دارند.
وی با تأکید بر اینکه اقتصاد آمریکا به طور کامل توسط دولت اداره می‌شود، خاطرنشان کرد: برخلاف تصور، ثروتمند بودن آمریکا واقعی نیست چرا که در چند سال اخیر ایالات متحده کشورهای نفت خیز را مجبور کرده است تا نفت خود در برابر دلار بفروشند.
نماینده حماس در ایران خاطرنشان کرد: بخش زیادی از دارایی‌های آمریکا واقعی نیست و در آینده با کاهش ارزش دلار اقتصاد این کشور سقوط می‌کند.
وی ادامه داد: با توجه به رشد 11 درصدی اقتصاد در چین شاهد ورشکستی‌های گوناگون در آمریکا هستیم.
ابوشریف اظهار داشت:‌ چندی پیش کشور یونان رسماً اعلام ورشکستگی کرد و همچنین انگلستان با ابراز نا امیدی از اوضاع اقتصادی این کشور اعلام کرد که توان شرکت در عملیات‌های نظامی را ندارد.
وی تأکید کرد: با توجه به برخی از اطلاعات موجود، در ایالات متحده آمریکا هر هفته یک بانک در این کشور اعلام ورشکستگی می‌کند بنابراین مشکلات اقتصادی گریبان‌گیر کشورهای پیشرفته و مدرن نیز شده است.
نماینده حماس در ایران با اشاره به اینکه اصلاحات اقتصادی در این کشور باید صورت گیرد، اضافه کرد: اگر در ایران نسبت به اداره مسایل اقتصادی انتقاد صورت می‌گیرد باید به شکلی باشد که موجب سازندگی شود و اوضاع جامعه را در آینده به نفع مردم رقم بزند.
وی در خصوص مهم‌ترین اهداف خیزش مردم در کشورهای عربی گفت: اسباب و علل قیام مردم تنها گرایش به مبانی اسلامی نیست بلکه هدف اصلی پیدا کردن هویت افراد است.
ابوشریف تصریح کرد: گرایش به اسلام در برخی کشورها مانند مصر و سوریه بیشتر از ایران است و نسبت به مسایل اعتقادی توجه بیشتری دارند بنابراین انقلابیون به دنبال هویت گمشده خود هستند.
وی هدف از برپایی حکومت اسلامی را آزاد کردن انسان‌ها دانست و خاطرنشان کرد: قالب نظر اسلام‌گرایان در کشورهای عربی تشکیل جامعه مدنی با برپایی انتخابات است تا مردم بر این موضوع نظارت کنند.
نماینده حماس در ایران گفت: انقلابیون کشورهای عربی به دنبال اسلامی شدن کشور خود هستند بنابراین ارتباط بیشتر خاورمیانه با ایران موجب تسریع در این امر می‌شود.

...


غربی‌ها چند بار بن‌لادن را کشتند

غربی‌ها چند بار بن‌لادن را کشتند

خبرگزاری فارس: رسانه‌ها و مقامات غربی از سال 2001 تا کنون که آمریکا به بهانه مبارزه با القاعده به افغانستان حمله کرد، چندین بار پیش از این خبر کشته شدن "اسامه بن‌لادن " را مخابره کردند.


به گزارش فارس، از سپتامبر سال 2001 به دنبال حملات صورت گرفته علیه برج‌های آمریکایی در نیویورک که آمریکا بهانه‌ای پیدا کرد تا به نام مبارزه با القاعده به افغانستان حمله کند، تا کنون بارها رسانه‌های غربی خبر کشته شدن "اسامه بن‌لادن " سرکرده القاعده را مخابره کرده‌اند و برخی مقامات غربی نیز این موضوع را اعلام کرده بودند.

* جولای 2002؛ رئیس بخش مبارزه با تروریسم اف‌بی‌آی

از این میان، "دیل واتسون " رئیس بخش مبارزه با تروریسم پلیس فدرال آمریکا (اف بی آی) در ماه ژوئیه سال 2002 در کنفرانسی درباره بن‌لادن سخن گفته و اعلام کرده بود: من شخصا بر این باورم که او (بن‌لادن) احتمالا دیگر با ما نیست (زنده نیست)، اما هیچ مدرکی ندارم که این باورم را به اثبات برسانم.

* آگوست 2002؛ یک مقام بلند پایه دولت بوش

"اکلس جونز " مجری معروف رادیوی آمریکا نیز در ماه آگوست سال 2002 به نقل از منابع عالیرتبه دولت بوش اعلام کرد: بن‌لادن به مرگ طبیعی مرده است و خانواده‌اش جسد وی را به سازمان سیا داده‌اند. آنها می‌خواهند این موضوع را پس از انتخابات علنی کنند.

* می 2003؛ تحلیل‌گر نظامی فرانسه

علاوه بر این، یک تحلیلگر نظامی فرانسوی نیز در ماه می سال 2003 اعلام کرد که بن‌لادن در یک حمله هوایی نیروهای آمریکا در منطقه توره بوره پاکستان اندکی پس از حمله به افغانستان در سال 2001 کشته شد.

* آوریل 2005؛ مطبوعات اسرائیلی

مطبوعات اسرائیلی نیز در ماه آوریل سال 2005 به نقل از یک روزنامه متعلق به مسلمانان افراطی در لندن اعلام کردند: ما هم‌اکنون گزارش می‌کنیم که القاعده مرگ بن لادن را اعلام کرده است.

* سپتامبر 2006؛ سرویس اطلاعات فرانسه

یک سند اطلاعاتی فرانسه نیز در ماه سپتامبر 2006 از این امر حکایت داشت که سعودی ها معتقدند که بن‌لادن بر اثر ابتلا به حصبه در پاکستان مرده است.

* ژوئن 2008؛ دو مقام آمریکایی

مجله تایم آمریکا نیز در ماه ژوئن سال 2008 به نقل از دو مقام آمریکایی که نامشان فاش نشد، گزارش کرد که بررسی‌های اخیر سیا نشان می‌دهد که بن‌لادن مدت طولانی از بیماری‌های کلیوی رنج می برده و ممکن است تنها چند ماه دیگر از عمرش باقی مانده باشد.

* آوریل 2009؛ رئیس‌جمهور پاکستان

"آصف علی زرداری " رئیس‌جمهور پاکستان نیز در ماه آوریل سال 2009 به رسانه‌ها گفت که نهادهای اطلاعاتی این کشور به وضوح احساس می‌کنند که بن‌لادن دیگر وجود خارجی ندارد.

* می 2011؛ رئیس‌جمهوری آمریکا

و اینک در ماه می سال 2011 درست چند روز پیش "باراک اوباما " رئیس‌جمهوری آمریکا اعلام می‌کند که نیروهای آمریکایی بن‌لادن را در پاکستان کشته‌اند.

با توجه به افزایش آمار تلفات نظامیان آمریکایی در افغانستان و کمرنگ‌شدن مشارکت هم‌پیمانان آمریکا در این جنگ، اعلام خبر قتل رهبر القاعده، شاید زمینه‌سازی آمریکا برای توجیه عقب‌نشینی نظامیان خود از افغانستان باشد.

...


محسن رضایی: موضع هاشمی در مورد فتنه را از خودش سوال کنید



محسن رضایی گفت: فتنه سال 88 فتنه واقعی بود و کسانی که سعی کردند ثابت کنند فتنه نیست، اشتباه کردند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در نشست بسیج دانشجویی دانشگاه شاهد افزود: بارها به صراحت گفته ام که فتنه 88 واقعی بوده است اما موضع هاشمی را باید از خودشان سوال کنید.
وی همچنین در جواب این سوال که چرا در انتخابات 88 نسبت به نتایج اعتراض کردید و پس از مدتی اعتراض خود را پس گرفتید، توضیح داد: من در چارچوب قانون اعتراض کردم و البته تمکین به نظر شورای نگهبان هم در چارچوب قانون بود.
رضایی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به ماجرای خانه نشینی رئیس جمهور در دو هفته گذشته گفت: ممکن است عده ای بگویند این هفته یک جار و جنجال بی خود در کشور ما درست کردند تا بگویند اختلافات و دوگانگی هایی وجود دارد؛ اما به زودی همه می فهمند که این خبرها نیست و آنها از اینکه ملت ایران ممکن است در بیداری اسلامی نقش ایفا کنند به دنبال جار و جنجال هستند که ان شاءالله ما با قدرت کشورمان را اداره می کنیم و ارتباطمان را با ملت های آگاهی مثل مصر برقرار خواهیم کرد و بیداری اسلامی که در منطقه به وجود آمده است، انقلاب اسلامی را در آینده حفظ خواهد کرد.

...


ضدانقلاب حیثیت‌اخلاقی که‌نداشت،حیثیت‌حرفه‌ای‌هم برای‌خود باقی‌نگذاشته

حاج سعید قاسمی اظهارات منتشر شده به نقل از وی در رسانه‌های ضدانقلاب را که حاوی توهین و اتهامات زننده علیه رئیس‌جمهور است، از اساس تکذیب کرد.

 

 

 

 

این فرمانده دوران دفاع مقدس در گفت‌وگو با رجانیوز با بیان اینکه رهبر انقلاب با درایت و تیزبینی بی‌نظیر خود به آرامش در کشور و پرهیز از القای اختلاف و دودستگی توصیه کرده بودند، افزود: جریان ضد انقلاب که همواره نان خود را در ایجاد اختلاف و دروغ‌پراکنی می‌داند، اقدام به انتشار مطالب کذبی به نقل از بنده کرده است.

وی ادامه داد: این بار اول نیست که چنین تحرکات ضد اخلاقی از این جریان‌های منحرف بروز می‌کند که علاوه بر مخدوش شدن حیثیت حرفه‌ای آن‌ها،‌ هیچ حیثیت و مرز اخلاقی نیز برای خود باقی نگذاشته‌اند.

قاسمی خاطرنشان کرد: برخی رسانه‌های داخلی نیز بدون تحقیق این اظهارات غیراخلاقی و کذب را بازنشر داده‌اند که نشان از بی‌تقوایی آن‌هاست، چرا که بر اساس نصّ صریح قرآن کریم، هر گاه فاسقی برای شما خبری آورد، باید ابتدا در مورد صحت و سقم آن جستجو و تبیّن کرد که جریان ضد انقلاب مصداق تمام فسق است.

وی با یادآوری اینکه جریان حزب‌الله همواره نظرات و انتقادات خود را در چارچوب اخلاق و منطق و به‌دور از هتاکی بیان می‌کند، افزود: در ماجراهای اخیر نیز حزب‌الله بدون نظر نیست اما بر اساس تصریح رهبر معظم انقلاب با درایت از هرگونه القای اختلاف و دودستگی خودداری کرد.

این فرمانده دوران دفاع مقدس در پاسخ به اینکه آیا از رسانه‌های دروغ‌پرداز شکایت می‌کنید، گفت: اغلب منتشر کنندگان این اکاذیب رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب هستند، در عین حال در قبال رسانه‌های داخلی منتشر کننده خبر به‌منظور بالا بردن آستانه حساسیت در باب انتشار بدون تحقیق خبر، پیگیری قضایی خواهم کرد.

گفتنی است رسانه‌های ضدانقلاب، اظهارات از اساس کذبی را به سعید قاسمی نسبت داده‌اند که در این اظهارات، توهین‌های زیادی به رئیس‌جمهور شده است.

...


آغاز برنامه عزاداری ایام فاطمیه در محضر رهبر انقلاب از روز چهارشنبه

طبق روال همه ساله، مراسم سوگواری و عزاداری ایام شهادت حضرت فاطمه الزهرا(سلام الله علیها) از سوی رهبر معظم انقلاب، به مدت پنج شب برگزار می گردد.

هامون نیوز : این مراسم از شب اول تا شب پنجم جمادی الثانی برابر با چهارشنبه 41/2/09 تا یک شنبه 81/2/09، پس از نماز مغرب و عشاء در حسینیه امام خمینی(ره) واقع در تهران، خیابان فلسطین جنوبی، تقاطع آذربایجان برپا خواهد بود.
همچنین، پیش از آغاز مراسم، حجت الاسلام فلاح زاده به بیان احکام شرعی خواهند پرداخت.

...


چه کسانی ماجرای پلشت روزها‌ی گذشته را رقم زده‌اند؟

دشمنان بیرونی و نظام سلطه جهانی، اگر از نظام اسلامی در هراسند و اقتدار آن را سد راه خود می دانند، این هراس از اقتدار ولی فقیه است نه رئیس جمهور محترم و یا هر مقام بلندپایه و محترم دیگر، چرا که مردم براساس باورهای دینی عمیق خود گوش به فرمان ولی امر خویشند و همواره از او به یک اشاره بوده و هست و از مردم به سر دویدن.

 

 

به گزارش کلمه ، حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز کیهان نوشت: دیروز آقای دکتر احمدی نژاد بعد از یک غیبت 11 روزه که از ایشان انتظار نمی رفت و تعجب همراه با تاسف دوستان واقعی رئیس جمهور محترم را در پی داشت، به دفتر کار خود بازگشت و با این اقدام- هرچند دیرهنگام- خویش، خواب خوش دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها را به کابوس تبدیل کرد.

در فاصله 11 روز گذشته آنچه در میان مردم دیده می شد، نگرانی توام با دلخوری از رئیس جمهوری بود که با اعتقاد به پیروی بی چون و چرای ایشان از رهبر و مقتدای خویش انتخاب کرده بودند و او نیز در خدمت به خلق خدا و ایستادگی در مقابل باج خواهی نظام سلطه جهانی، سنگ تمام گذاشته بود و اکنون در پی ماجرای اخیر، دلشوره داشتند که مبادا در گزینش خود به خطا رفته باشند! در دیگر سوی این میدان، دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب و دنباله های حقیر و شکست خورده آنها ایستاده بودند که با توهم حاکمیت دوگانه، آرزوی بیش از سه دهه بر زمین مانده خود را - دستکم به ظاهر- برآورده شده تلقی می کردند و با ذوق زدگی- یا تظاهر به ذوق زدگی- این "آرزو " را به "خبر " تبدیل کرده و به شیپور فریب و پر سر و صدای خود سپرده بودند.

و اما، در این میان گروه دیگری نیز بودند که ماجرای پلشت اخیر را خود آفریده بودند و یا در پیدایش آن نقش برجسته و پررنگی داشتند. این جماعت که با استناد به مواضع و عملکرد چند ساله شان در میان مردم و نزد دوستداران واقعی رئیس جمهور محترم، "جریان انحرافی " نام گرفته اند، طی 11 روز گذشته، به گواهی آنچه بر زبان و قلم آورده اند، نه دغدغه نظام را داشتند و نه سرنوشت رئیس جمهوری که لاف دوستی و نزدیکی با او را می زدند برایشان اهمیت داشت! آنها فقط نگران خود بودند. در این گزاره ها- که اندکی از بسیارهاست- همه روزه از سوی گروه انحرافی و به صورت پیامک برای این و آن ارسال می شد، دقت کنید؛ "باند قدرت و ثروت، آقای مشایی را هدف حمله و هجوم ناجوانمردانه خود قرار داده اند "! "مخالفان ولایت فقیه به احمدی نژاد و آقای مشایی هجوم آورده اند "!و... اعضای جریان انحرافی توضیح نمی دادند؛ کسی که 11 پست حساس دولتی و هزاران میلیارد تومان پول بی حساب و کتاب را در اختیار خود دارد و بدون احساس نیاز به پاسخگویی در برابر قانون، دست به هر کاری که مایل باشد می زند و مبالغ نجومی از بیت المال را هرجا که بخواهد هزینه می کند و... صاحب ثروت و قدرت است، یا آن بسیجی پاکباخته و تهی دست که تاراج بیت المال و حضور غریبه ها در کانون های حساس نظام را برنمی تابد و علیه گروه منحرف خروش برمی دارد؟!...

خوشبختانه رئیس جمهور محترم، همانگونه که از ایشان انتظار می رفت با حضور دیروز خود در ریاست جمهوری و شرکت در جلسه هفتگی هیئت دولت، از یکسو، به دلشوره و نگرانی مردم که بی علت نبود، پایان داد و ان شاءالله در ادامه مسیر رگه های باریک احتمالی از تکرار رخداد پلشت یاد شده را نیز محو خواهد کرد و از سوی دیگر، خواب خوش دشمنان بیرونی و دنباله های حقیر و بارها شکست خورده داخلی آنها را نه فقط آشفته، که به کابوس تبدیل کرد و می ماند جریان انحرافی که امید است رئیس جمهور محترم و مردمی، توصیه دلسوزانه دوستان واقعی خویش را نادیده نگیرد و از کنار دغدغه آنان که نشان داده اند، نه سودای سود دارند و نه غم بود و نبود، آسان عبور نفرمایند.

و اما، در این وجیزه، سخن دیگری نیز در میان است که می تواند و باید برای همگان درس آموز و عبرت انگیز باشد و آن، این که تقریبا، بلافاصله پس از انتشار خبر ابقای وزیر اطلاعات از سوی رهبر معظم انقلاب که با استقبال چندانی از سوی آقای رئیس جمهور روبرو نشده بود- و یا اینگونه تبلیغ شده بود- تمامی دشمنان بیرونی با بهره گیری از ماشین عظیم و پردامنه تبلیغاتی و رسانه ای خود به تقدیر و تمجید از آقای احمدی نژاد پرداختند و در حمایت و قدردانی! از ایشان کمترین تردیدی به خود راه ندادند. چرا...؟! این حامیان تازه به میدان آمده! دقیقا همان قدرت های استکباری و دشمنان تابلوداری بودند که تا چند روز قبل تمامی محافل خبری، سیاسی خود را با اختصاص هزینه های کلان و نجومی علیه ایشان به کار گرفته بودند و از هیچ تهمت و افتراء و بدگویی و ناسزایی به آقای احمدی نژاد دریغ نمی کردند. آیا غیر از این است؟! بنابراین، پای این پرسش منطقی در میان است که چرخش یکصد و هشتاد درجه ای مورد اشاره از کدام نقطه آغاز شده و در کجا ریشه داشته است؟

پاسخ این سؤال نه پیچیده است که برای فهم آن به اذهان ژرف اندیش نیازی باشد و نه پنهان و رازآلود است که بدون دسترسی به اخبار و گزارش های سری و طبقه بندی شده قابل درک نباشد. این چرخش یکصد و هشتاد درجه ای دقیقا هنگامی آغاز شد که دشمن احساس کرد- و یا در این توهم افتاد- که آقای احمدی نژاد، حکم و توصیه رهبر معظم انقلاب را نادیده گرفته و از تن دادن به آن خودداری کرده است! به بیان دیگر، دشمن احساس کرد آرزوی دیرینه اش که سه دهه برزمین مانده بود، یعنی "حاکمیت دوگانه " تحقق یافته و یا نشانه های آغاز آن دیده می شود!

خب! اکنون سؤال دیگری در میان است که پاسخش اگرچه روشن و بدیهی ولی بیان دوباره و حتی چندباره آن خالی از فایده نیست و آن سؤال این که، چرا دشمنان تابلودار بیرونی پس از احساس- به زعم خود- "حاکمیت دوگانه " بدون کمترین تردیدی حمایت از آقای احمدی نژاد و تقدیر و تمجید از ایشان را برگزیدند و حال آن که می توانستند به جای آقای احمدی نژاد، حمایت و تقدیر خود را نثار رهبر معظم انقلاب کنند؟! مگر نه این که به خیال خام آنان، در حاکمیت نظام اسلامی "ترک افتاده "! و نشانه های حاکمیت دوگانه پدید آمده است؟! بنابراین آنچه برای آنان در نگاه اول، ضروری به نظر می رسد، حمایت و تقدیر از یک سوی این به اصطلاح حاکمیت دوگانه است، چرا که هدف نهایی دشمن، دوسویه شدن حاکمیت است و چه فرقی می کند که کدام سو در مقابل سوی دیگر مورد حمایت قرار گرفته و تقدیر و تمجید شود؟! بنابراین چرا در این میان حمایت از آقای احمدی نژاد را برگزیدند و بی درنگ به سوی آن رفتند؟!

پاسخ به این سؤال است که درس آموز و عبرت انگیز است و می تواند یک بار دیگر و برای چندمین بار در عمر پربرکت و مقدس جمهوری اسلامی ایران، آویزه گوش و دل همگان باشد. دقت کنید! دشمن می داند و کمترین تردیدی ندارد که دشمن واقعی نظام سلطه بین الملل و سد مستحکم در مقابل باج خواهی، زورگویی و غارتگری و خونریزی جهانخواران، "ولی فقیه " است و دیگران، از جمله رئیس جمهور و یا هر مقام برجسته و بلندپایه دیگر، فقط در حد و اندازه و در نقش "بازوی ولی فقیه " در میدان حضور دارند که توان و قدرت خود را از آن وجود مبارک و ملکوتی می گیرند. دشمن می داند که
"گرچه تیغ از کمان همی گذرد... از کمان دار بیند اهل خرد ".

به بیان دیگر، دشمنان بیرونی و نظام سلطه جهانی، اگر از نظام اسلامی در هراسند و اقتدار آن را سد راه خود می دانند، این هراس از اقتدار ولی فقیه است نه رئیس جمهور محترم و یا هر مقام بلندپایه و محترم دیگر، چرا که مردم براساس باورهای دینی عمیق خود گوش به فرمان ولی امر خویشند و همواره از او به یک اشاره بوده و هست و از مردم به سر دویدن. رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه، رئیس قوه مقننه و... تنها هنگامی برای دشمن خطرساز و برای مردم آرامش آفرین هستند که پیرو بی چون و چرای ولی فقیه، یعنی نایب حضرت بقیه الله الاعظم- ارواحنا له الفداء- باشند و به هر اندازه که پای از این حلقه بیرون گذارند- ولو به توهم دشمن- هرچه باشند و هرکه باشند یک شهروند ساده و معمولی مانند سایر شهروندان خواهند بود.

بنابراین، اگر سخنان توفنده برادر عزیزمان جناب آقای دکتر احمدی نژاد در اجلاس عمومی سازمان ملل متحد، لرزه بر اندام نظام سلطه می اندازد و خروش ایشان علیه رژیم صهیونیستی، سردمداران این رژیم جعلی و کودک کش را به وحشت فرو می برد و... تنها به این علت است که آنها، زبان ولی فقیه را در کام ایشان می بینند وگرنه... مگر همین دشمنان تابلودار بلافاصله پس از آن که به خیال خود احساس جدایی احمدی نژاد از ولی امر مسلمین را دیدند، به جای خروش علیه ایشان، زبان و قلم به حمایت و تعریف و تمجید از وی نگشودند؟!

و بالاخره، با توجه به شرایط حساس کنونی و خیزش ها و انقلاب های اسلامی ملت های مسلمان منطقه که چشم و دل به ایران اسلامی دوخته اند، آیا برادر عزیز و بزرگوارمان جناب آقای دکتر احمدی نژاد، احتمال نمی دهند ماجرای اخیر، توطئه ای - اگرچه با چند واسطه- تحمیل شده به ایشان باشد؟! رئیس جمهور محترم بارها نشان داده و همین دیروز نیز با صراحت بر این باور قلبی خود، تاکید ورزیده است که پیرو بی چون و چرای ولی فقیه است. بنابراین، ماجرای پلشت چند روز گذشته را چه کسانی رقم زده اند؟!

...


همسران و فرزندان بن‌لادن دستگیر شدند

منابع خبری از پاکستان خبر دادند که دو تن از همسران بن لادن به همراه 4 فرزند وی در عملیات نیروهای آمریکایی دستگیر شدند

 

 

به گزارش کلمه  به نقل از شبکه العربیه، دو تن از همسران اسامه بن لادن و 4 فرزند وی در درگیری‌های بامداد امروز در نزدیکی اسلام آباد دستگیر شدند.

بنا بر گزارش‌ها عملیات دستگیری اسامه بن لادن توسط گروهی از نیروهای ویژه نیروی دریایی امریکا انجام شده است و این عملیات 40 دقیقه به طول انجامیده است.

آمریکا مدعی است که در این درگیری هیچ خسارتی به نیروهای این کشور وارد نشده است و بن لادن با کمک دسته‌ای از طرفدارانش در مقابل نیروهای آمریکایی مقاومت کرده است.

از سوی دیگر دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس اعلام کرده که این خبر عامل شادی زیادی در نقاط مختلف شده و این موفقیت را به آمریکا تبریک گفته است.

از سوی دیگر بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونستی نیز با تبریک خبر کشته شدن اسامه بن لادن به آنچه که کشورهای دموکراتیک جهان نامید، آنرا موفقیتی بزرگ دانست.

این درحالی است که بن لادن و القاعده تاکنون هیچ عملیاتی علیه منافع تل آویو در هیچ نقطه ای از جهان انجام ندادند.

...


واکنش بوش به خبر مرگ اسامه بن‌لادن

رئیس‌جمهور سابق آمریکا امروز در واکنش به انتشار خبر مرگ "اسامه بن‌لادن " سرکرده شبکه تروریستی القاعده از سوی کاخ سفید، مرگ وی را یک پیروزی برای آمریکا دانست.

 

 

به گزارش کلمه  به نقل از روزنامه فرانسوی "لوپاریزین "، "جورج بوش " در واکنش به انتشار خبر مرگ "اسامه‌ بن‌لادن " از سوی "باراک اوباما " طی بیانیه‌ای کتبی خطاب به رسانه‌های آمریکایی اعلام کرد: «مرگ بن لادن پیروزی بزرگ برای آمریکا و مردم آن و مژده‌ برای کسانی است که در جریان حمله 11 سپتامبر نزدیکان خود را از دست دادند.»

وی افزود: «من از تمامی مردان و زنان مسلحی و افراد اطلاعاتی که در این مأموریت از جان خود مایه گذاشتند، تشکر می‌کنم.»

واکنش بوش به خبر کشته شدن بن لادن در حالی است که "دیوید کامرون " نخست‌وزیر انگلیس نیز در واکنش به این خبر اعلام کرد که مرگ بن لادن آرامشی بزرگ برای تمام جهان است.

اوباما شب گذشته اعلام کرد که بن لادن کشته شده است و جسد وی در اختیار مقامات آمریکایی قرار دارد.

وی اواخر وقت یکشنبه به‌صورت بسیار کوتاه در کاخ سفید اعلام کرد: عملیات تمام شده است.

رئیس جمهور آمریکا گفت که یک عملیات کوچک آمریکا که وی هفته گذشته دستور آن را صادر کرده بود، باعث کشته شدن بن لادن در یک درگیری شد.

به نظر می‌رسد اعلام خبر کشته شدن بن لادن توسط اوباما در جهت ترمیم وجهه آمریکا باشد تا اقدامی برای جلوگیری از تلاش‌های تروریستی بیشتر.

...


آمریکایی‌ها برای انحراف افکار عمومی دست‌به دامن سوپرمن شده‌اند

دولت آمریکا سری جدید کتاب مصور سوپرمن را با موضوعیت آشوب های پس از انتخابات منتشر کرده‌است.

 

 

به گزارش کلمه ، روزنامه ایران نوشت:دولت امریکا برخلاف سکوتی که در قبال جنایات وابستگان خود در بحرین و یمن اتخاذ کرده، در سال‌های اخیر حمایت‌های سیاسی و حتی مالی گسترده‌ای را از جریان ضدانقلاب داخلی و خارجی به عمل آورده است.

در همین راستا دولت امریکا در ادامه حمایت‌های ویژه خود از جریان ضدانقلاب و آشوب داخلی، این بار دست به انتشار یک سری "کتاب مصور اکشن " زده است. این سری کتاب که هفته جاری به بازار امریکا می‌آید، بر اساس نقش‌آفرینی سوپرمن (قهرمان اسطوره‌ای امریکا) تهیه و تدوین شده است.

در سری جدید از کتاب مصور سوپرمن، وی به ایران می‌آید تا به جریان آشوب در مبارزه با جمهوری اسلامی کمک کند. مقامات امریکایی و دولت این کشور برخلاف سکوتی که در قبال جنایات علیه مردم بحرین و یمن اتخاذ کرده‌اند، در سال‌های اخیر حمایت‌های سیاسی و حتی مالی گسترده‌ای را از جریان ضد انقلاب داخلی و خارجی کرده است.

محبوبیت شخصیت سوپرمن در فرهنگ امریکا و نگرانی بسیاری از امریکایی‌ها از کاهش قدرت و نفوذ این کشور، دو موضوعی است که رسانه دولتی انگلیس (بی‌بی‌سی فارسی) آن را علت انتشار سری جدید داستان این قهرمان خیالی امریکا بیان کرده است. گفتنی است، ناظران بین‌المللی رویدادها و تحولات کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا را موج بیداری اسلامی علیه استکبار جهانی و از نشانه‌های ضعف و کاهش قدرت امریکا توصیف کرده‌اند.

...


بررسی حقوقی جرائم "فتنه 88 " توسط دانشجویان و اساتید سراسر کشور

مسابقه بزرگ مقاله‌نویسی "داعیه‌داران عدالت " با هدف بررسی حقوقی فتنه 88 مخصوص دانشجویان و اساتید کشور برگزار می‌شود.

 

 

مهدی بادپا دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، اظهار داشت: جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مسابقه بزرگ مقاله‌نویسی بررسی حقوقی جرائم فتنه پس از انتخابات را باعنوان "داعیه داران عدالت " مخصوص دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های سراسر کشور برگزار می‌کند.

وی ادامه داد:‌ شرکت‌کنندگان می‌بایست مقالات خود را تا تاریخ 26 / 2 / 90 به آدرس www.fetneh.um@gmail.com این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید ارسال کرده و برای اطلاعات بیشتر به سایت www.fetneh.hamweblogi.com مراجعه کنند.

دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: دانشجویان و اساتید مقالات خود را باید در 4 محور به شرح ذیل ارسال کنند:

1- "ملت و فتنه 88 " شامل نقش شبکه‌های اجتماعی در فتنه، نقش بصیرت مردمی در دفاع از نظام و خنثی کردن فتنه، نقش احزاب سیاسی مختلف در فتنه 88، چگونگی برخورد نظام با آشوب‌های خیابانی و مقایسه با کشورهای دیگر و تشابه و یکسانی تخریب‌ها و آشوب‌های خیابانی با گروهک‌های اول انقلاب مخملی و فتنه پس از انتخابات، بررسی تاثیر کشته‌سازی بر روند ادامه فتنه و شدت آن، نقش و رویکرد جریان فتنه در آسیب‌رسانی به طرح توسعه اقتصادی کشور

2- "خط امام و فتنه‌گران " شامل فتنه 60 در مقابل فتنه 88، نقش ولایت فقیه بر شکست فتنه‌گران، بررسی نقش خواص در وقوع فتنه 88، بررسی اغتشاشات و فتنه‌های خیابانی در قانون اساسی، محاربه بودن عمل آنها به لحاظ تخریب انسانی و اقتصادی و تدبیر مقام معظم رهبری در هدایت مردم و مسئولان، در وقوع فتنه.

3- "سیاست خارجی و فتنه 88 " شامل بررسی نقش رسانه‌های خارجی در فتنه، میزان حمایت بیگانگان و بدنامان از سران فتنه مانند سران گروهک منافقین فرقه ضاله به ویژه بهائیت و ‌مواضع دولت‌های بیگانه پیرامون جریان فتنه.

4- "حوزه ودانشگاه در فتنه " شامل نقش جنبش دانشجویی در مقابل فتنه 88، آینده شناسی جریان فتنه و جریان شناسی روحانیت در جریان فتنه.

بر اساس این گزارش در بخشی از اطلاعیه این همایش آمده است: با توجه به اینکه بیش از 20 ماه از فتنه سازماندهی شده علیه جمهوری اسلامی ایران می‌گذرد متاسفانه شاهدیم که بسیاری از مسئولین قضایی نه تنها با متخلفین برخوردی نکردند بلکه ظاهرا همچون رویه‌ای مرسوم می‌رود تا این پرونده کودتاگون نیز در چرخ تاریخ فراموش شده و بر مجعولات تاریخی این مرز و بوم افزون گردد.

فلذا بر آن شدیم تا که بنا به دلایل و مصالحی قوه محترم قضایی را یارای مقابله با پیگیری پرونده جرائم حقوقی فتنه‌گران نمی‌باشد برای اولین بار و در حرکتی خودجوش و دانشجویی جایگاه این دمل‌های چرکین بریده از نظام را افشا نموده و در نشستی علمی و تخصصی به پیگیری حقوقی جرائم امنیتی-حقوقی سران فتنه بپردازیم.

جوائز این مسابقه بدین قرار است: نفر اول؛ کمک هزینه سفر به عمره مفرده، نفر دوم؛ کمک هزینه سفر به عتبات عالیات، نفر سوم؛ نیم سکه بهار آزادی

...


دولت تا آخر پای ولایت فقیه ایستاده است

احمدی‌نژاد ولایت فقیه را مهم‌ترین محور انقلاب اسلامی دانست و گفت: هرگز به دشمنان اجازه نخواهیم داد از برخی مسائل داخل کشور سوء استفاده کنند.

 

 

به گزارش کلمه ، محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور عصر دیروز (یک‎شنبه) طی سخنانی در جلسه هیأت دولت با اشاره به اینکه تئوری ولایت فقیه نقطه محوری اندیشه امام(ره) است، اظهار داشت: بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بر مبنای اصل ولایت فقیه در مقابل نظام سرمایه‌داری و مارکسیسم، روش جدیدی از زمامداری را مطرح نمود و این روش برآمده از اعماق اعتقادات ما و حلقه اتصال ما به همه اندیشه‌های الهی است که پیامبران الهی به بشریت هدیه نمودند.

*ولایت فقیه راه امام زمان(عج) است

وی تأکید کرد: اگر بخواهم این مسئله را در یک جمله بیان کنم، باید بگویم که ولایت فقیه راه امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف است.

*هر اختلافی در چارچوب اندیشه و نظام ولایت فقیه قابل حل است

رئیس‌ جمهور اضافه کرد: رهبر معظم انقلاب در طول دوره ریاست جمهوری بنده، همواره با روشن‌بینی، هوشمندی و دقت هرچه تمام‌تر کمک، مدیریت و هدایت می‌کنند و دولت همیشه از رهنمودهای ایشان بهره برده و البته هر اختلافی هم در چارچوب اندیشه و نظام ولایت فقیه قابل حل است.

*رئیس‌جمهور قوی موجب عزت رهبری و به‌خصوص ملت است؛ هر رهبر و مدیر جامعه‌ای نیازمند بازوان پرتوان است

احمدی‌نژاد با تأکید بر آمادگی هرچه بیشتر خود برای انجام وظایف و مسؤولیت‌هایی که ملت به‎عهده دولت گذاشته است، اظهار داشت: اعتقاد و باور من این است که یک رئیس ‌جمهور قوی و مقتدر موجب عزت رهبری، کشور و به‌خصوص ملت می‌باشد. یک رئیس ‌جمهور قوی می‌تواند بایستد، سپر باشد، دفاع کند، امور کشور را پیش برده موجب عزت کشور شود. هر رهبر و مدیر جامعه‌ای نیز نیازمند بازوان پرتوان است، تجربه تاریخی حاکی از آن است که حتی زمانی که بالاترین شخصیت‌های اعتقادی ما فاقد بازوان پرتوان بودند، اراده و منویات آنها روی زمین باقی ماند و جاری نشد.

*بزرگ‌ترین خدمت به نظام اسلامی اثبات کارآمدی جمهوری اسلامی ایران است

وی با بیان اینکه باید کشور را با قدرت اداره و اثبات نماییم که نظام جمهوری اسلامی کارآمد است، گفت: دشمنان سال‌ها تبلیغ و طراحی کردند تا چنین القا کنند که جمهوری اسلامی ایران ناکارآمد است و چه‌بسا عناصر آنها در برنامه‌ریزی‌ها طوری عمل می‌کردند که این ناکارآمدی را اثبات نمایند لذا بزرگ‌ترین خدمت به نظام اسلامی اثبات کارآمدی جمهوری اسلامی ایران است و دولت این کار را وظیفه خود می‌داند.

رئیس جمهور با قدردانی از خدمات اعضای هیأت دولت گفت: شما به‎فضل الهی موفق بودید و گره‌های 50ساله را باز کردید. شما اصل 44 قانون اساسی را طوری اجرا نمودید که بسیاری از مدعیان باور نمی‌کنند و برای اولین‌بار در بحث‌های مسکن و اشتغال به‌صورت ریشه‌ای وارد عمل شدید. شما در بحث‌های سهام عدالت، هدفمندی یارانه‌ها، عمران، آبادی و زیرساخت‌ها و تأمین نیازهای زیربنایی کشور به‌طور اساسی اقدام کردید و در بحث اصلاحات ساختاری اقتصاد به‌طور جدی عمل نمودید که امیدوارم خداوند به این اقدامات برکت بدهد و هدایت کند تا دنیا با الگوی جدیدی از کشورداری و زندگی مواجه شود و حق انتخاب داشته باشد.

*اعتقادی، منطقی و علمی با اساس استکبار و صهیونیسم مخالف هستیم؛ تا نابودی رژیم صهیونیستی با آنها مقابله خواهم کرد

احمدی‌نژاد خاطرنشان کرد: ما به‌صورت اعتقادی، منطقی و علمی با اساس استکبار و صهیونیسم مخالف هستیم و همه مطمئن باشند که احمدی‌نژاد تا نابودی استکبار و رژیم پلید صهیونیستی با آنها مقابله خواهد کرد.

وی با اشاره به اینکه یکی از محورهای اصلی تبلیغات دشمنان و بدخواهان طی چند روز اخیر که به بهانه غیبت بنده صورت گرفت، موضوع تبعیت از ولایت فقیه بود، خاطرنشان کرد: عده‌ای در خارج با مکاری و تزویر و عده‌ای جاهل و بعضاً مغرض هم در داخل جشن و پایکوبی به راه انداختند که البته قصد پاسخگویی به آنها را ندارم. آنچه روشن است اینکه در طول 5 سال و 6 ماهی که در دولت در خدمت مردم بودیم شبانه‌روز با عشق و ایمان مشغول کار بودیم و همه وجودمان در مسیر ولایت بوده است.

رئیس‌ جمهور خاطرنشان کرد: دولت حاضر، تنها دولتی است که همه اعضای آن بر موضوع ولایت فقیه متفق ‌القول هستند و میثاق بسته‌اند تا از آن تبعیت کنند.

احمدی‌نژاد گفت: کسانی که نمی‌توانند به قدرت اداره دولت، سیاست‌های اقتصادی و مدیریت آن ایراد بگیرند بازی جدیدی طراحی کرده‌اند ولی در اشتباه هستند.

وی تصریح کرد: دولت تا آخر، پای پرچم ولایت فقیه ایستاده است و وظایف خود را به‌طور کامل انجام خواهد داد.

رئیس جمهور با اشاره به تبلیغات دشمنان بیرونی مبنی بر ایجاد شکاف در نظام اظهار داشت: نظام سلطه و استکبار و رژیم صهیونیستی پلید و نامشروع بدانند که احمدی‌نژاد به‎فضل الهی، اعتقادی، سیاسی و براساس برنامه با آنها دشمنی می‌کند و تا آخر و نابودی آنها خواهد ایستاد.

احمدی‌نژاد تأکید کرد: من تا لحظه آخر عمر در مسیر ولایت، علیه استکبار و رژیم صهیونیستی خواهم بود و امیدوارم خدای متعال محو و نابودی این رژیم را به ما نشان دهد.

وی خاطرنشان کرد: البته دورکاری و خانه‌نشینی چندروزه دلایلی دارد که این دلایل را در دل خود نگه می‌دارم چون بسیاری از حرف‌ها باید در دل انسان باقی بماند اما از خدای بزرگ می‌خواهم ملت، کشور، رهبر و انقلاب را تا حرکت آخر محفوظ بدارد و همه بتوانیم در این مسیر نورانی و روشن، خدماتی ماندگار و خداپسند ارایه کنیم.

...


حضور رئیس جمهور در جلسه هیئت دولت؛ پایانی بر شایعات

 

حضور رئیس جمهور در جلسه هیئت دولت؛ پایانی بر شایعات

رئیس جمهور پس از جلسه دولت در میان خبرنگاران حاضر خواهد شد . محمود احمدی نژاد در هفته پر حاشیه ای که گذشت ، به شدت در سکوت خبری به سر برده بود .

"صراط" - بنا بر آخرین اخبار رسیده دکتر احمدی نژاد فردا در جلسه هیئت دولت شرکت خواهد کرد .
بر اساس اخبار موثق، پس از غیبت رئیس جمهور در جلسه روزهای یکشنبه و چهارشنبه هیئت دولت در هفته گذشته و برگزاری جلسه مذکور به ریاست معاون اول رئیس جمهور، قرار است تا فردا جلسه بعداز ظهر هیئت دولت به ریاست احمدی نژاد برگزار شود .
به گزارش صراط نیوز ، رئیس جمهور پس از جلسه دولت در میان خبرنگاران حاضر خواهد شد .
محمود احمدی نژاد در هفته پر حاشیه ای که گذشت ، به شدت در سکوت خبری به سر برده بود .
پیش بینی می شود وی در بخشی از اظهارات خود در بین خبرنگاران مردم را به همدلی و حرکت در خط ولایت دعوت کند .
رئیس جمهور فردا با شرکت در جلسه هیئت دولت ضمن پایان دادن بر تمامی شایعات ، توطئه دشمنان را خنثی کرده و مانند گذشته به تلاش و آبادانی ایران اسلامی خواهد پرداخت .
گفتنی است رسانه های ضد انقلاب که در زمان فتنه پس از انتخابات تمام توان خود را برای ناکام نشان دادن نظام و تقویت فتنه گران به کار برده بودند ، پس از عزل استعفا گونه وزیر اطلاعات و بازگشت وی با حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب سعی در نشان دادن اختلاف بین رئیس جمهور محبوب و مقام معظم رهبری داشتند که در این زمینه هم همچون گذشته با شکست مفتضحانه ای مواجه شدند .
 
...


حضور رئیس جمهور در جلسه هیئت دولت؛ پایانی بر شایعات

رئیس جمهور پس از جلسه دولت در میان خبرنگاران حاضر خواهد شد . محمود احمدی نژاد در هفته پر حاشیه ای که گذشت ، به شدت در سکوت خبری به سر برده بود . رئیس جمهور امروز با شرکت در جلسه هیئت دولت ضمن پایان دادن بر تمامی شایعات ، توطئه دشمنان را خنثی کرده و مانند گذشته به تلاش و آبادانی ایران اسلامی خواهد پرداخت .

ملل نیوز به نقل از"صراط" - بنا بر آخرین اخبار رسیده دکتر احمدی نژاد امروز در جلسه هیئت دولت شرکت خواهد کرد .
بر اساس اخبار موثق، پس از غیبت رئیس جمهور در جلسه روزهای یکشنبه و چهارشنبه هیئت دولت در هفته گذشته و برگزاری جلسه مذکور به ریاست معاون اول رئیس جمهور، قرار است تا امروز جلسه بعداز ظهر هیئت دولت به ریاست احمدی نژاد برگزار شود .
رئیس جمهور پس از جلسه دولت در میان خبرنگاران حاضر خواهد شد .
محمود احمدی نژاد در هفته پر حاشیه ای که گذشت ، به شدت در سکوت خبری به سر برده بود .
پیش بینی می شود وی در بخشی از اظهارات خود در بین خبرنگاران مردم را به همدلی و حرکت در خط ولایت دعوت کند .
رئیس جمهور امروز با شرکت در جلسه هیئت دولت ضمن پایان دادن بر تمامی شایعات ، توطئه دشمنان را خنثی کرده و مانند گذشته به تلاش و آبادانی ایران اسلامی خواهد پرداخت .
گفتنی است رسانه های ضد انقلاب که در زمان فتنه پس از انتخابات تمام توان خود را برای ناکام نشان دادن نظام و تقویت فتنه گران به کار برده بودند ، پس از عزل استعفا گونه وزیر اطلاعات و بازگشت وی با حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب سعی در نشان دادن اختلاف بین رئیس جمهور محبوب و مقام معظم رهبری داشتند که در این زمینه هم همچون گذشته با شکست مفتضحانه ای مواجه شدند .
...


با فساد در هر جا و هر مسند باید برخورد شود

در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضی دیده شود. هیچکس و هیچ نهاد و دستگاهی نباید استثنا شود

ملل نیوز به نقل از فارس: رهبر معظم انقلاب تأکید کردند: در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضی دیده شود. هیچکس و هیچ نهاد و دستگاهی نباید استثنا شود . هیچ شخص یا نهاد نمی تواند با عذر انتساب به این جانب یا دیگر مسئولان کشور خود را از حساب کشی معاف بشمارد با فساد در هر جا و هر مسند باید برخورد یکسان صورت گیرد.
حضرت آیه‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب 10 سال پیش در چنین روزی به رؤسای قوای سه گانه فرمان مهمی در خصوص مبارزه همه جانبه و سازمان یافته با مفاسد مالی و اقتصادی صادر کردند.
متن فرمان مقام معظم رهبری به رؤسای قوای سه گانه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرات آقایان رؤسای محترم قوای سه گانه دامت تاییدائهم
تشکیل ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی طرح مبارزه با فساد که دو قوه ی مجریه و قضاییه بدان همت گماشته اند عزم جدی مسئولان را به اقدام در این امر اساسی و حیاتی نوید می دهد . حکومتی که مفتخر به الگو ساختن نظام علوی است باید در همه حال تکلیف بزرگ خود را کم کردن فاصله ی طولانی خویش با نظام آرمانی علوی و اسلامی بداند و این جهادی از سر اخلاص و همتی سست ناپذیر می طلبد. جمهوری اسلامی که جز خدمت به مردم و افراشتن پرچم عدالت اسلامی هدفی ندارد نباید در این راه دچار غفلت شود . رفتار قاطع و منصفانه ی علوی را باید در مد نظر داشته باشد و به کمک الهی و حمایت مردمی که عدالت و انصاف را قدر می دانند تکیه کند.
نامگذاری امسال به نام مبارک ((رفتار علوی)) فرصت مناسبی است که شما برادران عزیز مراقبت از سلامت نظام را که بحمدالله در سالهای گذشته همواره در کار بوده فعالیتی تازه نفس و سازمان یافته ببخشید و با همکاری و اتحاد افق ها را در برابر چشم این ملت نجیب و مؤمن روشنتر و شفاف تر سازید . امروز کشور ما تشنه ی فعالیت اقتصادی سالم و ایجاد اشتغال برای جوانان و سرمایه گذاری مطمئن است و این همه به فضایی نیازمند است که در آن سرمایه گذار و صنعت گر و عنصر فعال در کشاورزی و مبتکر علمی و جوینده ی کار و همه ی قشر ها از صحت و سلامت ارتباطات حکومتی و امانت و صداقت متصدیان امور مالی و اقتصادی مطمئن بوده و احساس امنیت و آرامش کنند . اگر دست مفسدان و سوء استفاده کنندگان از امکانات حکومتی قطع نشود و اگر امتیازطلبان و زیاده خواهان پر مدعا و انحصار جو طرد نشوند سرمایه گذار و تولید کننده و اشتغال طلب همه احساس ناامنی و نومیدی خواهند کرد و کسانی از آن به استفاده از راه های نامشروع و غیر قانونی تشویق خواهند شد.
خشکانیدن ریشه ی فساد مالی و اقتصادی و عمل قاطع و گره گشا در این باره مستلزم اقدام همه جانبه به وسیله ی قوای سه گانه مخصوصا دو قوه ی مجریه و قضاییه است. قوه ی مجریه با نظارتی سازمان یافته و بی اغماض از بروز و رشد فساد مالی در دستگاه ها پیشگیری کند و قوه ی قضاییه با استفاده از کارشناسان و قضات قاطع و پاکدامن مجرم و خائن و عناصر آلوده را از سر راه تعالی کشور بردارد. بدیهی است که نقش قوه ی مقننه در وضع قوانین که موجب تسهیل راه کارهای قانونی است و نیز در ایفاء وظیفه ی نظارت بسیار مهم و کار ساز است.
لازم است نکاتی را به حضرات آقایان و دیگر دست اندرکاران کشور که می توانند در مبارزه بافساد نقش ایفا کنند تذکر دهم
1- با آغاز مبارزه جدی با فساد اقتصادی و مالی یقینا زمزمه ها و به تدریج فریادها و نعره های مخالفت با آن بلند خواهد شد. این مخالفت ها عمدتا از سوی کسانی خواهد بود که از این اقدام بزرگ متضرر می شوند و طبیعی است بددلانی که با سعادت ملت و کشور مخالفند یا ساده دلانی که از القایات آنان تاثیر پذیرفته اند با آنان هم صدا شوند . این مخالفت ها نباید در عزم راسخ شما تردید بیفکند! به مسئولان خیر خواه در قوای سه گانه بیاموزید که تسامح در مبارزه با فساد به نوعی هم دستی با فاسدان و مفسدان است. اعتماد عمومی به دستگاه ها در برخورد با مجرم و متخلف قاطعیت و عدم تزلزل خود را نشان دهد.
2- ممکن است کسانی به خطا تصور کنند که مبارزه با مفسدان و سوء استفاده کنندگان از ثروت های ملی موجب ناامنی اقتصادی و فرار سرمایه ها است. به این اشخاص تفهیم کنند که به عکس این مبارزه موجب امنیت فضای اقتصادی و اطمینان کسانی که می خواهند فعالیت سالم اقتصادی داشته باشند تولید کنندگان این کشور خود نخستین قربانیان فساد مالی و اقتصاد ناسالمند.
3- کار مبارزه با فساد را چه در دولت و چه در قوه ی قضاییه به افراد مطمئن و برخوردار از سلامت و امانت بسپارید. دستی که می خواهد با ناپاکی دربیفتد باید خود پاک باشد و کسانی که می خواهند در راه اصلاح عمل کنند باید خود برخوردار از صلاح باشند.
4- ضربه ی عدالت باید قاطع ولی در عین حال دقیق و ظریف باشد. متهم کردن بی گناهان یا معامله ی یکسان میان خیانت و اشتباه یا یکسان گرفتن گناهان کوچک با گناهان بزرگ جایز نیست . مدیران درستکار و صالح و خدمتگزار که بی گمان اکثریت کارگزاران در قوای سه گانه کشور را تشکیل می دهند نباید مورد سوءظن و در معرض اهانت قرار گیرند و یا احساس ناامنی کنند چه نیکو است که تشویق صالحان و خدمتگزاران نیز در کنار مقابله با فساد و مفسد وظیفه ای مهم شناخته شود.
5- بخش های مختلف نظارتی در سه قوه از قبیل سازمان بازرسی کل کشور دیوان محاسبات و وزارت اطلاعات باید با همکاری صمیمانه نقاط دچار آسیب در گردش مالی و اقتصادی کشور را به درستی شناسایی کنند و محاکم قضایی و نیز مسئولان آسیب زدایی در هر مورد را یاری رسانند.
6- وزارت اطلاعات موظف است در چارچوب وظایف قانونی خود نقاط آسیب پذیر در فعالیت های اقتصادی دولتی کلان مانند معاملات و قراردادهای خارجی و سرمایه گذاری های بزرگ طرح های ملی و نیز مراکز مهم تصمیم گیری اقتصادی و پولی کشور را پوشش اطلاعاتی دهد و به دولت و دستگاه قضایی در تحقق سلامت اقتصادی یاری رسانند و به طور منظم به رییس جمهور گزارش دهد.
7- در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضی دیده شود. هیچکس و هیچ نهاد و دستگاهی نباید استثنا شود . هیچ شخص یا نهاد نمی تواند با عذر انتساب به این جانب یا دیگر مسئولان کشور خود را از حساب کشی معاف بشمارد با فساد در هر جا و هر مسند باید برخورد یکسان صورت گیرد.
8- با این امر مهم وحیاتی نباید به گونه ی شعاری تبلیغاتی و تظاهر گونه رفتار شود. به جای تبلیغات باید آثار و برکات عمل مشهود گردد به دست اندرکاران این مهم تاکید کنید که به جای پرداختن به ریشه ها و ام الفسادها به سراغ ضعفا و خطاهای کوچک نروند و نقاط اصلی را رها نکنند . هر گونه اطلاع رسانی به افکار عمومی که البته در جای خود لازم است باید به دور از اظهارات نسنجیده و تبلیغات گونه بوده و حفظ آرامش و اطمینان افکار عمومی را در نظر داشته باشد . از خداوند متعال اخلاص و جد و توفیق را برای خود و شما و همه ی مسئولان این امور مسالت می کنم و امیدوارم این اقدام مورد رضای حضرت بقیه الله الاعظم روحی فداه قرار گرفته گام بلندی به سوی رفاه و آسایش عمومی را تدارک کند

...


پلیس قطعه گمشده پازل طرح عفاف وحجاب

پلیس قطعه گمشده پازل طرح عفاف وحجاب


برخی صاحب‌نظران معتقدند 2 سال قبل نیروی انتظامی کاری را در بحث امنیت اخلاقی آغاز کرد اما پس از یک دوره کوتاه کار را نیمه تمام گذاشت. آیا پلیس قطعه گمشده پازل طرح عفاف و حجاب و امنیت اخلاقی است؟


به گزارش بولتن به نقل از فارس، تابستان نیامده اما بهار بدحجابی‌ها آغاز شده، فصل بهار و تابستان مصادف با خودنمایی مانکن‌های بزک کرده با لباس‌ها تنگ و نامناسب در خیابان‌های شهر است. گرمای هوا بهانه‌ای می‌شود تا عده‌ای به خود اجازه دهند لباس‌های نامناسب و آرایش های جلفی انجام دهند و به خیابان بیایند، این روزها خیابان های شهر به نمایشگاه مد و آرایش تبدیل شده است.

تابستان بدحجاب با لباس‌های داغ فرصتی برای عرض اندام عده‌ قانون شکن است که برای آزادی و راحتی خود، به قانون، عرف و حتی آزادی دیگر شهروندان دهن کجی می‌کنند. این افراد به مقطعی بودن مبارزه با بدحجابی عادت کرده‌اند و با مشاهده حضور پررنگ پلیس در خیابان‌ها پنهان می‌شوند و منتظر فرصت دوباره‌ای می‌شوند.

بدحجابی مردان و زنان به معضل تبدیل شده، این وضعیت باعث نگرانی بسیاری از مردم شده و آنها خواهان اجرای قانون طرح حجاب و عفاف در جامعه هستند‌. مردم از مقطعی و فصلی بودن مبارزه با بدحجابی و همچنین از شعارزدگی و بی‌توجهی مسئولان نسبت به فرهنگ عفاف و حجاب سخت گله مند هستند.

این روزها حجاب مردان نیز دست کمی از زنان بدحجاب ندارد، پسران بزک کرده با ابرهای نازک شده، رژ لب و گونه و روسرها و شال‌هایی که به گردن بسته‌اند در جای جای شهر خودنمایی می‌‌کند.

به راستی کدام نهاد و سازمان متولی اصلی حجاب و عفاف در کشور است و اساساً‌ برای جلوگیری از عرضه و فروش لباس‌های نامناسب باید پلیس وارد عمل شود یا سایر نهادهای نظارتی و صنفی نیز در این زمینه نقش دارند. حضور افراد بدپوشش و بدحجاب در خیابان‌ها خود گویای عدم نظارت کافی بر تولید و عرضه لباس در کشور است.

* برخی مأمور ترویج بی‌بندوباری و فرهنگ بدحجابی هستند


عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با تأکید بر این‌که نیروی انتظامی مأموریت ذاتی خود را در زمینه گسترش فرهنگ حجاب انجام دهد و کوتاه نیاید،‌ می‌گوید: برخی مأمور ترویج بی‌بندوباری و فرهنگ بدحجابی هستند.آرایش و پوشش نامناسب که برخی مأمور به اجرای آن هستند، مشخصاً برای ترویج بی‌بند وباری و فرهنگ بدحجابی است تا به مرور جامعه را دچار استحاله کنند.

محمد کرمی‌راد معتقد است: حجاب عمیقاً ریشه در آیات نورانی قرآن و روایات ائمه دارد و برای گسترش حجاب کار فرهنگی نیاز است. انتظار می‌رفت پس از پیروزی انقلاب اسلامی پوشش اسلامی زنان به نحو شایسته‌ای حفظ شود اما متأسفانه رفته رفته دست‌های بیگانگان و تهاجم فرهنگی برای این منظور برنامه‌های خود را اجرا کردند، همچنین در دولت‌های گذشته نیز شاهد برخی ناهنجاری‏ها در مسئله بدحجابی بودیم.

نماینده مردم کرمانشاه در مجلس افزود: زن در اسلام به حجاب و عفاف سفارش شده است و باید قداست خود را حفظ کند، فرهنگ عفاف و حجاب باید در جامعه گسترش یافته تقویت شود. همه متعهدین به انقلاب باید رسالت ترویج فرهنگ عفاف و حجاب را به‏عهده بگیرند و تمامی سازمان‌ها و نهادها نیز بی‌چون و چرا وارد عرصه شوند.

وی اظهار داشت: این‌که فقط پلیس با استفاده از روش‌های فیزیکی یا دستگیری بدحجابان بخواهد وارد عمل شود و در کنار آن اقدامات فرهنگی انجام نشود، شاید نتیجه عکس داشته باشد. باید اقدامات و برنامه‌های فرهنگی و ارشادی به نحو شایسته‌ای اجرا شوند و اگر به قانون نیاز است مجلس آمادگی بررسی آن را دارد. نیروی انتظامی نیز می‌تواند با کسب تجربه از طرح‌های قبلی خود یک راهکار قوی را در دستور کار خود قرار داده با هنجارشکنان برخورد قانونی کند.

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس تأکید کرد: نیروی انتظامی وظایف و مأموریت ذاتی خود را در زمینه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب انجام دهد و کوتاه نیاید و در کنار آن نگاه و بعد فرهنگی این اقدام را نیز تقویت کند.


* نیازمند تصویب قانون درباره حجاب و مقابله با بدحجابی هستیم

خلیل حیات مقدم در گفت‌گو با فارس درباره پدیده بدحجابی و همچنین عملکرد دستگاه انتظامی در برخورد با این پدیده می‌گوید: در باب مقوله بدحجابی هیچ‌گونه تعریفی در قانون نداریم. ما در قانون تعریفی مبنی بر اینکه چه لباسی نشان از حجاب دارد و چه لباسی بی‌حجابی است نداریم اما عرف و قوانین شرع این را برای ما مشخص کرده است.

عضو کمیسیون قضایی مجلس تصریح کرد: البته برخی از لباس‌ها در عرف به عنوان حجاب برتر شناخته می‌شود و برخی دیگر به عنوان بدپوششی نام برده می‌شود.

وی ادامه داد: البته درست است که در مورد حجاب در قانون ماده‌ای وجود ندارد اما نباید از این نکته غافل شد که در قانون آمده است که اگر فردی کاری انجام شود که عفت عمومی را جریحه دار کند مرتکب خطا شده و می‌توان وی را کیفر کرد.

نماینده مردم ماهشهر تصریح کرد: باید به این نکته توجه داشت که در برخورد با بدحجابی نمی‌توان صرفاً نیروی انتظامی را مسئول و موظف دانست بلکه این موضوع حمایت همه دستگاه‌ها را می‌طلبد.

حیات مقدم در پاسخ به این پرسش که آیا ما امروز به تصویب قانون و همچنین الگوسازی برای حجاب نیازمندیم یا خیر می‌گوید: بدون شک امروز نیازمند تصویب قانون و مشخص کردن الگوها هستیم. در مسیر الگوسازی صدا و سیما و رسانه‌ها می‌توانند نقش خوبی را ایفا کنند و به مقابله با بدحجابی کمک کنند.

*نیروی انتظامی اصلاً قوانین مربوط به مبارزه با بی‌حجابی را اجرا نمی‌کند

ابوطالب کوشا معتقد است: نیروی انتظامی به هیچ عنوان قوانین مربوط به مبارزه با بی‌حجابی را اجرا نمی‌کند.برخی از روی جهل و نادانی بی‌حجاب هستند اما برخی دیگر بدحجابی می‌کنند که امنیت جامعه را به خطر بیندازند و به این ترتیب جامعه را با خطر روبه‌رو می‌کنند.

رئیس سابق دانشگاه علوم قضایی کشور با اشاره به این مطلب که هدف برخی از بی‌حجابان اخلال در جامعه و ضربه زدن است می‌گوید: عمل فردی برخی از بی‌حجابان به صرف خوش نیامدن از حجاب نیست بلکه بعد از تذکرات و ارشادات باز هم عناد پیشه می‌کنند و اصرار می‌کنند.

وی ادامه داد: در قانون حدود و صغور حجاب مشخص شده است و در قانون معلوم است که ما به چه‎چیزی می‌گوییم بی‌حجاب و به این ترتیب پذیرفته نیست که دستگاه انتظامی با این موضوع برخورد نکند. ما نه‎تنها قانون در این زمینه کم نداریم بلکه قوانین خوبی هم داریم اما متأسفانه این قوانین اجرا نمی‌شود.در این موارد قانون‎گذار اجرا شدن یا نشدن را تعیین می‌کند اما متأسفانه امروز شاهد آن هستیم که نیروی انتظامی خودش با میل خود از اعمال قانون تخطی می‌کند.

* پلیس طی 2 سال گذشته هیچ کاری برای برخورد با بی‌حجابی انجام نداد

موسی قربانی در گفت‌وگو با خبرنگار قضایی فارس با اعلام این مطلب افزود: متأسفانه ظرف 2 سال اخیر نیروی انتظامی هیچ‌گونه کاری برای برخورد با بدحجابی انجام نداده است. 2 سال قبل نیروی انتظامی کاری را شروع کرد اما پس از یک دوره کوتاه کار را نیمه تمام رها کرد و باید اذعان کرد که این نوع کار کردن 2 ضرر عمده دارد.

عضو کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: اولین ضرر رها شدن کار است که با انجام ندادن آن هم ردیف است اما ضرر دوم که اهمیت بیشتری دارد و مهم‌تر است آثار بد ذهنی آن روی جامعه است. در این نوع کار کردن شهروندان به این نتیجه می‌رسند که نیروی انتظامی بعد از 2 روز کار را رها کرده و دوباره برای بدحجابان حاشیه امنی ایجاد می‌شود.

نماینده مردم قائنات در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: نیروی انتظامی باید یک کار تعریف شده برای خود معین کند، توقع نداریم کاری که برای خودشان تعریف می‌کنند حداکثری اما منقطع باشد بلکه حداقلی اما مستمر باشد. در این زمینه قانون کم نداریم و کسی نمی‌تواند ادعا کند که با کمبود قانون مواجه هستیم.

موسی قربانی افزود: در آیین نامه تعزیرات برای بد حجابی تعزیر در ن